تاریخ انتشار : ۰۱ بهمن ۱۳۸۸ - ۱۰:۳۷  ، 
کد خبر : ۱۳۵۵۴۲
گزیده بیانات امام(ره) پیرامون ولایت مطلقه فقیه

آقایان در تهران! بس است دیگر، کفایت کرد!


نقش ولایت فقیه در حکومت اسلامى‏
من به همه ملت، به همه قواى انتظامى، اطمینان مى‏دهم که امر دولت اسلامى، اگر با نظارت فقیه و ولایت فقیه باشد، آسیبى بر این مملکت نخواهد وارد شد. گویندگان و نویسندگان نترسند از حکومت اسلامى، و نترسند از ولایت فقیه. ولایت فقیه آن طور که اسلام مقرر فرموده است و ائمه ما نصب فرموده‏اند به کسى صدمه وارد نمى‏کند؛ دیکتاتورى به وجود نمى‏آورد، کارى که بر خلاف مصالح مملکت است انجام نمى‏دهد، کارهایى که بخواهد دولت یا رئیس جمهور یا کس دیگرى بر خلاف مسیر ملت و بر خلاف مصالح کشور انجام دهد، فقیه کنترل مى‏کند، جلوگیرى مى‏کند.
صحیفه امام، ج‏10، ص: 59
بر خلاف مسیر اسلام و ملت حرکت نکنید

شما از اسلام نترسید، از فقیه نترسید؛ از ولایت فقیه نترسید. شما هم مسیر همین ملت را طى کنید و با ملت باشید، حساب خودتان را از ملت جدا نکنید؛ ننشینید پیش خودتان طرح بریزید و پیش خودتان برنامه درست کنید. شما باید دنبال ملت باشید. باید هوادار ملت باشید. شما این قدر اشکال به برنامه‏هاى اسلامى نکنید. شمایى که از اسلام هستید لکن از اسلام درست اطلاع ندارید، مُسْلِم هستید لکن از احکام اسلام درست مطلع نیستید، شیعه هستید لکن از احکام ائمه- علیهم السلام- درست مطلع نیستید؛ این قدر کارشکنى نکنید. ملت رأى داده است به جمهورى اسلامى، همه باید تبعیت کنید؛ اگر تبعیت نکنید محو خواهید شد. بر خلاف مسیر ملت، بر خلاف مسیر اسلام، راهى را پیش نگیرید، گمان نکنید که آن طرحى را که اسلام داده است موجب نابودى اسلام مى‏شود. این منطق، منطق آدم ناآگاه است.
صحیفه امام، ج‏10، ص: 59
خودتان را پیش ملت مفتضح نکنید!
نگویید ما ولایت فقیه را قبول داریم، لکن با ولایت فقیه اسلام تباه مى‏شود! این معنایش تکذیب ائمه است؛ تکذیب اسلام است و شما مْن حَیثُ لَا یَشْعُر این حرف را مى‏زنید. بیایید دنبال ملت که همه با هم به جمهورى اسلامى رأى داده‏اند و در مقابل آنها یک عده، یک عده بسیار معدود، یک از صد، یک و نیم از صد، با اینکه همه قواى خودشان را جمع کردند رأى خلاف دادند. شما تبعیت بکنید از اکثریت قریب به اتفاق ملت، تبعیت بکنید از اسلام، تبعیت بکنید از قرآن کریم، تبعیت بکنید از پیغمبر اسلام، مخالفت نکنید این قدر. از مجلس خبرگان کناره‏گیرى نکنید. این کناره‏گیرى از ملت است؛ کناره‏گیرى از اسلام است. کارشکنى نکنید براى مجلس خبرگان، که این بر خلاف مسیر ملت است؛ بر خلاف مسیر اسلام است. خودتان را پیش ملت مفتضح نکنید. باید از شما کار صحیح انجام بگیرد؛ وقتى ملت شما را بر خلاف مسیر خود دانست طرد مى‏کند. آگاهانه عمل کنید، آگاهانه حرف بزنید.
اغتشاشات داخل کشور به دست بیگانگان‏
آنها دست برنمى‏دارند از ایران، نه از طرف شرقیها و نه از طرف غربیها، و با هرکوششى که دارند مى‏خواهند نگذارند که این مملکت سر و سامان پیدا بکند. همه شلوغیهایى که الآن درست مى‏کنند با دست آنها دارد درست مى‏شود، همه جا آشفتگیهایى که پیدا مى‏شود با دست آنها درست مى‏شود و پیدا مى‏شود که نگذارند یک آرامشى بشود و یک سامانى پیدا کند مملکت.
صحیفه امام، ج‏10، ص: 69
شرایط ولىّ فقیه‏
شما بعدها مبتلاى به این هستید، دانشگاه که باز بشود، مبتلاى به یک همچو اشخاصى هستید که گاهى با صورت اسلامى وارد مى‏شوند و همین مسائل که حالا مثلًا طرح مى‏کنند که باید ولایت فقیه مثلًا نباشد این دیکتاتورى است، و حال آنکه اگر یک فقیهى در یک مورد دیکتاتورى بکند، از ولایت مى‏افتد پیش اسلام. اسلام هر فقیهى را که ولىّ نمى‏کند، آن که علم دارد؛ عمل دارد؛ مَشْى او مَشْى اسلام است، سیاستش سیاست اسلام است، آن را براى این است که یک آدمى که تمام عمرش را در اسلام گذرانده و در مسائل اسلامى گذرانده و آدم مُعوجى نیست و صحیح است این نظارت داشته باشد به این امرها، نگذارد که هر کس هر کارى دلش مى‏خواهد بکند. اینها گاهى وقتها با همین صورت‏سازى که مثلًا مى‏خواهند چه بشود و به دیکتاتورى مى‏رسد و دیکتاتورى عمّامه و عصا و نمى‏دانم از این حرفهایى که تزریق کرده‏اند به آنها و دیکته کرده‏اند و اینها هم همان را پس مى‏دهند. مثل بچه‏ها که یک چیزى را دهنشان مى‏گذارند پس مى‏دهند، اینها هم از آن قبیل هستند. شما از این به بعد ان شاء اللَّه وقتى که دانشگاهها باز بشود، مبتلاى به این مسائل هستید و باید با هوشمندى و با مطالعه و با مشورت بین خودتان افرادى را که مى‏بینید یا به اسم آزادى و نمى‏دانم این حرفها، که مى‏خواهند یک آزادى خاصى در کار باشد، دلبخواهى در کار باشد، نه آزادى مطلق، یا به اسم دمکراسى و امثال ذلک، الفاظ جالبى که در هیچ جاى دنیا معنایش پیدا نشده تا حالا، هر کس براى خودش یک معنایى مى‏کند، به این طور چیزها گرفتار هستید که اینها مى‏خواهند عمل بکنند.
صحیفه امام، ج‏10، ص: 72
اهمیّت ویژه ولایت فقیه‏

به حرفهاى آنهایى که بر خلاف مسیر اسلام هستند و خودشان را روشنفکر حساب مى‏کنند و مى‏خواهند ولایت فقیه را قبول نکنند [اعتنا نکنید] اگر چنانچه فقیه در کار نباشد، ولایت فقیه در کار نباشد، طاغوت است. یا خدا، یا طاغوت، یا خداست، یا طاغوت. اگر با امر خدا نباشد، رئیس جمهور با نصب فقیه نباشد، غیر مشروع است. وقتى غیر مشروع شد، طاغوت است؛ اطاعت او اطاعت طاغوت است؛ وارد شدن در حوزه او وارد شدن در حوزه طاغوت است. طاغوت وقتى از بین مى‏رود که به امر خداى تبارک و تعالى یک کسى نصب بشود. شما نترسید از این چهار نفر آدمى که نمى‏فهمند اسلام چه است؛ نمى‏فهمند فقیه چه است؛ نمى‏فهمند که ولایت فقیه یعنى چه. آنها خیال مى‏کنند که یک فاجعه به جامعه است! اینها اسلام را فاجعه مى‏دانند، نه ولایت فقیه را. اینها اسلام را فاجعه مى‏دانند، ولایت فقیه فاجعه نیست. ولایت فقیه، تَبَع اسلام است.
چشم‏هایتان را باز کنید! اهل خبره چشمشان را باز کنند. کسانى که با ولایت فقیه مخالفت مى‏کنند بر خلاف این چیزى که ملت آنها را تعیین کرده است عمل مى‏کنند.
صحیفه امام، ج‏10، ص: 221
اگر متوجه به لوازم این معنا باشند، مرتد مى‏شوند!
این قدر تبعیت نکنید از این غربیها، از این شرقیها. کافى است ظلمى که به ما تا کنون شده است. باز هم باید ما زیر بار ظلم برویم؟ باز هم از زیر بار اسلام مى‏خواهند خارج شوند؟ یک مسئله «تشریفاتى!» بله، آقایان بعضیشان مى‏گویند مسئله ولایت فقیه یک مسئله «تشریفاتى» باشد، مضایقه نداریم. اما اگر بخواهد ولىّ، دخالت بکند در امور، نه، ما آن را قبول نداریم- حتماً باید یک کسى از غرب بیاید دخالت بکند؟!- ما قبول نداریم که یک کسى اسلام تعیین کرده او دخالت بکند. اگر متوجه به لوازم این معنا باشند، مرتد مى‏شوند! لکن متوجه نیستند.
صحیفه امام، ج‏10، ص: 223
مخالفت با اسلام در قالب مخالفت با ولایت فقیه‏
به صورتهاى مختلف با اسلام مخالفت مى‏کنند. در مجلس خبرگان به مجرد اینکه صحبت ولایت فقیه شد، شروع کردند به مخالفت. حتى در آخر این اخیراً، در همین دو روز ـ سه روز پیش از این، در یکى از مجالسشان این منحرفین، اینهایى که از اسلام هیچ اطلاع ندارند، اینهایى که مخالف با اسلام هستند، در مجلسشان گفتند که این مجلس خبرگان باید منحل بشود! و دیگران هم دست زدند براى آن یا تظاهر کردند. اینها از مجلس خبرگان مى‏ترسند، براى اینکه مجلس خبرگان مى‏خواهند ولایت فقیه را اثبات کنند. مجلس خبرگان مى‏خواهند تصویب کنند آن چیزى را که خداى تبارک و تعالى فرموده است، و اینها از او مى‏ترسند. اینها خیال مى‏کنند که اگر چنانچه ولایت فقیه پیش بیاید، قضیه قُلدرى پیش مى‏آید و دیکتاتورى پیش مى‏آید. در صورتى که در اسلام این حرفها نیست. خیر، اینها حرف مى‏زنند.
اینکه مى‏گویند که دیکتاتورى پیش مى‏آید، نه این است که ندانند این طور نیست؛ لکن اینها از اسلام متنفرند. اینها باید بفهمند این را که تا این محراب و منبر هست و تا این خطابه‏خوانها و این اسلام و مسلمین و این بازار اسلام و این جوانان مسلمان هستند، نمى‏توانند کارى بکنند. اینها باید بفهمند این را که در خدمت رژیم سابق یا در خدمت اربابهاى رژیم سابق دارند کار مى‏کنند. اگر فهمیده هستند، از روى فهم مى‏کنند، خائن هستند. و اگر چنانچه از روى بى‏اطلاعى و جهالت است، جاهل هستند.
صحیفه امام، ج‏10، ص: 308
ولایت فقیه، همان ولایت رسول اللَّه (ص)
قضیه ولایت فقیه یک چیزى نیست که مجلس خبرگان ایجاد کرده باشد. ولایت فقیه یک چیزى است که خداى تبارک و تعالى درست کرده است. همان ولایت رسول اللَّه هست. و اینها از ولایت رسول اللَّه هم مى‏ترسند! شما بدانید که اگر امام زمان- سلام اللَّه علیه- حالا بیاید، باز این قلمها مخالف‏اند با او. و آنها هم بدانند که قلمهاى آنها نمى‏تواند مسیر ملت ما را منحرف کند. آنها باید بفهمند اینکه ملت ما بیدار شده است، و مسائلى که شما طرح مى‏کنید ملت مى‏فهمد، متوجه مى‏شود، دست و پا نزنید! خودتان را به ملت ملحق کنید. بیایید در آغوش ملت. قلمهاى شما از تفنگهاى آن دمکراتها به اسلام بیشتر ضرر دارد. نطقهاى شما به اسلام ضررش بیشتر از آن توپهایى است که آنها به جوانان ما مى‏بندند و تفنگهایى که آنها مى‏بندند؛ ضررش به اسلام بیشتر است، براى اینکه آنجا دشمن معلوم است، و شما به صورتهاى مخفى به میدان مى‏آیید. قلمهاى شما از سرنیزه‏هاى رضا خان بدتر است براى اسلام! و شما مضرتر هستید از رضا شاه و محمد رضا براى اسلام، براى اینکه آنها معلوم بود مخالف هستند و مردم مى‏شناختند آنها را، مخالفت مى‏کردند با آنها، مقاومت مى‏کردند؛ شما در پوشش اسلام، در پوشش طرفدارى از خلق مسلمان، بر خلاف اسلام دارید عمل مى‏کنید.
صحیفه امام، ج‏10، ص: 309
تبعیت ولى فقیه از قانون‏
شما از ولایت فقیه نترسید، فقیه نمى‏خواهد به مردم زورگویى کند. اگر یک فقیهى بخواهد زورگویى کند، این فقیه دیگر ولایت ندارد. اسلام است، در اسلام قانون حکومت مى‏کند. پیغمبر اکرم هم تابع قانون بود، تابعِ قانون الهى، نمى‏توانست تخلف بکند. خداى تبارک و تعالى مى‏فرماید که اگر چنانچه یک چیزى بر خلاف آن چیزى که‏ من مى‏گویم تو بگویى، من ترا اخذ مى‏کنم و وَتینَت را قطع مى‏کنم! به پیغمبر مى‏فرماید. اگر پیغمبر یک شخص دیکتاتور بود و یک شخصى بود که از او مى‏ترسیدند که مبادا یک وقت همه قدرتها که دست او آمد دیکتاتورى بکند، اگر او یک شخص دیکتاتور بود، آن وقت فقیه هم مى‏تواند باشد. اگر امیر المؤمنین- سلام اللَّه علیه- یک آدم دیکتاتورى بود، آن وقت فقیه هم مى‏تواند دیکتاتور باشد. دیکتاتورى در کار نیست، مى‏خواهیم جلوى دیکتاتور را بگیریم.
صحیفه امام، ج‏10، ص: 311
هدف از ولایت فقیه‏
ولایت فقیه، ولایت بر امور است که نگذارد این امور از مجارى خودش بیرون برود. نظارت کند بر مجلس، بر رئیس جمهور، که نبادا یک پاى خطایى بردارد. نظارت کند بر نخست وزیر که نبادا یک کار خطایى بکند. نظارت کند بر همه دستگاهها، بر ارتش، که نبادا یک کار خلافى بکند. جلو دیکتاتورى را ما مى‏خواهیم بگیریم، نمى‏خواهیم دیکتاتورى باشد، مى‏خواهیم ضد دیکتاتورى باشد. ولایت فقیه، ضد دیکتاتورى است؛ نه دیکتاتورى. چرا این قدر به دست و پا افتاده‏اید و همه‏تان خودتان را پریشان مى‏کنید بیخود؟ هر چه هم پریشان بشوید و هر چه هم بنویسید، کارى از شما نمى‏آید. من صلاحتان را مى‏بینم که دست بردارید از این حرفها و از این توطئه‏ها و از این غلطکاریها! برگردید به دامن همین ملت. همان طورى که توصیه به دمکراتها کردم، به شما هم مى‏کنم، و شما و آنها [را] مثل هم مى‏دانم، منتها شما ضررتان بیشتر از آنهاست!
من توصیه مى‏کنم به شماها این قدر اجتماع نکنید، و این قدر حرف نزنید. هر روزى یک چیزى درست کنید و هر روز یک کاغذ بنویسید و هر روز یک نشریه‏اى بدهید. اینها غلط است! اینها اسباب این مى‏شود که نهضت ما خداى نخواسته اگر- اگر، و الّا شما کوچکتر از این هستید- ...شما دارید کمک مى‏کنید به دشمنهاى کشور ما؛ به دشمنهاى ملت ما. خودتان یا ملتفت نیستید؛ یا از روى التفات مى‏کنید. بعضیتان از روى التفات است، بعضیتان هم التفات ندارید به مسأله.
صحیفه امام، ج‏10، ص: 312
دست بردارید از این حرفها، از این مزخرفات

..شما کجا بودید؟ حالا سر درآوردید و حرف مى‏زنید، و نمى‏دانم، به ولایت فقیه اشکال مى‏کنید... مگر شما قدرت این را دارید؟ توى دهنتان مى‏زنم من! دست بردارید از این حرفها، از این مزخرفات. وارد بشوید در جرگه اسلام، وارد بشوید در جرگه مسلمین. بگذارید که این مملکت سر و سامان پیدا بکند. او در کردستان، دمکرات در کردستان، خلاف مى‏کند، آقایان در تهران! بس است دیگر. کفایت کرد!
صحیفه امام، ج‏10، ص: 317
توطئه براى انحلال مجلس خبرگان‏
همین آقایانى که فریاد مى‏زنند که باید دمکراسى باشد، باید آزادى باشد، همین آقایان مى‏نشینند دور هم و یک چیزى پیش خودشان مى‏گویند و مى‏خواهند تحمیل کنند به ملت. مثلًا مجلس خبرگان با اکثریت ملت رفته است و مشغول کار است، حالا مى‏بینیم که یک دسته چند نفرى دور هم جمع مى‏شوند و مى‏گویند مجلس خبرگان باید منحل بشود! من نمى‏دانم که این آقایانِ «باید منحل بشود» چه کاره‏اند که مى‏گویند باید منحل بشود. براى چه باید منحل بشود؟ براى اینکه این آقایان معمِّم هستند؟ براى اینکه این آقایان اهل علم هستند؟ براى اینکه آقایان به اسلام عقیده دارند، احکام اسلام را دارند جارى مى‏کنند؟ چون گفتند که ولایت فقیه باید باشد، نظارت فقیه باید باشد؟ اینها از نظارت فقیه در امور مى‏ترسند.
صحیفه امام، ج‏10، ص: 320
این «باید» یعنى چه؟
ما مى‏گوییم که{مگر} شما مى‏توانید یک اقلیت ده نفر، صد نفر، هزار نفرى مى‏تواند که حالا بگوید ملت رأى داده است به جمهورى اسلامى، لکن باید جمهورى باشد، نه اسلامى؟ این «باید» یعنى چه؟ «باید این کار بشود! این «باید» [براى چیست؟] این صد نفر، هزار نفر، چه کاره‏اند که در مقابل یک ملت «باید» مى‏گویند؟
صحیفه امام، ج‏10، ص: 320
حل مشکلات کشور در گرو آرامش
مردم همین را مى‏خواهند، مردم آن چیزى را که خدا مى‏خواهد مى‏خواهند، آن چیزى را که پیغمبر خدا فرموده مى‏خواهند، بیخود نباید دست و پا بکنند اینها، باید به مسیر ملت بیایند. و اگر واقعاً علاقه‏مندند که این مملکت یک مملکت صحیحى بشود، بگذارند یک آرامشى پیدا بشود؛ توطئه در اطراف نشود؛ توطئه در مرکز و در کردستان و در سایر جاها نشود؛ تا یک آرامشى پیدا بشود. وقتى که این آرامش پیدا شد، آن وقت همه چیز ملت به جاى خودش هست؛ همه چیز ملت درست مى‏شود؛ دست اجانب کوتاه مى‏شود، و نمى‏توانند دیگر برگردند. اما الآن یک دسته در تهران توطئه کنند، یک دسته در کردستان توطئه کنند، یک دسته در بلوچستان توطئه کنند، هر دسته در یک جایى دیگر، ممکن است یک وقتى با این طور چیزها یک نهضت، خداى نخواسته شکست بخورد. و اگر شکست بخورد، همه چیزتان از بین خواهد رفت.
همه با هم باشید. همه در مسیر ملت باشید. همه دست به دست هم بدهید. همان طورى که از اول با هم این نهضت را آنهایى که شرکت داشتند نهضت را رساندند تا اینجا، باز هم با هم باشید تا این نهضت ان شاء اللَّه به ثمر برسد؛ و ان شاء اللَّه آن چیزى را که خدا و رسول خدا مى‏خواهد و آن چیزى را که قرآن مجید مى‏خواهد، آن چیزها عملى بشود. و این صلاح دین و دنیاى همه ملت است و صلاح همه مملکت است. هیچ وقت خیال نکنید که دیکتاتورى در اسلام است؛ یا دیکتاتورى در روحانیت است؛ یا روحانیت در این طور چیزها [است‏]. ابداً این حرفها در کار نیست، و دیکتاتورى در کار نیست. شماها دیکتاتورى نکنید، ملت ما دیکتاتور نیستند! علماى ما هم دیکتاتور نیستند.
صحیفه امام، ج‏10، ص: 324
ولایت فقیه جلوى دیکتاتورى را می گیرد
ما باید خودمان، شما، همه ملتمان، دست به دست هم بدهیم، و همانى که از اول فریاد مى‏کردیم که آزادى، استقلال، جمهورى اسلامى، همین را تعقیب کنیم. جمهورى اسلامى؛ یعنى احکام اسلام. باید احکام احکام اسلام باشد. این حرفهایى که مى‏زنند که خیر اگر چنانچه ولایت فقیه درست بشود دیکتاتورى مى‏شود، اینها از باب این است که ولایت فقیه را نمى‏فهمند چیست. ولایت فقیه نباید بشود، براى اینکه باید حکومت ملت باشد. اینها ولایت فقیه را اطلاع بر آن ندارند. مسائل این حرفها نیست. ولایت فقیه مى‏خواهد جلوى دیکتاتورى را بگیرد؛ نه اینکه مى‏خواهد دیکتاتورى کند. اینها از این مى‏ترسند که مبادا جلو گرفته بشود! جلوى دزدیها را مى‏خواهد بگیرد. اگر رئیس جمهور با تصویب فقیه باشد، با تصویب یک نفرى که اسلام را بداند چیست، درد براى اسلام داشته باشد، اگر درست بشود، نمى‏گذارد این رئیس جمهور یک کار خطا بکند. و اینها این را نمى‏خواهند. اینها اگر یک رئیس جمهور غربى باشد، همه اختیارات را دستش بدهند، هیچ مضایقه‏اى ندارند و اشکالى نمى‏کنند! اما اگر یک فقیهى، که یک عمرى را براى اسلام خدمت کرده، علاقه به اسلام دارد، با آن شرایطى که اسلام قرار داده است که نمى‏تواند یک کلمه تخلف بکند [اشکال مى‏کنند].
صحیفه امام، ج‏10، ص: 353
ولایت فقیه؛ هدیه‏اى الهى‏
شما موافقت کنید با این ولایت فقیه. ولایت فقیه براى مسلمین یک هدیه‏اى است که خداى تبارک و تعالى داده است.
صحیفه امام، ج‏10، ص: 408
اختیارات ولىّ فقیه‏
اسلام با مستمندان بیشتر آشنایى دارد تا با آن اشخاصى که [ثروتمند] هستند. آن اشخاص هم اموالشان همان طورى که گفتید، این اموالِ بسیار، مجتمعِ از راه مشروع نیست، اسلام این طور اموال را به رسمیت نمى‏شناسد. و در اسلام اموال، مشروع و محدود به حدودى است و زاید بر این معنا ما اگر فرض بکنیم که یک کسى اموالى هم دارد که خیر، اموالش هم مشروع است، لکن اموال طورى است که حاکم شرع، فقیه، ولىّ امر تشخیص داد که این به این قدر که هست نباید این قدر باشد، براى مصالح مسلمین او مى‏تواند قبض کند و تصاحب کند. و یکى از چیزهایى که مترتّب بر ولایت فقیه است و مع الأسف این روشنفکرهاى ما نمى‏فهمند که ولایت فقیه یعنى چه، یکیش هم تحدید این امور است. مالکیت را در عین حال که شارع مقدّس، محترم شمرده است، لکن ولىّ امر مى‏تواند همین مالکیت محدودى که ببیند خلاف صلاح مسلمین و اسلام است، همین مالکیت مشروع را محدودش کند به یک حدّ معیّنى و با حکم فقیه از او مصادره بشود.
صحیفه امام، ج‏10، ص: 482
فقیهى که عمرش را صرف در اسلام کرده
ملت ما اگر بخواهند سردى بکنند، یکى از امورى که توطئه در آن هست این است که راجع به این قانون اساسى مردم را سرد کنند. از آنها بپرسید، خوب این قانون اساسى که شما مى‏گویید که قانونى است ارتجاعى، کدام یکى از این موادش ارتجاعى است؟ اولى که دست رویش مى‏گذارند، دست مى‏گذارند، روى ولایت فقیه. اول، دست آنجا مى‏گذارند، براى اینکه این یک طرح اسلامى است و آنها از اسلام مى‏ترسند. آنها اسلام را ارتجاع مى‏دانند. آنها جرأت نمى‏کنند کلمه اسلام [را] بگویند ارتجاعى است. مى‏گویند که اینها مى‏خواهند ما را به هزار و چهار صد سال پیش برگردانند. این همان تعبیر دیگر است، منتها کلمه اسلام را نمى‏گویند.
آن قدر به ولایت فقیه، اثرِ مترقى بار است که در سایر این موادى که شما ملاحظه مى‏کنید، معلوم نیست مثل آنجا باشد. یک نفر آدمى که همه جهات اخلاقیش و دیانتیش‏ و ملى بودنش و علم و عملش ثابت است پیش ملت، و خود ملت این را تعیین مى‏کنند، این نظارت مى‏کند بر اینکه مبادا خیانت بشود. همان رئیس جمهورى که ملت خودشان تعیین مى‏کنند و ان شاء اللَّه دیگر از این به بعد امین تعیین مى‏کنند، لکن مع ذلک براى محکم کارى یک فقیهى که عمرش را صرف در اسلام کرده است و عمرش را براى اسلام خدمت کرده، مى‏گذارند ببینند این چه مى‏کند؛ مبادا یک وقت خلاف بکند، رئیس جمهورى آتى ما خلاف نمى‏کند، لکن محکم کارى شده که نگذارند این خلاف بکند. رؤساى ارتش ما و ژاندارمرى ما و این رؤساى درجه اول، دیگر از این به بعد اشخاصى نیستند که خیانت بکنند، لکن محکم کارى شده است که همین فقیه را ناظر قرار بدهند. و هکذا آن موارد حساس را نظارت مى‏کند فقیه و تصرف مى‏کند فقیه. و این از امورى است که مترقى ترین موادى است که در قانون اساسى اینها [تصویب‏] کردند. و اینها دشمن ترین مواد، پیششان این است.
صحیفه امام، ج‏10، ص: 526
ممانعت ولایت فقیه از ایجاد دیکتاتورى‏
مع الأسف اشخاصى که اطلاع ندارند بر وضعیت برنامه‏هاى اسلام، گمان مى‏کنند که اگر چنانچه «ولایت فقیه» در قانون اساسى بگذرد، این اسباب دیکتاتورى مى‏شود. در صورتى که ولایت فقیه هست که جلو دیکتاتورى را مى‏گیرد. اگر ولایت فقیه نباشد، دیکتاتورى مى‏شود. آن که جلو مى‏گیرد از اینکه رئیس جمهور دیکتاتورى نکند، آن که جلو مى‏گیرد از اینکه رئیس ارتش دیکتاتورى نکند، رئیس ژاندارمرى دیکتاتورى نکند، رئیس شهربانى دیکتاتورى نکند، نخست وزیر دیکتاتورى نکند؛ آن فقیه است.
آن فقیهى که براى امّت تعیین شده است، و امام امّت قرار داده شده است، آن است که مى‏خواهد این دیکتاتوریها را بشکند و همه را به زیر بیْرَق اسلام و حکومت قانون بیاورد. اسلام، حکومتش حکومت قانون است؛ یعنى قانون الهى، قانون قرآن و سُنَّت است. و حکومت، حکومتِ تابع قانون است؛ یعنى خود پیغمبر هم تابع قانون، خود امیر المؤمنین هم تابع قانون، تخلّف از قانون یک قدم نمى‏کردند و نمى‏توانستند بکنند.
صحیفه امام، ج‏11، ص: 23

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات