به گزارش فارس، "مارینا اتاوی " مدیر برنامه خاورمیانه بنیاد کارنگی است و روی موضوع تغییرات سیاسی در خاورمیانه و امنیت خلیجفارس کار میکند.
این محقق آمریکایی در گزارشی به بررسی نقش ایران در خاورمیانه پرداخته است. در ادامه بخش دیگری از گزارش "ایران، آمریکا و خلیج فارس " ارائه میشود.
اختلافات بین کشورهای عربی حوزه خلیج فارس در بحران غزه بیش از پیش آشکار شد. در 16 ژانویه سال 2009، قطر خواستار برگزاری نشستی فوری برای بحث درباره اوضاع غزه شد.
با توجه به موضعهای صریح قبلی قطر درباره غزه و همچنین تلاشهای قطر درباره اوضاع لبنان که منجر به توافقنامه دوحه شد، برخی از کشورهای عربی نشست دوحه را که برای برسی اوضاع غزه بود نشستی توصیف کردند که در آن افراطیها اجتماع میکنند و به همین دلیل این نشست را تحریم کردند.
مصر، عربستان سعودی و "محمود عباس " رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین دعوت برای حضور در این کنفرانس را رد کردند. این در حالی است که ایران و ترکیه (که نخست وزیر این کشور بعد از تهاجم به غزه مواضع ضد اسرائیلی قاطعی اتخاذ کرد ) به همراه سوریه، الجزایر، لیبی، سودان، عراق، لبنان و حماس در این نشست حضور پیدا کردند.
همچنین نشست توسعه اقتصادی و اجتماعی که از قبل برنامهریزی شده بود تا در کویت و در روزهای 19 و 20 ژانویه 2009 برگزار شود بخش عمدهای از وقت خود را به بحران غزه اختصاص داد. در این نشست تمامی اعضا حضور پیدا کردند و از عربستان سعودی نیز "عبدالله " پادشاه این کشور حضور پیدا کرد.
طی این نشست دبیر کل اتحادیه عرب خواستار آشتی در میان اعراب شد. و مقامات مصر، سوریه، قطر و عربستان سعودی در حاشیه کنفرانس با یکدیگر دیدار کردند و تلاش کردند تا با میانجیگری سعودیها بر اختلافات خود فائق آیند.
در 11 مارس سال 2009 طی نشست کوچکی در ریاض عربستان از کشورهای عربی خواسته شد تا اختلافات خود را کاهش دهند، البته این فراخوان قطر را مستثنی کرده است چون آنها معقتدند که با قطر اختلافات زیادی دارند و قطر مواضع افراطی دارد.
نشست اتحادیه عرب طبق برنامهریزیها در 30 مارس سال 2009 در قطر برگزار شد و تمامی کشورها به جز مصر حضوری گسترده داشتند.
سرآسیمگی در میان سیاستها در نشست، این نتیجه را واضح کرد که این اختلافات اجتناب ناپذیر هستند.
اختلافات بین اعراب و کشورهای حوزه خلیج فارس واقعی است، اگر چه تمایلی برای فائق آمدن بر این اختلافات وجود دارد.
با وجود آنکه کشورهای عربی اختلافات در بین یکدیگر را به دلیل اختلافات ایدئولوژیکی معرفی کردهاند اما به نظر میرسد اختلافات واقعی در بین این کشورها بیش از آنکه ایدئولوژیکی باشد به دلیل سیاستها و منافع ملی است.
اتهام افراطی بودن قطر باید با شک و تردید مورد ارزیابی قرار گیرد. قطر پیشنهاد داده تا کمکهای بازسازی غزه به صورت مستقیم در اختیار حماس قرار گیرد اما از سوی دیگر قطریها میزبان یکی از پایگاههای نظامی آمریکا هستند و با آمریکا همکاری دارند. همچنین دوحه برای سالها به اسرائیل اجازه داده بود تا دفتر تجاری خود را در پایتخت افتتاح کند و تنها بعد از تهاجم به غزه و در آخرین روز این جنگ اقدام به مسدود کردن این دفتر تجاری کرد.
هر میزان که اختلافات بین کشورهای حوزه خلیج فارس واقعیتر باشد، موانع ایجاد همکاری بین آمریکا و کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس سختتر میشود.
عراق
در میان همسایگان ایران، عراق معمایی پیچیده به شمار میآید.مشخص کردن وضعیت عراق چه از لحاظ موضع خود در قبال ایران و چه روابط با کشورهای عربی بسیار مشکل است. به طور خلاصه عراق روابط گیجکننده و بسیار پیچیدهای با ایران دارد.
همسایگان عراق از یک سو این موضوع را اعلام کردهاند که تضعیف عراق باعث استیلای ایران بر منطقه شده است اما از سوی دیگر همین کشورها خواستار تقویت عراق نیستند چون آنها به این کشور اطمینان ندارند و یا دست کم تا زمانی که دولت این کشور در دست شیعیان است تمایلی به تقویت این کشور ندارند.
عراق در هر صورت، عمیقا کشوری تقسیم شده است و موضع دولت این کشور منعکس کننده تمامی طیفهای سیاسی این کشور نیست.
از آنجایی که موضع عراق درباره ایران بسیار مبهم است، همسایگان این کشور در خلیج فارس با تردید به این کشور نگاه میکنند.
آیا دولت شیعی عراقیها با ایران بسیار همسو است؟ از آن بدتر، آیا این کشور توسط ایران هدایت میشود؟ این امکان وجود ندارد تا جوابی صریح به این سوالات داده شود.