قاسم غفوری
در ادامه سیاست سرکوب در عراق، اشغالگران به همراهی نیروهای امنیتی عراق، عملیات گستردهای را در مناطق مرزی سوریه با عراق بویژه در الانبار آغاز نمودهاند. هر چند مقامات آمریکایی علت اصلی این عملیات را مبارزه با گروههای تروریستی و گامی دیگر برای ایجاد شرایط برای انتخابات پارلمان عنوان نمودهاند اما با توجه به تحولات منطقهای بویژه مواضع اتخاذ شده علیه سوریه این تحرکات از چند منظر قابل تأمل میباشد.
1) آغاز جنگ عراق آمریکا به همراه مقامات عراقی، عامل اصلی ناآرامی در عراق به عملکردهای ضعیف سوریه در مرزها و بعضاً دخالت مستقیم آن معرفی نسبت دادهاند و آن را عامل ناکامیهای خود میدانند.
2) یکی از چارچوبهای سیاست خارجی آمریکا، ادامه سیاست اصلاحات و به عبارتی تغییر ساختار سیاسی و اجتماعی خاورمیانه در راستای اهداف خود میباشد، در این میان، سوریه از مهمترین طرفهای این طرح ارزیابی میگردد. لذا آمریکاییها سه پرونده را برای دمشق بازگشایی نمودند، تحولات فلسطین، لبنان و سرانجام ناآرامیهای عراق که برای تحقق پرونده سوم (عراق) با گسترش تحرکات در مناطق مرزی از یک سو سعی دارند تا بر اتهامات خود بر دمشق تأکید از سوی دیگر این کشور را وادار به همسویی با خواستههای خود نماید.
3) پس از تصویب قطعنامه 1636 شورای امنیت که سوریه را ملزم به رعایت و همکاری با کمیته تحقیق ترور حریری مینمود، آمریکا و غرب، همچنان خواستار اعمال فشار بیشتر بر سوریه برای انزوای بیشتر و در نهایت اعمال تحریمهای اقتصادی و سیاسی بر آن میباشند، که تحولات عراق میتواند یکی از عوامل و طرحها برای اجرای این توطئه باشد (در طی عملیات پرده فولادین از فرار 180 تروریست به سوریه خبر دادهاند که تأییدکننده حمایت سوریه از تروریسم است)
4) از مهمترین بازیگران صحنه تحولات سرزمینهای اشغالی، سوریه میباشد که سبب گردیده تا بسیاری از توطئههای رژیم صهیونیستی خنثی و طرحهای آن ناتمام ماند. این امر سبب گردیده تا تلآویو، همواره خواستار اعمال فشارهای غرب بر سوریه برای کنار ماندن سوریه از سرزمینهای اشغالی میباشد. در حال حاضر که آمریکا عملیات پرده فولادین را در مرز سوریه انجام میدهد، جوخههای ترور رژیم صهیونیستی، تحرکات خود در غزه و بلندیهای جولان و مزارع شبعا را گسترش داده (در بلندیهای جولان در حال ساخت شهرکهای صهیونیستنشین میباشد). لذا تحرکات نیروهای آمریکایی، نوعی همسویی با اهداف رژیم اشغالگر قدس در دور ساختن سوریه از تحولات فلسطین بویژه در جولان است.
5) از چالشهای آمریکا در عرصه سیاست داخلی، گسترش مخالفتها با سیاستهای آمریکا در عراق میباشد در حالی که توجیهات آن برای افزایش تلفات و نیز عدم رسیدگی به حوادث داخلی ایالات متحده از سوی مردم پذیرفتنی نمیباشد. بر این اساس آمریکا با معرفی سوریه به عنوان مرز ورود تروریسم از یک سو شکستهای خود را در عراق توجیه میکند و از سوی دیگر همچنان خود را پیشگام در راه مبارزه با تروریسم معرفی مینماید تا بدین وسیله از مخالفتهای داخلی بکاهد.
6) در طی روزهای اخیر، اجلاس آمریکای لاتین در آرژانتین در حالی برگزار شد که افکار عمومی این منطقه با سیاستهای بوش مخالفت کرده و تظاهراتهای گستردهای برگزار کردند (نتیجه نهایی نشست نیز شکست طرح آمریکا بود) با توجه به پیامد این تحولات برای هژمونی آمریکا گسترش تحرکات آن هم در مرز سوریه میتواند عاملی برای انحراف افکار عمومی از این شکست به عراق باشد که در آن آمریکا خود را پیروز و مقتدر نشان میدهد.
7) عملیات نظامی در عراق، در مناطق سنینشین اجرا میگردد لذا این اقدام را گامی در جهت استمرار سیاست تفرقهافکنی میان سنی، شیعه و اکراد و ایجاد شرایطی برای تحریم و یا کاهش حضور این اقشار در انتخابات دانست.
در نهایت با توجه به تحولات جهان میتوان گفت که آغاز عملیات پرده فولادین آن هم در مرز سوریه بیش از آنکه در راستای مبارزه با تروریسم و برقراری امنیت باشد، بیشتر در چارچوب سرپوش نهادن بر شکستهای آمریکا در سیاست داخلی و خارجی و نیز اعمال فشارهای بیشتر بر سوریه و وادار نمودن آن به همکاری و همسو، با اهداف غرب میباشد. لذا در شرایط کنونی این عملیات را نیز مانند سایر تحرکات صورت گرفته نمیتوان عاملی برای تحقق صلح بلکه استمراری برای ادامه ناآرامیها است، چرا که عامل اصلی بحرانهای عراق، حضور اشغالگران است و هنگامی که آنها این کشور را ترک کنند میتوان امیدوار به برقراری صلح و تشکیل کشوری مستقل و مقتدر بود که در حال حاضر امری دور از ذهن مینماید.