گروه داخلی- همزمان با عید سعید غدیر خم جمعى از مردم، چهره هاى سیاسى و شخصیت ها با حضور در دارالزهرا با حجت الاسلام و المسلمین محتشمی، میرحسین موسوى و همسرش زهرا رهنورد دیدار و عید سادات را به آنها تبریک گفتند. مهندس میرحسین موسوى در این مراسم با تبریک عید غدیر خم با بیان اینکه این عید همزمان با شرایط ویژه اى که در کشور وجود دارد ،شده است تصریح کرد: یکى از ویژگى هاى ایام الله و روزهاى خدا این است که متاثر از شرایط فعلى این مناسبتها دوباره باز تفسیر مى شوند و معناهاى جدیدى از آنها درک مى کنیم، عید غدیر امسال هم از این امر مستثنى نیست.نخست وزیر محبوب امام گفت: یکى از شعارهاى مهم اوایل انقلاب؛ برابری، برادرى و حکومت عدل علی؛ بود که همه در ابتداى انقلاب دنبال تحقق این شعارها بودیم. حکومت على (ع) براى همه افرادى که در آن دوران به خیابان ها آمدند الگو بود چه آنها که خیلى مذهبى بودند و چه آنها که کمتر به این امور توجه داشتند.
وى با اشاره به شیوه حکومت دارى و مشى على (ع) در زندگى و رفتار با دیگران تصریح کرد: ابعاد زندگى حضرت على (ع) آنقدر خاص و مهم است که حتى یک مسیحى با چاپ کتابى تمام ویژگى هاى و شخصیت ایشان را مورد توجه قرار داده است.میر حسین موسوى تاکید کرد:ملت ایران شایسته ترین ملت بود که به زندگى حضرت على نگاه کند و آن را مشى خود قرار دهد.
وى افزود: امروز بیش از همیشه نیاز داریم که به آن الگو و فضا مراجعه کنیم زیرا در آن مشى و روش عدالت، آزادى ، برابرى را براى همه مردم مى خواست.وى با اشاره به برخى وقایع تاریخى در دوران زندگى حضرت على (ع) گفت: بارها درباره دادگاهى که حضرت على (ع) با یک فرد یهودى در آن حضور پیدا مى کند شنیده ایم. وقتى احترامى بیش از فرد یهود به حضرت گذاشته مى شود ایشان اعتراض مى کنند. یا اینکه دلسوزى حضرت على نسبت به فقرا بارها در تاریخ مورد تاکید قرار گرفته است. امام على (ع) حتى رعایت شمع بیت المال را نیز مى کرد. و از شمع بیت المال براى امور شخصى خود استفاده نمى کردند.نخست وزیر محبوب امام گفت: بسیارى از ویژگى ها و مشى حضرت على و بسیار موارد دیگر در ذهن مردم ما باقى مانده است چرا که این موارد براى تحکیم جامعه اى که باید بر اساس این معیارها شکل مى گرفت تعیین کننده بود.
وى با تاکید بر اینکه هم اکنون بیش از هر زمان دیگرى نیاز داریم تا جامعه خود را با آن دوره و مشى مقایسه کنیم گفت: شب شهادت حضرت على (ع) را به یاد آوریم که به فرزندان خود درباره ابن ملجم(قاتل ) خود چه سفارشى کرد که اگر حضرت زنده مى ماند چه رفتارى با ابن ملجم شود و اگر حضرت به شهادت رسید با او چگونه برخورد شود.مهندس موسوى تصریح کرد: جامعه مى خواست چنین ویژگى هایى در حکومت دنبال شود. اگر حکومتى نتواند همانند حضرت على عمل کند باید حداقل گرایشى به سمت مشى ایشان در خود نشان دهد که متوجه شویم به آن سمت مایل است .وى تاکید کرد: ما که افتخار داریم تا حکومت على (ع) را الگوى خود قرار دهیم بنابراین باید بارقه هایى از آن را در زندگى خود ببینیم .موسوى گفت:جامعه علوى به رنگ سبز انداختن نیست. جامعه علوى با تعهد در مقابل مردم ، با عدل و انصاف، با مردم دارى و شفقت به مردم به دست مى آید.وى به خاطره اى اشاره کرد و گفت: چند سال پیش سالى به عنوان سیره حضرت على (ع) نامگذارى شد تا دراین راستا کارهاى فرهنگى صورت گیرد. در آن دوران وزارتخانه اى نهج البلاغه چاپ و نسخه اى را هم براى من فرستاد اما این نهج البلاغه چنان سنگین بود که به سختى مى شد آن را بلند کرد. مشخص شد چاپ این کتاب تنها زینتى است که من آن نهج البلاغه را نگه نداشتم.موسوى افزود: آیا ما از سیره على (ع) چاپ نهج البلاغه هاى بزرگ که نتوان آنها را خواند و فهمید و فقط براى زینت است را یاد گرفته ایم؟ یا واقعا به دنبال عدل و عدالت على (ع) هستیم.وى تاکید کرد: زندگى على (ع) امروز و در این عید غدیر برجسته تر از همیشه به خاطر ما مى آید و آرزو و دعا مى کنیم در این روز همه ملت ایران، مسئولان و همه آنهایى که در راه مبارزه گام برداشته اند به سمت سیره حضرت على (ع) هدایت و از دل به سمت جامعه حرکت کنند.موسوى تصریح کرد: باید توجه داشت همانطور که در روایات آمده است یک جامعه، با کفر باقى مى ماند اما با ظلم باقى نمى ماند.
پاسداشت 16 آذر
میرحسین موسوى به مناسبت عید غدیر خم و سالروز آذر بیانیهاى صادر کرد. در این بیانیهآمده است: عید سعید غدیر را به ملت مسلمان ایران تبریک مىگویم و از خداوند متعال نزدیک شدن به آرمانهاى صاحب غدیر را براى آنان و تمامى مسلمانان جهان مسئلت مىکنم. در این عید شیعیان براى هم برکت و بهروزى آرزو مىکنند و از یکدیگر تحفههایى را مىطلبند که به تحقق چنین آرزوهایى کمک کند و متضمن سرانجامى نیکو براى ملت و کشور خصوصا در شرایط [...]کنونى باشد. چنین انتظارى از ما نیز هست و حتى اگر این انتظار وجود نداشت برآورده کردن آن وظیفهاى بر عهده ما بود.
براى این منظور کارى که از ما برمىآید صمیمیت در خیرخواهى است، حتى اگر آن را نپذیرند، و پایدارى در دوراندیشى است، حتى اگر چنین نامى بر آن نگذارند. خطرهایى بزرگتر از آن در پیش است که چه ما و چه دیگران از خویشتن یاد کنیم و واقعیتهایى سترگتر از آن در برابر قرار دارند که با نادیدن ناپدید شوند. با استمداد از لطافتى که فضاى عید ایجاد کرده است و با استفاده از فرصتى که روز شانزدهم آذر به وجود مىآورد چه چیز بهتر از پرداختن به آنچه مىتواند داروى درد امروز باشد؛ دارویى که الزاما تلخ نیست، اگر پیشداورىها را کنار بگذاریم.
در تاریخ معاصر ما جنبش دانشجویى همواره نوعى پرچم و گواه براى حرکت مردم بوده است. در روزهاى تلخ بعد از کودتا و در تاریکترین برهه از تاریخ ملت ما، زمانى که همه آرزوها برباد رفته به نظر مىرسید آنچه در شانزدهم آذر روى داد شاهدى بود که معلوم مىکرد روح مردم و خواستههاى تاریخىشان هنوز زنده است. آن «سه قطره خون» و آن «سه آذر اهورایی» که روز دانشجو را پایه گذاشتند، اگر پس از نیم قرن هنوز از تازگی، درخشندگى و اهمیت برخوردارند، به خاطر آن است که نسبت به وجود و حیات واقعیتى عظیمتر در جان مردم شهادت دادند.
این گواهى در سالها و نسلهاى پس از آن نیز از سوى جنبش دانشجویى ادامه داشت و هنوز ادامه دارد. جامعه به دلایل بسیار گرایشهاى در حال تکوین در بطن خویش را پیش چشم کسانى که تنها به ظاهر آن مىنگرند نمایان نمىکند. دگرگونىهاى بزرگ معمولا متهمند که یکباره روى مىدهند و از بازیگران سیاسى فرصت هماهنگ شدن با خود را دریغ مىکنند. البته در حقیقت هیچ تحولى دفعتا تحقق نیافته است؛ تنها بروز و ظهور تغییرهاست که شکلى دفعى دارد. در چنین شرایط گواهانى که از اعماق ناپیداى جامعه خبر مىدهند به راستى ارزشمندند.
جنبش دانشجویى در تاریخ معاصر ما همواره حاوى گزارشهایى از شکلگیرى جریانهاى عمیق سیاسى و اجتماعى در متن جامعه بوده است. این نقشى است که مىتوانست و مىتواند براى عبور کمهزینه به سمت توسعه و پیشرفت بیشترین بهرهها را برساند، اما آنان [...]دوست دارند به خود تسلى دهند که حرکتهاى دانشجویى جز غوغاى چند جوان پرسروصدا نیستند که اگر خاموش شوند صورت مسئله از اساس پاک خواهد شد؛ داستانى تکرارى از انکار واقعیتها و تلاش براى تولید و تفسیر اطلاعات مطابق میل دولتمردان که تقریبا هیچ عهد تاریخى بدون شمهاى از آن پایان نیافته است.درحال حاضر از هر بیست ایرانى یک نفر دانشجوست. متصدیان امور اگر پیش از این به نقش آنان به عنوان گواه فردا توجه کرده بودند اینک در چنین بحرانى قرار نداشتند.البته این یک قاعده دوسویه است. حرکات دانشجویى هم به اندازهاى که از تمایلات واقعى جامعه خبر بدهند نیرومند و ریشهدارند، زیرا قدرت نهادهاى اجتماعى در گرو پایبندى به ضرورتى است که آنها را ایجاد و ایجاب مىکند. نسل ما آن زمان که در حرکات دانشجویى شرکت داشتیم به روشنى مىدید که پیوند با متن جامعه تا چه حد در توانایىهایش موثر است. در آن زمان گرایشهاى بسیارى میان دانشجویان به چشم مىخورد. اگر انجمنهاى اسلامى از همه قوىتر بودند به خاطر آن بود که از واقعیتهاى اجتماعى بیشتر نمایندگى مىکردند.بسیارى از فعالان دانشجویى امروز، گردانندگان فرداى جامعه خواهند بود و این دلیلى مضاعف است تا مظهریت از واقعیتهاى اجتماعى را از دست ندهند . قدرت و سرزندگى آنها در گرو این رمز است. راز موفقیت سیاستمداران نیز همین است. آنها تا اندازهاى که بتوانند خواستها و تمایلات جامعه را بشناسند و با آنها منطبق شوند، بلکه تجلى و گواه آنها قرار بگیرند، قادرند به کشور خود خدمت کنند، یا لااقل قدرتمند باقى بمانند. و این تصور که کسى مىتواند به رغم گرایشهاى مردم بر آنان حکومت کند بیشتر از یک توهم نیست. حتى زمانى که یک دولت موفق مىشود با تکیه بر نیروى سرکوب موجودیتش را حفظ کند فىالواقع از انطباق خود با آمادگى جامعه براى تمکین در برابر زور ارتزاق کرده است، گرچه این تمکین هم تا ابد نمىپاید.
جامعه ما اینک شگرفترین تحولات را تجربه مىکند؛ بعد از حوادثى که چند ماه گذشته به خود دید کیست که بتواند این حقیقت را انکار کند؟ ماهیت دقیق این دگرگونى چیست؟ این بزرگترین سوال براى ما و براى مخالفان ماست. آنان نیز اگر بدانند که چه رویداد عظیم و مبارکى در راه است، کلاهخودها و چوبدستىهایشان را کنار مىگذارند و به دنبال ابزارهایى براى پرستارى از این گیاه پاک که در خاک ما جوانه زده است مىروند.
در میان زیبایىهاى بسیارى که روزهاى پیش از انتخابات را نورانى مىکرد زیباترین پدیده جمع شدن مردمى از سلیقههاى گوناگون گرداگرد هم بود. آنها براى آن که به این کار موفق شوند تفاوتها و تنوعهایشان را کنار نمىگذاشتند، بلکه به رسمیت مىشناختند. کسى لازم نمىدید که براى شرکت در این یکرنگى هویت خویش را از دست بدهد و دیگرى شود. در آن یگانهشدنها حظى وجود داشت که فطرتهایمان مىپسندید. آن زنجیرههاى سبز انسانى که شهرهاى ما را فرا گرفت نمایشى تهى از حقیقت نبود. قرار نبود بعد از آن که از پل گذشتیم به سرنوشت یکدیگر اهمیت ندهیم و جانهایمان نمىخواست که پس از چشیدن طعم آن یگانگى از نو پراکنده شویم. چنین چیزى بدون تردید نشانهاى از طلوع بزرگى و رشد در حیات یک ملت است.
بزرگى یک ملت در ثروتمند بودن یا قدرتمند شدن نیست؛ اینها فقط بخش کوچکى از آثار آن است. بزرگى یک ملت در عظمت جان اوست. بزرگى به آن است که بتوانیم امور ظاهرا ناسازگار را با هم داشته باشیم. خانه کوچک مکانى است فقط براى «من»، اما در خانه بزرگ براى دیگران هم جا وجود دارد. کارفرمایى که جانش کوچک بود فکر مىکرد جز با تجاوز به حقوق کارگران نمىتواند مالى بیندوزد، حال آن که کارآفرین بزرگ تنها راه سود بردن را سود رساندن مىبیند. همینگونه است تفاوت کارگر کوچک و کارگر بزرگ. به هزار دلیل تنها راه بهرهمند شدن این است که همه با هم بهرهمند شوند، اما کسانى که کوچکند ظرفى ندارند که در آن دیگرى هم بگنجد. همچنین است تفاوت دیندارى که بزرگ است و دیندارى که کوچک است.
دیندار بزرگ امام صادق (ع) است که در خانه خدا مىنشیند و با منکر خدا حکیمانه گفتوگو مىکند. حقیقت خانه خدا همان قلب اوست که براى همگان جا دارد و براى همه حق قائل است؛ حق زیستن، حق شنیدن، حق برگزیدن، حق اشتباه کردن، حق بزرگ بودن. آرى بزرگ بودن، و الا بزرگ به کوچک چه کار دارد؟ غیردیندار را در جایگاهى مىبیند که مىتواند به زیبایىهاى دین رو کند، اگر نتوانسته است حقیقتى را بیابد احتمال درک آن را از سوى دیگرى نادیده نگیرد، یا مىتواند کوچک باشد و هر چیزى را که نچشیده است انکار کند؛ هر چیزى را که درک نمىکند ترک کند و بىآنکه بنشیند و براى فهمیدن گوش بدهد، عقاید دیگران را بىاساس بخواند.ملت ما اینک دارد نشانههاى بزرگى خود را به نمایش مىگذارد؛ آن تحول شگرفى که جامعه ما در تکاپوى تجربه آن است این است. البته چیزى که اهمیت دارد خود این بزرگى است و نه نشانههاى آن. نشانههایش را باز مىگوییم تا خود آن را باور کنیم که چونان بهار از راه مىرسد و حیات ما را دیگرگون مىکند؛ تا به مبارکى آن ایمان بیاوریم و از تغییراتى که ایجاد مىکند نترسیم. این همان رشدى است که انقلاب ما به امید آن بنا نهاده شد. چندى گذشت و از آن غافل شدیم، ولى پروردگارمان غافل نشد. بذرى را که سى سال پیش از این با هزار امید در خاک خود کاشته بودیم پرورش داد تا اینک که جوانههایش را پیشرویمان قرار داده است.نشانههاى بزرگى یک ملت شبیه به صفاتى است که از یک انسان رشید انتظار مىرود. کسى که آرمان ندارد هیچ نمى ارزد، اما کیست که بتواند در عین آرمانگرایى ارتباط خود را با واقعیتها از دست ندهد؟ یک انسان رشید؛ و یک ملت بزرگ. اگر مردم علیرغم تمامى صحنههاى (...)که در این چند ماهه دیدهاند همچنان اجراى بدون تنازل قانون اساسى را شعار محورى خود مىدانند به آن خاطر نیست که اگر چیز دیگرى بخواهند به آنها داده نمىشود. تنها و تنها حکمت و واقعبینى مردم بود که اجازه نداد رفتار زشت (...)به واکنشهاى عصبى و لجامگسیخته بیانجامد.
[...]
به عنوان مثالى دیگر انعطاف یک انسان رشید به معناى وادادگى نیست، بلکه بدان معناست که او براى رسیدن به مقصود خود پر از راهحلهاى گرهگشاست. در طول شش ماه گذشته هر روز روزنههایى که مردم مىگشودند بسته مىشد و آنان هربار بدون آن که به رودررویى کشیده شوند یا آرمانشان را کنار بگذارند راهحلهاى جدید خلق مىکردند.
به عنوان مثالى دیگر به صبر و متانتى که در حرکت مردم وجود دارد نگاه کنید؛ خواستههایشان را چنان با حوصلهاى زندگى مىکنند که گویى مىتوانند صد سال آنها را زندگى کنند؛ حوصلهاى که مخالفانشان را خسته کرده است، حوصلهاى که از رشد حکایت مىکند.و به عنوان مثالى دیگر انسان رشید کسى است که اعتماد به نفس دارد؛ یعنى نسبت به ارزشهاى وجودى خود آگاه است. براى زمانى طولانى ما اینگونه نبودیم. سرهاى ما فروافتاده بود. دو قرن وابستگى خودباورى را از ملت ما گرفته بود، تا این که انقلاب ترمیم این باروى فروریخته را آغاز کرد. ولى آیا بلافاصله به این هدف رسیدیم و عمق روح خود را از آن لطمههاى تاریخى پاک کردیم؟
[...]
در چند ماه گذشته ملتها ایرانیان را بسیار ستودند، اما واکنش مردم ما را در مقابل این تحسینها با گذشته مقایسه کنید تا ایمان بیاورید که جان جامعه ما دارد نشانههاى عظمت را تجربه مىکند. یک کشور تنها زمانى بزرگ است که ملتى بزرگ داشته باشد.
[...]
اخیرا شنیدم بسیج دانشجویى یکى از دانشگاهها در مراسم خود براى مخالفان هم فرصت سخن گفتن قرار داده است؛ این یک شروع خوب است. یا شنیدم که در عید غدیر مخالفان مردم به یکدیگر شال سبز هدیه مىدهند. از دیدگاهى که این همراه شما مىنگرد این را بزرگترین عیدى است. زیرا این ما نبودیم که سبز را انتخاب کردیم، بلکه سبز بود که ما را برگزید. آیا ممکن است که این رنگ، برادران ما را نیز برگزیند؟ آرى ممکن است، زیرا ذىجود کسى است که به حیله حیلهزننده نگاه نمىکند، و راه سبز شدن بر هیچ کس بسته نیست.