تاریخ انتشار : ۰۸ بهمن ۱۳۸۸ - ۰۸:۱۷  ، 
کد خبر : ۱۳۵۶۸۷

شورای امنیت و اثبات حقانیت ملت ایران

اشاره: 18 آذر 1370 یادآور اثبات حقانیت ملت ایران در هشت سال دفاع مقدس در برابر رژیم بعث و حامیان غربی‌اش است که حماسه‌ای جاودانه را در تاریخ رقم زد. دبیرکل وقت سازمان ملل سرانجام در چنین روزی مهر سکوت را شکست و سه سال پس از پایان جنگ، رژیم ددمنش صدام را مقصر ریختن خون هزاران انسان بیگناه در ایران و عراق معرفی کرد. این اعترافی بود به شکست از جانب استکبار جهانی، چرا که تا این تاریخ حاضر نبود بپذیرد با کمک به ماشین جنگی رژیم بعث، سعی در خاموش کردن فریاد حق‌طلبانه ملتی داشت که می‌خواست بدون پیروی از او و آزاد در جهان زندگی کند. مطلب زیر به جزئیات این تجاوز و گزارش دبیرکل وقت سازمان ملل به شورای امنیت اختصاص دارد، گزارشی که به اعتراف ناظران، یکی از بزرگترین توفیقات دیپلماتیک ایران در صحنه بین‌المللی است.

چگونگی حمله
صدام رهبر وقت عراق با این اندیشه که ایران پس از انقلاب، یک کشور ضعیف از لحاظ نظامی است و در چنین شرایطی خواهد توانست خوزستان را از ایران جدا و به عراق ملحق کند (که البته باید تحریک او از سوی آمریکا پس از اشغال لانه جاسوسی را نیز اضافه کرد)، جنگی طولانی و خانمانسوز را به ایران تحمیل کرد که از شهریور 1359 تا امرداد 1367 به مدت هشت سال ادامه داشت؛ جنگی که در محافل بین‌المللی به عنوان یکی از فجایع تاریخ بشری و پس از جنگ ویتنام طولانی‌ترین جنگ قرن بیستم اعلام شده است.
این جنگ تحمیلی در 31 شهریور 1359 رسماً آغاز شد. چند روز قبل از آن صدام معاهده 1975 الجزایر را یکطرفه ملغی اعلام کرد. سخنگوی دولت عراق نیز برای اینکه این تجاوز به خاک ایران را توجیه‌پذیر جلوه دهد سه شرط برای پایان این جنگ اعلام کرد: احترام ایران به حاکمیت عراق در محدوده خاک ایران، شناسایی حقوق قانونی عراق بر شط‌العرب (اروندرود) و بازپس دادن جزایر سه گانه ایرانی تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی به امارات!
در این شرایط، عراق میانجی‌گری کشورهای عربی را برای پایان دادن به جنگ شدیداً رد کرد.
عراقی‌ها بمباران و مین‌گذاری را خیلی زودتر از آنچه تاریخ شروع جنگ خوانده می‌شد، آغاز کردند.
صدام در نامه‌ای که در 4 مهر 1359 به دبیرکل سازمان ملل نوشت، ادعا کرد عملیات نظامی ارتش عراق دفاع پیشگیرانه با هدف حمایت از منافع حیاتی عراق است! این درحالی بود که طبق پاراگراف نخست بند پنجم قطعنامه 2314 مجمع عمومی سازمان ملل مصوب 12 آوریل 1974 هیچ دلیلی اعم از سیاسی، اقتصادی، نظامی و غیره نمی‌تواند مجوزی برای تجاوز باشد.
حملات هوایی عراق در نخستین ساعات بعدازظهر 31 شهریور 1359 صورت گرفت و مهم‌ترین اهداف آن فرودگاه های سنندج و تبریز و مواضعی در اسلام‌آبادغرب و کرمانشاه بود. به فاصله دو ساعت پس از بمباران عراقی‌ها، جنگنده‌های ایران به پایگاههای «الرشید» در جنوب بغداد و «شعیبه» در داخل خاک عراق حمله کردند و خسارات زیادی به این دو پایگاه وارد آوردند.
فردای آن روز یعنی اول مهرماه، 140 بمب افکن نیروی هوایی ایران در نوبت‌های جداگانه به پرواز درآمدند و مواضع مهم نظامی و تاسیسات نفتی عراق را بمباران کردند.
نیروی هوایی عراق نگران از نابودی بیشتر هواپیماهایش در زمین، ناگزیر شد تعداد زیادی از هواپیماهای خود را به فرودگاه «الولید» نزدیک اردن منتقل کند تا از برد جنگنده‌های ایران در امان باشند. اما هواپیماهای ایران با انجام عملیات سوختگیری در آسمان، خود را به پایگاه الولید رساندند و تعداد زیادی از هواپیماهای عراقی را منهدم کردند.
این حمله در تاریخ نظامی ایران به «حمله به اچ -3» معروف است. در همان زمان نیروی زمینی عراق به پیشروی در خاک ایران ادامه می‌داد و در کمتر از دو ماه پس از شروع جنگ، متجاوز از 14‌هزار کیلومتر مربع از خاک ایران را تصرف کرد.
اگرچه پیشروی نیروی زمینی عراق در بسیاری موارد با واکنش سریع نیروی هوایی ایران روبه‌رو و زمینگیر می‌شد، اما در نهایت به اشغال خرمشهر منجر شد.
خرمشهر نیز پس از حدود 400 روز اشغال در سوم خرداد 1361 در پی مقاومت تاریخی ملت ایران و در جریان عملیات بیت‌المقدس، از لوث وجود بعثی‌ها آزاد شد.
پس از این موفقیت، هنری کیسینجر وزیر خارجه اسبق آمریکا و از نظریه‌پردازان سیاست خارجی این کشور اعلام کرد: اگر عراق جنگ را برده بود منافع ما در منطقه خلیج فارس به اندازه‌ای که اکنون در معرض خطر قرار دارد دچار مخاطره نبود و به همین دلیل به نفع ما است هرچه زودتر آتش‌بس برقرار کنیم.
میانجی‌گری بین‌المللی
حدود دوسال پس از آغاز جنگ تحمیلی و پس از آنکه عراق نتوانست در دوره کوتاه‌مدتی که اعلام کرده بود به نتایج دلخواه خود برسد و از سوی دیگر نیروهای ایرانی به شرایط ایده‌آل رسیده بودند، موضوع آتش‌بس از سوی هیات‌های موسوم به میانجی صلح مطرح شد. اعلام آتش‌بس، عقب‌نشینی نیروها به مرزهای بین‌المللی، پرداخت غرامت و تعیین متجاوز از اصلی‌ترین شروط برقراری صلح بین دو کشور بود.
اما در سال 1361 هیچ یک از این موارد محقق نشده بود، زیرا نیروهای عراقی هنوز در مناطقی از ایران حضور داشتند و متجاوز از سوی سازمان ملل تعیین نشده بود.
فقط نماینده‌ای از عربستان سعودی به طور غیررسمی اعلام کرد غرامت ایران را خواهد پرداخت. در همان ایام دو هیات میانجی صلح یکی از سازمان کنفرانس اسلامی و دیگری از جنبش عدم تعهد به دفعات به ایران و عراق سفر کردند و طرح پیشنهادی خود را با مقامات دو کشور در میان گذاشتند. قرار بود هیات صلح غیرمتعهدها در همان روزها برای دریافت پاسخ ایران به پیشنهاد این جنبش، به تهران سفر کند اما شهید محمدعلی رجایی نخست‌وزیر وقت، از طریق سفیر کوبا در ایران به این هیات خبر داد که با توجه به تحولات کنونی ایران، امکان پذیرش هیات میانجی صلح مقدور نیست.
 صدور 17 قطعنامه
شورای امنیت شش روز پس از شروع تجاوز عراق علیه ایران نخستین قطعنامه را به شمابه 479 و با نام «بررسی وضع میان ایران و عراق» صادر کرد.
در این قطعنامه به نقض صلح، تجاوز عراق و نقض تمامیت ارضی ایران اشاره نشد و بازگشت به مرزها و برقراری آتش‌بس در خواست نشده بود و فقط خودداری از توسل بیشتر به زور را از دو طرف خواسته بود.
شورای امنیت پس از صدور این قطعنامه به مدت 21 ماه سکوت کرد، اما در پی شکست حصر آبادان، آزادی بستان، مناطق اشغالی غرب شوش و آزادی خرمشهر بار دیگر سکوتش را شکست و با پیشنهاد اردن قطعنامه 514 را صادر کرد که در ‌آن نگرانی‌اش را از طولانی‌شدن جنگ، در خطربودن صلح جهانی و کشته شدن انسان‌های بیگناه اعلام کرد و خواستار آتش‌بس فوری شد.
این درحالی بود که بازهم به حضور عراق در خاک ایران اشاره نشده بود.
در قطعنامه 522 که پس از عملیات «رمضان» و «مسلم بن عقیل» - هدف از این دو عملیات عبور از مرز بود – صادر شد، شورای امنیت بار دیگر بدون آنکه عراق را متجاوز بنامد خواهان عقب‌نشینی نیروهای دوطرف شد.
در 9 آبان 1362 قطعنامه 540 صادر شد که برای نخستین بار بر لزوم بررسی واقع‌بینانه علل آغاز جنگ اشاره شد و این روند ادامه داشت تا اینکه پس از عملیات کربلای 5 در 29 تیر 1366 قطعنامه 598 صادر شد.
تفاوت آن با قطعنامه‌های پیشین این بود که از حالت توصیه خارج شد و برای طرفین درگیر لازم‌الاجرا بود.
ایران این قطعنامه را در 26 تیر 1367 پذیرفت که به موجب آن نیروهای حافظ صلح سازمان ملل در حدفاصل مرزهای دو کشور از 17 مرداد 1367 مستقر شدند و در 29 مرداد همان سال میان دو کشور آتش‌بس برقرار شد.
به طور کلی شورای امنیت در هشت سال جنگ میان ایران و عراق 17قطعنامه صادر کرد اما در آنها اشاره‌ای به آغازگر این جنگ و توجهی به جنایات صدام نشد.
 معرفی عراق به عنوان متجاوز
سرانجام 11 سال پس از آغاز جنگ تحمیلی و سه سال پس از قطعنامه آتش‌بس 598، دبیرکل وقت سازمان ملل در گزارشی به شورای امنیت در 18 آذر 1370 رسماً عراق را به عنوان متجاوز و آغازگر جنگ معرفی کرد.
«خاویر پرز دکوئیار» در 23امرداد همان سال از ایران و عراق خواست در گزارش‌های جامعی نظرات خود را درباره شروع جنگ تسلیم وی کنند.
عراق در 7 شهریور و ایران در 24 شهریور 1370 گزارش‌های خود را برای دبیرکل ارسال کردند.
دکوئیار در گزارش خود پاسخ عراق را غیرمحتوایی خواند و دلایل این کشور را برای شروع جنگ غیرقابل قبول دانست و به صراحت اعلام کرد: «این واقعیت روشن است که توضیحات عراق برای جامعه بین‌الملل قابل قبول و کافی نیست.»
در پاراگراف ششم گزارش 9 پاراگرافی دکوئیار آمده است: «حمله 22 سپتامبر 1980 عراق علیه ایران، براساس اصول و قوانین شناخته شده بین‌المللی و اصول اخلاقی منشور ملل متحد قابل توجیه نیست.»
در پاراگراف هفتم نیز تاکید شده «حتی اگر قبل از شروع مخاصمه، برخی تعرضات از سوی ایران صورت گرفته باشد، بازهم نمی‌تواند توجیه‌کننده تجاوز عراق به ایران باشد؛ تجاوزی که ناقض ممنوعیت کاربرد زور به عنوان یکی از اصول حقوق بین‌الملل است.»
در پاراگراف هشتم گزارش دبیرکل آمده است: «با کمال تاسف شواهدی از موارد نقض جدی حقوق انسانی وجود دارد مبنی بر اینکه سلاح‌های شیمیایی علیه غیرنظامیان ایرانی در منطقه‌ای نزدیک یکی از شهرهای عاری از هرگونه حفاظت در برابر این حملات به کار رفته است.»
 اثبات حقانیت
موضوع متجاوز شناخته شدن عراق از سوی سازمان ملل که تحلیلگران از آن به عنوان یکی از بزرگترین پیروزی‌های ملت ایران در سده اخیر یاد می‌کنند، باعث اثبات حقانیت و مظلومیت ملت ایران در طول دوران دفاع مقدس و لزوم پرداخت غرامت به ایران از سوی رژیم بعث شد.
جنگ تحمیلی عراق علیه ایران درحالی پایان یافت که غرب، بانی جنگ را می‌شناخت و حتی در طول جنگ به کمک او شتافته بود.
آنان زمانی به خود آمدند که نگران بودند سلاح‌های ارسالی به عراق علیه خودشان به کار گرفته شود و بیم قدرت گرفتن صدام را در منطقه داشتند.
در عین حال اقدام سازمان ملل در معرفی عراق به عنوان متجاوز، بسیار زودتر از 18 آذر 1370 می‌توانست صورت گیرد و این تعلل نشان داد این سازمان در موارد این چنینی قدرت تصمیم گیری مستقل ندارد و همواره زیر یوغ قدرت‌های بزرگ قرار دارد.
در ماههای آخر جنگ حمایت جهانی از عراق به اوج رسید و آمریکایی‌ها مستقیماً وارد صحنه جنگ شدند تا جایی که سکوهای نفتی ایران را بمباران و با هدایت هواپیماهای عراقی بمباران نفتکش‌ها را تسهیل می‌کردند.
فرانسوی‌هــا هواپیماهای پیشرفته و «میراژ 2000» در اختیار عراقی‌ها قرار دادند.
روس‌ها مدرن‌ترین هواپیماهای جنگی و دور پرواز را به عراق ارسال و کویت و عربستان نیز سیل دلارها را به سوی حکومت صدام روانه کردند.
به رغم تمامی این کمک‌ها و حمایت‌ها از صدام نتیجه به نفع ملت ایران رقم خورد و رژیم بعث که اکنون دیگر اثری از آن نیست به عنوان تجاوزگر معرفی شد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات