نوشته: ماجد کیالی
ترجمه: اسماعیل اقبال
بنیامین نتانیاهو با طرح ایدههایی چون صلح منطقهای، یا صلح اقتصادی از یک طرف و طرح موضوع عادیسازی روابط میان این رژیم وکشورهای عربی از سوی دیگر، درصدد است روندسازش خاورمیانه را در راستای سیاست ها و منافع این رژیم ازسرگیرد. همچنین رژیم صهیونیستی قصد دارد پیش ازاینکه به کشورهای عربی امتیازی بدهد، ضمن عادیسازی روابط، آنها را به شناسایی این رژیم تشویق کند.
باراک اوباما، رئیسجمهوری آمریکا تلاش میکند روندسازش خاورمیانه را در عرصههای مختلف احیا کند، نتانیاهو با طرح ایدههایی، قصد دارد برسیاستهای گذشته و کنونی کاخ سفید تأثیر بگذارد. نخستوزیر رژیم صهیونیستی نیز برای تحقق هدفهای خود، برگههای فشار متنوعی در اختیار دارد که میخواهد از آنها استفاده کند: دولت ائتلافی که احزاب تندرو درآن عضویت دارند و او آن را رهبری میکند؛ سازمانهای لابی صهیونیست در آمریکا، شکاف موجود در میان گروههای فلسطینی؛ اتخاذ نکردن تدابیر مثبت توسط دولتهای عربی برای عادیسازی روابط با این رژیم یا اعمال فشار بر اوباما از طریق بسیج اعضای کنگرة آمریکا برای حمایت از موضع اسرائیل از این جمله هستند.
اتخاذ چنین رویکردی ازسوی نتانیاهو به مفهوم تناقض میان خط مشی نخست وزیر اسرائیل و تلاش دولت آمریکا برای ازسرگیری روند صلح نیست، چون این رویکرد، تحرک فلسطینیها درکرانة غربی را تسهیل خواهدکرد، امری که به نشاط اقتصادی درمیان فلسطینیها کمک میکند، سطح توسعه آنها را بالا خواهد برد و از میانگین بیکاری درمیان آنها خواهدکاست، طبیعی است تحقق این الگو درکرانه باختری، نمونه مناسبی در مقابل الگوی غزه خواهدبود. همچنین این رژیم از طریق حمایت و پشتیبانی از حکومت خودمختار فلسطین، به تقویت اعتبار و مشروعیت این دولت درافکارعمومی فلسطین خواهد پرداخــت و سلطة دولت فلسطین را بر شهرهای کرانهغربی، تحکیم خواهد کرد. دراین میان، به جنبش فتح اجازه خواهد داد تا کنگره جنبش را در بیتلحم برگزار کند. در چارچوب این رویکرد، دولت نتانیاهو با توقف فعالیتهای شهرکسازی برای چندماه مشخص، موافقت کرد.
دیدگاه نتانیاهو
«شیمون شیفر» تحلیلگر اسرائیلی در توضیح دیدگاه نتانیاهو درخصوص روند سازش به روزنامه «یدیوت آهارونوت» چنین میگوید:«اعطای یک حکومت خودمختار درکرانة غربی به فلسطینیها، متضمن دعوت به تلاش تدریجی برای ایجاد قاعده ثابت برای روند سازش، از پایین به بالا خواهد بود. این تلاش به ایجاد رژیمی منجرخواهدشد که درآینده تا سطح حکومت دارای حاکمیت (که بعداً تعریف خواهد شد) گسترش خواهد یافت. این طرح مبتنی بر سه پارامتر سیاسی، امنیتی و اقتصادی است.»
«دانیل دورون» کارشناس سیاسی صهیونیست در مصاحبه با روزنامه اسرائیلی «الیوم» گفت: دیدگاه نتانیاهو برخاسته از فلسفهای است که چنین مفادی دارد:
«رفاه اقتصادی در مناطق فلسطینی، یگانه ابزاری است که جامعه مدنی حامی صلح را در این مناطق ایجاد خواهدکرد، حمایت جامعه مدنی از صلح به عنوان یک منفعت ملموس تلقی خواهدشد و صرفاً شعار نخواهد بود، بطوری که این رفاه اقتصادی برای ملت فلسطین، به منزله انگیزهای برای حفظ صلح خواهد بود. بدین ترتیب میتوان گفت، قانون و نظام در کنار پیشرفت اقتصادی، از شروط ضروری تحقق صلح به حساب میآیند.
روشن است که نتانیاهو با ارائه چنین دیدگاههایی، قصد دارد دولت آمریکا را وادار کند تلاش خود را برای شروع روند سازش، از مدخل فشار بر اسرائیل از سرگیرد. این فشارها با تلاش برای توقـــف شهرکسازی توسط این رژیم آغاز شد و تـــا عقبنشینی اسرائیل از اراضی اشغالی فلسطینی و سوریه، ادامه خواهد یافت. رژیم صهیونیستی با کشمکشی که بر سر این مسائل بین او و دولت آمریکا در جریان است، تلاش میکند تا با خرید زمان، منافع اسرائیل را درهرگونه ترتیبات آمریکایی برای خاورمیانه، تقویت کند. بدین علت اسرائیل اصرار دارد در هرگونه طرح سازشی در آینده، تضمینهای امنیتی لازم را بگیرد. از سوی دیگر اسرائیل تلاش میکند به منظور قراردادن بحث هستهای ایران در رأس اولویت های دولت آمریکا، به یک نوع سازش با دولت اوباما برسد. اسرائیل در ارتباط با ایران تلاش میکند فعالیت هستهای ایران با شکست مواجه و نفوذ منطقهای آن متوقف شود.
بنابراین میتوان نتیجه گرفت تلاشی که دولت آمریکا برای از سرگیری روندسازش آغاز کرده و طرحی که قراراست بزودی آن را در یک کنفرانس بینالمللی ارائه کند، با دشواریهای زیادی مواجه است؛ به خصوص که میان دیدگاههای اسرائیلی و عربی در خصوص صلح، تضاد عمیقی وجود دارد.
یک تحلیلگر اسرائیلی در این خصوص میگوید: «اوباما تلاش میکند در سیاست خارجی اش دستاوردی حاصل شود و بعید است در حال حاضر از آن عقبنشینی کند، مسئولان عالیرتبه در دولت آمریکا به اوباما گوشزد کردهاند که سازش میان اسرائیل و فلسطین به مثابه کلید موفقیت او در مناطقی چون افغانستان و عراق خواهد بود، نتانیاهو به اوباما پیشنهاد کرده است از رویای یک صلح دائم صرفنظر و صرفاً به یک صلح اقتصادی همراه با توسعه معتدل در شهرکنشینها اکتفا کند!
صلح تفصیلی
عربستان سعودی نیز حامی یک طرح صلح تفصیلی است، اما اروپاییها از اوباما میخواهند برای دوطرف مهلت تعیین کند. روزنامه «هاآرتص» در این ارتباط می نویسد: «یا شما باید در خلال یک زمان مشخص به توافق دست یابید، یا ما صلح را بر شما تحمیل خواهیم کرد.»
روشن است سیاست اوباما درخصوص روند سازش خاورمیانه، کاملاً متفاوت از سیاستی است که بوش در دولت سابق آمریکا اتخاذ کرده بود. دولت اوباما براین باور است که منازعه اعراب و اسرائیل یکی از عوامل مؤثر در دامنزدن به بحرانهای جاری منطقه است، حل چنین منازعهای میتواند مقدمهای برای حل بسیاری از بحرانهای دیگر باشد.
استمرار بحران فلسطین موجب شده است بسیاری از بحرانهای دیگر، دستکم در مناطقی چون عراق، لبنان و ایران، همچنان حل نشده باقی بماند، بنابراین، حل این منازعه به آمریکا کمک خواهد کرد برای مقابله با سایر بحرانها و چالشها نیز راههایی بیابد؛ بخصوص که دولت جدیدآمریکا این روزها تلاش میکند بر بحران اقتصادی جهانی غلبه و با افزایش نفوذ جنبش طالبان درافغانستان و پاکستان مقابله کند و بلندپروازیهای ایران را در فعالیت هستهای خود ناکام گذارد.
اوباما اعلام کرد تمامی توان خود را به کار میگیرد تا طرفها را برای دستیابی به یک چارچوب مشخص برای صلح خاورمیانه، بسیج کند، آن هم به شکلی که تا اواسط دوره ریاست جمهوریاش به نتیجه برسد، نه به شکلی که در دولت گذشته آمریکا اتفاق افتاد؛ چون در هر دو دولت گذشته، چارچوب مذاکرات در اواخر عمر دولتها مشخص شد.
این موضوعی است که بسیاری از اعضای دولت اوباما برآن تصریح کردهاند که دولت آمریکا برای مدت زمان طولانی منتظر نخواهد ماند. آنها تأکید کردهاند که بر تمامی دولتهای درگیر در روند صلح لازم است تا به جای اتلاف وقت، به استفاده از آن مبادرت ورزند، همانطورکه روشن است، دولت اوباما قصد دارد از بستری که در زمان بیل کلینتون برای دستیابی به یک توافق صلح با سوریه و فلسطین فراهم شد، به شکل مطلوب استفاده کند، دولت کنونی آمریکا معتقد است که این بسترآماده، میتواند شروع خوبی برای انجام مذاکرات باشد.
علاوه بر تمامی موارد فوق، آنچه که دولت اوباما را از سایر دولتهای گذشته آمریکا متمایز میکند، نگاه سیاسی است که او به صلح دارد، او موضعاش مبتنی برحل و فصل کامل صلح خاورمیانه با طرفهای گوناگون در منطقه است، این موضع بدین معناست که دولت جدید آمریکا خواهان رسیدن به یک صلح جامع در منطقه است، حتی اگر چنین صلحی مستلزم اعمال فشار بر اسرائیل باشد. دولت اوباما معتقد است تحقق چنین صلحی برای موفقیت آمریکا در منطقه و سیاستهای جهانیاش دستاورد مثبتی در پی دارد. اتخاذ چنین رویکردی از سوی اوباما نسبت به صلح خاورمیانه در نتیجه تجربة گذشته حاصل شده است. ناکامیها و فجایعی که در دوران ریاست جمهوری بوش برای سیاستهای آمریکا در خاورمیانه اتفاق افتاده، دولت جدید را برآن داشته است تا به اصلاح گذشته بپرازد.
آنچه که اوباما را برای ادامه چنین سیاستی مصمم کرده، از یک طرف هماهنگی است که میان اعضای دولت او وجود دارد و از سوی دیگر، اجماع داخلی است که میان دموکراتها و جمهوریخواهها در خصوص ضرورت ایجاد تغییر در سیاست خارجی آمریکا وجود دارد. تمامی این گروهها بر این باورند که به منظور بهبود موفقیت آمریکا در جهان، باید چنین تغییری در سیاست خارجی کشور صورت گیرد. این امر، لابیهای صهیونیست حامی سیاستهای اسرائیل در آمریکا را به شدت نگران کرده است.
یکی از تحلیلگران اسرائیلی در روزنامه «معاریو» شرایط کنونی را چنین توضیح میدهد:
«واشنگتن تغییر کرده و قواعد بازی دگرگون شده است. آمریکا به طور یکپارچه و به شکل واحد سخن میگوید و دیگر امکان فریب دادن آن یا بیان خرافات برای واشنگتن وجود ندارد.»اکنون به نظر میرسد که دولت آمریکا میداند چه میخواهد، حال این طرفهای دیگر هستند که باید بدانند چه میخواهند.
آیا کشورهای عربی میدانند چه میخواهند؟ اسرائیل چه اهتمامی برای هماهنگشدن با سیاست آمریکا به عمل خواهد آورد؟