حمیدرضا ترقی
مقام معظم رهبری در سخنان مهم روز عید فطر از گروههای سیاسی و ملت ایران خواستند که تکیه بر خود و هویت عظیم درخشان ملت ایران و اتکا به پروردگار را شرط رسیدن به جایگاه شایسته ملت بدانند و به این هویت لطمه نزنند. معظم له تاکید داشتند، به هویت خود تکیه کنیم و نگذاریم چیزهای جزیی این هویت عظیم و درخشان را مخدوش کند.
هویت ایرانی - اسلامی چیست؟
1- آزادیخواهی دینباورانه
برخلاف تجربه کشورهای غربی و بسیاری از کشورهای اسلامی، در ایران پس از اسلام به استثنای دورههایی که تحت استیلای دستگاه و خلافت اموی و عباسی اداره میشده است، حکومت و دستگاه سلطنت، مستقیماً و بیواسطه دینی نبوده است بلکه سلاطین و پادشاهان بدون آنکه خود شخصاً عالم و مدعی امر ریاست باشند، حداکثر کوشیدهاند تا در پناه جلب حمایت علما دین اسلام پناهی خود را اثبات نمایند و از این طریق مشروعیت خود را تامین نمایند.
لذا در باور عمومی مردم شیعه مذهب ایران این نوع حکومتها، حکومت دینی به حساب نمیآمدند و همه آمار و آرزوهای عدالتخواهانه خود را در برپایی "حکومت دینی" امام زمان(عج) که بارزترین مشخصه آن، عدالتگستری و تحقق قسط است میدانند.
ملت ایران تجربه کرده بود که تحقق آزادی در چهارچوب نظام سلطنتی امکانپذیر نیست و امام خمینی(ره) تحقق آزادی را در گرو نفی مطلق نظام سلطنتی دانست و مردم نیز به پیروی از ایشان، آزادیخواهی دینباورانه را بعنوان یکی از مؤلفههای اقتصادی و تاریخی انقلاب دنبال کردند.
2- سازگاری علم و دین
در فرهنگ اسلامی - ایرانی، نهاد دین و روحانیت عموماً متولی امر علم به معنای عام آن بوده است و عالمان نامدار دین، در بسیاری از موارد حامل و پرچمدار علوم طبیعی، تجربی، ریاضی، نجوم، طب و غیره بودهاند و برخلاف تجربه جوامع غربی که بین علم و کلیسا فاصله است همسویی و سازگاری علم و دین در باور ملی ما قرار دارد.
3- عدم باور به ضرورت سکولاریسم
وقتی، آزادیخواهی و علمگرایی در هویت ملی ما تعارضی با دینباوری ندارد، بنابر این ایده ترقی و پیشرفت و جانبداری از توسعه و اصلاح مناسبات اجتماعی نیز لزوماً مشروط به نفی دین نیست و دینداران میتوانند آرمانهای ترقیخواهانه و طلب توسعه و پیشرفت را با حفظ باورهای دینی و در چهارچوب احکام شرع که با روشناندیشی نسلی از روحانیت، ظرفیت شگرفی یافته بود، تعقیب نمایند. این وضعیت بویژه از موقعی که تلقی امام خمینی(ره) از اسلام مبنی بر پیوند دین و سیاست مقبول افتاد و با تلاش روشنفکران دینی در جهت اشاعه برداشت ایدئولوژیک از آموزههای دینی این پیوند را تئوریزه کرد با ایده حکومت اسلامی و ولایت فقیه امام خمینی(ره) سازگار آمد، از زمینه کاملاً مساعد اجتماعی برخوردار شد و به عنوان ایده مسلط مقبولیت عام یافت. لذا برخلاف جهان غرب، دینباوری و آموزههای دینی به جای آنکه در تزاحم با توسعه حقیقی قلمداد شوند، به عنوان نیروی محرک و هدایتگر آرمان توسعه شناخته شدند.
به این ترتیب، ایدههای سکولار، نه تنها مؤید و مروج توسعه جامعه ایران به حساب نمیآیند بلکه به عنوان یک نسخه استعماری در خدمت تحکیم وابستگی جامعه ایران شناخته شدهاند و راهکار، "توسعه دینمدارانه" آرمان مطلوب جامعه ایران است.
4- مشی رهایی از تحقیر
ملت ایران با سابقه دیرینه و تمدن کهن و افتخارآمیز خود به دلایل مختلف از سالهای آغازین حکومت قاجار دچار قراردادهای ننگین و تحقیرآمیز شد و دخالت کشورهای بیگانه بویژه روس و انگلیس و آمریکا این احساس حقارت را تشدید کرد، مجموعه این رخدادها و سوابق، شرایطی را بوجود آورد که هویتیابی و رهایی از تحقیر، به یک آرمان و خواست ملی تبدیل شده چون مدرنیزاسیون صوری و تجددگرایی، یا وابستگی و نفی هویت و به عبارتی سادهتر با نوکری بیگانه عجین شده بود برای اندیشهها و زبانهای هویتیاب، نوعی گریز از اینگونه تجددگراییها را نیز ایجاب میکرد و غربگریزی و غربستیزی نیز به جوهره اجتنابناپذیر این هویتیابی تبدیل شد.
5- گرایش به اهل بیت
جامعه ایران بویژه پس از تثبیت هویت اسلامی و شیعی خود، هرچند از نظر اجتماعی - اقتصادی یکپارچه نبود ولی از نظر نظام ارزشی - فرهنگی از همگونی و انسجام نسبتاً بالایی برخوردار بود و به لحاظ هژمونی بالای اکثریت مسلمان شیعه از نظام ارزشی واحدی با محوریت اهل بیت عصمت و طهارت برخوردار است.
از بالاترین قشر مردم یعنی اشراف تا فقیرترین تودههای شهری و روستایی در اصل ارزش دینی زیارت اماکن مقدسه و توسل به ائمه معصومین مشترک بودند و در تکریم امامزادگان و زیارت این اماکن و برپایی مجالس روضه و ساخت مسجد و حسینیه سهم فراوانی را داشتهاند، و لذا هر جریان و رژیمی که با این فرهنگ در تضاد قرار میگرفت و گسل فرهنگی و اجتماعی و ارزشی جدیای با این هویت داشت به سوی سرنگونی پیش رفته است.
6- تکلیفگرایی
بسیاری از تحلیلگران به وضوح بر این باورند که ملت مبارز ایران در مبارزات خود که منتهی به انقلاب اسلامی شده و مقاومتهایی که در این مبارزه داشتهاند بدنبال لذات دنیوی نبودهاند و اقشار جامعه مبارز ایران بدنبال سود و منفعت متعارف نبودهاند، لذا رفتار آنها را بعضا غیرمعقولانه و عاطفی تفسیر کردهاند زیرا بسیاری از کنشگران مسلمان و فعال در صحنه فعالیتهای انقلاب، کنشهایشان براساس نوعی، احساس تکلیف و وظیفه شرعی، صورت گرفته است که با خود، از متن منابع دینی استنباط و استخراج نمودهاند و یا در چهارچوب عقلایی تقلید غیرمتخصص از متخصص وظیفه خود را از زبان رهبرانی که صداقت، دیانت و قدرت تشخیص آنها باور داشتهاند دریافت نمودهاند و در همین چهارچوب ایثار - فداکاری - شهادت و از خود گذشتگی مفهوم یافتهاند.
آنچه گذشته نمایی از هویت درخشان ملت ایران است که باید از آن پاسداری کرد و بخاطر مسایل اختلافی و جزیی این "خود" و هویت عظیم را که سرمنشا تحولات شگرفی در جهان اسلام شده است تضعیف نکرد. زیرا این هویت است که از جمهوری اسلامی، کشوری ظلمستیز - طرفدار مظلومین - عدالتخواه - صلحطلب - اسلامخواه - توسعهگرا - علمدوست - معنویتگرا - استکبارستیز - استقلالطلب - آزادیخواه و انسانگرای خداخواه... ساخته است.