تاریخ انتشار : ۰۸ بهمن ۱۳۸۸ - ۰۷:۳۴  ، 
کد خبر : ۱۳۵۰۵۲

6 جنگ نابرابر علیه شیعیان یمن

اشاره: شیعیان صعده پس از سال ها تحمل ظلم و ستم از سوی رژیم مرتجع علی عبدالله صالح، برای به دست آوردن حداقل خواسته های خود در مقابل سرکوب حکومت مرکزی مقاومت کردند و این مقاومت سرآغاز جنگ ششم شد که تاکنون نیز ادامه دارد، عربستان نیز با احساس خطر و حمایت از منافع آمریکا از مدتی قبل وارد نبرد با الحوثی ها شده است.

بافت جمعیتی یمن:
کشور یمن که در جنوبی ترین نقطه شبه جزیره عربستان واقع است از صدر اسلام، به عنوان یکی از مهم ترین مراکز رشد شیعه با رویکرد اطاعت و حمایت از ولایت و حاکمیت اهل بیت (علیهم السلام) شناخته شده است.
استان «صعده» استانی کوهستانی در فاصله 243 کیلومتری شمال پایتخت یمن (صنعا) قرار دارد که اکثر جمعیت آن را شیعیان تشکیل می دهند.
یمن از سال 1990 و پس از اتحاد دو بخش شمالی و جنوبی همواره شاهد بحران ها و درگیری های داخلی بوده است، جدایی طلبان جنوب، فعالیت های القاعده و درگیری الحوثی ها در استان صعده با دولت مرکزی یمن از جمله تنش هایی بوده که طی سال های اخیر دولت «علی عبدالله صالح» با آن دست به گریبان بوده است.
حدود 42 درصد از جمعیت یمن را شیعیان تشکیل می دهند که خود به سه گروه تقسیم می شوند:
1- زیدی ها که اکثریت را تشکیل می دهند.
2- اسماعیلیان
3- شیعیان اثنی عشری
با نگاهی به وضعیت معیشتی شیعیان یمن این نکته روشن می شود که در طول حکومت دولت یمن، شیعیان با مشکلات و چالش های متعددی مواجه بوده اند. از جمله این مشکلات عبارتند از: نداشتن حق تأسیس مدارس دینی مخصوص شیعیان، تحمل اذیت و آزار شکنجه و زندانی شدن شیعیان و علمای شیعی توسط نظام حاکم، جلوگیری از برگزاری جشن های عید غدیر، توهین به ارزش های شیعیان یمن از جمله به آتش کشیدن علنی و قانونی کتاب هایی از جمله نهج البلاغه و صحیفه سجادیه با هماهنگی دولت یمن و وهابیت سعودی.
زیدی ها به ولایت و عصمت پنج تن (علیهم السلام)، خلافت بلافصل امیرالمؤمنین علی(ع)، امامت امامان از نسل امام حسین(ع) و اعتقاد به ظهور منجی و قیام جهانی امام مهدی(عج) و ضرورت یاری او اعتقاد راسخ دارند.
اکثر جمعیت 24 میلیونی کشور یمن را اهل سنت شافعی تشکیل می دهند و در درجه بعدی نوبت به شیعیان زیدی می رسد که حدود 25 درصد از جمعیت کل یمن هستند و شیعیان دوازده امامی، اقلیت مذهبی و در عین حال محروم این کشور به شمار می آیند که اکثر آنها در استان صعده و بخشی از آنان در صنعا پایتخت این کشور ساکنند. بیشتر شیعیان دوازده امامی یمن را نخبگان، استادان دانشگاه، روحانیون و پزشکان تشکیل می دهند.
پنج میلیون تن از جمعیت یمن را سادات تشکیل می دهند که کلا از 200 خانواده هستند و 90درصد آنها از سادات حسنی و 10درصد آنها از سادات حسینی هستند.
