خلیل اسفندیاری / Sfandiary_2000@yahoo.com
انتظارات جامعه از دانشگاه بالا و بسیار است و این به سبب تواناییهایی است که این محیط علمی- جوان و پرشور در خود دارد. در یک بیان اجمالی میتوان اهم این انتظارات را در موارد زیر برشمرد:
جبران فاصله علمی با دنیا
ارتباط مداوم و مستمر با دنیای علم و حضور در متن وقایع- دستاوردها و چالشهای علمی دنیا، مهمترین ویژگیهای محیطهای دانشگاهی است. استفاده از این توانایی و فرصت، به منظور جبران فاصه علمی، به وجود آمده، انتظار بدیهی عموم از دانشگاهها به شمار میرود.
تزریق روحیه، امید و شوق کار به جامعه
جامعه دانشگاهی، مملو از جمعیتی است که از مهمترین ویژگیهای آنان جوانی آنهاست که این جوانی به تبع خود زاینده شور، تحرک و فعالیت است، شور و تحرکی که لازم است در مسیری کارساز مورد هدایت قرار گیرد. انتظار بدیهی جامعه از محیط دانشگاهی آن است که ضمن زنده و پویا نگهداشتن این شور در درون خود، به صدور آن به بیرون از محیط خویش نیز اقدام کرده، این روحیه کار و شور عمل را به محیط پیرامونی خود نیز تزریق نماید. این نیاز به خصوص آنگاه که جامعه در نتیجه دخالت عوامل متعدد به سمت رکود گام برمیدارد و محسوستر و شدیدتر میشود و این وظیفه دانشگاههاست تا به این نیاز جامعه از طریق برنامهسازی و برنامهریزی لازم پاسخ مناسب دهد.
شناسایی و پاسخ به شبهات
افکار عمومی به تبع زنده و پویا بودن خود در معرض پرسشها و شبهاتی است که از درون و بیرون جامعه بر او وارد میشود، چنانچه این پرسشها و شبهات به موقع شناسایی شده، بدانها پاسخ مناسب داده شود میتواند به تعالی فکری آن بینجامد ضمن آن که در صورت نیافتن پاسخ مناسب میتواند به عنوان یک آسیب جامعه را در معرض تهدید قرار دهد. از وظایف دانشگاههاست که هماهنگ و همراه با حوزههای علمیه به امر مهم پاسخگویی مناسب و به موقع به این پرسشها اقدام کرده، متناسب با شرایط مخاطبین خود ذهنهای کنجکاو و پرسشگر را به زلال معرفت سیراب نماید.
نقد علمی برنامهها و رفتار مسوولین
دانشگاهها به عنوان یکی از پایگاههای فکری و علمی جامعه و کانون اندیشمندان و پژوهشگران، وظیفه مهم نقد علمی طرحها، برنامهها، تصمیمات و رفتار دولتمردان را بر عهده دارند و جامعه انتظار دارد تا دانشگاهها ضمن نقد، پیشنهادها و رهنمودهای اجرایی و علمی برای گشایش امور کشور را به مسوولین امر ارایه نماید. انجام بهینه این وظیفه مهم و پاسخ مطلوب به این انتظار عمومی، باعث ارتقای جایگاه دانشگاه در عرصه مدیریت کشور شده، نهادها و دستگاهها به آنها به مثابه ناظر غیر رسمی اعمال و رفتار خویش نگاه خواهند کرد.
کمک به امر شفافسازی آرا و اندیشهها
جامعه پویای ایران، یک جامعه متکثر به لحاظ سلیقه، آداب و رسوم و ... است. این تکثر در عرصه عقاید و سلایق سیاسی- فکری نیز به وضوح دیده میشود و هر گروه، حزب و سلیقهای تلاش دارد با استفاده از توان تبلیغی و رسانهای که در اختیار دارند به طرح و نشر عقیده یا سلیقه خود بپردازد. عمده این طرح عقاید و سلایق به صورت یک سویه شکل گرفته، بعضاً صاحبات دیدگاهها با هواداران آنها در صحنه مطبوعات به طرح "از راه دور" آنها میپردازند. اما در این میان کمتر مجال آن فراهم میآید تا عقیده یا سلیقه "سره" از "ناسره" متمایز گردد و همین مبهم بودن فضا، این فرصت را برای غوغاسالاران فراهم مینماید تا به اغواء افکار عمومی بپردازند. در این جا است که نقش دانشگاهها برای شفاف ساختن عرصه رقابت افکار و آرا و نیز تمیز عقاید و سلایق "سره" از "ناسره" مشخص میشود. دانشگاهها ابزار مختلفی برای تحقق این مهم در اختیار دارند که از جمله آنها فراهم ساختن زمینههای انجام مناظرات با حضور اصحاب افکار و سلایق مختلف است تا در اثنای آن میزان عیار، خلوص و کارآیی افکار و آرا مشخص شود. جامعه از دانشگاهها، انجام این رسالت مهم را نیز انتظار دارد.
با تأملی اجمالی بر عملکرد و فعالیتهای این محیطهای علمی درمییابیم که آنها تا رسیدن به نقطه مورد انتظار فاصلهای طولانی دارند. هنوز امر مناظره در دانشگاه، جایگاه خود را نیافته و رغبت برای حضور در آن در میان مسوولین سیاسی- اقتصادی- فرهنگی به ندرت دیده میشود. حتی اگر مناظرهای نیز برپا میشود عمدتاً در موضوعات سیاسی (جناحی) است.
دلایل متعددی را میتوان به عنوان عوامل رونق نیافتن مناظرات در دانشگاهها برشمرد. عواملی که حاصل جمع آنها منجر به غریب ماندن پدیده مناظره در دانشگاهها شده است. از این عوامل میتوان تحت عنوان آسیبهای مناظرات نیز یاد کرد. آسیبهایی که باعث شده نقد رو در رو و چهره به چهره دیدگاهها با حضور هیأت منصفههای عمومی و دانشگاهی، رخت بربندد. از جمله این عوامل و آسیبها میتوان به موارد زیر اشاره نمود:
1- بیاعتقادی یا بیاطلاعی به اهداف و آداب مناظره
معتقد و مطلع بودن نسبت به اهداف، آداب و اصول یک مناظره علمی، نکته مهمی در به ثمر نشستن آن است. عدم اعتقاد یا عدم اطلاع طرفهای مناظره یا مخاطبان آنها به این اهداف، آداب و اصول، جدیترین آسیبی است که باعث رکود مناظره در دانشگاهها شده است.
1-1- اهداف مناظره
الف: روشن شدن نقاط ضعف و قوت دیدگاهها و آرا از مهمترین اهداف و ثمرات یک مناظره علمی است به شرط آن که با رعایت جمیع جهات آن صورت پذیرد. در ارایه یک سویه دیدگاهها، آرای در معرض نقد و بررسی رو در رو قرار نمیگیرد.
هر صاحب دیدگاهی، رأی و فکر خود را صواب میپندارد و از این رو در صدد اصلاح یا تعدیل یا تکمیل آن نیز برنمیآید. اما اگر این رأی به عرصه نقد و بررسی چهره به چهره با حضور منتقدین آن وارد شود فرصتی فراهم میگردد تا صاحبان دیدگاهها با اشکالات نظر و رأی خود آشنا شده در صدد تصحیح آن برآیند. اگر این اصلاح دیدگاهها صورت نگیرد، صاحبان دیدگاهها و سلیقههای ناصواب به دلیل عدم علم به اشکالات ایدهها و سلایق خود، در صورت تصدی کرسیهای مسوولیت، آن را مبنای کار خود قرار میدهند و از این جاست که مضرات سلطه ایدهها و سلایق ناصواب بر امور مختلف کشور بروز مییابد. مضراتی که چه بسا جبران ناپذیر نیز باشد. اما اگر در عرصه مناظرات، افکار و سلایق خود را عرصه نمایند و به اصلاح عیوب و اشکالات خود بپردازند خواهند توانست در صورت تصدی کرسیهای مسوولیت، عملکردی مفید، مقبول و مطلوب از خود ارایه دهند.
ب: اگر مناظرات چهره به چهره با رعایت همه شرایط و جوانب آن صورت گیرد میتواند به تلطیف روابط میان گروهها،احزاب ارباب اندیشه و نظر نیز منجر گردد. این خاصیتی است که مناظرات و مباحثات از نوع دیگر (مکتوب و مطبوعاتی) فاقد آن است و چه بسا مباحثات مکتوب و مطبوعاتی از چارچوب خود نیز خارج شده، شکل جدل نیز به خود بگیرد. البته این آسیب، مناظرات چهره به چهزه را نیز تهدید میکند اما به واسطه آن که مناظرات چهره به چهره در حضور مخاطبین و با قضاوت مستقیم آنان انجام میگیرد از میزان آن کاسته میشود.
ج: رونق یافتن بازار مناظرات علمی میان اصحاب و مسوولین سیاست، اقتصاد، فرهنگ و .... در محیطهای بخصوص دانشگاهی، موجبات تحرک عملی مضاعف این مراکز خواهد شد و دانشگاهیان بخصوص دانشجویان را به سمت افزایش مطالعات و تقویت و توسعه اطلاعات علمی روز سوق خواهد داد تا به شکل فعالتری در عرصه نقد، تحلیل و درک این گونه مناظرات حضور یابند.
2-1- آداب مناظره
الف: ادب اسلامی و اخلاق انسانی حکم میکند که در هر برنامه و واقعهای حرمت همنوع نگهداشته میشود.
مطابق این ادب و اخلاق، لازم است در هر برنامهای که تحت عناوین "میزگرد- مناظره- نقد و بررسی آرا، ..."برگزار میگردد. ضمن حفظ حریم و حرمت شخصیت طرفهای مناظره، آرا و افکار آنها مورد بررسی و نقد و نظر قرار گیرد و از هر گونه ایراد اهانت، اتهام یا تمسخر به طرف مناظره پرهیز شود.
ب: محیط و مجری برنامه مناظره باید به گونهای انتخاب شود که شائبه جانبداری گردانندگان آن از طرفی از طرفهای مناظره به ذهنها متبادر نشود.
ج: شرکتکنندگان در مناظره ضمن جمعآوری و بسیج همه اطلاعات و داناییهای خود در خصوص موضوع مناظره، باید با قلب و سری عاری از هر گونه تعصب در میدان مناظره حضور یابند. چرا که هر گونه تعصب بر روی آرا و اندیشهای خاص بدون اتکا به دلایل علمی و متقن باعث خواهد شد تا پروژه مناظره به سمت مسایل و مباحث حاشیهای و احیاناً خروج از مدار انصاف، احترام و عدالت کشیده شود.
د: طرفهای مناظره و بالطبع هواداران هر کدان از آنها باید از آمادگی لازم برای پذیرش آرا و ایدههای مقابل خویش را که به صورت علمی - متقن ارایه میشود را داشته باشند.
همچنین این شجاعت در آنها وجود داشته باشد که آنگاه که متوجه ضعف استدلال و اشتباه رأی و نظر خود شدند آن را بپذیرند و این پذیرش اشتباه را نه به عنوان "یک شکست" بلکه "گاهی در جهت تعالی و پیشرفت" خود تلقی نمایند. البته در زمینه نقش مخاطبین و حاضرین نیز باید به این سطح از بلوغ علمی رسیده باشند که از "تبدیل شدن میز مناظره" به "زمین بازی " که در پایان وقت مقرر لاجرم "یک برنده و یک بازنده" از آن بیرون خواهند آمد، جلوگیری کنند. مخاطبین و حاضرین در جلسه مناظره نیز باید "روحیه حقیقتپذیری و پذیرش اشتباه" از سوی طرفهای مناظره را تقویت و تشویق نمایند تا بدین وسیله راه برای عبور از تعصب و تحجر و ورود به مرحلهای نوین از مبادله افکار و تعدیل آرا گشوده شود.
و: موضوع مناظره باید مشخص و حریم و چارچوب آن از سوی طرفهای مناظره رعایت شود.
چه بسا افرادی باشند که چون خود را از ادامه مناظره حول موضوع مشخص شده ناتوان میبینند به تاکتیک "تعویض موضوع مناظره" دست زده، طرف مقابل خود را به وادی جدای از میدان اصلی و مشخص شده، مناظره میکشانند. در درجه نخست حفظ این چارچوبها باید مورد توجه و عمل طرفهای مناظره قرار گیرد ضمن آن که تبحر مجری مناظره در کنترل چارچوبها و پیشگیری از انحراف بحث از محور اصلی در جلوگیری از این وضعیت، مهم و تعیین کننده میباشد.
2- تلاش و مانع تراشیهای غوغاسالاران
فضای پرابهام مناسبترین محیط برای زیست غوغاسالارانی است که چون خود فاقد بنیان فکری و علمی متقن هستند، از هر آنچه که بخواهد به افشای محتوایی آنها و در نهایت ماهیت فرصتطلبیشان کمک کند لذا تمام سعی خود را کرده و میکنند تا از شکلگیری و تداوم اموری از قبیل "مناظره و جلسات نقد و بررسی آراء سلایق و افکار" جلوگیری نمایند.
غوغاسالاران و فرصتطلبان جهت موفقیت در این پروژه خود از ابزار و تاکتیکهای مختلفی استفاده میکنند. اهم این ابزار مورد استفاده فرصتطلبان غوغاسالاری برای پا نگرفتن مناظره به این شرح است:
1- بزرگنمایی وجود اختلاف میان افراد و گروهها
2- ناچیز و غیرقابل توجه جلوه دادن وجوه اشتراک میان گروهها و افراد
3- بیفایده توصیف و پیشبینی کردن مناظره
4- تهدید آفرین و خطرناک جلوه دادن افراد و گروهها نسبت به یکدیگر
5- توسل به طعنه، تمسخر و تحقیر طرف یا طرفهای حاضر یا مستعد و مشتاق به انجام مناظره
3- بالا بردن هزینههای ناشی از تقبل اشتباه در کشور
جایزالخطا بودن انسان و عدم اشراف کامل و جامع او به امور و ناکافی بودن دانشش جهت تمیز و تشخیص دقیق "افکار، سلایق، پدیدهها و امور سره از ناسره" ایجاب میکند که گاهی در مسیر این تشخیص دچار اشتباه گردد. این دچار اشتباه شدن، بخصوص اگر علیرغم سپری کردن مراحل علمی تحقیق و بررسی، صورت گرفته باشد چندان محل ایراد نیست، بلکه آنچه که محل ایراد و نکوهش است، اصرار بر اشتباه و عدم تلاش برای بیرون آمدن از آن است. دستها و دستگاههای مختلف جامعه باید هماهنگ و همراه با هم تدابیری را اندیشیده، آن را جهت اجرا مورد حمایت قرار دهند تا به موجب آن تدابیر، زمینههای پی بردن افراد و گروهها به اشتباهاتشان (چه در مرحله تصمیمگیری و چه در مرحله برنامهریزی و اجرا) به وجود آید و هزینههای پذیرش اشتباه کاهش یابد.
متأسفان در شرایط فعلی، چنین احساس میشود که این هزینهها بالاست. اگر حزبی، گروهی یا فردی بیاید و اعلام نماید که بر اساس تحقیقاتش دریافته است که پیش از این در خصوص فلان موضوع، بر روی موضوعی اشتباهی حرکت میکرده و آن را به صراحت اعلام نماید. گروهها و افرادی هستند که این پذیرش اشتباه را به مثابه یک فتح بزرگ برای اثبات خود قلمداد کرده، همه توان تبلیغی خود را برای در هم شکستن شخصیت، موقعیت و احیای رتبه و مقام علمی- سیاس- اجتماعی و ... فرد یا گروه مزبور به کار میگیرند. به همین خاطر است که چه بسا افراد یا گروههایی باشند که در محافل خصوصی، از اشتباهات خود چه در عرصه تصمیمگیری و چه در زمینه رفتار و موضعگیریشان سخن بگویند اما از بروز و اظهار آن در محافل عمومی و مناظرات پرهیز نمایند. تداوم این روند میتواند به بروز دوگانگی میان رفتار و گفتار عمومی با رفتار و گفتار خصوصی افراد و گروهها منجر گردد و این آفتی است که آسیبهای خاص خود را به دنبال خواهد داشت.
4- شفاف نبودن مواضع
مبهمگویی و بیان با ایهام مواضع و دیدگاهها از دیگر موانع مهم در راه شفافسازی مواضع افراد و گروههاست. این عدم صراحت و دقت در تعریف و تعیین مواضع و دیدگاهها از سوی افراد و گروهها سبب شده و میشود تا موضوع و محورهای مورد اختلاف نامشخص بماند.
در چنین شرایطی، ایراد سخن و انجام رفتار به مقتضای حال مخاطب و اوضاع، بر سیره گفتاری و رفتاری افراد و گروهها حاکم میشود و افراد و گروهها از هر گونه اقدام و حرکتی که به افشای این شیوه رفتار و گفتار آنها بینجامد و آنها را به چالش بکشاند پرهیز میکنند. لاجرم در چنین اوضاعی، ابتداییترین زمینه لازم برای مناظره که عبارت از شفاف و صریح بودن مواضع است فراهم نخواهد شد و تکگوییها و تفسیر به رأی افراد و گروهها از احکام، عقاید و قوانین، مجال جولان خواهد یافت.
5- هراس برخی افراد و گروهها از افشای ماهیت واقعی خود
افراد با گروههایی که مشرب فکریشان درونی نبوده، ترجمه و تقلید از اندیشههای بیگانه، تغذیهکننده آنها محسوب میشود گریزانترین افراد و گروهها از پای میزهای مناظره هستند. اینان در عرصه گفتمان یک جانبه و طرح نظر از طریق رسانهها و ابزار در اختیار خود، تمام تلاش خود را به کار میگیرند تا این وجه تقلیدی و ترجمهای بودن آرا و افکار خود را کتمان نمایند و چه بسا با استفاده از قدرت و سلطه رسانهای خود به این هدف نیز نایل آیند. اما همین افراد و گروهها چنانچه در معرض پرسش، چالش و کنجکاوی اصحاب اندیشه، سخن و دانش قرار گیرند، آنگاه است که بیرونی و بیگانه بودن اندیشه و آراءشان، امکان اثبات بیشتری خواهد یافت. چرا که در یک مناظره زنده هدفمند، قوی و جدی، این گونه افراد و گروهها به دلیل عدم تسلط به مبانی و اصول دینی و خودی، ناتوانی خود را بروز داده وابستگی فکریشان به بیگانگان بر ملا میشود لذا این افراد و گروهها، نه تنها خود حاضر به حضور در پای میزهای مناظره نمیشوند بلکه با هر حرکتی که به زمینهسازی و اجرا مناظره کمک نماید نیز به انحای مختلف، مخالفت مینمایند.
اکنون با شناختی که از کلیات مربوط به موانع پیش روی برگزاری مناظرات علمی و کارشناسی بخصوص در محیطهای دانشگاهی به دست آوردیم، به مراتب بهتر و فعالتر از پیش خواهیم توانست گامهای عملی را برای رونق بخشیدن به بازار مناظره در دانشگاهها برداریم و در جستجوی راهکارهای تحقق این مهم باشیم. نگارنده این سطور معتقدم اولین و مهمترین نیاز برای تحقق این امر و رونق یافتن چالشها و مناظرات علمی و کارشناسی در جامعه، بخصوص در محیطهای دانشگاهی، آن است که جامعه، نیاز جدی خود به شفافسازی مواضع، تمیز آرا و سلایق درست از نادرست و حق از باطل را نشان دهد. آنگاه که این نیاز از طرق بایسته و شایستهاش، بروز داده شود، افراد و گروههای مدعی نظر و اندیشه و موضع و صاحب سلیقه در زمینههای گوناگون سیاسی- اقتصادی- اجتماعی- فرهنگی و ... چارهای جز عرضه داشتهها و تواناییهای خود در برابر افکار عمومی و چالش با دیدگاهها و مواضع رقیب یا رقبای خود نخواهند داشت.