محمدعلی مشفق
تخریب شخصیتها و چهرههای موثر به ویژه انقلابی که دارای سوابقی درخشان در مبارزه با رژیم شاهنشاهی هستند و نقش کلیدی در سقوط رژیم گذشته و پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام(ره) داشتهاند بیسابقه نیست. این پدیده ویرانگر، شوم و زشت که حامل پلشتیها و منحطترین عناصر و مولفههای ضداخلاقی است اغلب ریشه در رقابتهای ناسالم، غیر دموکراتیک و از نوع استبدادی آن در ساختارهای قدرت داشته است، امروزه این پدیده همچون اوایل انقلاب در لباس انقلابیگری، دینورزی و ارزش مداری خودش را نشان میدهد و از سکوی ارزشها و باورها و اعتقادات، تیرهای زهرآگین خود را به قلب مخاطبان نشانه میرود. بدون شک غمانگیزترین تجربههای تخریب و ترور شخصیتها در بعد کمی و کیفی آن، مربوط به پس از پیروزی انقلاب اسلامی است که در بیرحمانهترین روشها و اشکال تخریب و ترور دنبال شد و بزرگانی چون شهید مظلوم بهشتی و... در گستره وسیعی در داخل و خارج از کشور، تخریب و ترور شخصیت شدند. هر چند که تخریبها و ترورها منحصر به شهید بهشتی و دیگر چهرههای روحانی نبود بلکه عناصر غیرروحانی هم در معرض این پدیده قرار داشتند و گویی این راه را پایانی نیست. به نظر میرسد موج تخریب و ترور از آغاز دهه سوم انقلاب و پس از پیروزی اندیشه اصلاحطلبانه در لباس دین مداری، انقلابیگری و ارزش مداری کور و متعصبانه به شکار طعمههای خود دست یازیده است و پرچمداران کجاندیش این پدیده شوم، بر این اعتقادند که در دو دهه اخیر، انقلاب از مسیر اولیه خود خارج و به انحراف کشیده شده است. بدون تردید در یک مقایسه تطبیقی میتوان شاخصههای مشترکی در به کارگیری روشها و شیوههای تخریب و ترور در امروز و اول انقلاب یافت که قابل تامل و تدبر است.
تخریب کنندگان و ترور کنندگان در اوایل انقلاب، خود را انقلابیتر و کاتولیکتر از پاپ و دیندارتر از امام(ره) و شهید بهشتیها میدانستند و امروز هم تخریبکنندگان خود را دیندارتر از استوانههای انقلاب و السابقون السابقون دانسته و میخواهند جامعه را به اول انقلاب برگردانند آن هم کسانی که کمترین سابقه انقلابی را در آن زمان داشته و تازه پس از گذشت 27 سال انقلابی شدهاند. وجه تمایز دو جریان فکری اول انقلاب و امروز که در تخریب و ترور شخصیت اشتراک دارند این است که آنان در قدرت نبودند و برای رسیدن به قدرت و... دست به این جنایت میزدند ولی تخریبکنندگان امروز غالبا در قدرت بوده و رفتارها و اعمال آنها توسط نظریه پردازانی در ساختار قدرت تئوریزه و توجیه دینی، شرعی و انقلابی میگردد و در این مسیر چون دیر آمدهاند زود میخواهند بروند. بزرگان کشور باید تا دیر نشده و به تدریج دامن آنها را هم نگرفته است به سرعت با پدیده شوم تخریب و ترور شخصیتها و... برخورد قاطع نموده و نفس این پدیده را در همه ابعاد آن و برای همه آحاد مردم محکوم کنند و با عاملان و حامیان این اندیشه برخورد قاطع و شفاف نمایند و ریشههای آن را در همه حوزهها بخشکانند تا بیش از این سیمای اسلام و نظام آلوده به این پلشتیها نگردد.