همچنین از منظر جامعهشناختی شرایط زمانی در مقاطع مختلف دهههای اخیر (پیش از انقلاب اسلامی و پس از آن) به مقولة هویت و کارکرد هیئت نگاه میکند.
ایران، به عنوان سرزمینی با پیشینه پربار مدنیت در طول تاریخ دیرینه خود تشکلهای اجتماعی بسیاری را تجربه کرده است؛ تشکلهایی که نقشهایی گوناگون را ایفا کرده و گاه تأثیرات عمیقی بر روابط اجتماعی این مرز و بوم داشته است. اما «هیئت»ها، به عنوان یکی از این تشکلها، از یک مشخصة خاص برخوردار بودهاند و آن ویژگی «ماندگاری» است.
ماندگاری هیئتهای مذهبی در طول تاریخ عمیق شکلگیریشان، ریشه در اعماق اعتقادات دینی ایرانیان دارد.
مردم مسلمان ایران در پیوند مخلصانه و مستحکم با ایمان آسمانی خویش، هرگز هیئتهای مذهبی را از آن هنگام که در بستر همین معتقدات شکل گرفتند، وانگذاردند و پیوسته در فراز و نشیبهای تاریخ اجتماعی، «چراغ ایزدی هیئت»ها را روشن نگاه داشته؛ ولو آنکه در برشهایی از زمان پرتو این چراغ به ظاهر چراغ لرزان و کمسو و در مقاطعی دیگر پرفروغ و درخشان بود.
هیئتها در طول حیاتشان یک هویت و به تبع آن یک کارکرد اصلی داشتهاند که به تناسب اهداف آن ثابت و لایتغیر باقی مانده است. این هویت، هویتی اعتقادی و آرمانی در چارچوب معتقدات اسلامی بوده و کارکرد آن نیز پاسداشت مقام منیع امامت از طریق برپایی آیینهای ویژة مذهبی بوده است.
محوریت این کارکرد، به دلیل برجستگیهای خاص نقش ولایی حضرت سیدالشهداء(ع) در تاریخ اسلام، با موضوع عاشورا و کربلا بوده است.
هیئتهای مذهبی، در طول قرنها تاریخ خود در ایام محرم و صفر، به اوج فعالیت خود رسیدهاند و در سایر ایام سال، هرگاه ولادت یا شهادت یکی از ائمة معصومین (ع) فرا رسیده، در غم و شادمانی آلالله (ع) شریک شدهاند.
اما این هویت و کارکرد ثابت با شاخ و برگهایی هم همراه بوده است؛ شاخ و برگهایی که به تناسب فصل، رنگ و بویی متفاوت یافتهاند.
به بیان دیگر، در کنار هویت و کارکرد ثابت هیئتهای مذهبی، میتوان هویتها و کارکردهای جنبی و حاشیهای نیز برای آنها تعریف کرد که به تناسب مقاطع خاص زمانی و شرایط ویژه اجتماعی تغییر یافتهاند.
در واقع هیئتها گاه بین کارکرد اصلی و کارکرد جنبی خود، در عمل، ادغام دلانگیزی برقرار میکنند و با جذابترین شکل ممکن، ابتکاراتی را برای آمیختگی کارکرد اصلی با کارکرد جنبی خویش شکل میدهند.
نکتة قابل توجه در این کارکردها، حفظ اصالت و ارزش هویت و کارکرد اصلی هیئتهاست.
به عبارت دیگر، هیچگاه حتی در هنگامی که هیئتها در اوج هویت و کارکرد جنبی خویش بودهاند، از هویت و کارکرد اصلیشان، یعنی هویت اعتقادی و کارکرد تجلیل و تکریم از ائمه معصومین (ع) و زنده نگه داشتن نام و یاد حضرت اباعبدالله (ع) نه تنها غفلت نکردهاند، بلکه اجازه پررنگتر جلوه کردن هویت و کارکرد فرعی هیئت را نسبت به هویت و کارکرد اصلی آن ندادهاند.
به عنوان مثال در اوج روزهای منتهی به پیروزی انقلاب که قیام ملت ایران با عاشورای حسینی تلاقی زیبایی یافته بود و تب و هیجان انقلاب، همة جامعه را در خود گرفته بود، هیئتها ابتدا هویت و کارکرد اصلی خود را بروز میدادند و سپس در پسزمینة آن، به هویت مبارزاتی و کارکرد مبارزه با رژیم ستمشاهی همت میکردند و این اهتمام از محفوظ ماندن شیوة سینهزنی و زنجیرزنی در محرم و عاشورای سال 57 شمسی و نیز حتی حفظ شیوة نوحهسرایی و دمهای سینهزنان و زنجیرزنان کاملاً مشهود بود و کارکرد هیئتها در حیطة مبارزه با رژیم، تنها با درآمیختگی برخی مفاهیم مبارزاتی با محتوای نوحهها و دمهای حسینی، بروز داده میشد.
پیشینه نامشخص هویتها و کارکردهای جنبی هیئتها
درباره هویتها و کارکردهای جنبی هیئتهای مذهبی در سالهای دور، اطلاعات چندانی در دست نیست.
آنچه از منابع محدود و قابل اعتماد باقیمانده از آن زمانها، مستفاد میشود، تأکید هر چه بیشتر هیئتها بر هویت و کارکرد اصلی هیئتهای مذهبی بوده است. اما در سالهای نزدیکتر، یعنی سالهایی که نسلهای منتهی به امروز آنها را تجربه کردهاند، میتوان دربارة هویتها و کارکردهای جنبی هیئت به نکاتی دست یافت.
هویت مبارزاتی، کارکرد مبارزه
در چند دهه پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، بهویژه از دهه 30 به اینسو که نخستین جرقههای مبارزة هدفمند و مستمر با رژیم ستمشاهی به وسیلة امام خمینی (ره) زده شد، برخی از هیئتهای مذهبی در کنار هویت و کارکرد اصلی خود، هویت مبارزاتی یافتند و کارکرد فرعی مبارزه با رژیم ستمشاهی را برگزیدند که در دو شمارة پیش از این به مناسبت سیامین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، نشریة «خیمه» به بررسی دقیق و همه جانبة این نقش پرداخت و نشان داد که چگونه هیئتهای مذهبی به کانونهای اصلی مبارزه با رژیم تبدیل شدند و با تکیه بر هویت و کارکرد اصلی خود –که همانا هویتی اعتقادی با کارکرد بر پایی آیینهای ویژة مذهبی در پاسداشت مقام منیع امامت بوده- هویت فرعی مبارزاتی و کارکرد مبارزه را پذیرفتند و این هویت و کارکرد را تا سرنگونی کامل رژیم ستمشاهی و استقرار نظام جمهوری اسلامی حفظ کردند.
هویت انقلابی، کارکرد تعمیق انقلاب
اما با پیروزی انقلاب اسلامی ایران، هیئتهای مذهبی نمیتوانستند به هویت جنبی مبارزاتی و کارکرد مبارزه با رژیم استمرار بخشند و ناچار به پذیرش هویت و کارکردهای جنبی متناسب با شرایط تازة اجتماعی بودند؛ شرایطی که در آن، انقلاب اسلامی، به عنوان انقلابی تازه شکل گرفته، نیازمند سازماندهی، تقویت و نهادینه کردن ارزشها و نقشهای انقلابی بود. در چنین شرایطی، هیئتهای مذهبی، طبعاً هویت انقلابی و کارکرد تعمیق انقلاب را پذیرفتند و با تعریف این هویت و کارکرد تازه، به ایفای نقش نوین خود در عرصههای اجتماعی پرداختند.