الحوثی ها یک گروه شیعه زیدیه در شمال یمن در استان صعده هستند که به «بدرالدین الحوثی» منسوب می شوند و به الحوثی ها معروف هستند و در سال های دهه 80 تشکیل شده اند و تاکنون به منظور احقاق حقوق شیعیان 6 بار با نظام حاکم یمن جنگیده اند.
گروه الحوثی به محدود بودن فعالیت های دینی، سیاسی و تلاش برای از بین بردن فرهنگ و معتقدات زیدی ها از سوی دولت و سیاست های محدودکننده دولت در زمینه عمرانی و توسعه در استان صعده اعتراض دارد.
نظام حاکم یمن:
«علی عبدالله صالح» 12 سال رئیس جمهور یمن شمالی بود و از سال 1990 میلادی که اتحاد دو بخش شمالی و جنوبی یمن شکل گرفت، 19 سال است رئیس جمهور یمن متحد است. چند سال پیش صالح با ایالات متحده آمریکا و دولت عربستان سعودی قراردادهایی را امضا کرد و پس از آن بود که صالح اعلام کرد، به هر طریقی که شده، حتی با توسل به گزینه نظامی، گروه الحوثی را در صعده سرکوب خواهد کرد.
رئیس جمهور یمن ادعا می کند که شیعه زیدی است اما عملکرد وی نشان می دهد که وی بعثی و کاملا ضدشیعه است و دشمنی دیرینه ای با زیدی ها دارد درحالی که اکنون نیز بیشتر از وهابی ها حمایت می کند.
«علی عبدالله صالح» به سبب جایگاه عناصر وهابی- مانند «شیخ الاحمر» یا «عبدالمجید الزندانی»- در دوره 31 ساله حکومتش بر این کشور و اعطای پناهندگی سیاسی به عناصر حزب بعث بعد از جنگ آمریکا و عراق، به «صدام صغیر» مشهور است. وی در دوره جنگ تحمیلی نیز با اعزام سربازان گارد ریاست جمهوری یمن به نبرد با نیروهای ایران، ناتوانی کشورش را در کمک مالی به صدام جبران کرد.
رشد تشیع و تشدید فشارها:
تا پیش از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران به رهبری امام خمینی(ره)، تعداد شیعیان دوازده امامی در یمن بسیار کم بود، اما پس از آن جهشی در این زمینه ایجاد شد. این درحالی است که میان شیعیان دوازده امامی و شیعیان زیدی در یمن، هماهنگی و اتحاد خاصی وجود دارد و «سازمان وحدت شیعیان جزیره در یمن»، فعالیت های شیعیان زیدی و دوازده امامی را پوشش می دهد.
زیدی ها معتقدند حکومت در هر زمانی تنها حق سادات از نسل امام حسن(ع) و امام حسین(ع) است و هرکس دیگری جز آنها، حکومت را در اختیار داشته باشد، غاصب است.
حکومت امامان شیعه پس از اعلام حکومت جمهوری در سال 1962 میلادی منقرض شد و ژنرال «علی عبدالله صالح الاحمر» رئیس جمهور یمن از حدود 30 سال پیش تاکنون زمام امور این کشور را در دست خود دارد اما قبایل، همچنان از تأثیرگذاری ژرفی در ساختار سیاسی و فرهنگی این کشور برخوردار هستند.
خاندان «الاحمر» از خاندان های مهم زیدی یمن هستند که قرابت های ویژه ای با وهابی های عربستان سعودی دارند. شیخ «عبدالله الاحمر» که از خویشاوندان ژنرال صالح است و شیخ الشیوخ قبایل یمن به شمار می رود، دومین شخص تأثیرگذار در عرصه سیاسی این کشور است.
شروع جنگ دولت یمن علیه شیعیان:
حادثه تروریستی 11سپتامبر، پیامدهای بین المللی بسیاری دربر داشت که یکی از مهم ترین آنها، شکل گیری «پیمان های به اصطلاح ضدتروریستی» به رهبری آمریکا در مناطق مختلف جهان بود. حضور یمن به عنوان مهم ترین هم پیمان آمریکا در جنگ با تروریسم درخاورمیانه، به حضور نیروهای نظامی و جاسوسی آمریکایی ها در این کشور و نیز سفرهای مخفیانه برخی هیئت های اسرائیلی به صنعا دامن زد که این مسئله، با اعتراض های فراوانی در این کشور روبه رو شد.
در این میان «سید حسین طباطبایی حوثی» فرزند علامه «بدرالدین طباطبایی حوثی» که تا آن هنگام علاوه بر نمایندگی شیعیان صعده در مجلس و دبیرکلی حزب «الحق»، به تدریس و تفسیر قرآن و برگزاری جلسات مذهبی برای شیعیان استان صعده اشتغال داشت در سخنانی در مدرسه «امام هادی» شهر «مران» در روز هفدهم ژانویه سال 2002 میلادی باعنوان «فریادی در چهره مستکبران» خواستار تحریم کالاهای آمریکایی و اسرائیلی شد و شعار «الله اکبر، مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل، نفرین بر یهود و پیروز باد اسلام» را به عنوان شعار رسمی شیعیان این منطقه اعلام کرد و خواستار تمسک مسلمانان به آموزه های قرآن و اهل بیت شد.
درپی این درخواست بسیاری از مردم یمن، به این دعوت لبیک گفتند و گروهی از جوانان فعال شیعه، با تأسیس گروهی به نام «الشباب المؤمن» به اجرایی کردن مبارزه با آمریکا و رژیم صهیونیستی در یمن و مخالفت با هم پیمانی دولت این کشور با دولت «جرج بوش» رئیس جمهور آمریکا پرداختند.
اجابت درخواست «سید حسین طباطبایی حوثی» از سوی اقشار مختلف شیعیان در یمن به جایی رسید که مردم در نماز جمعه مسجد جامع صنعا پایتخت یمن، شعارهای چهارگانه شیعیان را سردادند. این مسئله در دولت ژنرال صالح دلهره خاصی ایجاد کرد وباتوجه به روحیه انقلابی شیعیان یمن در طول تاریخ، با انتساب اتهام «تروریست» به شیعیان، تلاش کرد تا با جلب حمایت آمریکا، معترضان را سرکوب کند.
«علی عبدالله صالح» رئیس جمهور یمن در راستای این نیت، در سال 2004 میلادی، با حضور در نشست سران هشت کشور صنعتی جهان در مجتمع آیسلند در ایالت جورجیای آمریکا، با بوش و سران کشورهای اروپایی مذاکره و تلاش کرد از کمک و حمایت آنها در سرکوب شیعیان یمن و تروریست های القاعده که همزمان، با نفوذ از سایر کشورها و نیزجذب نیرو از استان های سنی نشین این کشور فعال شده بودند بهره بگیرد.
ژنرال صالح به محض بازگشت از آمریکا، در دستوری خطاب به نیروهای ارتش این کشور، دستور حمله سراسری به استان صعده و به ویژه مناطق نشور، آل صیفی، ضحیان و مران را صادر کرد و بلافاصله، جنگنده بمب افکن های ارتش به پشتیبانی صدها دستگاه تانک و توپ، این مناطق را زیر حملات شدید خود گرفتند و بدین وسیله صبح روز یکشنبه هجدهم ژوئن 2004میلادی، این منطقه سرسبز و خرم کوهستانی، با یورش همه جانبه نیروهای نظامی و امنیتی، ظرف چند دقیقه به جهنمی از خاک و آتش و خون تبدیل شد.
دولت یمن، با اعمال سانسور شدید خبری و اخراج خبرنگاران شبکه های تلویزیونی ازجمله الجزیره، العربیه و العالم، به مدت سه ماه به بمباران مناطق شیعه نشین شمال این کشور پرداخت وبا تصرف شهر «مران» و کشته شدن «سید حسین»، در روز دهم سپتامبر همان سال، رسماً پایان جنگ را اعلام کرد.
دولت یمن پس از مرگ حسین بدرالدین الحوثی، تصور کرد که بر شیعیان ساکن استان صعده تسلط خواهد یافت و منطقه را از وجود مخالفان دولت پاک کرده است، اما آغاز سلسله نبردهای بعدی که موسوم به جنگ دوم ارتش یمن با الحوثی ها شد، این واقعیت را به سراب تبدیل کرد.
جنگ دوم:
مظلومیت ساکنان استان صعده و شهرت روزافزون «سید حسین طباطبایی حوثی» در میان مردمی که اکنون از وی با عنوان «شهید» نام می بردند و نشر و گسترش معارف و آموزه هایی که وی طی سال های گذشته به صورت کتاب وسخنرانی منتشر کرده بود باعث همدردی و همیاری بسیاری از شیعیان یمن شد و تعداد فراوانی از اهالی منطقه «حیدان» و سایر استان ها برای یاری شیعیان این منطقه و بازسازی بناهای تخریب شده به سوی صعده روان شدند.
اما این بار آن گونه که ساکنان این مناطق می گویند ارتش یمن برای گرفتن زهر چشم از اهالی حیدان به اتهام همدردی و همیاری با شیعیان صعده، این منطقه را تحت شدیدترین حملات زمینی و هوایی خود قرار داد که نتیجه آن صدها کشته و زخمی بود که همه آنها از شهروندان غیرنظامی بودند.
جنگ دوم ارتش یمن و الحوثی ها در پایان ژانویه 2005 آغاز و با گسترش عملیات نظامی از کوه مران به شهرستان حیدان توسعه یافت، در این نبرد، پدر حسین الحوثی به نام «بدرالدین الحوثی» رهبری جنگ را برعهده گرفت.
این نبرد در همان روزهای آغازین، 23 شهید را در صفوف الحوثی ها بر جای گذاشت و به گفته ارتش یمن فقط هشت تن از نیروهای ارتش و امنیتی کشته شدند، درحالی که نیروهای دولتی موفق به دستگیری 51 نفر شده بودند.
بدرالدین الحوثی، پس از اینکه فرزندش حسین توسط ارتش یمن به شهادت رسید، سکونت در صنعا را رها کرد و به کوهستان های صعب العبور صعده رفت.
وی که فقیه و شخص بسیار موجهی از نظر فقهی و علمی در یمن بود پیشنهاد دولت برای دریافت حقوق ماهیانه و همراه داشتن 200 محافظ برای تردد در کشور را نپذیرفت و به میدان نبرد با دولت مرکزی در شمال یمن شتافت.
شهروندان ساکن «نشور» و «حیدان» پس از جنگ دوم دولت یمن علیه شیعیان، آواره کوه های «النقعه»، «مطره»، «آل سالم»، «عصاید» و «بنی معاذ» شدند و دولت در تاریخ بیست و هفتم مارس 2005 پایان جنگ دوم برضد شیعیان را اعلام کرد. اما این بار نیز با گسترش روز افزون اعتراضات داخلی و بین المللی به کشتار شیعیان یمن، دولت که مبارزان شیعه را بزرگترین مانع خود برای تقویت روابط با آمریکا و عربستان سعودی می دانست تصمیم به نسل کشی کامل شیعیان در استان صعده گرفت و دراین میان سادات رانیز هدف حملات نظامی خود قرار داد و جلوی برگزاری هرگونه مراسم مذهبی را گرفت.
دکتر «عصام العماد» از علمای شیعه یمن در این باره می گوید: دولت یمن به دستور شخص ژنرال «علی عبدالله صالح» به مساجد شیعیان حمله و تمامی کتاب های مقدس از جمله «نهج البلاغه» و «صحیفه سجادیه» را در صعده و صنعا جمع آوری کرد و با کامیون به میدان مرکزی شهر صنعا موسوم به «ساحه الحریه » (میدان آزادی) آورد و در برابر چشم اهالی پایتخت به آتش کشید.
وی می افزاید: نیروهای نظامی به فرماندهی ژنرال «علی محسن الاحمر» در حملات به مناطق شیعه نشین از هیچ جنایتی فروگذار نکردند و با به کارگیری سلاح های شیمیایی و بمب های خوشه ای مردم را به خاک و خون کشیدند. نظامیان یمنی پس از سوزاندن پیکرهای رزمندگان شیعه، آنها را با طناب به خودروهای نظامی بستند و در روز روشن جلوی چشم مردم مصیبت زده کیلومتر ها روی خاک کشیدند تا به قول خودشان برای مردم درس عبرت شود.
العماد با اشاره به اینکه شیعیان در تمامی درگیری ها همواره آمادگی خود را برای مذاکره و حل و فصل بحران از طریق مسالمت جویانه اعلام کردند، تاکید می کند: وهابی های سعودی و بعثی های عراقی که بیشتر آنها پس از سقوط بغداد به یمن گریختند به قدری بر دولت یمن نفوذ دارند که نمی گذارند راه حل دیگری جز حمله به مناطق شیعه نشین اتخاذ شود.
جنگ سوم:
این جنگ در مارس 2006 به رهبری عبدالملک، الحوثی برادر کوچک حسین در دفاع از پایگاه شیعیان که از سوی نیروهای ارتش به آنها تجاوز شده بود، آغاز شد و محدوده جغرافیایی این جنگ شامل شهرستان های حومه صعده همچون «ساقین»، «المجز» و «حیدان» گسترش یافت و دامنه نبرد تا مرکز خود استان صعده کشیده شد. این جنگ به خاطر مسائل انتخابات ریاست جمهوری و شهرداری ها که در دسامبر 2006 برگزار شد پس از یک توافق میان طرفین متوقف شد.
دراین نبرد، نیروهای دولتی به بهانه آزادی برخی سربازان که به اسارت درآمده بودند به یکی از استحکامات الحوثی ها در ارتفاعات یورش بردند و به ادعای رسانه های دولتی در ابتدای حمله بیش از 08 نفر از آنها کشته شدند.
این درحالی بود که تلفات ارتش فقط 72 نفر اعلام شد و در روزهای بعدی نیز دولت به هلاکت 7 نفر دیگر که یکی از آنها دارای درجه سرگردی بود، اعتراف کرد.
دولت یمن این بار آن گونه که خود اعلام کرد با هدف پاکسازی مناطق شیعه نشین مناطق مختلف در سراسر کشور از جمله پایتخت (صنعا)، «مارب»، «جوف»، «حجه» و سایر شهرها را هدف شدیدترین حملات قرارداد و صدها تن از فعالان سیاسی و فرهنگی را دستگیر و روانه زندان کرد.
جنگ چهارم:
جنگ چهارم در آوریل 2007، جنبش «جوانان مؤمن» تمام استان صعده را به محل عملیات نظامی علیه ارتش یمن تبدیل کرد. در این نبرد به مؤسسات و نهادهای دولتی، امنیتی و نظامی آسیب جدی رسید. در چهار جنگ جنبش الحوثی ها و هواداران از عملیات چریکی علیه ارتش یمن استفاده می کردند.
این جنگ نیز در نهایت با عقب راندن ارتش یمن از مواضع و استحکامات کوهستانی پایان یافت و عبدالملک الحوثی برادر حسین بدرالدین همچنان به عنوان رهبر محبوب شیعیان شناخته شد و جنگ های، پنجم و جنگ کنونی علیه ارتش یمن را هدایت کرد.
جنگ پنجم:
این جنگ در فوریه 2008 شروع شد. جنبش الحوثی از سلاح های متوسط و سنگین علیه ارتش صنعا استفاده کرد. دایره عملیاتی این جنگ که استان صعده، منطقه «بنی حشیش» (بخشی از صنعا) و منطقه «حرف سفیان» (بخشی از استان عمران)، بوده است زنگ خطر را برای مقامات صنعا به صدا درآورد.
این عملیات نشانگر توسعه گستره عملیات نظامی و تحول کیفی در عملکرد نظامی الحوثی با صنعا بود. ژنرال علی عبدالله صالح در شرایط دشواری میانجیگری قطر را پذیرفت و دو طرف به توافقاتی دست یافتند.
براساس توافقنامه «دوحه» که با نظارت امیر قطر برای برقراری صلح میان الحوثی ها و دولت یمن به امضا رسید دو طرف متعهد به توقف عملیات نظامی علیه یکدیگر شدند. به موجب این توافق، دولت یمن باید الحوثی ها را مورد عفو قرار می داد و اسیران دو طرف نیز باید آزاد می شدند.
گروه الحوثی نیز باید سلاح هایی را که از نیروهای دولتی به غنیمت گرفته بود به ارتش باز می گرداند. براساس این توافق، کنترل استان صعده برعهده دولت مرکزی بود و گروه الحوثی برای فعالیت خود باید یک حزب سیاسی تشکیل می داد، اما این توافقنامه که پس از پنج دور جنگ خونین میان طرفین به امضا رسید، فقط درباره تبادل اسیران جنبه اجرایی به خود گرفت و سایر بندهای آن به اجرا در نیامد. دو طرف درگیر در یمن، یکدیگر را به نقض مفاد توافق دوحه متهم می کنند.
در واقع طرف یمنی و حامیان منطقه ای آن این توافقات را برای کسب فرصت برای بازسازی و ترمیم قوای نظامی خود پذیرفته ولی پس از یک جنگ روانی و تبلیغاتی که همزمان در صنعا و ریاض آغاز شد، زمینه ها برای جنگ ششم فراهم شد.
جنگ ششم:
این جنگ در اوت 2009 (مرداد گذشته) آغاز و در حقیقت یک جنگ تمام عیار و گسترده بوده و کشتارها و قتل عام ها، نشانگر عصبانیت و فشارهای روانی فرماندهان ارتش صنعا بوده که ناشی از شکست گذشته بوده است.
این جنگ با هماهنگی سیاسی، نظامی و امنیتی میان ریاض و صنعا بوده و حتی دوستان ژنرال علی عبدالله صالح نتوانستند صنعا و ارتش مسلح به انواع سلاح های آن را به عنوان پیروز این جنگ قلمداد کنند.
قتل عام کودکان و زنان بیگناه شیعی در صعده و روستاهای محروم آن نشانگر شکست کامل برنامه ها و طرح های راهبردی صنعا بوده است.
در این جنگ صدها تن از مردم و نیروهای نظامی کشته و صدها تن از علما و فعالان سیاسی و فرهنگی به دست نیروهای امنیتی ترور شده و یا به زندان افتاده اند.
فرماندهی رزمندگان شیعه برعهده «سیدعبدالملک طباطبایی حوثی» برادر «سیدحسین» است و «سیدیحیی» دیگر برادر وی نیز که مجلس نمایندگان یمن مصونیت سیاسی وی را سلب و اینترپل را موظف به بازداشت وی کرده است مسئولیت رهبری سیاسی و تبلیغاتی شیعیان را برعهده گرفتند.
در این میان «عبدالله عیظه الرزامی» فرمانده زبده رزمندگان شیعه همواره از ابتدای جنگ نخست دولت علیه شیعیان، در سایه بوده اما اقتدار و دلاوری وی و نیروهای تحت امرش به حدی است که مردم یمن از او با عنوان «مالک اشترزمان» یاد می کنند. وی اکنون به عنوان دست راست «سیدعبدالملک» عمل می کند.
تفاوت این جنگ با جنگ های سابق، تقویت اقتدار نظامی و عملیاتی رزمندگان شیعه در رویارویی با نیروهای دولتی است به گونه ای که شیعیان تاکنون موفق به انهدام سه فروند هواپیمای جنگنده سوخو، یک فروند هلی کوپتر نظامی و ده ها دستگاه از تانک های ارتش شده اند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات