تاریخ انتشار : ۰۱ بهمن ۱۳۸۸ - ۰۹:۴۳  ، 
کد خبر : ۱۳۵۱۴۵
آنتی‌وار:

آمریکا نمی‌تواند هزینه‌های جنگی خود را تامین کند

یک تحلیلگر معروف آمریکایی با بررسی هزینه‌های جنگ آمریکا در عراق و افغانستان تنها راه برای خروج از وضعیت کنونی را توقف خونریزی و بازگرداندن سربازان به خانه عنوان کرد.

به گزارش فارس، فیلیپ جرالدی در مقاله‌ خود با عنوان "هزینه جنگ " در سایت آنتی‌وار به بررسی هزینه جنگ‌های آمریکا می‌پردازد. وی اینگونه آغاز می‌کند که جنگ ممکن است جهنم باشد، اما ارزان نیست و زمان آن رسیده که مالیات دهنده آمریکایی این سوال را بپرسد که در ازای پولش چه چیزی بدست می‌آورد. ناپلئون زمانی گفته بود که یک ارتش با شکمش مسافرت می‌کند. منظور او این بود که تغذیه و تامین آذوقه یک ارتش برای انجام نبرد در شرایط خوب، عواملی کلیدی برای پیروزی هستند. او بارها هزینه‌ها را کاهش داد، اما آذوقه نیروهایش را با تاراج مواد غذایی جمعیت محلی تامین می‌کرد. اما هنگام مواجهه با پاسخ زمین سوخته روس‌ها در حین عقب‌نشینی از مسکو در سال 1812، آن سیاست به یک فاجعه منتهی شد و ناپلئون بسیاری از افرادش را از دست داد.
رودیارد کیپلینگ، که شاهد نبرد استعماری انگلیس بر ضد قبیله‌نشین‌های افغان و پاکستان بود نیز واقعیت اقتصادی جنگ را درک کرده بود. او در شعر خود با عنوان "حساب در صف جلو "، در توصیف نبرد در افغانستان اشاره می‌کند که چگونه یک افسر باسواد بریتانیایی ممکن است بدست یک قبیله‌نشین بی‌سواد که تفنگی قدیمی با گلوله‌های دست ساز به ارزش 2 سنت در دست دارد، کشته شود.
وی با طرح این سوال که اگر ناپلئون و کیپلینگ زنده بودند در مورد جنگ‌های آمریکا در عراق و افغانستان چه فکر می‌کردند، ادامه می‌دهد: ناپلئون به اندازه‌ای زرنگ می‌بود که فورا بفهمد تلاش‌های آمریکا فاقد هرگونه هدف سیاسی روشن به جز حفظ وضعیت موجود هستند، همچنین بدون شک متوجه هزینه گزاف و بیخود این ماجراجویی نیز می‌شد. اگر کیپلینگ نیز با تفسیر جدید آمریکایی از "حساب در صف جلو " آشنا می‌شد، بدون شک حیرت می‌کرد و می‌خواست در ارقام خود بازنگری کند. ناپلئون و کیپلینگ هر دو اذعان می‌کردند که شورشی‌ها در مقابل مهاجم زمختی که کاملا به خطوط تدارکاتی گسترده و آسیب‌پذیر متکی است، موضع غالب را در اختیار داشته و برای جنگ نامتقارن از آزادی عمل برخوردارند.
جیرالدی در ادامه با ارائه یک حساب سرانگشتی از هزینه‌های جنگی عنوان می‌کند که دولت مرکزی در بودجه سال مالی 2010 خود 130 میلیارد دلار، یا بیش از 10 میلیارد دلار در ماه، برای جنگ‌های عراق و افغانستان اختصاص داده است. کاخ سفید تخمین می‌زند که اعزام 1000 نیروی بیشتر به افغانستان یک میلیارد دلار در سال هزینه خواهد داشت. اگر، به طوری که شایع شده، باراک اوباما تصمیم بگیرد 34000 نیروی اضافی به افغانستان اعزام نماید، آن هزینه 34 میلیارد دلار بیشتر خواهد بود و مجموع آن به حدود 14 میلیارد دلار در ماه بالغ خواهد شد. اینکه رقم 1 میلیارد دلار برای هر 1000 سرباز چگونه استخراج شده کاملا روشن نیست، اما به نظر می‌رسد فرض را بر این گذاشته‌اند که انعطاف‌پذیری کاملی در سازماندهی تدارکات وجود دارد، بدین معنی که به دلیل افزایش نیازها یا اقدامات دشمن این هزینه‌ها افزایش نخواهند یافت. همچنین کاخ سفید از پرداختن به یک مساله‌ بارز خودداری کرده، و آن مساله هزینه‌های متعاقب (Legacy costs) است که از انجام یک نبرد با پول قرضی نشات می‌گیرد. دولت اوباما چنان در قرض فرو رفته است که حتی جورج بوش در مقایسه با او الگوی صرفه‌جویی قلمداد می‌شود! در چنین شرایطی باید فرض را بر این گذاشت که "جنگ ضروری " اوباما مورد حمایت کامل کنگره قرار نخواهد گرفت. این امر به معنای قرض گرفتن از آسیایی‌ها یا چاپ کردن پول در حین تماشای کاهش ارزش دلار است. خزانه آمریکا احتمالا مقداری از هر دو کار را انجام خواهد داد.
وی سپس به بررسی چرایی پرهزینه بودن این جنگ‌ها پرداخته و تدارکات را عامل اصلی معرفی می‌کند: پایگاه‌های آمریکا در عراق از طریق یک جاده 554 کیلومتری، که از انبارهای عظیم در کویت تا شمال عراق کشیده شده، و یک شریان دیگر که از ترکیه به سمت جنوب امتداد دارد، تامین می‌شوند. هر دوی اینها به کاروان‌هایی از کامیون با نگهبانان مسلح نیاز دارند که باعث می‌شود هزینه هرچیزی که وارد می‌شود به طور چشمگیری افزایش یابد. در افغانستان نیز شبیه این است، منتها بدتر. مسیر تدارکاتی اصلی از کراچی، در پاکستان، آغاز می‌شود و راه خود را تا گذرگاه خیبر ادامه می‌دهد. اینجا نقطه‌ای است که کاروان‌ها به وفور مورد حمله شورشی‌ها قرار می‌گیرند. هنگامی‌که یک کاروان نابود می‌شود، ارتش آمریکا خسارت را متقبل می‌شود، زیرا هیچ کس چنین کار خطرناکی را بیمه نمی‌کند. بعضی اوقات شرکت‌های حمل‌ونقل به مهاجمان پول می‌دهند تا با آنها کاری نداشته باشند، بدین معنی که پول مالیات دهندگان آمریکایی را دو دستی تقدیم همان‌هایی می‌کنند که در‌صدد کشتن سربازان آمریکایی هستند.
ارتش آمریکا که در گذشته تدارکاتش را خودش مدیریت می‌کرد، اکنون کار وارد ساختن تدارکات به علاوه آب، غذا و سوخت را به پیمانکاران واگذار کرده است. قرارداد بستن باعث برقراری ثبات می‌شود، اما همچنین بدین معنا است که همه چیز در قبال منفعت انجام خواهد گرفت و بدین ترتیب گرانتر خواهد بود. این کار همچنین باعث ایجاد سطح بالایی از فساد می‌شود. در عراق، که در تابستان دما گاها به 54 درجه نیز می‌رسد، و سیستم تصفیه آب کشور نیز توسط بمب‌های ائتلاف از بین رفته بود، حتی آب شرب هم به یک کالای با‌ ارزش تبدیل شد. "کایل داستی فوگو "، یک افسر ارشد سیا، به خاطر دست بردن در قراردادهای چند میلیون دلاری تامین آب شرب پایگاه‌های این سازمان در عراق به زندان رفت. پیمانکاران کویتی بین سال‌های 2004 و 2007، 15 میلیون دلار رشوه به سه افسر آماد و پشتیبانی ارتش آمریکا پرداخت کرده بودند تا قراردادهای عظیم تامین آب نیروهای آمریکایی را بدست بیاورند. در سفارت آمریکا در بغداد حتی یک رستوران "کینگ برگر " وجود دارد که تمام مواد اولیه خود را با یارانه دولت از طریق سیستم مبادله نیروی زمینی و هوایی وارد می‌کند، همچنین، در پایگاه‌های بزرگ دیگر در عراق و پایگاه هوایی بگرام در افغانستان چندین رستوران‌ و پیتزا فروشی یافت می‌شوند. آن برگر یا پیتزای دو دلاری ممکن است مزه خانه را داشته باشند، اما اگر همه هزینه‌های واقعی را وارد کنیم قیمت آن به بیش از 20 دلار می‌رسد.
