مریم جمشیدی
از چند سال پیش که درگیری هایی میان نیروهای امنیتی و پیروان حسین حوثی، یکی از علمای زیدی مذهب یمن به راه افتاد، هیچ گاه مانند حال به این وضوحی رد پای عربستان در کشتار شیعیان دیده نمی شد. نبرد دولت یمن با گروه الحوثی که همچنان و عمدتاً در استان صعده جریان دارد، اگرچه جنجال دیرینه یی است اما امروز دامنه وسیعی یافته و علاوه بر یمن، پای عربستان هم به این ماجرا کشیده شده است. ایران نیز کشوری است که از سوی یمن و برخی کشورهای عربی به عنوان متهم، ضلع سوم داستان را تشکیل داده است. چنانچه در راستای این ادعا روزنامه الوطن عربستان اوایل آذرماه به نقل از منابع خود در پایتخت یمن نوشت صنعا مساله اخراج سفیر ایران از یمن و تعطیلی سفارت ایران را بررسی می کند. در این گزارش همچنین تاکید شده که چند کشور عربی دیگر نیز تصمیم مشابهی در سر دارند.
باز بنا بر گزارش رسانه های منطقه به نظر می رسد کشورهای عربی مورد اشاره نیز تحت تاثیر عربستان، چنین تحرکاتی ولو رسانه یی را درباره ایران به راه انداخته اند. دولت یمن مدعی حمایت ایران از گروه «حوثی» ها است و در این ادعا تا آنجا پیش رفته که ادعا کرده است ایران تسلیحات نظامی برای آنها ارسال می کند. استناد رسانه های آنان نیز رسانه های ایران است که نه تنها حوثی ها را به صورت گروهی که امنیت یمن را به خطر انداخته اند در نظر نمی گیرند بلکه نسبت به آنها ابراز همدردی هم می کنند. اما در حالی که مقامات ایران بر عدم دخالت در امور داخلی یمن تاکید دارند، مقامات عربستان سعودی در اواخر آبان ماه پس از هماهنگی با دولت یمن وارد جنگ گسترده هوایی و زمینی علیه گروه موسوم به الحوثی ها شدند و به این ترتیب با اعلام رسمی وارد کارزار با شیعیان زیدی شدند که در نزدیکی مرزهایشان سکنی دارند.
ورود عربستان به جنگ با حوثی ها به بهانه عبور آنها از مرز و با حمایت دولت یمن صورت گرفت و از این رو به زعم کارشناسان، شروع داستان حکایت از یک سناریوی نظامی از قبل طراحی شده بین ریاض و صنعا داشت. این گمانه وقتی تقویت شد که دولت یمن در ماه های اخیر با سفر وزیر خارجه ایران به صنعا برای میانجیگری میان دولت و حوثی ها مخالفت کرد و اجازه این سفر را نداد. یمنی ها در حالی به بهانه مشغول بودن علی عبدالله صالح رئیس جمهوری یمن این سفر را لغو کردند که معاون وزیر دفاع یمن سرگرم رایزنی با مقامات نظامی عربستان در جده بود. همچنین رئیس جمهور یمن در مصاحبه یی با تلویزیون الجزیره، تمایل ایران به میانجیگری بین متمردین و دولت یمن را نشانه دخالت و دست داشتن ایران در حوادث کشورش قلمداد کرد.
دولت یمن ارتباط تنگاتنگی با دولت عربستان دارد و علی عبدالله صالح تلاش کرده همواره سیاست هایش را با ریاض هماهنگ کند. به همین خاطر بسیاری دخالت عربستان در مساله الحوثی ها را رودررویی تهران و ریاض نامیدند و اینکه در منطقه، ایران و عربستان در مناطق مختلف از طریق واسطه های خود در حال جنگ غیرمستقیم با یکدیگر هستند که یمن یکی از این مناطق است. ریشه این مواجهه نیز به چهار دهه قبل بازمی گردد. دول عرب، ایران قبل از پیروزی انقلاب اسلامی را به خاطر آنکه تقریباً نقش ژاندارم منطقه را ایفا می کرد، خطری برای امنیت منطقه به شمار می آوردند. پس از انقلاب هم بیم از صدور انقلاب اسلامی، حمایت ایران از گروه هایی نظیر حزب الله، و در سال های اخیر هم برنامه هسته یی ایران باعث شد این نظر تقویت شده و تهران بیش از پیش برای دول عربی به یک کابوس تبدیل شود. در همین راستا مقام های یمنی با تکرار اتهامات خود علیه ایران و اصرار بر اینکه تهران پشت سر مبارزان حوثی قرار دارد، سرانجام موفق شدند از فضای نامناسب امنیتی بین ایران و عربستان استفاده کنند و پای سعودی ها را به این نزاع بکشانند.
لذا اکنون رسانه های عربی چنین وانمود می کنند که عربستان در حال سرکوب نیروهای وابسته به ایران در شمال و شمال غرب یمن است. در همین باره روزنامه سعودی «الشرق الاوسط» در نوشتاری تهران را با جمله «هیچ دودی از هیچ کوهی بلند نمی شود، مگر اینکه آتش ایران در آن باشد» متهم به دخالت در امور یمن کرد. در همین راستا احمد غزالی رئیس جمهور اسبق الجزایر نیز در یادداشتی نوشت؛ «ایرانی ها در بیمارستانی که در صنعا پایتخت یمن داشتند، اسلحه مخفی کرده بودند و در واقع بیمارستان را تبدیل به پوششی برای حمل و نقل سلاح کرده بودند. دخالت های ایران به یمن محدود نشده و عراق، لبنان، کویت، بحرین و امارات را نیز دربرمی گیرد.
در همین حال عبدالرحمن الراشد مدیر شبکه العربیه هم در گزارشی مدعی شد؛ «از طریق درک تفکر استراتژیک ایران در حمایت از گروه های جدایی طلب یا به عبارت صحیح تر دشمن دشمنان ایران، می توانیم موضوع را درک کنیم. حوثی ها با دولت یمن مخالفت کرده و تلاش دارند به قدرت برسند. هدف دوم از تحرک آنها ، نگران کردن دولت عربستان و به خطر انداختن مرزهای آن بدون تهدید مستقیم عربستان است... اینها همه نشانی از وخیم بودن وضع روابط ایران و اعراب است.» از آنچه گفته شد می بینیم هم یمن و هم عربستان از فضایی که علیه ایران در این خصوص به راه افتاده است، نهایت بهره را می برند. منافعی که از حضور ریاض در نبرد با حوثی ها نصیب دولت صنعا می شود را می توان در بندهای ذیل خلاصه کرد.
1- بنا بر گزارش های منتشر شده، درگیری های یمن با شیعیان حوثی تاکنون خسارت های زیادی را به ارتش یمن وارد کرده است به گونه یی که دولت یمن تاکنون حاضر نشده ابعاد خسارت های وارده به ارتش را تاکنون اعلام کند. به اذعان دولت یمن، مقام های یمنی هیچ گاه گمان نمی کردند شبه نظامیان الحوثی به این اندازه از قدرت برسند که دولت یمن نتواند از پس آنها برآید. پس حضور عربستان با توجه به ثروت و قدرتی که دارد، می تواند تا حدودی به جبران خسارات منتهی شود.
2- دولت یمن همواره کشورهای خارجی به ویژه دولت لیبی را در پشت درگیری های طرفداران الحوثی که تاکنون باعث کشته شدن تعداد قابل توجهی از ارتشی های یمن شده، دانسته است. اصرار دولت یمن بر پشتیبانی لیبی از شبه نظامیان الحوثی به اندازه یی بود که سفیر لیبی از یمن را اخراج کرد و روابط دو کشور در سال گذشته میلادی به طور کامل رو به تیرگی نهاد. لذا از طریق حضور عربستان در کنار خود می تواند در مواجهه با لیبی قدرت نمایی کند.
3- دولت یمن حدود دو سال قبل با میانجیگری قطر تا پای امضا با گروه الحوثی نشست و طرفین توافق کردند با اجرای یک برنامه از پیش طراحی شده که قبلاً از سوی دولت قطر پیشنهاد شده بود، به درگیری های موجود میان خود پایان دهند و آتش بس را بپذیرند. این اتفاق پس از آن رخ داد که به گفته عبدالمالک الحوثی آنچه باعث شد این گروه به مصالحه با یمن تن دهد، شدت یافتن درگیری ها با دولت بود. وی در این باره به شبکه العربیه گفته بود؛ «شدت درگیری ها به گونه یی بود که ارتش یمن رسماً اقدام به استفاده از موشک و تانک برای مبارزه با ما کرده بود. آنها حتی 20 موشک را به منطقه مطره شلیک کردند بدون آنکه هدف خاصی را مد نظر داشته باشند. در چنین بحرانی بود که دولت قطر بر آتش بس، آغاز مذاکرات و رسیدن به توافق پافشاری کرد و ما نیز به پیشنهاد وی پاسخ دادیم.»
در آن شرایط الحوثی رسیدن به توافق نهایی را چندان ناممکن ندانسته و تصریح می کند؛ «اگر دولت یمن تمام خواسته های ما را بپذیرد ما هم نیازی برای ادامه درگیری ها نمی بینیم.»
آن توافق اگرچه به سرانجام نرسید و کشمکش همچنان ادامه یافت اما به نظر می رسد یمن این گزینه را باز در نظر دارد که با افزودن آتش جنگ بر الحوثی ها آنان را به پای میز توافق بکشاند و هیچ کشوری مانند عربستان نمی تواند صنعا را در این مسیر یاری کند. عجیب آنکه حکومت عربستان نیز خوب به این چراغ سبز یمن پاسخ مثبت داده است چراکه با بمب های فسفری که استفاده از آن در قوانین بین المللی جنگی ممنوع است، به بمباران شیعیان یمن اقدام کرد. به عبارتی دولت یمن که طی پنج سال گذشته نتوانسته بر مبارزان حوثی فائق آید، با بهره گیری از حضور عربستان در میدان، این امید را دارد که تکلیف این جنگ فرسایشی مشخص شود.
4- دولت یمن قادر نبوده در سطح سیاسی حمایت عربی و بین المللی قابل ذکری را در جهت سرکوب حوثی ها کسب کند اما در حال حاضر با ورود عربستان به این جنگ شاهد موضع گیری های پی درپی سایر کشورهای عربی در حمایت از عربستان و یمن علیه مبارزان حوثی هستیم. به عبارت دقیق تر اکنون یک جبهه عربی گسترده در حمایت از این سرکوب شکل گرفته است. اما برای عربستان نیز این دخالت نظامی که به صراحت صورت می گیرد، فوایدی دارد:
1- به نظر عربستانی ها جریان الحوثی یک جریان شیعی تندرو است که در مرزهای جنوبی عربستان قصد تشکیل یک منطقه خودمختار با حاکمیت شیعی را دارد. از این رو کارشناسان بین المللی معتقدند اکنون فرصت مناسبی است که ریاض به این دغدغه خود بپردازد. البته این دغدغه فقط برای عربستان نیست. حسنی مبارک رئیس جمهور مصر نیز قبل از جنگ یمن، درباره «هلال شیعی» و خطر رشد شیعیان برای خاورمیانه سخن گفته بود و در کنار بسیاری از رهبران سیاسی عرب، درباره خطر بیداری شیعیان در کشورهای عربی و غیرعربی هشدار می داد. لذا با توجه به همسایه بودن یمن با عربستان که مرکز اصلی وهابیت به شمار می آید، این جنگ به عنوان جنگی پیشگیرانه برای محاصره تشیع در یمن آغاز شد.
2- عربستان مدت زمان درازی است که خطر ایران را جایگزین خطر امریکا و اسرائیل کرده است. برنامه هسته یی ایران هم مهم ترین دلیل چنین احساس خطری است. از سوی دیگر عربستان برای اثبات نفوذ خود در منطقه خاورمیانه عربی و نیز جلوگیری از نفوذ ایران در این منطقه به سرکوب شدید الحوثی می پردازد تا هم قدرت خود را به ایران نشان دهد و هم جایگاه خود را در میان کشورهای عربی تثبیت کند چرا که باور عربستان بر این است که ایرانی ها طراح شورش های یمن بوده اند و کمترین پیروزی شیعیان این کشور، امتیاز مهمی برای ایران به شمار می رود.
از برآیند این تحلیل ها این گونه برمی آید که اعراب منطقه در تلاش هستند هر طور شده، حضور ایران و ایرانی ها را در درگیر ی های یمن به اثبات رسانده و بار دیگر اختلافات تاریخی برخی کشورها با ایران را رونمایی کنند. در چنین شرایطی است که برخی ناظران معتقدند حوادث یمن که در فضای امنیتی و پرتخاصم میان ایران و کشورهای عربی همسایه به ویژه عربستان صورت می گیرد، باید با درایت بیشتر مورد بررسی قرار گیرد اما اینکه کدام یک بتوانند موفق از این عرصه خارج شوند، موضوعی است که قدرت دیپلماسی تهران و ریاض در روزهای آتی مشخص میکند.