نکته 1ـ اهداف توسعۀ روستایی در کشورهای خاورمیانه
کاهش فقر در نواحی روستایی
کاهش آسیبپذیری روستاییان
تضمین استفاده پایدار و بهینه از منابع طبیعی.
طبق برآورد بانک جهانی 70 درصد روستاییان در منطقه خاورمیانه، در فقر به سر میبرند و این در حالی است که روستانشینان نزدیک 43 درصد جمعیت کل این منطقه را تشکیل میدهند. پیشبینی میشود که فقر در مناطق روستایی این کشورها دستکم تا 20 سال دیگر ادامه داشته باشد. هدف از اجرای برنامههای توسعه روستایی تنها کاهش فقر نیست. بهبود شرایط زندگی در روستا و در نتیجه کاهش میزان مهاجرت از روستا به شهر نیز از دیگر اهداف توسعه روستایی است.
تغییر در شرایط آب و هوایی و میزان بارندگی، یکی از مشکلات عمده کشورهای این منطقه است. تغییر در میزان بارندگی، باعث تنوع محصولات کشاورزی و در نتیجه تفاوت درآمد خانوارهای روستایی شده است. این مشکل، قشر عظیمی از روستاییان این کشورها را آسیبپذیر ساخته است.
در منطقه خاورمیانه، آب کالایی بسیار کمیاب و با ارزش است. آبیاری زمینهای کشاورزی، نحوه اختصاص منابع آب و مدیریت منابع آب از مشکلات مهم این کشورهاست. استفاده پایدار از منابع طبیعی منطقه در گرو استفاده بهینه از منابع آب است.
نکته 2ـ استراتژیهای عمده در توسعۀ روستایی
ـ عقلاییسازی سیاستهای استفاده از آب و مدیریت منابع آب
ـ بهبود دسترسی به زیرساختهای اقتصادی و اجتماعی
ـ تسهیل در رشد کشاورزی و رقابتپذیری
ـ گسترش و ارتقای فعالیتهای اقتصادی غیر کشاورزی و خصوصی در روستاها
ـ بهبود مدیریت منابع طبیعی و زیست محیطی
توسعه برآمده از خود جوامع روستایی در کنار اصلاحات سیاستی مناسب، ابزارهای اساسی در موفقیت این 5 استراتژی کلیدی توسعه روستایی هستند. «مشارکت» روستاییان در طراحی، اجرا و تداوم برنامهها و طرحهای توسعه روستایی و پیادهسازی اصلاحات سیاستی و قانونی مرتبط با این استراتژیها، تاثیر عمدهای در موفقیت این طرحها دارد.
وضعیت فعلی کشورهای منطقه خاورمیانه
الف ـ اقتصاد، سیاست و کشاورزی
میانگین درآمد سرانه در کشورهای این منطقه (به جز کشورهای حوزه خلیج فارس) حدود 2000 دلار است. در میان این کشورها، یمن با 350 دلار و لبنان با 3700 دلار، به ترتیب پایینترین و بالاترین رقم درآمد سرانه را به خود اختصاص دادهاند.
رشد سالانه بخش کشاورزی در تولید ناخالص داخلی اکثر کشورهای این منطقه، بین 2 تا 5 درصد است. برخی از کشورها مانند مراکش، اردن و کرانه باختری غزه در طول دهه 1990، شاهد رشد صفر یا منفی در این بخش بودهاند.
تغییرات درآمدی در بخش کشاورزی کشورهای منطقه (از سالی به سال دیگر) بسیار بالاست. انحراف معیار در نرخ رشد تولید ناخالص داخلی بخش کشاورزی در مراکش و اردن به ترتیب 33 و 25 درصد بوده است. در دهه گذشته در کشورهایی که بیشترین تغییر در درآمد بخش کشاورزی داشتهاند، رکود بیشتری نیز در ارزش افزوده این بخش به چشم میخورد.
انواع سیستمهای تولید در منطقه خاورمیانه از این قرار است:
ـ عجین با آبیاری بارانی (دیمی)
ـ عجین با زمینهای خشک
ـ چوپانی و شبانی
ـ آبیاریشونده
ـ عجین با مناطق مرتفع
اگرچه همه روشهای تولید کشاورزی در این منطقه وابسته به منابع آب است، اما تغییر و در نتیجه آسیبپذیری این سیستمها، متفاوت است.
