تاریخ انتشار : ۰۱ بهمن ۱۳۸۸ - ۰۸:۳۴  ، 
کد خبر : ۱۳۴۹۱۶

هتک حرمت امام و چند نکته

نویسنده: سید عباس فاطمی

مدعی خواست که از بیخ کند ریشه ما
غافل از آن‎که خدا هست در‎ اندیشه ما
سی و دو سال از انتشار مقاله موهن "داریوش همایون " وزیر اطلاعات رژیم مضمحل پهلوی که با نام مستعار "احمد رشیدی مطلق " بر علیه حضرت امام خمینی(قدس‎سره) در روزنامه اطلاعات چاپ شد، می‎گذرد. انتشار آن مقاله توهین‎آمیز، دل همه ارادتمندان به امام و روحانیت را به درد آورد و بسیاری خشمگین و برافروخته شده و قیام هجدهم دی 1356 قم را که سرآغاز عصر جدیدی در تاریخ مبارزات ملت بزرگ ایران شد، آغاز کردند.
انتشار این مقاله واکنشی بود بر موج همبستگی مردم مسلمان ایران با امام در مصیبت شهادت حاج آقا مصطفی خمینی(ره). طاغوت که نمی‎توانست موج عظیم ارادت مردمی را پس از پانزده سال دوری امام از مردم تاب آورد و درخشش دوباره شور و شعور مردمی در حمایت از قائد عظیم‎الشأن را برتابد، با انتشار مطالب موهن قصد ترور شخصیت امام را کرد. آن روز کسی باورش نمی‎شد مقاله یک ستونی رشیدی مطلق بتواند همچون کبریتی انبار باروت عمر و هستی رژیم ستم‎شاهی و سلطنت 2 هزار و پانصد ساله را یکجا سوزانده و به زباله‎دان تاریخ افکند. اما این امر تحقق یافت و ما سال‎های پس از‎ آن به‎کرات به این باور امام که در مصایب و سختی‎ها،‎ همه چیز را از جانب خدای تبارک و تعالی می‎دانست و می‎فرمود "الخیر فی ما وقع " ایمان آوردیم.
امام راحل(ره)، شهادت حاج آقا مصطفی در کنج عزلت و غربت در شهر نجف اشرف را از الطاف خفیه الهی دانستند و چه زود دیدیم نوری که از پیکر فرزند فقیه امام به آسمان رفت، گرمایی شد بر دل‎های سرد و جان‎های مرده مردمی که سرخورده از ایسم‎‎ها و اسم‎های گوناگون از ملی‎گرا‎ گرفته تا سوسیالیسم و... شده بودند.‎ همین چند خط کلمات توهین‎آمیز به رهبر در تبعید، مردم را گروه گروه در ذیل نام و آرمان امام عظیم‎الشأن و هدف مقدس او که قیام الهی بود، جمع کرد و قیامی آغاز شد جاودانه و شکوهمند؛ "عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد. "
انقلاب با رهبری امام به پیروزی رسید. اما دشمنان زخم‎خورده و رانده شده از در، از پا ننشستند و تلاش کردند با کمک ایادی خود از پنجره بازگردند. آنان برای بازگشت به سرزمین رؤیایی نفت و بازار و معدن و جغرافیای سوق‎الجیشی و تأثیرگذاری در امنیت منطقه‎ و اقتصاد جهانی، ‎ اندیشه‎‎ها کردند و یکی از راه‎های بازگشت را "شکستن قداست و جایگاه والای حضرت امام خمینی " در بین مردم دانستند و از همان روز‎های آخر فروپاشی رژیم شاهنشاهی، برای انحراف نهضت، دست به کار شده و رهبر مردم را هدف قرار دادند. معرفی رهبران جدید، ترویج چهره‎های گوناگون، چهره‎سازی رسانه‎ای و... همه و همه برای کم‎فروغ کردن سیمای نورانی امام(ره) صورت می‎گرفت. اما آنان هرچه بیشتر تلاش کردند، عشق و علاقه مردم به امام روز افزون‎ شد و تیرهاشان یکی پس از دیگری به سنگ خورد.
ماجرا‎های "خلق کرد " و "خلق عرب " و "خلق بلوچ " و "خلق ترکمن " و در آخر ماجرای "خلق ترک " و "حزب منحرف و منحله خلق مسلمان " در پاییز و زمستان 1358 را به‎وجود آوردند.
