بازداشت یک افسر «موساد» که در حال بمب گذاری توسط ماموران پلیس رژیم صهیونیستی دستگیر شده به بروز تنش و تشنج میان این 2 نهاد امنیتی اسرائیل منجر شده است . مطابق گزارشات منتشره در رسانه های تل آویو پلیس اسرائیل پس از این اقدام با تهدید موساد رو به رو شده که خواستار آزادی بدون قید و شرط و فوری افسر عامل بمب گذاری هستند ولی مقامات ارشد پلیس خواستار دریافت اطلاعات بیشتری درباره علت بمب گذاری و اهداف افسر بمب گذار شده اند. پاسخ موساد منفی بوده و مقامات پلیس را تهدید کرده اند که پا را از گلیم خود فراتر نگذارند و در کارهای سری و فوق سری موساد دخالت نکنند.
پلیس اسرائیل موساد را متهم به تکروی و رفتارهای خودسرانه کرده و مراتب خشم و نگرانی خود را پنهان نمی کنند که موساد هرگز درباره فعالیت مامورینش کمترین توضیحی را نمی دهد و مسائل را مسکوت می گذارد.
افسر موساد سرگرم بمب گذاری در زیر یک خودرو در یک خیابان بود که توجه عابران را جلب کرد. بلافاصله پلیس وارد عمل شد و افسر موساد را بازداشت نمود . رسانه های اسرائیل ابتدا این مسئله را پوشش خبری دادند و شبکه 10 تلویزیون اسرائیل با پخش گزارشی اظهار نگرانی کرد مبادا جاسوسان موساد در سایر کشورها به همین سادگی بازداشت شوند. اما «شین بث» سرویس امنیت داخلی اسرائیل تمامی رسانه ها را از پرداختن مجدد به این مطلب و تجزیه و تحلیل آن برحذر داشت و دستور موکدی صادر کرد که پرونده را مختومه تلقی کنند.
گزارشات حاکیست که 3 تن از مقامات موساد بخاطر این رسوائی از کار برکنار شده و موقعیت شغلی خود را از دست داده اند ولی کاملا بعید بنظر می رسد که جزئیات بیشتری در این زمینه منتشر شود. طبعا سئوال جدی اینست که بمب گذاری توسط یک افسر «موساد» با چه هدف و انگیزه ای ممکن است صورت گرفته باشد برای یافتن پاسخ این سئوال خوبست به بررسی حوادث مشابه در سایر کشورها بپردازیم تا مشخص شود که آنچه در تل آویو رخ داده در سایر کشورها هم چندان بیسابقه نبوده است .
در نخستین سالهای اشغال عراق سرویسهای امنیتی عراق به دو نفر با لباس عربی در شهر بصره ظنین شدند و پس از بازداشت آنها دریافتند که این 2 نفر در واقع افسران ارشد انگلیسی هستند که با پوشش عربی سرگرم بمب گذاری در یک مسیر پر تردد شهر بصره بوده اند. پلیس عراق از اشغالگران انگلیسی توضیح خواست که علت بمب گذاری چیست در عوض نیروهای اشغالگر انگلیسی با بهره گیری از چند تانک و نفربر زرهی به محل زندان بصره حمله ور شدند و ضمن تخریب دیوار زندان افسران بمب گذار انگلیسی را از دست نیروهای امنیتی عراق رها کردند. انگلیس هرگز حاضر نشد که در این باره توضیحی بدهد و به مقامات عراقی هشدار داد که موضوع را فراموش کنند!
این شگرد انگلیس بارها در عراق و افغانستان بمنظور انجام عملیات تروریستی مورد سواستفاده قرار گرفته و بدنبال هر حادثه ای نیز اشغالگران به اجرای طرحهای سازمان یافته پرداخته اند.
با بررسی موارد مشابهی که با اهداف و انگیزه های خاصی به اجرا درآمده و نمونه های آن را مرور خواهیم کرد بهتر می توان دریافت که توسل به شیوه های مختلف بمنظور ایجاد رعب و وحشت قدرتهای شیطانی برای تامین اهداف خود از هر ابزاری بهره می برند و مشخصا با ایجاد فضای رعب انگیز قانونگذاران خود را برای تصویب طرحها و تایید برنامه های خود تحت فشار قرار می دهند.
شواهد و قرائن فراوانی وجود دارد که نشان می دهد انفجار برجهای دو سکوی سازمان تجارت جهانی در نیویورک نیز یک اقدام سازمان یافته از همین نوع بوده است . به علاوه در روزهای پس از آن حادثه دولت بوش طرح ایجاد یک ساختار جدید امنیتی را به کنگره عرضه کرد که البته چندان مورد استقبال قرار نگرفت . در اینجا بود که سرویسهای امنیتی آمریکا با ارسال بسته های پستی آلوده به «ویروس سیاه زخم» نمایندگان کنگره را به وحشت انداختند ولی پس از تصویب طرح مورد نظر بوش و دستیارانش اعلام شد که بسته های پستی آلوده به ویروس سیاه زخم از جانب یک «دانشمند دیوانه» ! ارسال می شده ولی هرگز مشخص نشد که این دیوانه چرا فقط به نمایندگان کنگره علاقمند بوده و چرا هرگز محاکمه نشد؟
«سیا» از همین شیوه در افغانستان پاکستان و عراق بارها سواستفاده کرده و دقیقا در شرایطی که اوضاع به بن بست رسیده ناگهان یک انفجار مطلوب اشغالگران در حساس ترین شرایط صورت می گرفت و اتفاقا تروریستها با ارسال یک نوار ویدئوئی برای شبکه های خبری مرتبط با آمریکا دقیقا همان خواسته های تبلیغاتی واشنگتن را طبق سفارش! برآورده می کردند.
بدین ترتیب چنین بنظر می رسد که ما به پاسخ سئوال خود بسیار نزدیک شده ایم . در واقع موساد سرگرم شیرین کاریهای تروریستی بمنظور وقوع یک انفجار در قلب تل آویو بوده که بتواند اقدامات بعدی و طرحهای خود را توجیه و تایید کند.
آمریکا و انگلیس حتی در مقیاس جهانی هم بارها به همین شیوه های رسوا متوسل شده اند. همه بخاطر دارند که در اوج جنگ تحمیلی چنین وانمود می شد که یک گروه ناشناس با کار گذاشتن مین های سرگردان دریائی دریای سرخ را مین گذاری کرد است و طی چند روز چهارده فروند کشتی در مسیر دریای سرخ در معرض همین مین های سرگردان دریائی قرار گرفتند و به شدت آسیب دیدند.
در همان نخستین روزها آمریکا و انگلیس ادعا کردند که یگانه راهکار مناسب اینست که سریعا «کشتی های مین روب» عازم دریای سرخ شوند و اوضاع را زیر نظر بگیرند. البته این طرح عملی شد اما برای نمونه حتی یک مین سرگردان دریائی هم کشف نگردید! این بدان معنی است که ماموریت اصلی آن بود که مین روبها را عازم دریای سرخ نمایند و توجیهی منطقی برای پذیرش این اقدام در اختیار باشد که البته انهدام 14 کشتی هم رقم قابل قبولی در توجیه این اقدام بود.
این پدیده کاملا قابل درک است که مدعیان مبارزه علیه تروریسم عموما از همین ابزارها برای تامین اهداف ناپاک خود سواستفاده می کنند و تحت هیچ شرایطی از چنین شیوه هائی منصرف نمی شوند. در این مورد خاص پیرامون بمب گذاری توسط افسر موساد در تل آویو هم در واقع وی سرگرم انجام ماموریتی تروریستی بمنظور بسترسازی برای سواستفاده های بعدی بوده است که با افشای آن رسوائی بزرگی نصیب صهیونیست ها شده است .