سیاستهای استفاده از آب در تمام کشورهای منطقه خاورمیانه، مهم و حیاتی است. سایر حوزههای سیاستی مهم در این کشورها عبارتند از: کاهش منابع طبیعی، حفظ زمینهای کشاورزی، کمکهای غذایی و زیرساخت روستایی.
برای توسعه سیستم آبیاری و عجین با رطوبت، دسترسی به بازارهای صادراتی اهمیت زیادی دارد. کشورهای عضو اتحادیه اروپا بزرگترین شریک تجاری کشورهای این منطقه هستند. قوانین دست و پاگیر این کشورها، مانع عمدهای بر سر راه توسعه صادرات در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقاست.
ب) وضعیت اجتماعی:
نرخ بیسوادی در کشورهای خاورمیانه به ویژه در میان زنان بالاست. به طور میانگین نیمی از زنان این منطقه بیسواد هستند. در نواحی روستایی آمار بیسوادی حتی از این مقدار نیز بالاتر است. در یمن و مراکش تنها نیمی از کودکان روستایی در مدارس ابتدایی درس میخوانند. این آمار در مناطق شهری بین 80 تا 90 درصد است. در بسیاری از این کشورها، امکان دسترسی روستاییان به آب آشامیدنی سالم و بهداشتی و نیز امکانات فاضلاب بسیار کم است. برای شهرنشینان این نواحی نیز این مشکل کم و بیش وجود دارد.
حفظ سلامت عمومی در روستاهای این منطقه چندان مناسب نیست و این مشکل با تغییر در بارندگی و در نتیجه تولیدات کشاورزی تشدید میشود. این مشکلات، آسیبهای اجتماعی فراوانی را برای قشر عظیمی از روستاییان به همراه آورده است.
استراتژی توسعه روستایی بانک جهانی تاثیر زیادی در این کشورها داشته است. اگرچه موضوعات مورد توجه در این استراتژی همچنان به قوت خود باقی است، اما استمرار اقدامات (فعالیتها و وامدهی) به مروز زمان پختهتر شده که در امور ذیل بازتاب داشته است:
ـ انجام بررسیهای دقیقتر و موشکافانهتر در بخشهای مختلف (به عنوان مثال بخشهای کشاورزی و آب در یمن و توسعه روستایی در مراکش)
ـ مشارکت مؤثر کاربران و سایر نهادهای اجتماعی (مانند بخشهای تامین آب روستاها، مدیریت منابع طبیعی و عملیات آبیاری و زهکشی) بر مبنای ارزیابیهای اجتماعی.
آموختهها
اقدامات چند سال اخیر بانک جهانی آموختههای فراوانی را در برداشته است. بانک جهانی امیدوار است با به کارگیری این نکات در تدوین استراتژیهای آینده، به موفقیت بیشتری در توسعه مناطق روستایی دست یابد.
بانک جهانی در اجرای طرحهای توسعه روستایی باید توجه بیشتری به محدودیتهای سیاسی و ظرفیتهای نهادی داشته باشد. طراحی و اجرای پروژههای توسعه روستایی نیازمند توجه بیشتر و ارزیابی دقیقتر از نهادهای اجرایی و سیاسی است.
در برخی از کشورها باید توجه بیشتری به فعالیتهای غیر وامی شود. بانک جهانی با تاکید بر مزیت نسبی خود در ارائه مشاورههای سیاستی و تحلیلی میتواند گامهای مؤثرتری در توسعه روستایی بردارد. وامدهی باید منعطف بوده و این انعطاف بر مبنای کارهای تحلیلی باشد.
تغییر در شرایط آب و هوایی و درآمد روستاییان، تاثیر متفاوتی بر تصمیمگیریهای سیاستی در کشورهای مختلف منطقه دارد. هدف بسیاری از دولتها در این منطقه رسیدن به قیمتهای پایدار بین مصرفکننده و تولیدکننده است. اما چارچوبهای سیاستهای اقتصادی و کشاورزی این مناطق با تغییر شرایط آب و هوایی و میزان تولید در آنها سازگار نیست.
بخش خصوصی و جوامع روستایی باید به مشارکت در انجام طرحهای توسعه روستایی تشویق و ترغیب شوند. دستیابی به موفقیت پایدار، نیازمند مشارکت و همکاری گسترده است. بسیاری از برنامههای توسعه روستایی به دلیل نبود مشارکت و همکاری مؤثر اجتماعی، دستاوردهای مطلوبی نداشتهاند.
ـ در توسعه روستایی باید بیش از پیش بر طرحهای خود (کوچک مقیاس) با هدف توسعه زیرساختهای روستایی و مدیریت منابع طبیعی توجه داشت. در کشورهای خاورمیانه، پروژههای کوچک که توسعه زیرساختهای روستایی را هدف قرار دادهاند، دستکم چهار ویژگی مطلوب دارند:
ـ بیش از پروژههای بزرگ نیازمند نیروی کار (کاربر) هستند.
ـ روستاییان بیشتری در اجرای آنها مشارکت دارند.
از پایداری بیشتری برخوردارند، چون همکاریهای روستایی، امکان انجام و تداومبخشی بیشتری به آنان میدهد
ـ تجزیه خاورمیانه نشان داده است که سود بیشتری عاید روستاییان فقیرتر میکنند.
ـ بانک جهانی باید به پیامدهای منفی ادامه وضعیت موجود در رابطه با امور بلندمدت و نیازمند اصلاحات ساختاری (نهادی) توجه نماید. تغییر در سیاستهای اجرایی نیازمند زمان طولانی است. بنابراین بانک جهانی باید به گفتوگو و مذاکره در این باره ادامه دهد، حتی اگر تاثیر کوتاه مدت این تلاشها اندک باشد. این مذاکرات دستکم میتواند در مدیریت منابع طبیعی یا اصلاحات قانونی و تعرفهای تاثیرگذار باشد. بیتوجهی به موافقتهای انجام شده در موارد فوق، میتواند به عنوان دغدغهمند نبودن بانک قلمداد شود.
ـ بانک جهانی باید به ضرورت مدیریت یکپارچه منابع آب توجه داشته و این امر را در مذاکرات سیاسی با دولتها و استفادهکنندگان منابع آب، مورد تاکید قرار دهد. بانک باید اطمینان یابد که تمام پروژههای ایجاد و احیای منابع تامین آب، از مشارکت عناصر مدیریتی متقاضی برخوردار است.
ـ نبود شاخصهای مناسب برای توسعه روستایی مانعی بر سر راه برنامهریزی و ارزیابی پروژهها محسوب میشود. بدون وجود دادههای کافی، نمیتوان بسیاری از پروژهها را به درستی برنامهریزی کرده و مورد ارزیابی قرار داد. در مناطق دور افتاده روستایی برآورد درست کمبودها و کاستیها دشوار است و اغلب سیاستهایی که در این مناطق برای افزایش درآمد روستاییان در نظر گرفته میشود، بدون بررسی دقیق بوده و نمیتواند فرصتهای پایداری برای افزایش درآمد پدید آورد.
اهداف
ـ کاهش فقر در روستاها. هدف کلی همه طرحهای توسعه روستایی، کاهش فقر در این نواحی است. سایر اهداف و سیاستهای توسعه روستایی با توجه به این هدف کلی تدوین و اجرا میشوند.
ـ کاهش آسیبپذیری در مناطق روستایی. بسیاری از روستاییان درآمدهای متغیری دارند و این به معنای آن است که درصد جمعیت آسیبپذیر روستایی زیاد است. کاهش آسیبپذیری لزوماً به معنای کاهش فقر نیست، اما سیاستهایی که برای کاهش آسیبپذیری به اجرا درمیآید، میتواند فقر را در سطح قابل قبولی نگاه دارد. اجرای این سیاستها از افزایش تعداد روستاییان فقیر جلوگیری میکند و فرصتهای جدیدی را برای بهبود شرایط زندگی برای همه روستانشینان فراهم میکند.
ـ تضمین استفاده پایدار از منابع طبیعی: آب، زمین، جنگلها و مراتع، چهار منبع طبیعی هستند که اساس زندگی روستاییان را تشکیل میدهند. این منابع ناپایدار و کمیاب هستند. هدف بانک جهانی استفاده پایدار از این منابع برای مدتی طولانی است.