در واقع هیئتها، انقلاب اسلامی را ثمرة تلاش سالهای طولانی خویش میدیدند و این وظیفه را برای خویش قائل بودند که تا سرحد توان و امکان آن را تقویت کرده و زمینههای استمرار و تعمیق آن را فراهم آورند.
در نخستین ماههای پیروزی انقلاب حتی بسیاری از جلسات حساس و مهم مملکتی در هیئتهای مذهبی برگزار میشد. چراکه دست کم یک هیئت کاملاً شناخته شده –به نام هیئت مؤتلفه- به طور خاص، از فعالان عرصههای انقلاب در سطوح هدایت و مدیریت آن به حساب میآمد و تعداد قابل توجهی از دستاندرکاران هدایت و مدیریت انقلاب نیز در سایر هیئتهای مذهبی عضویت داشتند و از این جهت، هیئتها در آن مقطع خاص زمانی، به محلی برای برپایی جلسات انقلابی در حاشیه برپایی آیینهای مذهبی تبدیل شده بودند. سایر هیئتها نیز به دلیل دلبستگیهای عمیق اعتقادی به انقلاب از فضای انقلابی دور نبودند. به این ترتیب، حفاظت از دستاوردهای انقلاب اسلامی و تلاش در جهت تعمیق آن، بلافاصله پس از پیروزی انقلاب، به کارکرد جنبی هیئتهای مذهبی تبدیل شد و تا آغاز دفاع مقدس استمرار یافت.
هویت دفاع از انقلاب، کارکرد رزمندگی
با آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، هیئتهای مذهبی که عمیقاً دل در گرو پاسداشت از انقلاب اسلامی ایران داشتند، با تحولی عمیق مواجه شدند و آن حضور گستردة اعضای هیئتها بهویژه جوانان در جبهههای نبرد حق علیه باطل بود. این حضور بهحدی چشمگیر بود که گاه بعضی هیئتها، به صورت دستهجمعی و با اکثریت اعضای خود به عرصههای دفاع کوچ میکردند و باقیماندههای آنها در شهرها، نقش تدارک و پشتیبانی آنها را به عهده میگرفتند.
هیچ صاحبنظر آگاهی نمیتواند برگزاری جلسات هیئتها را در سراسر جبههها از مقرها و قرارگاههای تاکتیکی گرفته تا خطوط پدافندی و حتی سنگرهای خط مقدم کتمان کند.
سالهای دفاع مقدس، سالهای هویت ثانویة دفاع برای هیئتهای مذهبی و کارکرد رزمندگی برای آن بود. هیئتیهایی که در خلال این سالها، برای مرخصی به پشت جبهه برمیگشتند، در واقع روح جبهههای نبرد و فرهنگ حاکم بر آن را با خود به مقرهای هیئتها در پشت جبهه میآوردند و فضای آنها را حماسی و پرشور میکردند و از درِ یک تبادل دو جانبه در بازگشت به جبههها، شور حسینی را با خود به خطوط رزم علیه دشمن متجاوز منتقل میکردند و بدینسان بود که بررسی و مطالعه فرهنگ جبهه، نشان میدهد که نمادها، نشانهها، تکیهکلامها، شعارها و مجموعه دیالوگهای سالهای دفاع مقدس، با نام حضرت اباعبدا... الحسین (ع) و قیام عاشورایی آن امام حمام گره خورده است.
نکتة دیگری که در تقویت هر چه بیشتر شور حسینی در جبههها، نقش مؤثری ایفا کرد، موقعیت جغرافیایی کشور متجاوز، یعنی عراق بود. قرار گرفتن کربلای معلی در عراق و عشق و شور عمیق و مستمر مردم ایران بهویژه اعضای هیئتهای مذهبی به زیارت مرقة مطهر حضرت اباعبدالله الحسین (ع) که نسلدرنسل به دلیل دشواریهای پیمودن راه کربلا به عاشقان و شیفتهگان آن حضرت و هیئتیها منتقل شده بود، باعث تقویت هر چه بیشتر شور حسینی در رزمندگان اسلام میشد؛ به طوری که هر یک وجب از خاک میهن که آزاد میشد، این احساس که رزمندگان یک قدم به کربلای معلی نزدیکتر شدهاند، هیجانی خاص را در قلبهای آنان میآفرید. تابلوهای معروف کیلومترشمار کربلا که در سراسر جبههها نصب بود، گواهی صادق بر این موضوع است.
