تاریخ انتشار : ۰۱ بهمن ۱۳۸۸ - ۰۹:۴۴  ، 
کد خبر : ۱۳۵۱۴۹

مشخصات الگوی فرهنگی جامعه اسلامی


الگو یا مدل فرهنگی جامعه اسلامی که مبتنی بر اصول و مبانی اسلامی است دارای ویژگی های خاص ذیل است:
الف- جهان بینی توحیدی:
که مهم ترین ویژگی انگاره ی فرهنگی ماست. جهان بینی توحیدی یعنی درک این که جهان از یک مشیت حکیمانه پدید آمده و نظام هستی بر اساس خیر و برکت در رحمت و رسانیدن موجودات به کمال شایسته شان استوار است. نظام هستی طبق این جهان بینی ماهیت از اویی (انالله) و به سوی اویی و (انا الیه راجعون) دارد. این نگرش به نفی تضاد، تناقض میان روح و ماده، دنیا و آخرت، عقل و عقیده و مذهب اجتماع منجر می شود. روح توحیدی همراه با معنویت و اخلاق سبب ارتباط و بهم پیوستگی و انجام تمام مجموعه های فرهنگی در جامعه ی اسلامی می گردد.
ب- معنویت و اخلاق:
فرهنگ اسلام بر پایه معنویت و اخلاق قرار دارد.
ج- توجه به نیازهای معنوی و مادی انسان:
در جهان بینی اسلامی تمامی ابعاد وجودی انسان مورد توجه قرار می گیرد. عرفان، تکنولوژی، غرایز و ملکات اخلاقی، عبادت، سیاست و همه و همه توامان در نظر گرفته می شوند. در سایر مدلهای فرهنگی دیگر معمولا به یکی از ابعاد معنویت یا مادیت توجه می شود. به عنوان مثال در غرب اگرچه در تکنولوژی و دانش و رفاه دنیوی پیشرفت داشته اند اما از سلامت و خوشبختی حقیقی محروم مانده اند. اما در مدل فرهنگ اسلامی اولا آخرت گرایی را در متن زندگی دنیوی قرار داده، یعنی راه آخرت از زندگی و مسئولیتهای اجتماعی و دنیوی می گذرد. در این باره قرآن می فرماید: و لا تنس نصیبک من الدنیا: سهم خود را از دنیا فراموش نکن. (1)
ربنا آتنا فی الدنیا حسنه و فی الاخره حسنه (بقره 201)،
پروردگارا در زندگی این دنیا و آخرت به ما سعادت ببخش.
و پیامبر اکرم (ص) می فرماید: لا رهبانیه فی الاسلام (در اسلام رهبانیت و ترک دنیا جایی ندارد) الدنیا مزرعه الاخره (دنیا کشتزار آخرت است) (2)
و حضرت علی (ع) می فرماید: من لا معاش له لا معاد له (هر که زندگی مادی ندارد، زندگی اخروی نیز ندارد) (3)
ثانیا دوری از لذت ها و نعمت های دنیا به جهت داشتن زندگی معنوی مورد نکوهش قرار گرفته است.
د- تأکید بر عمل و اصل مسئولیت:
در اسلام اصل مسئولیت انسان و این که انسان نسبت به اعمال خوب و بد خود در برابر خداوند مسئول است مطرح است که این خود نشان از هدف و رسالت مهمی است که انسان در زمین دارد. انسان بر حسب بینش اسلامی رسالت خلیفه اللهی دارد. لذا هم می بایست به عنوان مأمور در چارچوب قواعد و احکام الهی عمل نماید و هم زمینه را برای کمال و سعادت خود فراهم آورد و این دو میسر نیست مگر از طریق عمل به احکام دین مبین اسلام.
و- تقوا محوری و اصل ارجمندی انسان ها در عمل و ایمان:
در مدل اسلامی تمایزات و اختصاصات قومی، نژادی، طبقه ای و ... حذف شده است. در قرآن به تکرار آمد است که آفریدگار همه انسان ها را برابر آفریده است و تنها ملاک برتری انسان ها تقوا و تعهد وی است.
یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر و أنثی جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا ان اکرمکم عند الله اتقئکم ان الله علیم خبیر (سوره حجرات آیه 13)
دولت و فرهنگ (سیاسی فرهنگی و اهمیت آن):
دولت ها با هر شکل و صورتی که باشند می بایست در زمینه های مختلف سیاست گذاری نمایند، در زمینه فرهنگ نیز دولت ها در قالب سیاست های فرهنگی تدابیری اتخاذ می کنند، لذا در اجرا و اتخاذ سیاست فرهنگی می بایست به چند نکته توجه داشت:
1. تعیین سیاست های فرهنگی بر اساس منافع ملی با توجه به منابع فرهنگی مذهبی - ملی و نه بر اساس منافع یک یا چند گروه خاص.