استراتژیها
ـ عقلاییسازی مدیریت منابع آب و سیاستهای آب: در کشورهای خاورمیانه، استفاده بهینه از منابع آب نقش حیاتی در موفقیت طرحهای توسعه روستایی دارد. بهبود عملکرد و بهرهوری در مدیریت آب نیازمند اصلاحاتی در سیستمهای طرحریزی، اجرا و سیاستگذاری است. همچنین برای تقویت نقش بخش خصوصی و دولتی و نهادهای اجتماعی روستاها، باید چارچوبهای اجرایی، قانونی و سیاسی مورد بازنگری و در صورت امکان بازسازی و اصلاح قرار گیرند.
ـ بهبود دسترسی به زیرساخت اقتصادی و اجتماعی. منظور از زیرساختهای اجتماعی، آموزش و بهداشت در مناطق روستایی است. زیرساختهای اقتصادی نیز شامل جادههای روستایی، سیستمهای تامین آب آشامیدنی، تسهیلات برقرسانی، و همچنین دسترسی به فنآوری اطلاعات است. دسترسی به این امکانات برای افزایش درآمد روستاییان کشاورز و غیرکشاورز امری ضروری محسوب میشود. همچنین باید امکاناتی برای افزایش دسترسی زنان روستایی به این خدمات ایجاد شود. کشورهای مصر، مراکش و یمن از جمله کشورهایی هستند که در آنها میزان ثبتنام دختران در مدارس روستایی افزایش یافته است.
ـ تسهیل در رشد کشاورزی و رقابتپذیری. جلوگیری از رکود در بخش کشاورزی و کمک به رشد این بخش باعث افزایش درآمد روستاییان شده و در نتیجه عاملی مؤثر در کاهش فقر است. تغییر سیاستها تضمین تصدی زمینها، ایجاد مزارع حاصلخیز و خودکفا از نظر اقتصادی. تسهیل در رقابت، زیرساختهای بازاریابی، فرآیندهای تولید مناسب برای کشاورزان و حمایت از تغییرات فنآوری مؤثر در پیشرفت کشاورزی، همه و همه باعث تشویق کشاورزان به فعالیت بیشتر و افزایش رقابتپذیری در منطقه میشود. افزایش رشد و بهرهوری در صادرات کشاورزی مستلزم رفع موانع مربوط به صادرات، یعنی حفاظت شدید در برابر تجهیزات کشاورزی یا صنعتی قابل واردات، ارزشگذاری بیش از حد بر نرخهای تبادل ارز است. به علاوه باید در کشورهای خاورمیانه، برای افزایش صادرات کشاورزی تغییراتی در سیاستهای حفاظتی نخستین شریک تجاری آنان یعنی کشورهای اتحادیه اروپا ایجاد شود. تدوین سیاستهای تجاری مناسب و سیستم قیمتگذاری بر روی محصولات کشاورزی از اولویتهای استراتژیک بخش کشاورزی است که میتواند ثبات بیشتری در درآمد کشاورزان ایجاد کند. سیاستهای کشاورزی در این مناطق باید با آب و هوای متغیر این ناحیه که گاه به شدت بارانی و گاه خشک است سازگاری داشته باشد. تحقیقات و ترویج کشاورزی باید با برداشتن موانع از سر راه کشاورزان، امکان تولید محصولات متنوعتر را برحسب شرایط آب و هوایی هر منطقه فراهم کند. به علاوه باید تحقیقاتی نیز در زمینه آبیاری بهینه و انتخاب روشهای آبیاری با توجه به نوع محصول و شرایط آب و هوایی هر منطقه انجام دهد. مسائل مربوط به تصدی زمینهای کشاورزی، از مهمترین موانع افزایش بهرهوری در بخش کشاورزی است که نیازمند اصلاحات ارضی مناسب است. برنامههای توسعه روستایی باید به حل این مشکل عمده نیز اهتمام ورزد. باید پس از انجام تحلیلهای سیاستی در این کشورها، سرمایهگذاری مناسبی برای توسعه ظرفیت نهادهای دولتی بویژه در حوزه کشاورزی و منابع طبیعی صورت گیرد.
ـ گسترش و ارتقای فعالیتهای اقتصادی. یکپارچهسازی کامل همه فعالیتهای روستایی در بخشهای غیر کشاورزی یکی از عمدهترین چالشها در اجرای طرحهای توسعه روستایی است. اقدامات مختلفی میتواند برای بهبود مؤثر اقتصاد روستایی در بخشهای غیر کشاورزی صورت گیرد. به عنوان مثال سیاستهای کشاورزی میتواند فعالیتهای غیر کشاورزی مانند صنایع تبدیلی، سایر صنایع و بخشهای خدمات و تجاری را که مشخصه یک بخش کشاورزی مدرن هستند، گسترش دهد. پروژهها و سیاستهای مناسب در این زمینه نه تنها باید اقتصاد غیر کشاورزی را بهبود بخشد، بلکه باید با اتخاذ تدابیر مناسب، روستانشینان را به انجام فعالیتهای غیر کشاورزی تشویق کند. نهادها و دولتهای محلی باید با همه توان و امکانات خود در فعالیتهای نظیر برنامهریزی برای بهرهبرداری مناسب از زمینهای زراعی، اجرای برنامههای آموزشی، سرمایهگذاری در توسعه زیرساختها، قانونگذاری و تامین منابع مالی، مشارکت و همکاری نمایند. تسهیل در راهاندازی و توسعه قطبهای شهری کوچک (شهرکها) جهت توسعه منطقهای، میتواند باعث افزایش درآمد و ایجاد اشتغال در بخشهای غیرکشاورزی شود.
ـ بهبود مدیریت منابع طبیعی و منابع زیست محیطی. توسعه پایدار ارتباط تنگاتنگی با مدیریت پایدار منابع طبیعی دارد. بررسی تاثیر پروژهها بر استفاده پایدار از منابع طبیعی باید به عنوان مساله مهمی در طراحی و اجرای همه پروژههای توسعه روستایی مدنظر قرار گیرد. در کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا، آب بسیار کمیاب است و دخالتهای نابجای انسان، مناطق کشاورزی حاصلخیز، به ویژه مراتع را تهدید میکند.
طرحهای اقدام
طرحهای اقدام بانک جهانی در هر یک از کشورهای خاورمیانه، بر حسب نوع کشور و موضوعات عمده مطرح در آن، تدوین و اجرا میشود. این طرحها در ارتباط با 5 استراتژی تدوین شده بانک جهانی تعیین میشوند و فعالیتها و اقدامات بانک را در جهت تحقق این استراتژیها راهبری میکنند. همچنین این طرحها شامل شاخصهایی برای ارزیابی عملکرد اقدامات هستند. به عبارت دیگر اقدامات بانک جهانی باید با معیارهای ویژهای که توسط این استراتژیها تعیین شدهاند، مطابقت داشته باشد. ارزیابی عملکرد اقدامات برحسب این شاخصها، میزان موفقیت آنها را در آینده نشان خواهد داد. این طرحهای اقدام با در نظر گرفتن سایر موضوعات مهم مانند تغییر اولویتهای هر کشور و دخالت سایر ذینفعان مالی، تکمیل خواهد شد.
طرحهای اقدام، طرحهایی فرابخشی هستند و بنابراین اجرای موفقیتآمیز آنها وابسته به حمایت واحدهای مختلف بانک جهانی، وزارتخانههای فنی کشور ذیربط، بخش خصوصی، سازمانهای غیردولتی و سایر مؤسسات کشور میزبان است.
از آنجایی که این طرحهای اقدام برای هدایت اقدامات بانک جهانی، توسط کارکنان آن طراحی شدهاند، در آغاز باید برای تبادلنظر و جلب همکاری دولت و کل جوامع روستایی در اختیار آنان قرار گیرد. بانک جهانی باید راهکارهایی را برای جلب مشارکت سایر ذینفعان و سرمایهگذاران در اجرای این طرحها بیابد.
برای بررسی مستمر اجرای طرحهای اقدام باید تیمهای کارآمد و مجربی از سوی بانک جهانی در کشورها حضور داشته و به اطلاعات مناسبی درباره شاخصهای اجتماعی و اقتصادی و روستایی دسترسی داشته باشند.
پیادهسازی
در پیادهسازی طرحهای اقدام، بانک و سایر ذینفعان مالی باید موقعیت مناطق روستایی را در کشورهای مختلف در نظر بگیرند. با توجه به این تفاوت و تنوع باید در هر منطقه برحسب ویژگیهای خاص اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آن، ابزارهای مناسبی برای پیادهسازی طرحها به کار گرفته شود. بنابراین طرحهای توسعه روستایی باید مختلف و متنوع باشند.
تشویق مردم به مشارکت مؤثر در بهرهبرداری از فرصتهای مناسب برای رسیدن به رفاه بیشتر، رویکرد مؤثری در توسعه روستایی است. این رویکرد کلگرایانه است و رفاه همۀ روستاییان را مدنظر دارد. بنابراین شامل مشارکت همه مردم در اجرای طرحها میشود.
هماهنگی میان نهادهای مختلف اجتماعی و مشارکت آنها در فرآیند تصمیمگیری، تاثیر به سزایی در اجرای موفقیتآمیز طرحها دارد. به عنوان مثال طرح آموزشی در یک کشور خاص میتواند با مشارکت بخش آموزش بانک جهانی وزارت آموزش و پرورش و مسؤولان آموزشی هر منطقه اجرا شود. همزمان با این طرح و در همان منطقه بانک جهانی پروژههای دیگری را در رابطه با بهداشت و آبیاری در دست اقدام دارد. این طرحها به موازات یکدیگر و با همکاری مؤثر نمایندگی بانک جهانی و مؤسسات و نهادهای محلی کشور میزبان به اجرا در میآید. اختصاص صندوق توسعه روستایی، روش دیگری است که در کشور مراکز به طور آزمایشی اجرا شده است.
بنابر توصیۀ کمیتۀ توسعۀ روستایی متشکل از نمایندگان وزارتخانههای ذیربط، صندوق توسعۀ روستایی در استانهای مختلف این کشور تاسیس شده و مورد بهرهبرداری قرار گرفته است. این صندوقها بودجه لازم برای تکیل برنامههای توسعۀ روستایی را بر حسب درخواست مسؤولان در مورادی که قبلاً از سوی دولت هزینهای در نظر گرفته نشده، تامین میکند.
این روش، تاثیر مهمی بر تحقق استراتژیها و اهداف توسعه روستایی در کشورهای خاورمیانه داشته است. صندوق توسعه روستایی همچنین با جلب حمایت و همکاری نهادهای اجتماعی، سازوکارهای اجرایی منطقه را در طرحریزی، هماهنگی و اجرای پروژهها اصلاح میکند. موضوع دیگر در اجرای طرحهای اقدام، کمک به اختصاص منابع و نیروی انسانی به فعالیتهای توسعۀ روستایی است. بانک جهانی با افزایش تقاضای کارکنان این کشورها برای مشارکت هر چه بیشتر در فعالیتهای استراتژیک مانند تحلیل سیاسی و اقتصادی و تبادل دانش مواجه است. به عنوان مثال تجربه در بسیاری از مناطق نشان میدهد که گزارشهای علمی جدید بسیار مؤثرتر از گزارشهای قدیمیتر بوده است. بانک جهانی نباید برای دسترسی به همه خدمات مورد نیاز در روستاها به ظرفیت داخل کشور تکیه کند، بلکه میتواند منابع را برای تامین بهترین خدمات از سایر کشورها داشته باشد. بانک جهانی برای کاهش فقر در روستاها باید تیمهای مجرب و بینبخشی داشته باشد. برای بهبود و اثربخشی این کمکها، ارتباط نزدیک میان نمایندگیهای بانک جهانی ضروری است. این همکاری میتواند به اشکال مختلف باشد. رایجترین روش،همکاری در امور مالی است. بسیاری از کشورها از طریق مؤسسات داخلی و بینالمللی میتوانند مجوزهای بهرهبرداری لازم را بگیرند. همکاری بین جوامع بینالمللی با بهبود تبادل اطلاعات تاثیر به سزایی بر بهبود استراتژیها و برنامهها در هر کشور دارد.