تاریخ انتشار : ۰۸ بهمن ۱۳۸۸ - ۰۸:۱۹  ، 
کد خبر : ۱۳۵۳۸۳

امنیت اجتماعی و خطراتی در کمین


 حسین ثابتی عبدلیان / azarparsian@yahoo.com
گاهی به اندازه ای درروزمره گی های زندگی غرق می گردیم که نمی دانیم درچهارگوشه این مملکت، هرروزوهرشب انسانیت، شرف، آبرو و زندگی شماری ازهم میهنانمان چگونه درآنی ولحظه ای برباد می رود. اگرهم گاهی سخنی یا نوشته ای دراین باره می شنویم یا می خوانیم، گرد اندوهی گذرا برچهره مان می نشیند وسپس خرسند و خشنود ازاینکه این رخداد برای ما روی نداده است آن رابه فراموشی می سپاریم، غافل ازآنکه ممکن است نفربعدی خود ماباشیم.
این بار نیز بار دیگر پروانه ای دردام عنکبوتی گرفتارآمده است، اما این بارتنها پروانه ای نیست که طعمه عنکبوت یا عنکبوتیان شده باشد، بلکه این بارشرافت وآبروی یک جامعه است که مورد تجاوز قرار می گیرد. تجاوزات به عنف که به صورت خطرناکی در جامعه فزونی گرفته است و رویدادی که چندی پیش رخ داد، یعنی تجاوزشش اهریمن انسان نما به یکی ازنوامیس جامعه، ازآن دست رخدادهایی نیستند که با سانسورومماشات بشود به سادگی از آن ها گذرکرد. ورود دو تن ازسران رده بالای نظام به پرونده متجاوزین قیام دشت و واکنش شایسته و بایسته ایشان نسبت به این جنایت خوفناک، نشان ازحساس شدن جامعه نسبت به این موضوع دارد. دراین جا سکوت به معنای حفظ آبروی من، شما یا کشور نیست، بلکه سکوت در این باره یعنی خیانت به خود و جامعه، خیانتی که در آینده ممکن است پیامدهای آن گریبانگیر خود ما نیز بشود.
نگاهی گذرا به روند اعلام جزئیات این پرونده از آغاز تا کنون ،نشان از آن دارد که بار دیگر شماری درتلاشند تابه بهانه حفظ آبرو و مصلحت اندیشی، برراستی ها و کاستی های موجود در جامعه سرپوش بگذارند. در روز نخست انتشار این رویداد تلخ، قاضی پرونده اعلام می دارد که افزون بر چهار متجاوز اصلی که در حال ارتکاب جنایت بودند، دو مامورنما نیز پس از سر رسیدن و دیدن صحنه جنایت، به جمع متجاوزان پیوسته اند تا شمار متجاوزین به این بانوی نگون بخت به شش تن برسد! اما نکته شگفت آنگاه رخ می نماید که متوجه می شویم گویا مامور نماها خودرا دراین میان زودتر از پلیس به صحنه جنایت رسانیده اند. اینکه آیا چنین تصادفی به حساب احتمالات چند درصد می تواند به وقوع بپیوندد، خود جای پرسمان بسیار دارد.
دراین میان ناگهان این پرسش در ذهن آدمی شکل می گیرد که آیا شمار مامور نماهای ما از شمار پلیس های ما افزون تراست؟ اما با گذشت چند روز از این جنایت نکته های گنگ و تاریک ماجرا اندکی روشن تر می گردد. قاضی گرامی پرونده ضمن رد خبر آدم ربائی در این پرونده همان گونه که از پیش نیز گمان آن می رفت اعلام می دارد، یکی از کسانی که پیشتر باعنوان مامورنما در این پرونده معرفی شده بود، سرباز یکی از ارگان ها بوده است، اما این که این سرباز که به جای دفاع از جان وناموس ملت، خود تبدیل به متجاوزی از دشمن بدتر می گردد، وابسته به کدام ارگان بوده است، شاید پرسشی باشد که در هزارتوی بازار مصلحت اندیشی، هیچ گاه نتوان برای آن پاسخی یافت. اما نکته مسلم آن است که گویا مصلحت و آبروی یک ارگان بر مصلحت و امنیت یک جامعه هفتاد میلیونی برتری وارجحیت دارد. واپسین گزارش ها از روند رسیدگی به این پرونده تلخ نیز نشان از آن دارد که گویا اتهام آدم ربائی از اتهامات این عده به سبب آن که شاکی پرونده خود با قرار پیشین به سراغ یکی از این دیوصفتان رفته است برداشته شده است، واین به معنای آن است که اگر کسی با میل واراده خود در جایی پا بگذارد، اما سپس از رفتن وی جلوگیری به عمل آورند و او را با زور وجبر به جای دیگری به منظور نیتی پلید انتقال دهند، این عمل در تعریف آدم ربائی گنجانیده نمی گردد!
به هرروی خبررسانی گنگ وضد و نقیض دراین گونه پرونده ها و جلو گیری از ورود به هنگام اصحاب رسانه به این موضوعات حساس، گویا به صورت قانونی نانوشته در آمده است، به گونه ای که اگر کسی نیز برحسب انجام وظیفه وجدانی خویش درصدد کنکاش حقیقت برآید به جای آن که مورد پشتیبانی قرارگیرد، چه بسا مورد سرزنش اصحاب قدرت نیز واقع گردد، اما گیریم که ما خود با مماشات و خودسانسوری داستان کبک نادان و برف را تکرارکردیم، با رسانه های دشمنانی که منتظررویدادهایی ازاین دست در کشور اسلامی هستند چه کنیم؟
همان گونه که روی دادن تجاوزی وقتلی در فلان مدرسه اروپایی یا آمریکایی خوراک رسانه ای و تبلیغاتی ما می شود سردرآوردن این گونه رویدادها ازکاسه تبلیغاتی دشمنان ما نیزنباید مایه شگفتی ما گردد. تجاوزشش تن دیوصفت به یک بانوی هم میهن، آن هم در کنار خیابان را نمی توان رویدادی عادی برشمرد. اما دراین میان آنچه که مهم تر می نماید پرسش های بنیادینی است که وجدان آگاه جامعه از خود وآنانی که وظیفه شان ایجاد امنیت وسلامت اخلاقی در جامعه است می پرسند. شاید بنیادی ترین پرسش این باشد که ما به راستی به کجا می رویم؟
چه بلایی برسرجامعه ما آمده است که این گونه ارزش های اخلاقی درآن نادیده گرفته می شود؟ تا به کی باید گناه رابرگردن ماهواره و اینترنت انداخت؟ آیا اگر ماهواره ها و اینترنت، ازاین کشورجمع شود دوباره ارزش های اخلاقی ازدست رفته مان بازخواهد گشت؟ آیا همه گناه به گردن مدرنیسم است؟ درخبرها آمده بود که برای این دیوصفتان اشد مجازات درخواست شده است اما آیا اعدام یا هرمجازات دیگری می تواند جلوی رخ دادن دوباره چنین جنایاتی را بگیرد؟ هیچ ناهنجاری در هیچ جامعه ای با بگیروببند و اعدام اصلاح نشده است و نخواهد شد. اگرچه اعمال اشد مجازات برای این دیوسیرتان می تواند تا حدی بردیگرجنایت کارانی که چنین نیات پلیدی درسردارند موثر باشد، اما این ها همه درمان هایی لحظه ای اند، درست مانند مسکنی که درد یک بیمار بدخیم را کاهش می دهد، بدون آنکه اصل بیماری رادرمان کند. سالهاست که نویسندگان، جامعه شناسان، روان شناسان وخردمندان جامعه فریاد برمی آورند که باید امکان ازدواج آسان برای جوانان فراهم گردد و اگر دست اندرکاران توان انجام این کاررا ندارند شرایطی فراهم سازند تا زمینه رفع این مشکلات ایجاد شود، اما کوگوش شنوا؟ مگرمی شود جوانی را که دراوج احساسات جنسی خویش است، هم ازازدواج محروم کرد وهم با جبروزورازاوخواست دست ازپا خطا نکند؟
دستاورد این کاستی ها آن می شود که امروزجوانی که نمی تواند احساسات افسار گسیخته خود را با بردباری وتحمل فرو نشاند، برای پاسخ دادن به نیازهای سرکوب شده خویش درکوی، برزن وخیابان به ناموس مردم دست درازی می کند. روزی نیست که درصفحه حوادث روزنامه ها اخباری ازاین دست درج نگردد اما چه کنیم، جز اینکه می خوانیم و می شکیبیم و می گرییم. وحشتناک این جاست که اخباری ازاین دست تنها شاید ده درصد ازجنایات وتجاوزاتی باشد که در جامعه روی می دهد و چه بسا بسیاری ازدختران وبانوان بی گناهی که قربانی چنین اهریمن صفتانی شده باشند، اماازبیم متلاشی شدن زندگی شان این رازخوفناک ودردآوررا به ناچار تا پایان عمردرسینه خویش پنهان نگه دارند. به هرروی باید چاره ای بنیادین اندیشید.
به یقین بانوی قیام دشتی واپسین نمونه ازاین دست نخواهدبود که این چنین قربانی امیال اهریمنی عده ای دیوسرشت می گردد. خطردرکمین است،حتی شما خواهروبرادرگرامی! شما که این نوشتاررا می خوانی و راستی های آن، که حقایق تلخ جامعه ما هستند را برنمی تابی، باید بدانی که خطردر کمین تک تک افراد این جامعه است. اگر اکنون به دورازتعصبات وباورهای نادرست چاره ای اندیشیده نشود فردا شاید قربانی بعدی از نزدیکان شما باشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات