
به علت حجم زیاد بولتن و لزوم مناسب نمودن آن برای مطالعه در فضای مجازی، این متن در پایگاه بصیرت در دو بخش منتشر میشود. (بخش اول)
فصل اول
طرح مقدماتی عملیات آژاکس
در مرحلهی اول باید شاه را دربارهی هدف مشترک انگلیس و آمریکا متقاعد ساخت و ترس وی را از توطئهی بریتانیا برضد خود او از میان برد.(ص11)
پس از توافق با شاه، باید به زاهدی اطلاع داده شود که به سمت رئیس دولت جانشین انتخاب شده و مورد حمایت آمریکا و انگلیس خواهد بود... دو راه برای به قدرت رساندن زاهدی مطرح است: ابتدا اقدامات شبه قانونی که در این صورت شاه با یک فرمان سلطنتی، زاهدی را به عنوان نخستوزیر معرفی خواهد کرد. راه دوم، کودتای نظامی است... ارتباط با مجلس در شیوهی شبه قانونی دارای اهمیت است. برای اجرای این شیوه، نمایندگان باید تطمیع شوند.(ص13)
باید سخنان رهبران مذهبی در مخالفت با مصدق انتشار یابند و در صورت لزوم، تظاهرات سیاسی زیر لوای مذهب سازماندهی شود تا موقعیت شاه تقویت گردد و بعد از اجرای کودتا از طریق رادیو و مساجد اطمینان داده شود که دولت جدید به اصول مذهبی پایبند خواهد بود. در این چارچوب به روحانی برجسته، بروجردی [آیتاللهالعظمی بروجردی، مرجع تقلید] پست وزیر مشاور در امور مذهبی پیشنهاد میشود و یا مأمور اجرای اصول اجرا نشدهی قانون اساسی دربارهی تطبیق مصوبات مجلس با دین، توسط پنج ملا [رهبر مذهبی] خواهد شد... زاهدی باید انتظار واکنش خشونتآمیز حزب توده را داشته باشد و خود را برای مواجهه با آشوبی بزرگ آماده سازد.(ص14)
چگونگی اجرای روش براندازی شبه قانونی:
در این روش براستفاده از نیروهای مذهبی تأکید شده و این محورها مدنظر قرار گرفتهاند:
1. در این زمان مسئلهی شایان توجه، طرح موسوم به... است که براساس آن عدهی زیادی از تظاهرکنندگان در محوطهی مجلس به تحصن مذهبی دست خواهند زد.(ص15)
باید تبلیغات وسیعی صورت گیرد مبنی براینکه چنین تحصنی، مبتنی بر ناخشنودی عمومی از مصدق در این دو زمینه است:
- با توجه به ارتباط آشکار مصدق با حزب توده و اتحاد جماهیر شوروی، زمینهی اول مبتنی بر ضد مذهبی بودن دولت مصدق است؛...
- زمینه دوم دلالت بر این نکته دارد که مصدق از طریق اعمال دیکتاتوری و بدون دلسوزی برای سرنوشت کشور، مملکت را از لحاظ اقتصادی به نابودی کشانده است.(ص16)
فصل دوم
طرح اجرایی عملیات آژاکس
طرحی که در ادامه خواهد آمد، دربرگیرندهی سه مرحلهی متوالی است که دو مرحلهی آن به عنوان مقدمات و قبل از اجرای عملیات نظامی انجام خواهند شد. این دو مرحله شامل اعطای کمکهای مقدماتی و مبارزهی تبلیغاتی است.
برآورد کل هزینهی مورد نیاز برای تحقق این طرح، معادل دویست و پنجاه و هشت هزار دلار است که یکصد و چهل و هفت هزار و پانصد دلار آن را آمریکا و یکصد و سی و هفت هزار و پانصد دلار آن را انگلیس تأمین خواهد کرد.(ص17)
در یک دورهی چند ماهه پایگاه آمریکا و عمّال بریتانیا در ایران (برادران رشیدی) با زاهدی ارتباط نزدیکی خواهند داشت.(ص18)
شاه برای ایفای نقش خود به آمادگی ویژهای نیاز دارد. طبیعی است انسانی که از هر سو با تردید و ترس احاطه شده، برای آنکه بتواند وظیفهی خود را به انجام رساند باید تشویق شود... ما برای شاهدخت اشرف، خواهر دوقلوی قدرتمند و مکار شاه، به عنوان فردی که میتواند شاه را برای ایفای نقش خود تشویق کند، اهمیت ویژهای قائل هستیم... نقش شاه باید در سه مرحله اجرا شود. اشرف وی را در اجرای هر مرحله به طور کامل آماده خواهد ساخت. اولین گام، متقاعد ساختن شاه به این موضوع است که آمریکا و انگلیس هدفی مشترک در ایران دارند. همزمان باید ترس شاه را از «دست مخفی انگلیس در ایران» برطرف ساخت. در مرحلهی دوم باید آنچه را که آینده به ارمغان خواهد آورد برای وی توضیح داد. مرحلهی سوم گرفتن تضمین خاصی از اوست.(ص19)
با اطلاع قبلی شاه- که اشرف وی را آگاه خواهد کرد- ژنرال شوارتسکف (سرپرست سابق هیئت نظامی آمریکا در ژاندارمری ایران) به عنوان نمایندهی ویژهی آمریکا معرفی خواهد شد... مطالبی که وی به شاه خواهد گفت شامل دو بخش میشود. در بخش اول این نکات را مطرح خواهد کرد:
الف. از نظر هر دو دولت در زمان حاضر نفت در درجهی دوم اهمیت قرار دارد؛ زیرا مسئلهی اصلی، تصمیم هر دو دولت برای حفظ استقلال ایران است. هر دو دولت در زمان حاضر مصمماند که به ایران کمک کنند تا خود را از سقوط در دامان شوروی حفظ کند...
ب. هر دو دولت [آمریکا و انگلیس] معتقدند که ادامهی حیات خاندان پهلوی بهترین عامل برای حفظ تمامیت ارضی ایران خواهد بود...
ه: دولتهای آمریکا و انگلیس کاملاً توافق کردهاند که زاهدی تنها کاندیدای کارآمد رژیم است. زاهدی هم آماده است تا در آیندهی نزدیک قدرت را به دست گیرد.(صص21-20)
در نهایت زاهدی باید مطلع شود که اگر شاه با نمایندهی آمریکا همکاری نکند یا اسناد لازم را برای استفادهی ژنرال زاهدی فراهم نسازد، آمریکا و انگلیس آمادگی دارند با موافقت وی و بدون همکاری مؤثر شاه به عملیات خویش ادامه دهند.(ص23)
باید به اقداماتی که بر ضد حزب توده انجام میگیرد توجه ویژه داشت. زاهدی باید منتظر واکنش شدیدی از سوی حزب توده بوده و آمادگی کامل برخورد شدیدتر با آن را داشته باشد. تا زمانی که دولت مصدق برکنار نشده امکان خنثیسازی عملیات حزب وجود نخواهد داشت. به هر صورت یک فرصت چندساعته پس از تغییر دولت پیش خواهد آمد تا حزب توده و هوادارانش به خیابانها بریزند. همزمان با کودتا باید حداقل یکصد تن از رهبران احزاب، گروهها و روزنامهنگاران دستگیر شوند. اسامی آنها در یک فهرست تقریباً هشتاد نفری که اخیراً انگلیس تهیه کرده مشخص شده و تعدادی دیگر نیز از سوی پایگاه آمریکا و شخص زاهدی مشخص خواهند شد... اطلاعیههای زیادی که به کمیتهی مرکزی حزب منتسب خواهند شد برای گمراه ساختن اعضای حزب توده و جلوگیری از تجمع مؤثر آنان، در شهر توزیع میشوند...(صص25-24)
اقدامات روز کودتا: این اقدامات اصولاً خطوط مشابهی را دنبال میکنند. با این وصف ممکن است متناسب با سه موقعیت C , B , A متفاوت انجام شوند. این موقعیتها عبارتند از:
موقعیت A . به اوج رسیدن مخالفت مذهبی گسترده با دولت مصدق که بلافاصله با یک اقدام نظامی ادامه خواهد یافت.
موقعیت B. شاه با فشار مصدق مجبور به ترک کشور میشود. این اقدام مصدق به دنبال افزایش قدرت مخالفینی است که آشکارا از سوی شاه هدایت میشوند و یا به علت افزایش قدرت مخالفینی است که شاه به صورت غیراداری و نمادین رهبری آنان را برعهده دارد.
موقعیت C. مصدق مبادرت به استعفا میکند. چنین اقدامی نتیجهی واقعبینی وی نسبت به افزایش قدرت مخالفان است و زمانی انجام میپذیرد که درخواست نمایشی وی برای کمک از جانب شاه با شکست مواجه میشود.(ص25)
هدف از این عملیات به دست آوردن رأی اکثریت در مجلس بر ضد مصدق است... برای کسب حد نصاب لازم باید دو سوم نمایندگان حاضر در تهران پیش از رأیگیری در صحن مجلس حضور داشته باشند. بنابراین باید برای تطمیع عدهی بیشتری از نمایندگان تلاش شود تا نه فقط به وظیفهی حساس رأی دادن بر ضد مصدق عمل کنند، بلکه با حضورشان در صحن مجلس رسیدن به حد نصاب لازم را نیز تضمین نمایند... حزب زحمتکشان تا اندازهای نقش مهمی در رواج شایعات مورد نظر ایفا خواهد کرد... گروه انگلیسی میتواند حدود سه هزار عضو فعال را برای شرکت در موقعیت A بسیج نماید.
رهبران مذهبی: ما معتقدیم که تقریباً همهی رهبران مذهبی مهم و انبوه طرفدارانشان کاملاً مخالف مصدق هستند.(ص29)
... این تجار جزو مخالفان مصدق هستند زیرا دولت به سبب ایجاد رکود اقتصادی و قطع واردات و سختگیری دربارهی اخذ مالیاتها و کمبود پول به آنان زیان وارد کرده است. (ص30)
اقدامات پیش از کودتا به منظور ایجاد موقعیت A به شرح زیر است:
در روز موعود، حملاتی بر ضد رهبران مذهبی مورد احترام مردم در تهران انجام خواهد گرفت؛
در این زمان، سایر رهبران مذهبی اعلام خواهند کرد که این حملات را مصدق در واکنش به اعتراضات رهبران مذهبی سراسر کشور به دولت وی انجام داده است؛
- ... گروه انگلیسی و پایگاه آمریکا به تظاهرکنندگان کمک خواهند کرد تا تحصن گستردهتر شود و همزمان تجار نیز اقدام به تعطیلی بازار میکنند.(ص31)
فصل سوم
گزارش دونالد ویلبر از کودتای 28 مرداد
خلاصه:
هدف از اجرای طرح آژاکس ساقط کردن دولت مصدق، تثبیت و تجدید اعتبار و وجهه و قدرت شاه و به قدرت رساندن یک دولت جدید با سیاستهای سازنده و راهگشا به جای دولت مصدق بود. دولتی که بتواند به یک توافق نفتی عادلانه دست یابد، ایران را به ثبات اقتصادی و مالی برساند و از به قدرت رسیدن حزب خطرناک کمونیست قاطعانه جلوگیری کند.(ص36)
... وزارت امورخارجهی آمریکا پیش از اعلام موافقت باید دربارهی دو نکتهی مهم اطمینان حاصل میکرد: نخست آنکه آیا دولت ایالات متحده میتواند کمکهای مالی را به دولت جانشین مصدق بکند تا این دولت استقرار یابد و یک توافقنامهی نفتی امضای نماید. دوم، گرفتن تعهد کتبی از دولت انگلیس بود مبنی بر دستیابی به یک توافقنامه نفتی مبتنی بر حسن نیت و رعایت انصاف نسبت به دولت جانشین در ایران... به پیشنهاد و درخواست اینتلیجنس سرویس و با موافقت سازمان سیا و هندرسن، [کرمیت] روزولت فرماندهی مرحهای نهایی عملیات را در ایران برعهده گرفت... مقامات بلندپایهی آمریکایی نیز باید در بیانات رسمی خود امیدهای ایجاد شده توسط مصدق دربارهی تخصیص کمکهای اقتصادی آمریکا به ایران را از بین میبردند و تصورات خام و باطل ایجاد شده از ناحیهی مصدق دربارهی حمایت ایالات متحده از دولتش را از ذهن مردم ایران خارج کنند.(ص38)
از آنجا که شاه شخصی مردد و متزلزل بود برای در تنگنا قرار دادن و جلب همکاری او از شیوههای گوناگون استفاده شد که مهمترین موارد آن به شرح زیر است:
- شاهدخت اشرف پهلوی، خواهر دوقلو و قدرتمند و فعال شاه باید پس از بازگشت از اروپا شاه را وادار به برکناری مصدق نماید. به این منظور باید به شاه تفهیم میکرد که وی با مقامات آمریکایی و انگلیسی در ارتباط بوده و آنان چنین تقاضایی از او داشتهاند.
- ترتیب لازم برای سفر ژنرال اچ. نورمن شوراتسکف، فرماندهی سابق نظامیان آمریکا در ایران که شاه برای او احترام خاصی قائل بود، به ایران داده شد.(ص39)
چنانچه اقدامات مذکور با شکست مواجه میشد، روزولت به نمایندگی از سوی رئیس جمهور ایالات متحده باید شاه را به امضای فرمانهای مورد نظر مجبور میکرد و سازمان سیا این فرمانها را در روز تعیین شده در اختیار زاهدی قرار میداد... اظهارات و بیانات علنی که در ایالات متحده صورت میپذیرفت، تأثیر فراوانی بر مردم ایران و مصدق داشت و نقشی بسزا در سرنگونی او ایفا نمود...(ص40)
با همکاری وزارت امور خارجهی آمریکا، سازمان سیا مقالات متعددی در روزنامهها و نشریات مهم آمریکایی به چاپ رساند که انعکاس آن در ایران منجر به جنگ روانی بر ضد مصدق شد و پیامدهای روانی بسیاری به همراه داشت... زاهدی از طریق یک کنفرانس مطبوعاتی محرمانه که به ابتکار سیا تدارک دیده شده بود و همچنین با استفاده از امکانات چاپخانهی مخفی سازمان سیا اعلام کرد که نخستوزیر قانونی ایران است و مصدق بر ضد او کودتا کرده است. عوامل سازمان سیا فرمان شاه مبنی بر انتصاب زاهدی و خلع مصدق را به چاپ رسانده و منتشر کردند.(ص41)
علاوه بر این، پایگاه سیا در تهران از وزارت خارجهی آمریکا و انگلیس درخواست کرد تا حداکثر تلاش خود را در متقاعد ساختن شاه به ایراد سخنرانی و تشویق ارتش و مردم برای طرد مصدق و پشتیبانی از زاهدی به عنوان نخستوزیر به عمل آورند. در نوزدهم اوت 1953 تظاهراتی به طرفداری از شاه در حوالی بازار آغاز شد و به تدریج ابعادی گستردهتر یافت... در ساعات پایانی روز نوزدهم اوت، کشور ایران در اختیار نخستوزیر جدید قرار گرفت و اعضای دولت مصدق مخفی یا زندانی شدند.(ص42)
به منظور اعطای کمکهای مالی به دولت زاهدی (که نیاز فراوان به آن داشت) سازمان سیا به صورت مخفیانه مبلغ پنج میلیون دلار طی دو روز اول انتصاب او به نخستوزیری در اختیار وی قرار داد...(ص43)
گامهای آغازین:
در ماههای نوامبر و دسامبر 1952 نمایندگان دستگاه اطلاعاتی بریتانیا به منظور بحث و تبادل نظر دربارهی برنامههای مشترک عملیاتی در ایران، با نمایندگان بخش خاور نزدیک و آفریقای سازمان سیا در واشنگتن دیدار کردند.(ص43)
در اواخر آوریل 1953 بخش خاور نزدیک و آفریقا، دکتر رونالد ن. ویلبر، مشاور مخفی این بخش را انتخاب کرد تا به نیکوزیا (پایتخت قبرس) سفر کند و با همکاری نزدیک و تشریک مساعی با اینتلیجنس سرویس نقشهای برای سرنگونی مصدق تدوین نماید... گفتوگوهای ویلبر و کالینز در تاریخ سیام مه 1953 خاتمه یافت و دکتر ویلبر در اول ژوئن متن کامل طرح عملیاتی را که خود و طرف مذاکراتش آن را توصیه کرده بودند به «ستاد» مخابره کرد.(ص46)
به سرعت معلوم شد که اینتلیجنس سرویس کاملاً رضایت و تمایل دارد تا در هر سمت و سویی که سیا تعیین کند، حرکت نماید.(ص47)
از آنجا که در جریان ملاقاتهای یاد شده در نوامبر 1952 به این نکته اشاره شده بود که سیا دو عامل اصلی و عمده در ایران دارد، لازم بود که به جای... و ... دو نفر به این عنوان معرفی شوند. این کار صورت پذیرفت و یکی از عاملان پایگاه و یک عامل فرعی به نام... به سمت صاحبان این دو منصب مهم معرفی شدند. تا آنجا که توانستیم مطلع شویم، برادران رشیدیان و هیچیک از عمال دیگر اینتلیجنس سرویس در جریان این عملیات به هویت و نقش ... و... پی نبردند.(ص48)
دربارهی این نکته اتفاق نظر بود که پایگاه میباید بلافاصله سیاست جدید خود را مبنی بر حمله به دولت مصدق از طریق تبلیغات خاکستری آغاز کند. پایگاه این خط مشی را به عوامل خود و سپس به برادران رشیدیان، که از عوامل اینتلیجنس سرویس بودند، ابلاغ کرد. از گروه هنری سیا- که یکی از بخشهای زیرمجموعهی هیئت مشاور پرسنل پی.پی [P.P. Staff Advisory Panel] بود- خواسته شد که تا شمار فراوانی کاریکاتور برضد مصدق تهیه کند... پایگاه اینتلیجنس سرویس در نیکوزیا از مدتی پیش، با به کارگیری بهترین اپراتورهای مخفی آموزش دیدهی انگلیسی، هر سه هفته یک بار یک ارتباط بیسیم با برادران رشیدیان در تهران برقرار میکرد.(ص50)
طرح مقدماتی، متضمن مقابله و برخورد قاطع با برخی از عوامل (مانند رهبران ایل قشقایی) بود که با شدت و حدت هرچه بیشتر از مصدق حمایت میکردند. تصمیم جدیدی که از سوی شرکتکنندگان در جلسات بیروت گرفته شد. این بود که کلیهی تلاشها و امکانات باید صرف افزودن بر عده و کارایی نیروهای مخالف مصدق شوند. مبنای این تصمیم جدید این فرض بود که طرفداران و پشتیبانان مصدق، وقتی که رهبرشان از صحنه خارج شده باشد، واکنشی نشان نخواهد داد.(ص52)
از طرح تجدید نظر شدهی بیروت نسخهای در دست نیست، چرا که مورد بازنگری و تجدید نظر قرار گرفت و به صورت متن نهایی طرح «لندن» در آمد. نشستهای لندن در یکی از سالنهای کنفرانس ادارات مرکزی «اینتلیجنیس سرویس» برگزار شد.(ص53)
به نظر میرسید اینتلیجنس سرویس و نمایندگان آن در مذاکرات، اعتقاد راسخی به اصل طرح و اجرای موفقیتآمیز عملیات دارند. آنها به ما گفتند که به برادران رشیدیان دستور خواهند داد که اوامر پایگاه سیا در تهران را به طور کامل اجرا کنند.(ص54)
وزارتخانهی یاد شده بر بیان این مطلب پافشاری کرد که پیش از پذیرش طرح از جانب دولت آمریکا، انگلیسیها باید تضمین بدهند که در خصوص مسئلهی نفت، در قبال دولتی که جانشین حکومت مصدق خواهد شد روشی انعطافپذیر را در پیش خواهند گرفت... دولت انگلستان به سرعت تضمینهای مربوطه را به دولت ایالات متحده داد.(ص55)
از دیدگاه دستاندرکاران طرح صلاح نبود که هنگام آغاز عملیات نهایی، سفیر در تهران حضور داشته باشد. مسئولان طرح همچنین استمرار غیبت وی را عاملی مهم در جنگ روانی که قرار بود برضد مصدق راهاندازی شود، به شمار میآوردند.(ص56)
گذشته از مجوز کلی ماه آوریل که به پایگاه تهران اختیار میداد تا سقف یک میلیون دلار صرف فعالیتهایی مخفیانه در حمایت از زاهدی نماید، در بیستم ماه مه پایگاه به طور مشخص اجازه یافت که هفتهای یک میلیون ریال (به نرخ برابری نود ریال در برابر هر دلار) برای تطمیع نمایندگان مجلس ایران هزینه کند.(ص57)
این «هنرمندان» علاوه بر سایر کارهای خود، طرح بسیار مؤثری برای یک پوستر تهیه کردند که شاه را در حال معرفی زاهدی به مردم ایران نشان میداد. مطالب نوشتاری و تصویری به سرعت تهیه و در تاریخ نوزدهم ژوئیه توسط یک پیک مخصوص به تهران انتقال یافت. پایگاه تهران در تاریخ بیست و دوم ژوئیه کار توزیع این تولیدات فرهنگی- هنری را در میان چند تن از عمال خود آغاز کرد.(ص58)
خاطرنشان میشود که مسئولیت و افتخار گسترش و افزایش امکانات پایگاه در دورهای پنج ساله، بیش از هر افسر دیگری متوجه گویران[راجر گویران رئیس پیشین پایگاه تهران] بود. ارزش و ضرورت این امکانات برای عملیات، در عمل به اثبات رسید... تدابیری پیشبینی شده بود که منظور از آنها رهانیدن شاه، یک بار و برای همیشه، از هراس بیمارگونهاش از «دست پنهان انگلیسیها» و مطمئن کردن او به حمایت قاطعانهی ایالات متحده و انگلستان از وی و نیز تصمیم راسخ این دو کشور به برکناری مصدق بود.(ص59)
در این میان، نخستین کار (تا اندازهای دشوار) توجیه و تشریح طرح برای اشرف بود که گمان میرفت و در آن هنگام در پاریس باشد. برنامه این بود که نزدیک روز دهم ژوئیه با وی در پاریس ملاقاتی صورت گیرد و او نیز برای ملاقات با شاه بیستم ژوئن در تهران باشد... اشرف خاطرنشان کرد که ورود او به تهران واکنش شدید مطبوعات طرفدار مصدق را برخواهد انگیخت و ابراز امیدواری کرد که ما بتوانیم پاسخهای دندانشکن و مؤثری به این جنجالها بدهیم.(ص60)
اشرف در تاریخ بیست و پنجم ژوئیه به صورت یک مسافر عادی با هواپیما وارد تهران شد. همانگونه که انتظار میرفت بازگشت غیرمجاز وی طوفانی واقعی برپا کرد؛ چرا که اشرف نه از خود شاه اجازهی بازگشت خواسته بود و نه از دولت مصدق و هر دو از این بابت خشمگین بودند. شاه از دیدار با وی خودداری کرد و نیز نامهای را که اشرف نوشته و از طریق... رئیس خدمهی (کاخ) شاه، برای او فرستاده بود، نپذیرفت... نامهی مزبور حاکی از آن بود که ژنرال آمریکایی شوارتسکف در مأموریتی مشابه با آنچه که اشرف به سبب آن به ایران آمده بود، برای دیدار با شاه عازم ایران خواهد شد. شاه از این خبر استقبال کرد و شامگاه بیست و نهم ژوئیه خواهرش را به حضور پذیرفت. جلسهی دیدار با ناآرامی و جنجال آغاز شد اما با آشتی طرفین خاتمه یافت. اشرف روز بعد با هواپیما به اروپا بازگشت... دومین پیک، شخصِ اسدالله رشیدیان، در نقش عامل اصلی اینتلیجنس سرویس بود... اسدالله رشیدیان توانست شاه را برای ملاقات و گفتوگو با ژنرال شوارتسکف، فرستادهی آمریکا، آماده سازد و بر این نکته تأکید ورزد که این فرستاده همان پیام گذشته را تکرار خواهد کرد و به این ترتیب ضمانتی اضافی در خصوص همکاری نزدیک انگلستان و ایالات متحده در این قضیه مطرح خواهد شد.(صص62-61)
شوارتسکف مأموریت داشت سه سند از شاه بگیرد. این سه سند که در طرح عملیاتی بیشتر معرفی شدهاند، عبارت بودند از:
- فرمانی که در آن زاهدی به ریاست ستاد ارتش منصوب شده باشد؛
- نامهای که حاکی از اعتماد شاه به زاهدی باشد تا او بتواند با استفاده از آن و به نام شاه افسران ارتش را برای رسیدن به هدف طرح به کار گیرد؛
- فرمانی که در آن کلیهی ردههای ارتش را به حمایت از رئیس قانونی ستاد ارتش خود فراخوانده باشد.(ص62)
دومین سالگرد شورش برضد دولت قوام و تلاشهای انجام شده در آن زمان برای فیصله دادن به ماجرای نفت با برگزاری راهپیماییهایی گرامی داشته شد. در عین حال برای همگان آشکار بود که شمار شرکتکنندگان «تودهای» این مراسم بسیار بیشتر از کسانی بود که با تبلیغات جبههی ملی گرد آمده بودند. این واقعیت بیش از هر مطلب دیگر اذهان صاحبان اندیشه را در جامعه متوجه قدرتی کرد که حزب توده در دوران حاکمیت مصدق کسب کرده بود. در این برههی زمانی، کارکنان پایگاه سیا در تهران در چند جبهه مشغول فعالیت بودند. جنگ تبلیغاتی بر ضد مصدق هم به نهایت خود رسیده بود... پایگاه تهران محصولات تبلیغاتی تهیه شده در ستاد را به اسدالله رشیدیان تحویل داد و با فرا رسیدن آخر ماه یک عملیات تبلیغاتی کاملاً مستقل که برای آن برنامهریزی ویژهای صورت گرفته بود، به طرفداری از (موضع) شاه در برابر مصدق در آذربایجان به راه افتاد.(ص63)
اینک پایگاه با زاهدی که در بیست و یکم ژوئیه پناهگاه خود را در مجلس ترک کرده بود ارتباط مستقیم داشت... تا بیست و ششم ژوئیه، شماری از اشخاص کلیدی در موقعیتهای خود استقرار یافته بودند: روزولت و شوارتسکف در پایگاه تهران حضور داشتند؛ لیویت از چند روز پیش در (پایگاه) نیکوزیا به سر میبرد؛ و هندرسن (سفیر آمریکا در تهران) برای استراحت به سالزبورگ آمده اما مضطرب بود... چنین تشخیص داده شد که در قالب بخشی از جنگ روانی بر ضد مصدق، تماسها و ارتباطات نزدیک مقامات بلندپایهی آمریکایی با مقامات دولت وی قطع شود.(ص64)
در اول ماه اوت، دو روز پس از آنکه اشرف از ایران خارج شد و شاه پیام پخش شده از بی.بی.سی را (که منظور از پخش آن مطمئن کردن شاه دربارهی این نکته بود که اسدالله رشیدیان سخنگوی رسمی دولت انگلستان است) شنیده بود، شوارتسکف یک دیدار و گفتوگوی طولانی با شاه داشت. شاه از این رو ژنرال را به سالن بزرگ رقص کاخ هدایت کرد و یک میز کوچک را دقیقاً به وسط این سالن کشید و آنگاه هر دو پشت همان میز نشستند و مذاکرات خود را آغاز کردند.(ص65)
قرار بود این ملاقات با سلسلهای از ملاقاتها، مانند ملاقاتهای جداگانهی روزولت و رشیدیان با شاه پیگیری شود تا فشارهای بیوقفهای بر او وارد آید و ما بتوانیم بر تزلزل، تردیدهای بیپایان او پیروز شویم... توجه مصدق به مجلس جلب شد که در آن، مخالفانش در حال قدرت گرفتن بودند. مصدق در چهاردهم اوت از نمایندگان طرفدار دولت خواست که استعفا دهند و چند تن از نمایندگان بیطرف و یا مخالف مصدق ولی کمرو نیز از این درخواست پیروی کردند، تا اینکه شمار نمایندگان مستعفی به بیست و هشت نفر رسید.(ص66)
در صورت انحلال مجلس، مصدق به دیکتاتور بلامنازع کشور تبدیل میشد، زیرا لایحهای که به او اختیارات کامل داده بود فقط چند ماه دیگر اعتبار داشت،... مصدق باید این کار را با تدارک یک همهپرسی انجام میداد که در آن مردم به این پرسش که آیا مجلس باید منحل شود، پاسخ آری یا خیر میدادند. همهپرسی یک فریب آشکار بود؛ این همهپرسی که حدود دو میلیون تن در آن به انحلال مجلس رأی دادند، در چهارم اوت در سراسر کشور برگزار شد و فقط چند صد تن به آن رأی منفی دادند... پایگاه سیا گزارش مفصلی ارسال کرد مبنی بر اینکه عمال آن پیش از برگزاری همهپرسی و در طول آن، دربارهی غیرقانونی بودن این اقدام تبلیغ و از آن استفاده کرده بودند... بیست کاریکاتوری که ستاد سیا بر ضد مصدق تهیه کرده بود در طول هفتهی برگزاری همهپرسی در این روزنامهها به چاپ رسیده بود.(ص67)
در دوم اوت اسدالله رشیدیان جزئیات دقیقی دربارهی اجرای عملیات به شاه عرضه و پس از آن اعلام کرد که شاه موافقت کرده است که مصدق را بر کنار و زاهدی را به نخستوزیری و معاون فرماندهی کل قوا منصوب نماید... در روز سوم اوت، روزولت جلسهای طولانی، ولی بدون نتیجهی قطعی با شاه برگزار کرد.(ص68)
در ملاقات دیگری که بین شاه و روزولت صورت گرفت، شاه به روزولت گفت که از آیزنهاور، رئیس جمهور آمریکا بخواهد تا اطمینان بدهد که بر کناری مصدق به دست او به صلاح است... در هفتم اوت رشیدیان بار دیگر با شاه ملاقات نمود. در این ملاقات شاه با شروع عملیات در شب دهم و یا یازدهم اوت موافقت کرد... شاه سپس گفت به رامسر خواهد رفت تا ارتش بدون اطلاع رسمی او وارد عملیات شود. در صورت توفیق عملیات، شاه زاهدی را به نخستوزیری منصوب خواهد کرد.(ص69)
شاه بار دیگر تأکید کرد که هر چند با اجرای عملیات موافقت کرده ولی هیچ برگهای را امضا نخواهد کرد... رشیدیان پیغامی به این مضمون از طرف روزولت به شاه منتقل کرد که اگر شاه تا چند روز آینده اقدامی نکند، روزولت ایران را با تنفر و انزجار ترک خواهد کرد. شاه در پایان جلسه و در جمع حضار اعلام کرد که برگهها را امضا و با زاهدی نیز ملاقات میکند و سپس عازم رامسر در ساحل دریای خزر خواهد شد... تصمیم گرفتند شاه دو فرمان را امضا کند که یکی از آنها بر کناری مصدق و دیگری انتصاب زاهدی به نخستوزیری بود.(ص70)
در همین زمان جنگ روانی بر ضد مصدق به نهایت خود میرسید. مطبوعات تحت نفوذ همگی برضد مصدق در حال فعالیت بودند... عوامل سیا برای ترساندن و مضطرب ساختن رهبران مذهبی در تهران متوسل به تبلیغات سیاه شدند و تحت نام حزب توده اعلام کردند که اگر رهبران مذهبی با مصدق مخالفت کنند با مجازات سختی روبهرو خواهند شد. تهدیدهای تلفنی به اسم حزب توده صورت گرفت و یکی از چندین طرح بمبگذاری منازل رهبران مذهبی نیز اجرا شد... در شامگاه سیزدهم اوت، سرهنگ... با فرمانهای امضا شدهی شاه به تهران بازگشت و آنها را به زاهدی تحویل داد.(صص71-70)
دو واقعیت وجود دارد که با قضایای آن شب ارتباط دارند. نخست آنکه طرح عملیات به علت بیاحتیاطی یکی از افسران ارتش ایران و یا به علت تأخیر در اجرای طرح لو رفته بود. دیگر آنکه، با وجود لو رفتن طرح، اگر بیشتر افراد شرکتکننده در عملیات در لحظات حساس از خود بیلیاقتی و تردید نشان نمیدادند، ممکن بود طرح با موفقیت اجرا شود... طبق اظهارات ژنرال ریاحی، رئیس ستاد ارتش مصدق، وی از جریان «توطئه» در ساعت پنج بعدازظهر پانزدهم اوت با خبر شده بود. ولی عجیب اینکه طبق اظهارات خودش، تا ساعت هشت بعدازظهر در منزل خود در شمیران مانده و سپس با اتومبیل به ستاد ارتش رفته بود.(ص72)
تقریباً قطعی به نظر میرسید که ریاحی توانسته باشد قبل از نیمه شب سربازان خود را در نقاط استراتژیک که احتمال حمله به آنها میرفت، مستقر کرده باشد. ولی این مسئله که چه اقدام و یا واکنشی از سوی ریاحی و یا افسران وفادار به مصدق، سبب تردید و تزلزل افسران طرفدار زاهدی شده، به طور کامل مشخص نشده است.(ص74)
حتی کامیونهای حامل دستگیرشدگان نیز از سعدآباد به ستاد ارتش آمده بودند، اما با دیدن اینکه این محل در دست نیروهای مقابل است به سعدآباد بازگشته بودند... در سفارت آمریکا، پرسنل پایگاه سیا ساعتهای پراضطرابی را سپری کردند. جیپ ارتشی که مجهز به دستگاه بیسیم بود از نیروها خواست که به علت شکست عملیات به مقرهای خود بازگردند... در ساعت پنج و چهل و پنج دقیقهی سحرگاه روز شانزدهم اوت 1953 (بیست و ششم مرداد 1332 شمسی) رادیو تهران اعلامیهی ویژهی دولت را پخش کرد که در آن خبر از کودتای نافرجام در شب قبل میداد.(ص75)
سپس سرهنگ... به پایگاه آمد و گفت اوضاع وخیم است و وی قصد رفتن به سفارت و پناهندگی دارد... به سرعت تصمیماتی مهم و اساسی اتخاذ شد. اولین گام آن بود که با اردشیر زاهدی پسر ژنرال زاهدی، تماس گرفته شود... روزولت به شمیران رفت تا نظر اردشیر و پدرش را دربارهی اینکه آیا در این اوضاع هنوز امیدی هست یا خیر، جویا شود. تصمیم گرفته شد که تلاشهای وسیعی به عمل آید تا مردم ایران متقاعد شوند زاهدی رئیس قانونی دولت و مصدق غاصب آن است و کودتایی را ترتیب داده است. (شایان ذکر است که تمامی اقداماتی که از این پس انجام میشد براساس این فرضیهی طرح عملیاتی بود که اگر ارتش مجبور باشد بین شاه و مصدق یکی را انتخاب کند حتماً شاه را انتخاب خواهد کرد.)(ص76)
ذکر این نکته ضروری است که حزب توده هم مانند دولت از طرح کودتا مطلع شده بود ولی چگونگی دست یافتن آنان به اطلاعات مشخص نبود... نخستین جایی که به فرمان شاه دربارهی انتصاب زاهدی اشاره شده بود، صفحات داخلی روزنامهی پرتیراژ «کیهان» بود... دو خبرنگار روزنامهی نیویورک تایمز در ساعت یازده صبح به شمیران رفتند تا با زاهدی دیدار نمایند... اردشیر زاهدی به خبرنگاران نسخهی اصلی فرمان سلطنتی را دربارهی انتصاب پدرش به نخستوزیری نشان داد و نهایتاً رونوشتهایی از این فرمان را در اختیار آنان گذاشت.(ص78)
ظهر همان روز رادیو تهران بیانیهای به امضای دکتر محمد مصدق پخش کرد (بدون آنکه به سمت نخستوزیری وی اشاره شود) که در آن آمده بود:
«طبق خواست و ارادهی مردم که در جریان برگزاری همهپرسی بیان شده است، مجلس هفدهم منحل و انتخابات مجلس هجدهم به زودی برگزار میشود.» این بیانیه و اظهارات ضدشاه (دکتر) فاطمی و همچنین تبلیغات بیپرده و آشکار حزب توده در خصوص برقراری جمهوری، در قانع کردن تودهی مردم دربارهی اینکه مصدق در آستانهی حذف رژیم سلطنتی است بسیار مؤثر بود.(ص79)
اردشیر زاهدی از شانزدهم اوت، ژنرال زاهدی از بامداد روز هفدهم، برادران رشیدیان از شانزدهم (به استثنای سفری که روز هجدهم به بیرون کردند)، سرهنگ... از بامداد روز شانزدهم و ژنرال... از صبح روز شانزدهم در اختیار پایگاه سیا در تهران بودند. پایگاه مخفی کردن این افراد را به دو منظور انجام میداد: نخست آنکه از دستگیر شدن آنها جلوگیری کند و دیگر آنکه این افراد در محلهایی باشند که آمریکاییها به آسانی و به صورت قانونی بتوانند به آنجا رفت و آمد کنند.(ص80)
در ساعت چهار بعدازظهر دو تن از دیپلماتهای ارشد سفارت آمریکا از به نتیجه رسیدن عملیات قطع امید کرده بودند در حالی که روزولت اصرار داشت هنوز «شانس ضعیفی برای موفقیت» وجود دارد؛ فقط در صورتی که شاه از رادیو بغداد استفاده کند و زاهدی نیز موضع تهاجمی بگیرد.(ص81)
صبح آن روز، ایرانیانی که رادیوهای مناسبی در اختیار داشتند توانستند اظهارات شاه را در بغداد بشنوند. وی گفت: «آنچه را در ایران اتفاق افتاده است در واقع نمیتوان کودتا نامید.» شاه گفت طبق اختیاراتی که قانون اساسی به او داده مصدق را برکنار و ژنرال زاهدی را به جای او منصوب کرده است.(ص82)
شایعهای پخش شده بود مبنی بر اینکه افسران دستگیر شده، در بیستم اوت به دار آویخته خواهند شد... فاطمی نوشته بود: «ای شاه خائن، تو آدم بیشرمی هستی که تاریخ جنایتبار رژیم پهلوی را کامل کردی. مردم میخواهند تو را از پشت میزت به زیر آورند و به دار بکشند.» هندرسن سفیر آمریکا در ایران، بعد از ظهر از بیروت وارد تهران شد.(ص83)
بعدازظهر، پیامی به پایگاه ارسال شد مبنی بر اینکه روزولت به منظور حفظ جان خود باید هر چه سریعتر ایران را ترک کند و سپس به دلیل بدشانسی پیش آمده ابراز تأسف شده بود... دستور برنامههای تبلیغاتی برای پایگاههای سیا در کراچی، دهلینو، قاهره، دمشق، استانبول و بیروت ارسال شد تا منحصراً دربارهی قانونی بودن دولت زاهدی تبلیغات انجام شود.(ص85)
«شجاعت» که جانشین نشریهی «به سوی آینده» و ارگان اصلی حزب توده شده بود، بیانیهی کمیتهی مرکزی حزب را منتشر کرد. در بیانیهی مزبور که نخستین بیانیه ظرف چند هفته بود، حزب توده وقایع اخیر را ناشی از تحریکات انگلستان و آمریکا دانسته و اضافه کرده بود که شعار روز باید «سرنگون باد سلطنت _ زندهباد جمهوری دموکراتیک» باشد.(ص87)
در ساعت پانزده همان روز شاه وارد رم شد؛ جایی که قرار بود در جمع خبرنگاران و مسئولان جرایدی که در قبال تحولات ایران مشی میانهای در پیش گرفته بودند، به ایراد سخن بپردازد. اظهارات شاه نه موجب ناامیدی طرفدارانش شد و نه آنان را تحریک به اقدام کرد... در وهلهی اول فرار شاه به نحوی شگرف مردم را متوجه کرد که مصدق تا کجا پیش رفته است و آنان را در قالب یک نیروی خشمگین طرفدار شاه به جنب و جوش درآورد.(ص88)
اعضا و طرفداران حزب توده در طول آن روز نه تنها به تخریب مجسمههای سلطنتی (مجسمههای رضاخان و محمدرضا) پرداختند، بلکه پرچمهای خود را در نقاط مشخصی به اهتزاز درآوردند... عصر آن روز... دستههایی را به نام و با ظاهر تودهایها در خیابانها به راه انداخته بود. این دستهها دستور گرفته بودند که هرگاه ممکن شود در خیابانهای لالهزار و امیریه شیشههای مغازهها را شکسته و آنها را غارت کنند و کاملاً چنین وانمود کنند که این اقدامات و عملیات از سوی حزب توده است.(ص89)
بر ستاد و رؤسا و کارکنان آن، روزی آکنده از افسردگی و ناامیدی گذشت. به هنگام ظهر شماری از افراد مشغول تنظیم پیشنویس پیامی بودند که لغو عملیات را اعلام میکرد. پیام مزبور که سرانجام در شبانگاه همان روز ارسال شد، بر موضع محتاطانهی وزارت امور خارجهی آمریکا، موضع انگلستان و موضع ستاد مبتنی بود که به ترتیب اعلام کردند:
«عملیات آزموده شده و با شکست مواجه گردید.»
«لازم است در این باره که نمیتوانیم مبارزه را ادامه دهیم، ابراز تأسف نماییم.»
«با توجه به اینکه از سوی روزولت و هندرسن توصیههای شایان توجهی در مخالفت با این تصمیم به عمل نیامده، عملیات بر ضد مصدق میباید متوقف شود.»... در حالی که روز هجدهم اوت، فقط نشریهی ... اقدام به انتشار فرمان سلطنتی مبنی بر انتصاب زاهدی به سمت نخستوزیر کرده بود، افرادی که سحرگاه روز نوزدهم از خانه بیرون آمده بودند با متن تایپ یا کپی شدهی فرمان مزبور در روزنامههای «ستارهی اسلام»، «جوانان»، «آرام»، «مرد آسیا»، «ملت ما» و روزنامهی فرانسوی زبان «ژورنال تهران» روبهرو شدند.(ص90)
اندکی بعد در بامداد همان روز، نخستین نسخ از هزاران روزنامهی دیوارکوب که حاوی رونوشتی از فرمان (سلطنتی) و متن بیانیهی زاهدی بودند در خیابانها پدیدار شدند... تا ساعت نه بامداد گروههای طرفدار شاه در حال تجمع در منطقهی بازار بودند... آنان فقط نیازمند رهبری و هدایت بودند... به همراه یک گروه به سمت مجلس حرکت کرد و در بین راه جمعیت را تحریک نمود که دفتر روزنامهی «باختر امروز» را به آتش بکشند.(ص91)
افراد دیگری را به سوی دفاتر روزنامههای «شهباز»، «به سوی آینده» و «جوانان دموکرات» که وابسته به حزب توده بودند، هدایت کرد. این دفاتر به طور کامل مورد غارت و چپاول قرار گرفتند... در حدود ساعت ده صبح تماس پایگاه با برادران رشیدیان که سراپا غرق در شادی و شعف به نظر میرسیدند برقرار شد. اینک آنها و نیز ... دستور گرفتند که برای جذب نیروهای انتظامی به جانب تظاهرکنندگان تلاش کرده و با تشویق و ترغیب آنها اقدام به تصرف رادیو تهران کنند... تا ساعت ده و پانزده دقیقه، کامیونهایی پر از نظامیان طرفدار شاه، در تمامی میدانهای اصلی شهر مستقر شده بودند.(ص92)
جمعیت که شامل مردان، زنان و کودکان بود و هر لحظه برآن افزوده میشد فریاد میزدند: «شاه پیروز است.»... برخلاف هفتههای قبل افراد گروههای تظاهرکننده، شرور نبودند بلکه افرادی از همهی طبقات- که بسیاری از آنها لباسهای شیک و گرانقیمت به تن داشتند- در این گروهها به چشم میخوردند که با رهبری و یا تشویق سایر افراد به جمع تظاهرکنندگان پیوسته بودند... در حدود ساعت ده و سی دقیقه، تیمسار ریاحی به مصدق اطلاع داد که دیگر کنترلی بر روی آتش ندارد و برکناری خود را تقاضا کرد، اما مصدق به دفتر وی رفت و به او دستور داد که مقاومت کند.(ص93)
با فرا رسیدن ساعت سیزده، ساختمان مرکزی ادارهی تلگراف واقع در میدان سپه به تصرف نیروهای سلطنتطلب درآمده بود... در حدود ظهر، روزولت به منازلی رفت که تیمسار زاهدی و تیمسار ... در آنها مخفی شده بودند... مأمور پایگاه که همچنان در خیابانهای شهر بود در برخورد با جمعیتی (از طرفداران شاه) در خیابان فردوسی، آنان را تحریک کرد که به ستاد دژبان بروند و خواستار آزادی سرهنگ ... و تیمسار... شوند. جمعیت چنین کرد و نگهبانان هیچ مقاومتی نشان ندادند. در همین حال ژنرال ...، از مأموران پایگاه با خودروی خود در شهر میگشت و تلاش میکرد تا افراد گارد شاهنشاهی را گرد آورد. همین سربازان مدتی بعد در حمله به منزل مصدق شرکت کردند...(صص95-94)
رادیو تهران از جمله مهمترین اهداف بود؛ چرا که تصرف آن نه تنها توفیق در پایتخت را قطعی میکرد بلکه در همراه کردن شهرستانها با دولت جدید نقشی مؤثر ایفا مینمود... ایستگاه پس از یک زدوخورد کوتاه که بنا به گزارشها سه نفر در آن کشته شدند، در ساعت چهارده و دوازده دقیقه به تصرف نیروهای سلطنتطلب درآمد. در ساعت چهارده و بیست دقیقه رادیو تهران نخستین خبر را در زمینهی موفقیت اقدام سلطنتطلبان، به همراه متن فرمان (محمدرضا دربارهی انتصاب زاهدی به مقام نخستوزیری) پخش کرد.(ص95)
روزولت بار دیگر عازم مخفیگاه «امانتیهای پر ارزش» خود شد و اندکی پیش از ساعت شانزده با آنان دیدار کرد... قرار بر این شد که تیمسار زاهدی در ساعت شانزده و سی دقیقه نبش یکی از خیابانهای تعیین شده با تیمسار... در حالی که شخص اخیر تانکی را در اختیار دارد ملاقات کند و سپس با همان تانک رهسپار رادیو تهران شود و سخنانی خطاب به ملت ایراد نماید.(ص96)
در ساعت هفده و بیست و پنج دقیقه زاهدی به ایراد سخنرانی از رادیو تهران پرداخت و سخنان وی همان شب اندکی پس از ساعت بیست و یک باز هم از رادیو پخش شد... ستاد مشترک ارتش نزدیک غروب تسلیم شد و خانهی مصدق قبل از ساعت نوزده تصرف شده و در مدتی کوتاه به شکل آشفته و ویرانهای درآمد.(ص97)
در ساعت پانزده و پنجاه و پنج دقیقه رادیو تبریز از تصرف این ایستگاه به دست نیروهای وفادار به شاه خبر داد و اعلام کرد که سراسر آذربایجان در کنترل ارتش قرار دارد.(ص98)
رادیو مسکو از سایر رادیوهای جهان با فاصلهی زیادی عقب مانده بود و تا ساعت بیست و سه به وقت گرینویچ (دو و سی دقیقهی بامداد روز بعد به وقت تهران) نتوانسته بود یک جمعبندی از وقایع تهران عرضه کند. برنامهی فارسی این رادیو که در اوایل بعد از ظهر در ایران دریافت شد، در اطراف مقالهای با عنوان «شکست ماجرای آمریکایی در ایران» دور میزد که ساعتها پیش از آن در روزنامهی «پراودا» (ارگان حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی) به چاپ رسیده بود.(ص99)
او در اظهارنظری گفت: «این مردم من بودند که نشان دادهاند به سلطنت وفادارند و اینکه دو سال و نیم تبلیغات دروغین کافی نبوده است.» شاه در اظهارنظر دیگری گفت: «کشور من کمونیستها را نمیخواست و از این رو به من وفادار مانده است.»... ستاد، نخستین خبرش را در زمینهی وقایع روز، اندکی قبل از ساعت نه دریافت کرد؛ در این هنگام یک تن با هیجان هرچه تمامتر وارد شد و در حالی که افسردگی روز گذشته کماکان بر ستاد حاکم بود، با شور و حرارت اعلام کرد: «مصدق راه خروج در پیش گرفته است.» این گفته در نگاه نخست به یک شوخی بیجا شباهت داشت.(ص100)
روزولت بعد از ظهر بیست و پنجم اوت وارد لندن شد... در لندن فیرث با روزولت ملاقات کرد و عصر آن روز او را به دیدار سرلشکر جی. الکساندر سینکر و سایر مقامات اینتلیجنس سرویس برد.(ص101)
در ساعت چهارده، نخستوزیر (انگلستان) که در محل نخستوزیری واقع در خانهی شمارهی ده خیابان داونینگ بستری بود، روزولت را به حضور پذیرفت.(ص103)
چرچیل جملهای را که قبلاً خطاب به سینکلر اظهار نموده بود، تکرار کرد؛ اینکه اگر بتوان توفیق این عملیات را حفظ نمود، (عملیات مزبور) عالیترین عملیات از هنگام پایان جنگ جهانی دوم تا آن روز خواهد بود. وی بر این عقیدهی جدی خود تأکید کرد که هرآنچه ممکن است باید برای کمک به دولت جدید انجام شود و اینکه برای کمک اقتصادی به ایران نباید منتظر اقدام این کشور در از سر گیری روابط سیاسی با انگلستان و یا حل و فصل اختلافات نفتی شد... وی اضافه کرد که عملیات فرصتی عالی و دور از انتظار به ما داده است که احتمالاً اوضاع کنونی را در خاورمیانه به طور کلی دگرگون خواهد کرد.(ص104)
از میان عواملی که عملیات به پشتیبانی آنها متکی بود، دو عامل در ظاهر از برآورده کردن نیاز ناگهانی به حداکثر سرعت و کارایی بازماندند. این دو عبارت بودند از: ارتباطات (مخابرات) و کادر عالیرتبهی جنگ روانی... در فاصلهی زمانی میان چهاردهم مه تا اول سپتامبر، در مجموع نهصد و نود پیام عملیات آژاکس توسط ستاد دریافت و یا فرستاده شد. بخش نامطلوب مخابرات، ارتباط سه جانبهی ستاد- نیکوزیا- تهران بود که برای آن از امکانات ادارهی مخابرات خاورمیانه برای ارسال تقریباً همزمان پیام از هر یک از سه پایگاه ذکر شده به دو پایگاه دیگر استفاده شد.(ص106)
در ژوئیه، از پرسنل جنگ روانی درخواست پشتیبانی شد. هم شعبهی خاور نزدیک و آفریقا و هم سطوح بالاتر مشتاق بودند که موارد ویژهای، از جمله متون مقالههای خبری، تفاسیر، تحلیلها و سرمقالهها در جراید این کشور (ایران) به چاپ برسند. این متون را شعبهی چهار خاور نزدیک در موضوعات مورد توافق ستاد و پایگاه تهیه میکرد.(ص107)
اما جالبترین مطلب برای ما از لحاظ عملیاتی، محدودیت شمار آن دسته از پرسنل اینتلیجنس سرویس بود که در عملیات این سازمان در خاورمیانه دخالت داشتند. در نیکوزیا برای پرداختن به امور ایران و نیز چند کشور دیگر خاورمیانه، تنها دو افسر کارمند و دو ماشیننویس حضور داشتند. در ستاد اینتلیجنس سرویس در لندن هیچ شخصی منحصراً دربارهی مسائل ایران کار نمیکرد و تنها متخصص ظاهراً (سراسر) خاورمیانه و خاور دور را در حوزهی کاری و مسئولیت خویش داشت...(ص108)
درسهای دیگری که این عملیات به ما آموخت به ظرفیت برنامهریزی ستاد و پایگاه و تواناییهای مأموران محلی (سیا) در اجرای دستورات کلی و ویژه مربوط میشوند... طرح عملیاتی به طور مستقیم از شماری از فرضیات پایهای که به دست سیا و با همکاری اینتلیجنس سرویس وضع و مشخص شدند، نشأت گرفت. فرضیات اصلی، به اختصار عبارت بودند از:
الف: در صورتی که شاه به صورت تمام عیار در تنگنا قرار گیرد میتوان وی را به اقدام مطلوب متقاعد ساخت.
ب: چنانچه زاهدی حمایت شاه را از خود قطعی بداند، این امر موجب اقدام او خواهد شد و نیز حمایت بسیاری از افسران دارای سمتهای اصلی را جلب خواهد کرد.
ج: اگر سربازان و افسران ارتش ناچار به انتخاب میان اطاعت از دستورات شاه و یا فرمانبری از مصدق شوند، از شاه اطاعت خواهند کرد.(ص109)
نه تنها درستی فرضیات پایهای طرح در عمل به اثبات رسید، بلکه دیگر مفروضات طرح که با ارزیابی مفصلی از روانشناسی ایرانیان تعیین شده و در بیروت و نیکوزیا به بحث و بررسی گذاشت شده بودند نیز تقریباً تأثیر و عملکرد پیشبینی شده را نشان دادند... به نتیجه نرسیدن جنبهی نظامی عملیات در ابتدا را میتوان به طور مستقیم به ایرانیانی نسبت داد که درست در آخر کار از ادامهی پذیرش رهنمودهایی که از نظر پایگاه بسیار مهم و ضروری بودند، خودداری کردند.(ص110)
در جولای و اوایل اوت، مطبوعاتی که ما یا انگلستان با آنها روابط کاری داشتیم، یکپارچه بر ضد مصدق به پا خاستند. براساس واکنشهای عمومی در روزهای بعد از شانزدهم اوت، هیچگونه شکی باقی نمیماند که جمع کثیری از این حملهی تبلیغاتی آگاه شده بودند و عملیات مزبور اندیشه و عقیدهی آنان را به بهترین شکل و به طور مستقیم تحت تأثیر قرار داده بود. این عملیات مطبوعاتی را باید جداگانه تحلیل کرد تا در عملیاتهای آتی به عنوان یک رهنمود بنیانی استفاده شود.(ص111)
در تشریح و برشماری فواید برنامهریزی بلندمدت پایگاه، عملکرد افراد بومی تنها یکی از عاملهاست. عامل دیگر که اهمیتی حقیقی دارد توانایی پایگاه در تولید اسناد محلی (بومی) در مدتی کوتاه بود؛ اسنادی که اندکی پس از آماده شدن، بررسی و موشکافی جدی شده و از آن آزمایش موفق بیرون آمدند، برنامهی تولید اسناد محلی جعلی مدت زمانی طولانی در دست تهیه بود... تسهیلات چاپ و تکثیر مستقل، از دیگر امکانات بلندمدتی است که به نظر پایگاه باید به امکانات موجود اضافه شوند. باور پایگاه این است که تسهیلات مزبور باید در محدودهی داخل سفارت باشند.(ص112)
نقش اصلی را در اجرای طرح عملیاتی، امکانات و عوامل ایالات متحده بر عهده داشتند؛ اما این به آن معنا نیست که ممکن بود عملیات بدون همکاری فعال انگلستان و امکانات و عوامل آن موفقیتآمیز اجرا شود و به نتیجه برسد... درسی که از این مطلب گرفته میشود، روشن است. در سراسر جهان، منافع و فعالیتهای ایالات متحده و انگلستان باید با یکدیگر هماهنگ شوند. زمانی که دو طرف به این نکته پی ببرند که اهداف آنان حقیقتاً مشابهاند، هماهنگی و اشتراک مساعی مستقیم در حوزهها و زمینههای فعالیت، دستاوردهای فراوانی را برای طرفین خواهد داشت.(ص113) ادامه دارد ...