علی علوی
سیدمحمد خاتمی رئیسجمهور سابق اخیرا در ملاقات با اعضای شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب (اسلامی) از «احساس خطر برای انقلاب» سخن گفته است. تحلیل محتوای سخنان و دیدگاههای ایشان در این دیدار خود مجال دیگری را میطلبد هر چند از اشکالات بارز خاتمی در گذشته و حال «شفاف نبودن» و «مطابق میل مخاطبان حرف زدن» را باید مورد تاکید قرار داد. نقد برخی دیدگاههای خاتمی در این یادداشت به معنای نادیده انگاشتن خدمات 8 ساله وی در سمت رئیس قوه مجریه نباید تلقی گردد در عین حال که این حق هر شهروندی است که بداند جریان دوم خرداد یا اصلاحات که خاتمی با آن در 8 سال بوده است در برابر حمایتهای رهبری، آرای میلیونی مردم، امکانات و ابزارها و منابع در اختیار چه خدماتی انجام داده و چه فرصتهایی را از دست دادهاند به طرح این پرسشها و لزوم پاسخگویی خاتمی و جریان دوم خرداد موجب شفافسازی و تنویر افکار عمومی خواهد بود.
اما آنچه که در این یادداشت مورد نقد است همانا رویکرد خاتمی در مطابق میل مخاطبان حرف زدن و تجلیلی که از سازمان مجاهدین انقلاب داشته است: ...«بنده شهادت میدهم که سازمان به عنوان یک تشیکلات علاقمند به اسلام و انقلاب و علاقهمند به سربلندی ایران، رشد و اعتلای جامعه همواره در صحنه بوده است. حال اگر مخاطب سخنان حجتالاسلام خاتمی رئیس مجمع روحانیون مبارز و رئیسجمهور سابق کسانی چون هاشم آغاجری باشند که حافظ ملت ایران سخنان سخیف وی را علیه روحانیت، مذهب و دین در همدان فراموش نکرده است و اهانت این عضو شورای مرکزی سازمان را به مراجع عظام تقلید فراموش نکرده باشیم، سخنانی که جامعه مدرسین حوزه علمیه قم به عنوان اصیلترین و پایدارترین تشکل روحانی گوینده سخن و سازمان مجاهدین را فاقد مشروعیت دین برشمرد و مومنان را از همکاری با آن بر حذر داشت با شهادت آقای خاتمی که این سازمان علاقمند به اسلام است چگونه قابل جمع کردن میتوان به حساب آورد به اعضای شورای مرکزی سازمان مجاهدین که علتالعلل انشعاب آنان از سازمان در سالهای اولیه تاسیس، «برنتابیدن به دیدگاهها و اختیارات نماینده حضرت امام خمینی(ره) و سازمان» بود را چگونه آقای خاتمی به حساب حمایت و علاقمندی به اسلام میگذارد و مداومت و استمرار این مشی را نشانه استواری اعضای سازمان در دیدگاهها بر میشمارد اعضای شورای مرکزی فعلی سازمان که مجموعهای از پرسشها و ابهامات را در اطراف خود تنیدهاند چگونه میتوان از آنان به عنوان افراد ثابت قدم برای انتقادات اسلامی یاد کرد. مگر آقای خاتمی فراموش کرده است که بهزاد نبوی عضو ارشد سازمان هنوز از پرونده رازآلود هشتم شهریور (ترور شهیدان رجایی، باهنر) تبری نشده است! وی و آرمین سخنگوی سازمان که در همین ملاقات به طرح دیدگاههای خود پرداخته است از نواب رئیسان مجلس ششم بودند در خط مقدم همهپرسی و رفراندم برای تغییر حکومت دینی و حاکم کردن «جمهوری» به جای جمهوری اسلامی این دو نفر بودند آیا مگر بازی تحصن، استعفاء نمایندگان و... در مجلس ششم که بیخاصیتترین و در عین حال پرتنشترین مجلس پس از انقلاب اسلامی بود کسانی جز سردمداران سازمان مذکور به همراهی دوستان حزب مشارکت بودهاند آیا در ایجاد بلوا، آشوب سیاسی و دامن زدن به غائله 18 تیر و ناامنیهایی که در برخی شهرها چون خرمآباد ایجاد شد کسی جز مصطفی تاجزاده عضو ارشد سازمان و معاون سیاسی وقت وزارت کشور دخیل بوده است.
آیا مگر همین سردمداران سازمان نبودند که به دنبال تغییر نشانگان نظام سیاسی مستقر و جایگزینی علائم موردنظر خود بودند و به سر دادن زمزمه سازش و مذاکره با آمریکا، عدم حمایت جدی از فلسطین و انتفاضه مگر در نطقها و سخنان به ویژه تظاهرات سیاسی نمایندگان مجلس به رهبری بهزاد نبوی در فضای افکار عمومی آن زمان پژواک نیافت؛ براستی خاتمی که خود در مظان بسیاری از پرسشها و سئوالات است چرا در مقام سیاسی عقیدتی جریان و کسانی که به دنبال براندازی نه خاموش بلکه علنی بودند برآمده است!
اگر در عصر ارتباطات و گردش آزاد اطلاعات سخن از حقوق شهروندی و لزوم تامین امنیت همهجانبه آن سخن میرود باید همه مسئولان لوازم مسئولیت از جمله پاسخگویی را به رسمیت بشناسند. انتظار افکار عمومی آن است که خاتمی نسبت خود را با سازمان مجاهدین انقلاب آشکار بیان نماید. شکی نیست که استمرار این قبیل دیدگاهها از سوی محمد خاتمی موجب اضافه شدن حجم پرسشهای مرتبط با وی خواهد شد که آرزو میکنیم وی در این آزمون پاسخگویی سربلند بیرون آید.