این تحلیلگر در ادامه با اشاره به اینکه سرانه سوخت در جنگ کنونی سه برابر بیشتر از سهمیه آن برای هر سرباز در جنگ ویتنام است، به اهمیت سوخت در این مناقشه و توضیح نقش آن در افزایش هزینه‌های جنگی آمریکا می‌پردازد. وی می‌نویسد: یک سرباز مدرن آمریکایی 22 گالن سوخت در روز نیاز دارد. نیروهای آمریکایی در عراق به تنهایی توسط ناوگانی از 5500 تانکر تامین می‌شوند. پنتاگون تخمین می‌زند هزینه تحویل سوخت به خطوط مقدم در افغانستان و عراق به طور متوسط 45 دلار برای هر گالن است. این سوخت به مصرف هلی‌کوپترهای "بلک هاوک " - که برای هر دقیقه‌ای که در هوا هستند 5 گالن مصرف می‌کنند - "هاموی "های زرهی - که با هر گالن 13 کیلومتر طی می‌کنند - خودروهای رزمی "استرایکر " - که با هر گالن تنها 5 کیلومتر طی می‌کنند - و نسل جدید خودروهای ضد مین و ضد کمین (MRAP) که به تعداد زیاد در افغانستان به کار گرفته خواهند شد، می‌رسد. MRAP ها بی‌تردید جان سربازان را نجات می‌دهند، اما زره خیلی سنگینی دارند. وزن این خودروها بسته به نحوه پیکربندیشان از 14 تا 52 تن متغیر است. به ازای هر گالن سوخت، سبکترین MRAP تنها 6.5 کیلومتر و سنگینترین مدل کمتر از یک مایل طی می‌کنند. از آنجا که هزینه سوخت از محل پول قرضی پرداخت می‌شود، هزینه نهایی و واقعی که به ازای هر گالن سوخت بر مالیات دهنده آمریکایی تحمیل می‌شود احتمالا از 100 دلار فراتر می‌رود.
سوخت تنها یک جنبه از هزینه‌های فزاینده‌ جنگ‌هایی است که آمریکا در آنها درگیر شده است. در مجموع تاکنون یک تریلیون دلار در عراق و افغانستان هزینه شده است، اما اگر هزینه‌های متعاقب آن از جمله تسویه پول قرضی و هزینه‌های درمانی سربازان مجروح را در نظر بگیریم هزینه کلی جنگ از 5 تریلیون دلار فراتر خواهد رفت - حتی اگر جنگ همین فردا به پایان برسد. جوزف استیگلیتز، اقتصاددان هاروارد، اکنون عنوان می‌کند که با لحاظ کردن افزایش نیروهای آمریکایی در اوایل 2009 توسط اوباما، یک رقم نهایی نزدیک 7 تریلیون دلار چندان هم غیرقابل تصور نیست. اگر اوباما به درخواست ژنرال پترائوس و مک‌کریستال هزاران نیروی دیگر به افغانستان اعزام کند، هزینه نهایی از آن هم بالاتر خواهد رفت.
وی در انتها با بیان اینکه ارقام دروغ نمی‌گویند، هرگونه پیروزی واشنگتن در این جنگ‌ها را که به نفع آمریکا و مردمش باشد، تخیل عنوان کرده و ادامه می‌دهد: فارغ از هرگونه ملاحظات اخلاقی و عملی دیگر، آمریکا از عهده ادامه تغذیه یک ماشین جنگی سیری‌ناپذیر بر نمی‌آید. گسترش مناقشه به ایران احتمالا خزانه را ورشکست خواهد کرد. یک نفر باید به رئیس‌جمهور اوباما - که قول داده کار را در افغانستان تمام کند - حقیقت را بگوید، و به او توضیح دهد که بهترین راه برای تمام کردن، پایان دادن به این افتضاح شرم‌آور است. رئیس جمهور باید این تصمیم مشکل اما ضروری را بگیرد که به خونریزی پایان داده و سربازانمان را به خانه برگرداند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات