مهدی نوروزی
برنده از الان معلوم است! این یک پندار عوامانه و رایج است که در عین تاثیرگذارى بر رفتار انتخاباتى راى دهندگان ایران امروز، البته ریشه در واقعیتهاى سیاسى تاریخى کشور ما دارد.
پیرزنها و پیرمردهایى که فراز و نشیب تاریخ معاصر ایران را از نزدیک لمس کردهاند، گاه و بیگاه با ذکر حکایتى - که براى جوانان غریب مىنماید - مثلا مىگویند که این سیاستمدار مثل رضاخان است که گل به سر مىگرفت و در مجلس عزاى سالار شهیدان (ع) شرکت مىکرد، اما وقتى که «رضا شاه» شد، حجاب از سر زنها گرفت و روضه خوانى را منع کرد! و یا آن دیگرى مثل قوامالسلطتنه است که در هر آن، آلترناتیو اقتدارگراى کمین گرفته در پس معرکه بود تا به محض بروز اختلاف بین مصدق و کاشانى به صحنه بیاید! و آن دیگرى شبیه حسین مکى است که به فراخور حال و به تناسب ایام، گاه با مصدق بوده و گاه مصداق مصدق ستیزى پر افاده آنان که پس از شکست نهضت ملى، هجو مصدق را منتى بر سر مردم مىدانستند! به هر حال این بار هم اگر از قدیمى ترها بپرسى مىگویند؛ برنده معلوم است.
برنده کسى است که در عین زنده بودن، به عنوان جزئى از تاریخ این سرزمین نگریسته مىشود و مردم، در فرهنگ عامیانه خود حتى دربارهاش «ضرب المثل»ها ساخته و پرداختهاند.
برنده معلوم است! آیت الله اکبر هاشمى رفسنجانى.
پیرزنها در سرزمین بختیارى ضرب المثلى دارند که مىگوید: «هاشمى، خودش خوب است، لیکن رفسنجانى مانع اوست»!
این گفتار عامیانه مىتواند مهمل و بى معنى انگاشته شود و همزمان، مىتواند به عنوان سادهترین و ظریفترین بیان از پیچیدهترین واقعیت سیاسى ایران تلقى شود!
از یکسو «هاشمى» مظهر خوبى هاست و از دیگر سو آنچه به عنوان رفسنجانى همراه به دنبال «هاشمى» مىآید مانع از این مىشود که هاشمى به عنوان یک پدیده ساده و کاملا خوب نگریسته شود.
بدون شک «هاشمى» از مدیران توانمند و بازیگران موثر سه دهه اخیر سیاست ایران است که حضورش در انتخابات مىتواند پنبههاى بعضىها را رشته کند و آب رفته را به جوى بعضى دیگر برگرداند.
ضرب المثل یاد شده، از زوایاى مختلف قابل بررسى است:
این «زبان زد» علاوه بر بیان نمودن پیچیدهترین روابط سیاسى ـ اقتصادى حاکم به اصول مدیریتى «هاشمى» که آمیزهاى از اتکاى همزمان بر مدیران اجرایى شجاع و توانمند و مدیران سیاسىکار و فامیلى است، به نوبه خود پیچیدگىهاى «رفتار انتخاباتى راى دهندگان ایرانى» در قبال کاندیداتورى «هاشمى» رفسنجانى را نیز نشان مىدهد؛
«هاشمى» خودش خوب است، لیکن رفسنجانى مانع است! عبارتى که نبوغ سیاسى ایران در آن به خوبى دیده مىشود و البته «تردید» در آن موج مىزند.
اما این برنده معلوم کیست؟ پاسخ این سئوال را ایرانىها در 27 خرداد 84 مىخواهند بدهند و در نگاه اول به نظر مىرسد که «هاشمى» خودش خوب است اما شرایط به گونهاى تغییر یافته است که اگر رفسنجانى بخواهد «مانع» او باشد، بر پیچیدگىهاى الگوى رفتارى ایرانیان افزوده خواهد شد و آن وقت «تردید» تنها کلمهاى است که مىتوان با «قاطعیت» بر آن تاکید کرد: «شرایط کشور تغییر کرده است.»
- تکنولوژىهاى ارتباطاتى تا کوچکترین و دورافتادهترین روستاهاى ایران راه خود را گشوده است. ساکنان روستاهاى 5 خانوارى هم از VCD و ... بهره مىبرند و امکانات شبکه جهان گستر این امکان را به مخالفان «کوچولو» داده است که با هزینه اندک و بدون نیاز به دسترسى به منابع عظیم قدرت و ثروت حرف دلشان را بزنند و البته این همه بدون بیم از سلطه سایه سنگین اقتدار دولتى!
- نرخ کارگرى شکسته شده است. دیگر کسى زیرپاى شهردارى مثل ملک مدنى با دارایى (لااقل) 17 میلیارد تومانى فرش قرمز پهن نمىکند، چرا که دیگران همان کارهاى سابق را بدون چشم داشتهاى 17میلیاردى و بدون دستمال گردنهاى ابریشمین انجام دادهاند! و سقف آسمان تهران پایین که نیامده هیچ، تعداد روزهاى آلودهاش در نیم سال اول 83 به کمتر از نصف این تعداد در سال 82 کاهش یافته است.
امکان برقرارى پوشش امنیتى ـ اطلاعاتى دستگاههاى دولتى براى سودآورى هر چه بیشتر بنگاههاى تجارى - مالى اشخاص پرنفوذ، بسیار دشوار شده است و این پوشش در صورت برقرارى نیز دیگر نمىتواند پوششى پولادین، دائمى و نفوذناپذیر باشد.
در این شرایط افتخارات اداره کردن این بنگاههاى تجارى - مالى سودآور که چرخش «چرخه ثروت و قدرت» را تضمین مىنماید، به دشوارى مىگراید.
تا حد زیادى از «قدرت» افسون زدایى شده است. افسون قدرت ایرانى بیش از آن که دینى باشد از جنس افسون زدگى قدرت «خشایارشا» اى است که با فرهنگ تولى و تبرى دینى ترکیب مىشد و شعارى همچون «مخالف هاشمى، دشمن پیغمبر است» را مىزایید.
وقایعى که پس از دوم خرداد 76 رخ داد تا حد بسیارى زیادى توانست به افسون زدایى از قدرت کمک کند و حتى طیف گستردهاى از نیروهاى مذهبى جامعه را به این سو رهنمون شود. «هاشمى» خودش آدم خوبى است و برنده هم اوست اما مىتوان مطمئن بود که دیگر کسى در میانه خطبه نماز جمعه او فریاد بر نمىآورد که «مخالف هاشمى، دشمن پیغمبر است» و ...
گسترش و تسریع و ارزان شدن اطلاع رسانى موجب شده تا بسیارى از مدلهاى مدیریتى به ظاهر مقدرانه، ناکارآمد جلوه کند. آنچه «اقتدار احمد خرم» نامیده مىشد تنها با وجود تحول ارتباطاتى یک دهه اخیر بود که تبدیل به «نقطه ضعف» او شد. براى اولین بار در جریان ساخت سد کارون 3 نیز شاهد اعتراضهاى مدنى گسترده از سوى سازمانهاى غیر سیاسى فعال در زمینههاى محیط زیست، میراث فرهنگى، حقوق کارگر و ... هستیم و براى اولین بار پدیدهاى به نام شوراهاى شهر و روستا مشکل زا شده است.
بعد از آن که شوراى شهر ایذه - محل ساخت سد کارون 3 - با استناد به مواد قانونى خواستار تادیه عوارض 1/9 میلیارد تومانى کارگاه ساخت سد کارون 3 شد، مدیران این پروژه تنها با اتکاى به روشهاى مدیریتى نخ نما شده و «مقتدرانه» سابق توانستند دهان مدعى را دوخته و از پرداخت حق و حقوق قانونى ساکنان این منطقه خوددارى کنند. اما به اذعان معاون حقوقى وزارت نیرو آنچه در ماجراى سد کارون 3 رخ داد، در پروژههاى قبلى اصلا دیده نشده بود!
شرایط عوض شده است، هر چند فرهنگ ایرانی عوض نشده است و هنوز «تردید» جاى خود را به «تصمیم» نداده است.
اما با این حال باز هم «برنده معلوم است» و اگر از پیرزنان این سرزمین بپرسى به تو خواهند گفت که «هاشمى» خودش خوب است، هر چند باید بتواند این بار رفسنجانى ننماید.