حسن سبحانی
قیمت ها که افزایش پیدا می کند، هم مصرف کنندگان و هم تولیدکنندگان و هم دولتی ها و هم مجلسی ها به اظهار نظر می پردازند و به ارائه راه حل مبادرت می کنند و معمولا در این گونه موارد مشخص نمی شود که چه کسانی مسئول این افزایش قیمت بوده اند و یا سهمی در آن داشته اند. حتی در بسیاری از مواقع آن ها که در بروز حادثه مقصرتر بوده اند از دیگران جلوتر به کار انتقاد و ارائه راه حل می پردازند. این است که عبرت آموزی از آنچه واقع می شود معمولا اتفاق نمیافتد.
۱- مصرف کنندگان در لبه تیز احساس تورم ناخوانده و گاهی هم خوانده مدام کاهش قدرت خرید خود را تجربه می کنند و بخصوص آن ها که در سطوح پائین در آمدی هستند در بسیاری از موارد مبهوت شرایط تورمی به راستی در می مانند که چگونه دخل و خرج حداقلی خود را تنظیم و احتمالا موازنه کنند. آنان قطعاً مسئولیت اصلی در بروز تورم ندارند مگر اینکه در مواردی که می توانند تقاضای خود را کنترل کنند چنین ننمایند. کمک مصرف کننده کاهش تقاضاست.
۲- تولیدکنندگان از افزایش قیمت مواد اولیه و نهاده های تولید می نالند و گله می کنند و همواره بر آن هستند که کمبود و یا افزایش قیمت نهاده ها امکان تولید مناسب را از آنان می گیرد هر چند ممکن است و چنین است که در مواردی افزایش قیمت نهاده ها در افزایش قیمت محصول متجلی می شود لیکن همواره چنین نیست که هر افزایش قیمتی در محصول به نفع تولیدکننده تمام شود، زیرا عرضه کنندگان در این عرصه بسیار تعیین کننده هستند.
بسیار اتفاق می افتد که عرضه کننده نوسانات قیمت را روی کالای موجود خود محاسبه و آن را در شرایط تورمی بیش از آنچه که اخلاق کسب و کار ایجاب می کند می فروشد و در این زمینه در مواقعی و مواردی پرهیزی از این ندارد که اگر قیمت آهن و سیمان و میلگرد برای چند ماهی بالا رفت او قیمت آهن و سیمان و میلگرد به کار رفته در ساختمان احداث شده در دهسال قبل خود را هم بالا برده و قیمت مسکن را افزایش دهد. البته از تورم ناشی از بالا رفتن قیمت کالاهای وارداتی هم نباید غفلت کرد. بدیهی است اقتصادی که در سالهای اخیر به برکت برخورداری از پول نفت اقدام به واردات با رشد بسیار زیادی کرده است باید هزینه افزایش قیمت های جهانی محصولات وارداتی خود را هم بپردازد.
۳- دولتی ها مدام در کار تصمیم سازی و تصمیم گیری هستند، آن ها صحبت هم که می کنند در تصمیم سازی دیگران مؤثرند چه برسد به اینکه خود تصمیم بگیرند. دولتی ها ممکن است دوست داشته باشند از آمال و آرزوهای خود برای مردم صحبت کنند اما باید بدانند که حتی بیان ایده ها و آرمان ها هم هزینه دارد. بنظر ما بهترین کار دولتی ها وقتی اتفاق می افتد که کمتر حرف بزنند. عرصه اقتصاد عرصه عمل مبتنی بر درایت و فهم و بصیرت و مبری از احساسات است. آن ها می توانند از کسانی باشند که در کار افزایش قیمت ها سهم مهمی را به خودشان اختصاص می دهند بنابراین باید بسیار هوشیار باشند.
۴- مجلسی ها تصویب کننده بودجه هستند آن ها هستند که اجازه خرج کم یا زیاد به دولت می دهند. در کار تبدیل به نقدینگی شدن دلارهای نفتی و امکان افزایش نقدینگی این محاسبات نمایندگان مجلس است که می تواند مؤثرترین کار ممکن باشد. مجلس تا حدود بسیار زیادی موتور افزایش قیمت و یا تنظیم آن را ساماندهی می کند منتهی نقش آن همچون نقش دولت نقش علت است. پس نمایندگان مجلس هم باید بسیار مسئولانه و معقولانه عمل کنند.