به هر تقدیر هویت دفاعی و کارکرد رزمندگی در طول سالهای دفاع مقدس با تار و پود هیئتهای مذهبی درآمیخته و تبدیل به هویت و کارکرد ثانویه آنها شده بود. اما با پایان جنگ تحمیلی استمرار آن هویت و کارکرد ثانویه، فاقد توجیه کافی بود، بنابراین هیئتها نمیتوانستند همچنان در همان فضا سیر کنند.
هیئتها در جستوجوی هویت امروز
برای مدتها، پس از پایان دفاع مقدس، هیئتها، همچنان هویت و کارکرد دفاعی را حفظ کرده بودند. حتی بعضی هیئتها با همین عنوان به استمرار این هویت و کارکرد ثانویه برای سالهای پس از دفاع مقدس نیز پرداختند و همچنان در فضای سالهای جنگ و جبهه را کماکان حفظ میکنند و با حضور رزمندگان آن سالها به این فضا رونق میدهند.
اما آنچه مسلم است، با وجود قداست و ارزشی که در بطن هویت و کارکرد ثانویة دفاع و رزمندگی نهفته است، نکتة قابل بحث، به روز نبودن آن است. در واقع هیئتها، دست کم در چند دهة اخیر، همواره در گزینش هویتها و کارکردهای ثانویة خود، ضرورتها و اقتضائات زمانی را به دقت مد نظر داشته و در گزینش هویتها و کارکردهای ثانویة خود کاملاً به این نکته توجه کرده و آن را لحاظ کردهاند. بنابراین ضرورت تعریف هویت و کارکرد ثانویه تازه برای هیئتها در شرایط فعلی بسیار محسوس است.
واقعیت این است که در وضع کنونی، هیئتها عموماً فاقد هویت و کارکرد ثانویه هستند و این امر، تمرکز آنها را بر هویت و کارکرد اصلیشان افزایش میدهد که خود میتواند فرصتی برای ترویج اهداف برآمده از هویت اصلی هیئتها تلقی شود، اما با توجه به نیازهای شدید جامعة امروز ما، بهویژه از حیث مسائل مربوط به هویت انسانی در میان جوانان، طراحی هویت و کارکرد ثانویه هیئتها، به گونهای که به پر کردن خلاءهای موجود بینجامد، ضرورتی غیرقابل انکار تلقی میشود، ضرورتی که نظریهپردازان فکری و اندیشمندان جامعه، بهویژه طیف نخبگان دینی باید بیش از پیش به آن بیندیشند.
تلاش در تقویت هویت دینی جوانان، کارکردی پیشنهادی برای هیئتها
واقعیت این است که جوانان امروز ما، به شدت نیازمند تقویت هویت دینی و اعتقادی خود هستند. این امر با وجود فعالیت نهادهای رسمی فرهنگی در کشور، بهویژه آموزش و پرورش و آموزش عالی، محل تأمل است، زیرا نشان دهندة نقش کمرنگ دستگاههای رسمی در ارتقای سطح باورهای دینی جوانان است. به همین دلیل است که ضرورت ورود دستگاهها و تشکلهای غیر رسمی در این عرصه به شدت حس میشود و تشکل هیئت، به عنوان تشکلی با هویت اصلی اعتقادی، یکی از بهترین مجموعهها برای تقویت هویت دینی و اعتقادی جوانان خواهد بود.