حزب جمهوری خلق مسلمان را در برابر حزب جمهوری اسلامی علم کرده بودند تا کانونی شود برای همه گروه‎‎ها و تشکل‎های ریز و درشت وابسته به شرق و غرب و سلطنت‎طلبان برای روز مبادا.
رهبران حزب مزبور، در لوای حمایت از "سید محمدکاظم شریعتمداری " دست به تحریک احساسات پاک مردم تبریز و شهر‎های آذربایجان زدند و به‎گونه‎ای عمل کردند که عده‎ای آرامش شهر تبریز را به هم زده و صدا و سیما را به تصرف خود در‎آوردند. آنان با جسارت به تمثال امام، قلوب ارادتمندان امام را جریحه‎دار کرده و با تحریک احساسات، مردم را وادار به پاره کردن عکس‎‎های شریعتمداری کردند.
اما قبل از هر عملی، امام بیدار و روشن‎ضمیر انقلاب با صدور بیانیه و چند سخنرانی همه را به حفظ ارزش‎ها و حرمت علما و مراجع دعوت کردند و ایجاد اختلاف را از توطئه‎های دشمنان دانسته و فرمودند: "من اکیدا از همه ملت شریف می‎خواهم که از مطالبی که باعث اختلاف و بهره‎برداری دشمن است، احتراز کنید و به مراجع عظیم‎الشأن و علمای اعلام احترام گذارید.... من از تمام قشر‎های جوان دانشگاهی و مدارس علوم دینیه و روشنفکران و دانشمندان و نویسندگان، عاجزانه استدعا می‎کنم در این وقت حساس از هر گونه اختلاف دست برداشته و دشمن بزرگ را هدف قرار دهند. من امروز این امر را تکلیف شرعی و الهی و وظیفه‎ای ملی می‎دانم. "
امام(ره) به این بسنده نکرد و با انتشار بیانیه‎ای خطاب به مردم نوشتند: "من به شما دوستان، اکیدا اخطار می‎کنم که هر کس عکس اینجانب را پاره کند یا بسوزاند و به من ناسزا بگوید و اهانت کند، کسی حق ندارد به او تعرض کند و از من طرفداری کند. امروز در صدد ایجاد غایله‎اند تا شما را به جان هم بیندازند. باید با کمال خونسردی از کنار آن بگذرید. "
امام در سخنرانی دیگری همین مضمون را با ادبیاتی دیگر که نشان از روحِ الهی ایشان داشت، خطاب به مردم فرمودند: "من این را اعلام می‎کنم که اگر کسی به من سَب کند، فحش دهد، عکس من را پاره کند، احدی حق ندارد به او تعرض کند.
حرام است تعرض کردن به کسی که به من سَب کند. به من فحش بدهد، عکس مرا پاره کند، مرا بزند، هر کاری بکند. احدی حق ندارد در این وقتی که ما گرفتار این مصیبت بزرگ هستیم، با او مقابله کند تا این‎که به زد و خورد برسد و غایله ایجاد بشود. ما امروز آرامش می‎خواهیم... امروز اسلام در مقابل کفر واقع شده. قضیه ایران نیست. قضیه اسلام است.... همه باید اختلافاتشان را کنار بگذارند و با ما موافقت کنند. سر یک امور جزیی چرا باید با هم اختلاف بکنند؟ "
اگر آن روز امام از حقوق حقه خودگذشتند، برای حفظ بذر اسلام و آرامش داخلی کشور برای مقابله با دندان‎های تیز شده آمریکای جهانخوار بود. اما فراموش نکنیم که گذشت امام، گذشت از خود بود نه گذشت از ارزش‎ها. ایشان چند سال بعد در برابر اظهارات شنونده رادیو در برنامه زنده رادیویی که اتفاقا به‎زعم برخی با قصد توهین به حضرت زهرای مرضیه (س)بیان نشده و بیشتر بیان جمله‎ای از سر غفلت بود، فریاد برآورده وگوینده آن و مسئولین پخش کننده را به شدیدترین لحن توبیخ کرده و خواستار برخورد قاطع با آنان شدند. راستی چرا در این صحنه امام این‎چنین قاطع موضع گرفتند و در جای دیگر که به خود ایشان ارتباط پیدا می‎کرد، آنقدر با گذشت عمل کردند و تعرض به افراد فریب‎خورده را حرام دانستند؟
پاسخ روشن است.
