* مرور رفتارهای دولت و مجلس و دولت و قوه قضائیه نشان می دهد جریان سیاسی اصولگرا قادر به مهار رفتارهای سیاسی آقای احمدی نژاد نیست؟ چرا اصولگرایان نمی توانند آن گونه که باید و شاید آقای احمدی نژاد را کنترل کنند؟
** توان کارشناسی جناب آقای احمدی نژاد در مسائل فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی با کاستی ها و تردیدهای فراوانی روبه رو است. بسیاری از کارشناسان، رئیس جمهور محترم را فاقد قدرت کارشناسی مناسب می دانند و تنها راه کنترل مطلوب امور و بهبود شرایط را کاهش قانونمند در حوزه اختیارات قانونی و محدود ساختن نهادهای اجرایی در چارچوب قوانین و مقررات رسمی می بینند. درست برخلاف این نگرش از نظرات و تصمیمات رئیس جمهور محترم برمی آید که خودشان را در اغلب امور فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کارشناس و صاحب نظر می دانند و به نظرات دیگران توجه چندانی ندارند. در همه نظام های حکومتی ریشه ناهنجاری ها در خودشیفتگی، خودمحوری و خودمعیاربینی مسوولان است و خودرایی و مصلحت اندیشی های سلیقه یی و فراقانونی، کنترل مسوولان را در چارچوب موازین قانونی، ساختارهای قانونمند نظام حکومتی و منافع و مصالح ملی دشوار می کند. مشکل اساسی این است که مواضع و رویکردهای مسوولان بلندپایه نظام با توجه به جایگاه رسمی شان بازتاب گسترده ملی و جهانی دارد و اگر ساختارهای کنترل کننده مسوولان از کارایی و توانایی مطلوب و مناسب برخوردار نباشد جامعه با بروز فاجعه های گوناگون ملی روبه رو می شود.
* تمایل رئیس دولت برای در اختیار گرفتن نهادهای مختلف روزبه روز در حال افزایش است. صرف نظر از ابعاد حقوقی، این مساله نشان می دهد دولت و رئیس آن روزبه روز بر دامنه اختیارات خود اضافه می کنند، یعنی حرکت به سمتی است که جامعه در ید و اختیار آقای احمدی نژاد قرار بگیرد. خطرات این مساله را چه می دانید؟
** شناسایی تمایل رئیس دولت، ادعایی است که نیازمند اثبات است و تحلیل سیاسی براساس تمایل ادعایی ممکن نیست ولی افزایش اختیارات دولت به کاهش قدرت مدیریت آن می انجامد و اگر به ناهماهنگی و ناسازگاری نهاد اجرایی با قوانین و مقررات حکومتی بینجامد بسترساز آشفتگی، نارسایی و دیکتاتوری می شود، اقتدار نظام حکومتی و منافع و مصالح ملی را با کاهش و فرسایش روبه رو می سازد و از قدرت نظام دینی در برابر توطئه های فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی دشمنان داخلی و خارجی می کاهد.
* علمای قم بارها نسبت به حذف روحانیت از عرصه اجرایی و تقنینی کشور، آسیب دیدن وحدت ملی و به مخاطره افتادن امنیت سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مردم اظهار نگرانی کرده اند، چرا دولت به نصایح و هشدارهای علما توجهی نمی کند؟
** اظهار نگرانی علمای دینی نمودار عنایت و حساسیت تحسین برانگیز فرهیختگان، اندیشمندان و دانشمندان نسبت به امور فرهنگی، سیاسی و اجرایی است. اگر تخلفی از موازین و معیارهای قانونی صورت بگیرد هشدار علمای دین و سیاستمداران روشن بین یک وظیفه دینی و ملی است و عدم پذیرش آن از سوی نهادها، سازمان ها و ارگان های اجرایی نمودار ناسپاسی، قدرناشناسی و پافشاری بر گمراهی و کج روی است ولی تاثیرپذیری بسترهای حکومتی از نصایح و هشدارهای فراقانونی از قدرت و استواری نظام می کاهد، اختیارات قانونی مسوولان را با سایش و فرسایش روبه رو می سازد و فصل الخطابی قانون را با تردید مواجه می سازد.
* به عنوان شخصیتی مذهبی به نظر شما شخصیت های دینی مذهبی در برطرف کردن بحران ها و تنش های موجود چه نقشی می توانند داشته باشند و آیا تاکنون در این زمینه موفق بوده اند؟
** وظیفه فرهیختگان، آگاهان و دلسوزان جامعه روشنگری و آگاهی بخشی است. کسانی که شهامت نقد منصفانه، حق گویی، حق طلبی و حق مداری واقع بینانه را ندارند وظیفه شناس، مردمدار و خداسپاس نیستند، به منافع و مصالح شخصی و باندی می اندیشند، نان را به نرخ روز می خورند، با بیدادگری سازگار و با بیدادگران همسو و هم پیمانند و با ریاکاری و چاپلوسی، چشیدن طعم ثروت و قدرت را آرزو و جست وجو می کنند.
* از زمان مناظره های انتخاباتی دیدیم که آقای احمدی نژاد توان خود را بر حذف آیت الله هاشمی رفسنجانی و یاران ایشان متمرکز کردند؟ اگر بر فرض محال آقای احمدی نژاد موفق به این کار شود چه آثار و پیامدهایی به دنبال خواهد داشت؟
** استوانه های انقلاب اسلامی و مغزهای تحلیلگر فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی از اندیشه همگانی و تاریخ انقلاب اسلامی قابل حذف نیستند. جبهه تضعیف و تخریب و حذف قادر به حذف شخصیت های انقلاب از تریبون های دراختیار هستند ولی حذف شناسنامه های انقلاب اسلامی و سازندگان اقتدار و اعتبار ایران اسلامی از اندیشه همگانی و دل های وفادار به انقلاب اسلامی هرگز میسر نیست. شخصیت ها جایگاه و منزلت شان برخاسته از مناصب حکومتی و بسترهای برآمده از افراط گرایان عرصه های حکومتی نیست، تاریخ انقلاب را می سازند و تا پایان عمر حکومت اسلامی با تاریخ و تاریخ سازان همراهند.
* مهدی کروبی، میرحسین موسوی و سیدمحمد خاتمی از چهره های شاخص انقلاب و نظامند که ضمن اعلام وفاداری خود به قانون اساسی و نظام نسبت به برخی از مسائل در کشور معترضند اما جناح تندرو آنها را به امریکایی بودن و عامل و ابزار اجنبی بودن متهم می کند. خطرات اتهام زنی به شخصیت های ممتاز نظام چه آثاری به دنبال دارد؟
** شرایط سیاسی کنونی نتیجه نزاع های انتخاباتی است. هیچ یک از شخصیت های سیاسی همسو با بیگانه، موافق بیگانه گرایی و جدا از آرمان های دینی و ملی نیستند و همان گونه که رهبر معظم انقلاب فرمودند اعتراض به معنای دشمنی با ساختارهای قانونی و نماد جدایی از خداباوری و وفاداری به انقلاب اسلامی نیست. ناهنجاری های انتخاباتی با خردورزی، منطق گرایی، خطاپذیری و احسان و مهرورزی درمان و جبران می شود و با هیچ منطقی هنجارشکنی، ساختارشکنی، تضعیف و تخریب، قدرت نمایی و اعمال قدرت سیاسی راه حل ناهنجاری های انتخاباتی نیست. ادامه نزاع ها و تنش های انتخاباتی، امنیت ملی و سیاست خارجی کشور را تحت تاثیر قرار می دهد و شرایط سوءاستفاده سیاسی و امتیازگیری بیگانگان از جمهوری اسلامی ایران را فراهم می سازد.
* کشیده شدن دامنه درگیری جناحی سیاسی به تصمیم گیری های کلان کشور چه پیامدهایی به دنبال خواهد داشت؟
** اختلاف و درگیری به پراکندگی و کاستی در حوزه اعتبار و اقتدار ملی می انجامد، فرصت های سازندگی را به کاستی ها و فرسایش های تباه و سیاه تبدیل می کند و اعتماد ملی، وحدت ملی، امنیت ملی و اعتبار و اقتدار سیاسی کشور را در مناسبات بین المللی آسیب پذیر می سازد. منافع و مصالح ملی در آتش نزاع های انتخاباتی می سوزد و رشد و توسعه و شکوه و شکوفایی ملی در فراق وحدت و همدلی قربانی می شود.
* جنابعالی یکی از منتقدان دولت نهم در زمینه های مختلف از جمله عزل و نصب ها، انتخاب اعضای کابینه و... بودید. با توجه به اینکه دولت دهم با تغییرات زیاد شروع به کار کرده، این تغییرات را تا چه اندازه مثبت می دانید و دیدگاه شما در مورد کابینه دهم و عملکرد اقتصادی سیاسی(داخلی و خارجی) چیست؟ و اگر انتقاد دارید، انتقاد شما بر چه اساسی است؟
** بی ثباتی در امور سیاسی و اجرایی و عزل و نصب های نسنجیده و خارج از عرف و قاعده، حکومت را با آشفتگی و تنش ها و بحران های خسارت بار روبه رو می سازد و با خردورزی، دوراندیشی و موازین سیاسی سازگار نیست. متاسفانه نشانه های شایسته یی از تدابیر سنجیده و حساب شده، پاسخگوی نیاز زمان و منافع و مصالح کشورمان مشاهده نمی شود و با توجه به عمر دولت دهم زمان کافی برای ارزیابی و تحلیل سیاسی وجود ندارد ولی طرح هدفمند کردن یارانه ها قبل از ایجاد نظام تامین اجتماعی فراگیر و پاسخگو، اقتصاد ملی را با مشکلات پیچیده و فراوان روبه رو می سازد، تورم غیرقابل کنترل پدید می آورد، حیات اقشار مستضعف را با مشکل جدی مواجه می کند و واگذاری اختیار هزاران میلیارد از بودجه ملی خارج از محاسبات اثرگذار و قانونی بسترساز بزرگ ترین نارسایی ها و ناهنجاری های اقتصادی می شود. مکاتبات دولت دهم با آژانس برای حل مشکل رآکتور تهران با ارزیابی و تدابیر شایسته سیاسی همراه نبود و پیامدهای سیاسی ناگواری برای ایران اسلامی داشت.