علی اشرف علیدادی
بیتردید حماسه پرشکوه و جاودانه ملت بزرگ ایران در 22 خرداد 88، برگ زرینی دیگر است بر اوراق قطور افتخارات امتی نستوه و خستگیناپذیر که آوازه ایمانش در اقطار عالم پیچیده است و عطر حضورش دوستاران انقلاب را در جایجای جهان خرسند نموده است.
حضوری آگاهانه، دشمنشکن، بیبدیل و انقلابی که از یک سو قطب استکباری زمان را درمانه کرده، شادی و شعف محرومان و مستضعفان جهان را در پی داشت، صهیونیزم بینالمللی را به دریوزگی افکند و ارتجاع منطقه سراسیمه و پریشان، در نهایت عصبیت و توحش، شیعیان یمن را به آتش بست.
از سوی دیگر نقاب از چهره کسانی برداشت که تا دیروز به نام «اصلاحات» دین خدا را بازیچه امیال شیطانی خود ساخته بودند و به نام «فرهنگ و تمدن» بر آستان استکبار بوسه افتخار میزدند.
امریکا و نظام استکباری که در جریان انتخابات 22 خرداد با تمام توان و تجهیزات، به میدان مقابله با تفکر سرخ شیعی برآمده بودند، با شکست کاندیدای مورد نظرشان، در بوق و کرنا دمیدند و برای ملت بزرگ ایران خط و نشان کشیدند غافل از اینکه:
ما خلقهای کشور خون و شهادتیم
تمثیلی از حماسه و ایثار و وحدتیم
ماییم از نبیره هابیل آفتاب
کاین گونه در مقابل قابیل ظلمتیم
شکستخوردگان از ملت، گستاخ و بیپروا با «رنگ دین» به «جنگ دین» شتافتند تا به خیال خام خویش، با کودتایی نرم و مخملین، انقلاب بزرگ اسلامی ایران را به زانو درآورند و ماحصل خون شهیدانمان را یک شبه به دشمن بفروشند.
آنان که در مقاطع حساس انقلاب و در کارزارهای سخت، ملت را تنها گذاشته بودند، امروز با بهرهگیری از زر و زور و فتنه، به جنگ انقلاب آمدند تا مقاصد شوم دشمنان اسلام و انقلاب اسلامی را جامه عمل بپوشانند.
آقای مهندس در همراهی آشکار با استکبار و دشمنان انقلاب اسلامی به ساختارهای قانونی این ملت که برخواسته از اراده و آرمانهای متعالی امام(ره) و شهیدان گرانقدر انقلاب اسلامی بود، پشت پا زد، ننگ همنوایی با بیگانه را پذیرفت و بهجای سر نهادن به خواست و نظر اکثریت قاطع ملت و تقید و پایبندی به اصول اساسی نظام، از جمله ولایت مطلقه فقیه و قانون اساسی، به دشمنان دیرینه این ملت بزرگ و انقلابی پناه برد. آقای مهندس! به ملت فهیم و خداباورمان نگفتید چرا در زمانی که دلیرمردان و پیشمرگان خمینی(ره) در سختترین شرایط جنگ تحمیلی سینه خود را سپر گلولههای دشمن میکردند و در قربانگاه عشق پرپر میشدند جنابعالی از نخستوزیری استعفا دادید و «آب» به آسیاب دشمن ریختید؟
آقای مهندس! نفرمودید بر اساس کدامین دلیل عقلی، قانونی و شرعی خود، را‡ی 25 میلیونی ملت سرفراز ایران به خادم صدیقشان دکتر احمدینژاد را به زعم خویش زیر سؤال بردید و در خلاف جهت سیل توفنده این ملت بزرگ حرکت کردید؟
آقای مهندس! نگفتید چگونه میخواستید دولت اسلامی را استیضاح کنید اگر چه به قول برخی دوستان سکولارتان، آن دولت، حتی اگر دولت امام زمان(عج) هم باشد!
آقای مهندس! نگفتید بطریهای آبی که دوستانتان در ماه رمضان و روز قدس سر میکشیدند بر اساس کدامین تبصره دولت اصلاحات بر دین خدا، حلال شده بود؟
آقای مهندس! نفرمودید سیگارهای گوشه لب هوادارانتان در همان روز قدس با مجوز کدامین مرجع تقلید مباح شده بود؟
لابد حضراتی که در کمال بیانصافی به منتخب اکثریت قاطع مردم بدترین اهانتها را روا داشتند، اینگونه «مجوزهای اصلاحاتی» را صادر میفرمایند.
آقای مهندس! هر کس به جای شما بود که نماز دختران و پسران هوادارش را با آن «حال و هوا» و با آن کفش و صندلهایی که «رنگ نوکری اسرائیل» داشت را میدید از شرم، سر به بیابان میگذاشت و در خلوت خود به درگاه خدا توبه میکرد!
آقای مهندس! نگفتید وقتی سلمان رشدی کافر به ساحت مقدس پیامبر رحمت حضرت محمد(ص) اهانت کرد، اصلاً «چیزی» نگفتید؟ اما امروز که احمدینژاد به پشتوانه این ملت بزرگ و با صلابت پوزه امریکا را به خاک مالیده است، ماهواره امید ایرانیان به فضا پرتاب شده است، به کوری چشم امریکا و نوکرانش چرخه سوخت هستهای تکمیل شده است، سنگرهای علمی جهان مانند تکنولوژی نانو، سلولهای بنیادین و دهها و دهها دستاورد بزرگ علمی یکی پس از دیگری به تصرف فرزندان ایران زمین در آمده است، حالا با این همه عزت و افتخار مخالفت میکنید.
آقای مهندس! نگفتید حمایت از پیرمردان و پیرزنانی از کارافتاده و مستضعف و کودکانی یتیم و بی سرپرست که سنت امیرالمؤمنین(ع) است را چرا نپسندیدید و روش احمدینژاد را گداپروری نامیدید محرومان و بیچارگان که «شماره حساب کاخ سفیدی» نداشتند تا هزینه میلیاردی به حسابشان واریز شود. و دولت کریمه اسلامی خود را موظف و مکلف به خدمتگزاری کوخنشینانی میداند که به فرموده امام عظیمالشأنمان یک موی آنان بر همه کاخنشینان برتری دارد.
آقای مهندس! مطمئن باش به زودی باید به ملت شهیدپرور ایران توضیح دهید که به کدامین گناه دهها نفر از بسیجیان مظلوم را در خیابانهای تهران با بهراهانداختن آشوب و بلوار مجروح یا به شهادت رساندید؟
آقای مهندس! نگفتید خط امام کجا و حمایت از اسرائیل کجا؟ حکم قرآن کجا و اختلاط دختر و پسر کجا؟ سرافرازی ملت کجا و نوکری امریکا کجا؟ حمایت شیمون پرز و سارکوزی کجا و سازش ناپذیری فرزندان دلاور خمینی(ره) کجا؟
ننگ بر جماعتی که برای مطامع حقیر دنیوی، زیر پرچم خفتبار صهیونیزم اشک تمساح ریختند و «مرکل و کلینتون» برایشان دایه مهربانتر از مادر شدند.
آقای مهندس! مطمئن باشید حرکت توفنده ملت در مسیر پرفراز و نشیب خود هر خس و خاشاکی را خواهد زدود و هر ناهمواری را به مدد خداوند و تدبیر رهبری فرزانه خود، هموار خواهد نمود. پس بیش از این خود را رودر روی مردم قرار ندهید و در برابر خواست مشروع و قانونی این ملت شهیدپرور و با تمدن سر تعظیم فرود آورید که عرض خود بردن و زحمت ما داشتن، کاری عبث و بیحاصل است.