محمداسکندری
علوم انسانی همواره به عنوان یکی از مهمترین مبانی و پایه های هر تمدن بزرگ به شمار می آید . غالب رویکرد های سیاسی ، فرهنگی ، اقتصادی و... دولت ها وحکومت ها همواره بسته به مبادی فلسفه وجودی آن حکومت تکوین می یابد . در واقع عملیاتهای میدانی و ایجاد تغییر و تحول در ساختار ها و یا حرکت ایجابی برای تدوین سیستم های جدید منبعث از علوم انسانی و مبانی فلسفه ابتدایی است که آن نظام بر اساس آنها نضج گرفته است.
در چند سال اخیر مقام معظم رهبری بار ها و بارها بر لزوم تغییر و تحول بنیادین در عرصه علوم انسانی چه در سطح آموزش عالی و چه در سطح آموزش و پرورش تاکید داشته اند . معظم له همواره رویکردهای شکاکیتزا و غیر دینی موجود در علوم انسانی را که متاثر از واردات فرهنگی و عقیدتی از غرب است از جملهآسیب های جدی پیش روی نظام دانسته و با تاکیدات ویژه رفع تهدید موجودو تبدیل آن به یک فرصت استثنایی را به دوش نخبگان و دانشگاهیان نهاده اند.
در واقع افق کلی که در پیش روی نظام اسلامی در چندین دهه آینده متصور و مترسم است به دلیل گستردگی و ویژگی های خاص و منحصر به فرد بودن در سطح جهانی نیاز به عزمی جدی و پشتوانه علمی و فرهنگی قوی و مستحکمی دارد . اشاعه عدالت ، صلح ، آزادی، رفاه ، پیشرفت و تکامل بشر آن هم در سطح جهانی که ازاولویت های اساسی و جزء لاینفکی از کارویژه های نظام مقدس اسلامی است نیازمند به برنامه ریزی های دقیق و علمی و کارآمد دارد که این برنامه ریزی ها بیشک بدون شناخت ابتدایی از مبانی واندیشه های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی اسلام محقق نخواهد شد .
مع الاسف باید گفت که وضعیت فعلی علوم انسانی چه در سطح حوزه های علمیه و چه در سطح دانشگاه هم اکنون پاسخگوی نیازهای گسترده یک جامعه اسلامی نیست و هنوز حتی بسترهای علمی و فلسفی برای حل معضلات داخلی کشور نیز برطرف نشده است. امروز دانشگاه و حوزه های ما با پشتوانه عظیم و گسترده علمی که از دوران شکوفایی تمدن اسلامی در سدههای پیش دارند از وضعیت مطلوب و دلخواهی برخوردار نیستند.
اما بایدگفت که یکی از آسیب هایی که هم اکنون جامعه علمی کشور راتحت تاثیر قرار داده است و غالب صاحب نظران نیز برآن تاکید دارند واردات و ترجمه های گسترده از غرب است که در چند سده اخیر و پس از دوران مشروطیت در حوزه های علوم انسانی رایج گشته است .مع الاسف حتی در سال های اخیر نیز کفه ترازو به سمت وارادات علوم و دانش از غرب سنگین بوده است و هنوز ساختارهای علمی و موسسه های تحقیقاتی ما نتوانسته اند حجم گسترده ای از اندیشه های مطابق با نیازهای روز دنیا را تولید و به جهانیان عرضه دارند.
علم و فلسفه چیزی نیست که بتوان آن را از بیرون خریداری کرد . هر جامعه ای برای پاسخ به نیازهای داخلی علمی و فلسفی خود باید به تولید علم و دانش بومی بپردازد . توسعه و پیشرفت حتی در عرصه های تکنولوژیکی و فناوری در غرب نیز متاثر و منبعث از فلسفه های نهیلیستی و “ علم حصولی منقطع از وحی“ و بر خاسته از نگاه های اومانیستی و سوبژکتیویستی به انسان است . لذا وارادات و ترجمه های گسترده و به کار گیری این فلسفه ها بدون توجه به خاستگاه و مقتضیات جامعه ای که این علوم در آنها پدید آمده یقینا نه تنها نمی تواند جامعه سنتی ما را به ارزش های اسلامی برساند بلکه روند غربی شدن را نیز به درستی طی نخواهد کرد . در واقع این گونه تقلید های صرف تنها به “ شبه مدرنیسم “ و سطحی نگری در توسعه منجر خواهد شد. لذا می توان گفت اصلی ترین وظیفه امروز نخبگان در همه عرصه ها بازتولید مبانی و اندیشههای بی بدیل اسلامی با توجه به نیازهای جامعه امروز ایران است.
امروز ما پس از طی سه دهه از انقلاب اسلامی گامهای اولیه خود را در دهه چهارم از انقلاب که به دهه پیشرفت و عدالت موسوم است برمی داریم. به زعم راقم این سطور یکی از مهمترین و حساس ترین مقدمات و بایستهها برای موفقیت آمیز بودن این دهه برای نظام و نیل به آرمانهای بلندی همچون عدالت و پیشرفت اسلامی اتکال بر تولید الگوهای بومی ایرانی اسلامی برای چالشهای داخلی است . در دهه چهارم از انقلاب نظام اسلامی باید بر استوار سازی پایه های خود متمرکز شود و به نهادینه سازی اندیشه های اسلامی بپردازد.
البته بی شک حرکت به این سمت نیازمند مقدمات و بسترهای متعددی است که در چند ساله اخیر رهبر انقلاب به عنوان دیده بانی بصیر آنها را تبیین کرده است . یکی از موضوعات ایجاد فضاهای آزاد اندیشی و تضارب آراء در دانشگاه و ایجاد کرسی های آزاداندیشی است که ایشان بارها بر آن تاکید موکد داشتهاند. کرسیهای ازاد اندیشی و ایجاد فضاهای باز میتواند سایه بسیاری از شبهات را از سر اندیشه های ناب اسلامی کنار بزند و با ایجاد گفتمانی آزاد راه را برای خلاقیت وابتکار و نوآوری در عرصه های علمی فراخ سازد. از سوی دیگر طرح هایی همچون وحدت حوزه یا دانشگاه یا نهضت نقد و ارزیابی علوم انسانی و اجتماعی می تواند بسیاری از چالش ها را از پیش روی تولید علوم انسانی بومی بازدارد و ما را در رسیدن به جامعه کاملا اسلامی کمک کند.
اما در نهایت باید گفت حوزه های علوم انسانی با سابقه و پیشینه ای بسیار بلند همچون تعالیم ائمه معصومین علیهم اسلام می توانند به بزرگترین پشتوانه و حامی نظام اسلامی تبدیل شوند امروزبسیاری از مشکلاتی که جامعه ما با آن دسته و پنجه نرم می کند متاثر از نبود زیر ساخت های تئوریک برای حل این معضلات است . جامعه اسلامی با توجه به اهداف بلند خود باید در این را ستا تلاش های جدی را صورت دهد . بیشک اگر در این زمینه ما نتوانیم به ایجاد گفتمان های لازم بپردازیم برای پرکردن خلاهای موجود ملزم به استفاده از کالاهای وارداتی از غرب خواهیم شد.
البته در پایان باید به این نکته نیز اشاره ای داشته باشیم که ایران اسلامی در مقطع فعلی آماج حملات جنگ نرم است . بی شک در این جنگ مهمترین اهداف برای حمله و نابودی زیربناهای فکری هر جامعه است .همان طور که تاریخ نشان داده است غرب همواره در تلاش برای مسخ و نسخ فرهنگ بومی کشورها و جایگزینی فرهنگ مبتذل لیبرال است . لذا بی شک عدم حضور موثر در این جبهه ها و یا رویارو نشدن با هجمه های گسترده ناتوی فرهنگی می تواند آسیب های جدی ای را در پیش روی نظام اسلامی فراهم آورد.