امام هرگز از اصول و ارزش‎ها کوتاه نمی‎آمدند. آن‎چه که امام در ماجرای حزب خلق مسلمان به ما آموخت، از خود گذشتگی برای اسلام و انقلاب بود. اما دربرابر سلمان رشدی و سخنانی که بوی اهانت به حضرت زهرای اطهر(س) داشت، ذره‎ای کوتاه نیامدند.
امام دفاع از حق را در همه جا و برای همه رعایت می‎کردند و اگر خود را نمی‎دیدند، به دلیل علو مقام معنوی و اخلاقی ایشان بود. البته این نیز حد و مرزی داشت. ایشان در مقطعی از انقلاب با سخنان کنایه‎آمیز برخی افراد که ادعای دخالت و اعمال سلیقه و حتی موضع‎گیری خاص مرحوم حاج سید احمد خمینی را در امور دفتر امام داشتند، ساکت ننشسته و در دفاع از سید احمد آقا کم نگذاشتند و از ایشان دفاع کردند و نگذاشتند ایشان مورد ستم دوستان انقلاب واقع شوند.
این امر، مختص به سید احمد آقا نبود. هر جا احساس می‎کردند شخصیت فردی به ناحق هتک می‎شود، با پیام و سخن از او دفاع می‎کردند. صفحات صحیفه امام پر است از این نوع مواضع قاطعانه امام در دفاع از حق و اشخاص واجد شرایط.
به نظر می‎رسد این نوع رفتار امام باید الگوی همگانی باشد و همه به‎ویژه منسوبین به امام و بیت شریف ایشان بیش از همه در دفاع از انسان‎ها، آرمان‎ها و ارزش‎ها بکوشند.
متأسفانه ما شاهد کم‎تحرکی و سکوت بی‎دلیل موسسه نشر آثار امام در پاره پاره کردن ‎ اندیشه‎های امام و مصادره امام توسط افرادی هستیم که برخلاف ادعای پیروی از امام و خط امام، مسیر مقابل امام را طی می‎کنند. در مسایل داخلی به وحدت کلمه‎ای که امام همواره آن را رمز دوام انقلاب می‎دانست، خدشه وارد کرده و ولایت فقیه را که امام حافظ کشور و نظام و همان ولایت رسول‎ا... می‎دانست، زیر سئوال برده و سعی در تضعیف جایگاه والای آن که امام برای تثبیت آن تا آخرین لحظات عمر شریف کوشید آن‎ها در مسئله دفاع از مظلومین و مسلمانان نیز راهی صد در صد مخالف امام را طی می‎کنند و ابایی ندارند که در این مسیر غلط، دروغ به امام ببندند.
امام، قانون‎گرایی و عمل به قانون و گذشت از حق خود برای حفظ اسلام و انقلاب را به همه آموخت و آن‎ها با زیر پا گذاشتن قانون برای به‎دست آوردن قدرت و کرسی، عده‎ای را به کف خیابان‎ها آورده و برای رسانه‎های خارجی خوراک تهیه کردند.
امام با تشکیل بسیج و سپاه برای دفاع از انقلاب در برابر توطئه‎‎های داخلی و خارجی ایستاد و بسیاری از فتنه‎های بزرگ را با یاری خدا و به‎دست توانای همین جوانان مؤمن خنثی کرد و به آنان آموخت حفظ اسلام و انقلاب مقدم بر اشخاص است و فرمود اشخاص باید برای انقلاب شهید شوند ولی نباید انقلاب فدای اشخاص شود.
این مدعیان امام، دفاع بسیج از انقلاب را تنها در برابر گروهک‎ها و احزاب ملی و خلقی زمان امام جایز دانسته و مقابله با آشوب‎‎ها و فتنه رنگی خود را، ایستادن در برابر مردم و چماقداری معرفی می‎کنند و ابایی ندارند رکن بزرگ پایداری کشور را که امام فرمود اگر سپاه نبود کشور نبود را، هدف آماج تیر‎های زهر آگین خود کنند. اما چرا دفتر امام و موسسه نشر آثار امام در برابر همه این انحرافات سکوت کرده و کلمه‎ای بر زبان و قلم جاری نمی‎کند؟
افراد مدعی خط امام، رأی 40 میلیونی مردم به نظام و 24 میلیون رأی به رییس جمهور را نادیده انگاشته، دیکتاتوری اقلیت را در پناه ادعای پیروی از خط امام دنبال می‎کنند و موسسه نشر آثار امام سکوت می‎کند. آن‎ها نقش سپاه و بسیج و مردم انقلابی را در خنثی کردن فتنه‎های بنیان‎کن ملی‎گرا‎ها و لیبرال‎ها، بنی‎صدر و منافقین و توده‎ای‎ها، چریک‎های فدایی خلق، غایله کردستان و خلق عرب و خلق‎‎های دیگر و کودتای نوژه و کودتای قطب‎زاده و شریعتمداری و حزب خلق مسلمان و... فراموش کرده‎اند و مقابله بسیج با افرادی که عمدتا با فریبکاری آدم‎های فرصت‎طلب به میدان آورده شدند را ایستادن در برابر امام می‎دانند و به‎راحتی بیانیه‎هایی می‎دهند که حرمت بسیج و بسیجیان امام را می‎شکند. شاید افرادی که آن روز در برابر امام به‎ناحق و ظالمانه ایستادند، از کره ماه و مریخ آمده بودند و بر پیشانی آن‎ها حک شده بود "منافق و کافر و خائن " و اینان که امروز در برابر امام امروز و فرزند خلف امام عظیم‎الشأن می‎ایستند، روی پیشانیشان چیز دیگری نوشته است. در حالی‎که مقاومت در برابر فتنه‎گران زمان امام که اتفاقا اغلبشان، هم به امام نزدیکتر از این افراد امروز بودند و هم سابقه مبارزات بیشتری را یدک می‎کشیدند و هم زندان رفته رژیم شاه بودند و... سخت‎تر بود و ایجاد تردید در آن نوع برخورد، به‎دلیل بی‎سابقه بودن آن مشکل‎تر.
آن روز مقاومت و ایستادن در برابر انقلاب اسلامی که خون‎بهای هزاران شهید است، جز ذلت و خواری و فرار از کشور با لباس و آرایش زنانه چیزی برایشان نداشت و اساسا این سرنوشت کسانی است که زیاده‎خواهی می‎کنند و بیش از حق خود می‎خواهند. حتی اگر طلحه باشند یا زبیر. کاتب قرآن باشند یا صحابی.
سکوت موسسه تنظیم و نشر آثار امام در ‎همه این موارد که تنها بخشی از انحرافات از خط امام است، چه دلیلی می‎تواند داشته باشد و چرا امروز که عده‎ای عقده‎های فرو خورده خود از انقلاب و امام را در قالب پاره کردن عکس امام خالی می‎کنند و خود را زیر چتر فرد یا افرادی منتسب به خط امام قایم کرده‎اند و علیه میراث ارزشمند و جاودانه امام- "جمهوری اسلامی " -که حاصل خون هزاران شهید است، شعار می‎دهند و جمهوری اسلامی که امام معتقد بود نه یک کلمه کم و نه یک کلمه اضافه را جمهوری ایرانی - بخوانید آمریکایی - می‎خوانند؟
این افراد به جای محکوم کردن اعمال و رفتار‎های متجاوزین به انقلاب، سعی در پاک کردن صورت مسئله و محکوم کردن صدا و سیما دارند که چرا اطلاع رسانی کرده است.
اگر اطلاع‎رسانی دیروز علیه اقدام ملی‎گرا‎ها و منافقین برعلیه لایحه قصاص، مردم را به خیابان‎ها آورد و توطئه کودتا را خنثی کرد، اطلاع‎رسانی امروز صدا و سیما انقلابی دوباره در‎ گرامی‎داشت امام سفر کرده به‎پا کرد و به تصویر کشیده شدن گوشه‎ای از حرکت زشت مشتی فریب خورده و دانشجو‎نما، باعث جدا شدن مرز‎های دوست و دشمن در هر دو جبهه درون انقلاب شد.
به مسئولین دفتر نشر آثار امام توصیه می‎کنیم یک بار دیگر وصیتنامه امام راحل را ورق بزنند و پیام‎های امام در سال 66 تا ارتحال را مرور کنند، شاید بیش از این سکوت را جایز ندانند.
عمل به وصایای امام و وصیت یادگار امام به فرزندانش بر همه ما واجب است. چرا که حکمی کلی بوده و اختصاص به یک فرد ندارد: "به حسن و برادرانش این توصیه را می‎نمایم که همیشه سعی کنند در خط رهبری حرکت کنند و از آن منحرف نشوند که خیر دنیا و آخرت در آن است و بدانند که ایشان موفقیت اسلام و نظام و کشور را می‎خواهند. هرگز گرفتار تحلیل‎های گوناگون نشوند که دشمن در کمین است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات