به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، روزنامهی القدس العربی - چاپ لندن - با ارائه تحلیلی تحت عنوان "جنگهای عادلانه اوباما؟!" مینویسد: باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا، در هنگام دریافت جایزه صلح نوبل گفت "من امروز در کنار کسانی چون نلسون ماندلا، مارتین لوتر کینگ و آنگ سان سوکی ایستادهام تا با دریافت جایزهی صلح نوبل به آنها بپیوندم و بتوانم به صلح دست یابم، صلحی که تنها از راه جنگ محقق میشود و اگر من امروز رییس ابر قدرت جهان یعنی آمریکا نبودم، این جایزهی صلح به من تعلق نمیگرفت".
این روزنامه میافزاید: به رغم آن که اوباما در سخنرانی خود هنگام دریافت جایزه صلح نوبل از کسانی چون مهاتما گاندی یاد کرد، اما بیشتر سخنان وی بر ذکر نام افرادی متمرکز میشد که یادآور جنگ و نفاق و در تاریخ هستند.
القدس العربی میافزاید: اوباما از وودرو ویلسون و جایزهی صلحی که در سال 1919 به وی تعلق گرفت سخن گفت. کسی که یادآورد جنگ جهانی اول بود و در واقع این جنگ را به نحوی رهبری کرد. وی از هنری کیسینجر، مناخیم بگین، روزولت، لخ والسا و انور سادات سخن گفت؛ کسانی که یا در رهبری جنگ دست داشتهاند یا در رهبری نفاق و یا به تسلیم معروف هستند.
در ادامه این تحلیل آمده است: رییس جمهور آمریکا در این سخنرانی به گونهای ظاهر شد که گویی نسخهی برابر با گذشتگان خود است؛ کسانی که با مفاهیم و معانی جنگ و صلح به گونهای زیرکانه بازی کردند که به تمامی خودکامگیها و اهداف جنگ طلبانهی خود که به ویرانی و مرگ منتهی شد، سرپوش منطقی گذاشتند. با این تفاوت که اوباما امروز با ادبیاتی کمی متفاوتتر و کلماتی که با دقت انتخاب شدهاند سعی کرد که همان اهداف را بار دیگر به جهانیان گوشزد کند و از جنگهای عادلانه سخن گوید.
در بخش دیگری از این تحلیل میخوانیم: زمانی که موشکها و گلولههای توپ دیوار هر خانهای را در بغداد هداف قرار میداد و زمانی که پیشرفتهترین سلاحهای پنتاگون پناهگاهها و بیمارستانها را هدف قرار میداد، جورج بوش همین جمله را اعلام کرد "این جنگ عادلانه است". این تنها نمونهای از جنگهای عادلانهی آمریکا است، غافل از تمامی جنگهای عادلانهای که لابیهای موجود در آمریکا آن را هدایت میکنند.
این روزنامه میافزاید: امروز دیگر موضوع "جنگ عادلانه" میتواند در هر عقل فلسفی، سیاسی، نظامی، دینی و علمی مطرح شود و رهبران جنگ طلب جهان میتوانند با هر بهانهای این جنگ را به سویی هدایت کنند، اما آیا این نظریه و تمامی بحث و جدلهایی که در مورد آن انجام شده است، میتواند اهداف پشت پردهی اعطای جایزهی بزرگ صلح نوبل را به رییس جمهور کشوری که دو جنگ بزرگ را رهبری میکند پنهان سازد. رهبری که قرار است به زودی 30 هزار سرباز تازه نفس آمریکایی را به میدان جنگ بفرستد و امروز با افتخار دستان خود را برای دریافت جایزهی صلح نوبل دراز کرده است.
این روزنامه در بخش پایانی تحلیل خود آورده است: اگر بخواهیم سخنرانی اوباما را در اسلو ریشهایتر تحلیل کنیم، میتوانیم وی را به عنوان رییس جمهور کشوری بیابیم که نقش یک واعظ متعصب را بازی میکند که از جنگهای کشورش علیه ملتهای دیگر حمایت میکند و در این جنگها هیچ اشکال اخلاقی نمییابد، بلکه این جنگها را عادلانه و اخلاقی تلقی میکند و معتقد است که صلح جز با جنگ ساخته نمیشود و بالاخره باید گفت که اوباما مرد صلح نیست، بلکه مرد جنگ است رییس جمهوری نمونه و بیمانند!