پژمان کریمی
محمد البرادعی دبیر کل آژانس بینالمللی هستهای، گزارش خود درباره فعالیت هستهای جمهوری اسلامی ایران را منتشر کرد. این گزارش که در اجلاس ششم مارس شورای حکام مورد بررسی قرار میگیرد از دو زاویه قابل تامل است. نخست این که، دبیر کل آژانس با استناد به گزارشهای متعدد بازرسان آژانس، تصریح نموده است: "آژانس بینالمللی انرژی هستهای هیچ انحرافی به سوی سلاحهای اتمی در فعالیتهای هستهای ایران نیافته است". معنای این سخن، این است که تمامی ادعاهای غرب به ویژه واشنگتن مبنی بر غیر صلحآمیز بودن فعالیت هستهای ایران، یکسره بیاعتبار و تاکید تهران در زمینه تلاش صلحآمیز هستهای، از صحت برخوردار است.
بنابراین وقتی مستندی مبنی بر تلاش غیر صلحآمیز هستهای از ناحیه تهران وجود ندارد، مرجع آژانس بینالمللی انرژی هستهای بدین امر صحه میگذارد و از طرفی ایران بر الزام خود نسبت به معاهده ان.پی.تی تاکید میدارد، درخواست غرب مبنی بر ادامه تعلیق فعالیتهای هستهای ایران به چه معنایی است و از کدام وجاهت منطقی و قانونی برخوردار است؟.
اما زاویه دوم قابل تامل در گزارش البرادعی، تاکید البرادعی بر این نکته است: "[آژانس] ما همچنان در موقعیتی نیست که تایید کند هیچ ماده و یا فعالیت هستهای اعلام نشده در ایران وجود ندارد؟" این ادعای دبیر کل آژانس با تاکید مبنی بر منحرف نشدن ایران از فعالیت صلحآمیز هستهای، کاملا در تناقض قرار دارد. ایران دو سال و نیم کلیه فعالیتهای هستهای خود را به حالت تعلیق درآورد. این امر فراتر از الزامات معاهده "ان.پی.تی" بود و به منظور اعتمادسازی صورت علمی نیافت. آژانس 13 هزار نفر روز از تاسیسات ایران بازدید کرد امری که در مقایسه با میزان بازرسیهای آژانس از تاسیسات هستهای سایر کشورها، بیسابقه است. شفافیت و مستندات فعالیت صلحآمیز ایران در حدی بوده است که دبیر کل آژانس را واداشته است گزارش کند فعالیت هستهای ایران به سوی فعالیت غیرصلحآمیز منحرف نشده است.
با این وصف آیا این ادعا که "آژانس در موقعیتی نیست تایید کند هیچ ماده و یا فعالیت هستهای اعلام نشده در ایران وجود ندارد" مضحک به نظر نمیرسد. موضع دبیر کل آژانس مانند یک قاضی میماند که فردی را بلافاصله پس از اثبات بیگناهی، در معرض همان اتهامی قرار دهد که به شیوهای فنی و مستند، مبرا بودنش از اتهام وارده به اثبات رسیده است. با نظر به مستندات در اختیار آژانس و نیز شفافیت عملکرد تهران در زمینه فعالیت هستهای، نمیتوان دلیل تناقضگویی البرادعی را بدبینی و یا سختگیری او ارزیابی کرد! بلکه این تناقض کاملا نشات گرفته از فشارهای غرب به ویژه آمریکا به او برای اتهامسازی علیه ایران است.
از سوی دیگر و تقریبا همزمان با گزارش البرادعی، اتحادیه اروپا با صدور بیانیهای خواستار تعلیق تمامی فعالیتهای هستهای ایران شد. این درخواست تکراری اتحادیه اروپا از دو جنبه بدون اعتبار تلقی میشود: اول این که: وقتی آژانس بینالمللی هستهای به منحرف نشدن ایران از فعالیت صلحآمیز هستهای اذعان میکند و دو سال و نیم تعلیق اعتمادساز داوطلبانه فعالیتهای هستهای از ناحیه تهران صورت میگیرد، دلیلی وجود ندارد که خارج از الزامات حقوقی "ان.پی.تی" اروپا، کشوری را از حق مسلم خود محروم سازد.
به عبارتی درخواست اتحادیه اروپا کاملا غیرقانونی و از موضع قلدری است.
دوم: کشورهایی چون فرانسه، انگلیس و آلمان دارای تسلیحاتی هستهای هستند.
انگلیس بزودی سری جدیدی از تسلیحات هستهای خود را در کنار آمریکا در معرض آزمایش قرار خواهد داد.
این کشورها که جزیی از اتحادیه اروپا محسوب میشوند و خود اتحادیه، اساسا هیچگونه ابراز نگرانی نسبت به وجود 400 کلاهک هستهای در زرادخانههای اسراییل و فعالیت مشکوک تاسیسات هستهای دیمونا نمیکنند و تاکنون نیز درخواستی مبنی بر پیوستن آمریکا و اسراییل به معاهده "ان.پی.تی" ارایه نکردهاند.
بنابراین فعالیت غیر صلحآمیز هستهای اعضای اتحادیه اروپا و سکوت اتحادیه در برابر کشورهای پیشتاز در کسب فنآوری تسلیحات کشتار جمعی، بیصلاحیتی اتحادیه اروپا را در ابراز نگرانی نسبت به فعالیت علمی جمهوری اسلامی ایران و یا هر کشور دیگری تاکید میکند.
از دیگر سو باید اشاره کرد تحلیلگران برآنند بیانیه اخیر اتحادیه اروپا واکنشی عجولانه و ناشیانه نسبت به مذاکرات ایران و روسیه است. زیرا این گمان میرود با ورود روسیه به صحنه چالش هستهای ایران و غرب، نقش اروپا و امتیازگیریهای احتمالی در چانهزنیهای هستهای، کمرنگ شود.
به هر روی آنچه مسلم است قانع نشدن غرب جز به توقف کلیه فعالیتهای هستهای ایران است. گواه این ادعا، بهانهجوییهای کودکانه و غیرقانونی آن میباشد که به عنوان نمونه گزارش البرادعی و بیانیه اتحادیه اروپا قابل اشاره است.