2. اعطای آزادی عمل به نهادهای واسطه و آفرینندگان هنری در اشاعه و انتقال فرهنگ و نه فقط حضور یک تنه ی دولت در مصادر فرهنگی.
3. پرهیز از انحصاری کردن همه یا برخی از رشته های فرهنگی و فعالیت های فرهنگی.
بنابراین اگر مباحث فرهنگی در جامعه بر اساس سیاست های باز و قابل انعطاف فرهنگی باشد، یعنی امکان دادن، تشویق کردن و ترغیب مردم در ساختن بناهای فرهنگی آینده، مشارکت فعالانه و قلبی آنها در امور فرهنگی اولا سبب گسترش قلمرو فرهنگ می شود، ثانیا نخبگان و برگزیدگان جامعه نیز ابتکار و خلاقیت بیشتری خواهند داشت. زیرا رها از هر قید می باشند. امروزه اعتقاد بر این است که دولت باید درکنار سایر گروههای اجتماعی به پخش و نشر فرهنگ کمک نماید. فرهنگ مربوطه به حوزه ی عمومی و کلی جامعه است. البته این گفتار نفی نظارت دولت نخواهد بود. دولت حافظ نظم اجتماعی است.
حفظ هویت ملت اساسی ترین سیاست فرهنگی دولت ها:
امروزه بسیاری از کشورهای علیرغم مواجه با بحرانهای سیاسی، نظامی، اقتصادی که از سوی جهانیان بر آنها تحمیل شده است توجه برخی از سیاستمداران و روشنفکران به فرهنگ جلب شده است، چرا که فرهنگ را پدیده ای می دانند که همه رویدادها به آن وابسته است. حتی کشورهای قدرتمند اروپایی امروزه در برابر امواج سهمگین فرهنگ بیگانه و غیر خودی احساس ناامنی می کنند. پدیده ی هویت فرهنگی در آستانه ی قرن 21 چنان مورد توجه قرار گرفته است که حتی برخی جنگ آینده را جنگ فرهنگی می دانند. هانتیگتون تز «برخورد تمدن های» خود را بر این اساس عنوان نموده است. بنابراین حفظ فرهنگ بومی و ملی و نیز توانا ساختن آن اساس سیاست های فرهنگی در جوامع مختلف قرار گرفته است تا به واسطه ی آن ضمن مقابله با تهاجم فرهنگ های بیگانه، توانایی های خود را بیافزاید تا با این افزایش قدرت آفرینشی و ابداعی در چالش با دیگران پیروز بدر آیند.
حفظ هویت فرهنگی آن است که باید فرهنگ ملی و مذهبی را در برابر آن چه که آن را تهدید و مورد تجاوز قرار می دهد، حفظ و حراست کنیم.
کشورهای جهان سوم در حالی که خواهان حفظ هویت فرهنگی خود هستند. اما به جهت برون آمدن از وضعیت عقب ماندگی اقتصادی و تکنولوژیکی به راه غرب می روند و بدون آنکه متوجه باشد در دام غرب گرفتار می شوند. این وابستگی اقتصادی و پیوند نامبارک اگرچه موجبات پیشرفت هایی می شوند اما لطمه به هویت فرهنگ ملی آنان وارد می سازد. و البته کشورهای قدرتمند غربی با برخورداری از امکانات وسیع و برتر ارتباط جمعی و اختصاص دادن بودجه های بسیار سنگین به فعالیت های فرهنگی از چنان نیرویی برخوردارند که به سهولت ارزش های فرهنگی خود را معتبر می سازند و روانه ی کشورهای مغلوب می سازند. بنابراین هر ملتی که بخواهد مستقل و آزاد باشد و از سلطه ی بیگانگان خارج شود می بایست بر عامل وحدت ملی و توانایی های هویت فرهنگی خود تکیه کند. باید بکوشد تا با شناخت درست از اوضاع و احوال جهان و نیز امکانات خود در چارچوب یک برنامه ریزی همه سونگر، تولید ملی فرهنگی خود را فزونی بخشد و به سازندگی فرهنگی، اقتصادی بپردازد. 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات