تاریخ انتشار : ۰۸ بهمن ۱۳۸۸ - ۱۰:۱۲  ، 
کد خبر : ۱۳۵۸۴۳
گزیده‌ای از سخنرانی شریعتمداری در افتتاحیه کارگاه روزنامه‌نگاری نسل سوم

ما و ماشین جنگی رسانه

مقدمه: جمعه ای که گذشت آسمان تهران کمی دلگیر بود؛ ترافیک و تاخیرهای اتوبوس و مترو و تاکسی هم اضافه شده بود؛ دوستی ساعت 12 خودش را به روزنامه رسانده بود و نمی دانیم یک ساعت و نیم بعدش را چگونه در اتاق انتظار گذراند؛ شرمنده که خیلی زود آمدید! از 20 نفر اصلی 15 نفر آمده بودند و باقی یا بدقولی کردند و یا با اعلام قبلی افتتاحیه کارگاه را از دست دادند؛ اینکه دو مسافر از مشهد داشته باشید؛ آنقدر ذوق آور هست که دیگر میهمانان را به خاطر نیاورید و همسایگان امام عشق را با شوق وصف ناشدنی میزبانی کنید...جلسه با یک ساعت تاخیر آغاز شد؛ شرمنده! حسین شریعتمداری، حمید امیدی و تقی دژاکام به ترتیب در خصوص «جنگ نرم و رسانه»، «مختصات روزنامه نگاری در کیهان و نسل سوم»، «خبر نویسی و فنون مصاحبه» با اعضا سخن گفتند. گاهی البته پرسش و پاسخ هایی شکل می گرفت و فضای جلسات را کمی از حالت رسمی خارج می کرد؛ میوه و شیرین و چای هم بود که گویا همه روزه بودند و با توصیه دکتر و نسخه پزشکی فقط «چای» می نوشیدند! تا اذان مغرب ادامه دادیم و رای گیری برای ادامه جلسه به صورت آزاد، باعث شد پس از نماز هم در فضایی خودمانی به برخی ابهامات و نقدهای وارد به صفحه گوش کنیم...لذت بخش بود و امیدآفرین تمام دقایقی که با هم بودیم؛ انشاء الله به زودی دیدار دوم مان را هم برگزار می کنیم و کارگاه های آموزشی را تکمیل...بخش هایی از سخنرانی مدیر مسئول را بخوانید تا بعد... تحریریه نسل سوم

در جریان جنگ های ایران و روس، عباس میرزا فرمانده سپاه ایران نامه هایی به دارالخلافه نوشت. وی در یکی از نامه های خود می گوید ما از آنچه که در منطقه می گذرد در بی خبری کامل به سر می بریم و از شما می خواهیم گزارش های مردمی را برای ما بفرستید چرا که ما از حال و هوای اطراف خود نیز با خبر نیستیم...
امیر کبیر بنیانگذار روزنامه وقایع اتفاقیه در مطلع یا سرمقاله یکی از شماره های روزنامه می نویسد: شایعات و سخنان فراوانی دهان به دهان می گردد و حکام ولایات از دیدگاه و نظرات دارالخلافه با خبر نیستند و برای این منظور »لازم« است افراد مذکور، این روزنامه را خریداری کنند... وقایع اتفاقیه در آن زمان به قیمت 10 شاهی به فروش می رفت. (بر اساس اطلاعات مندرج در بعضی از شماره های روزنامه در خصوص قیمت ارزاق عمومی، آن زمان 10 شاهی قیمت یک من گوشت(3 یا 5 کیلو) بوده است) یعنی حدود 40 تا 50 هزار تومان پول فعلی...
حدود 200 سال قبل از انتشار وقایع اتفاقیه، در اروپا روزنامه متداول شده بود که به صورت هفته نامه و فصل نامه معمولاً در دسترس اشراف قرار داشت. 10 سال مردم انگلیس فکر می کردند جرج پنجم، پادشاه انگلیس درباره وضعیت مردم نگران است ولی بعد از 10 سال پزشک مخصوص پادشاه وقتی در خاطرات خود از بدرفتاری و نگاه تحقیرآمیز پادشاه حتی به اطرافیان خود می نویسد و حتی درباره این مطلب می نویسد که گروه پزشکی مجبور می شوند با خوراندن مقداری کوکائین، مرفین و ... به زندگی جرج پایان دهند، تازه مردم با شخصیت پادشاه آشنا می شوند. اینکه واقعاً چرا مردم انگلیس چنین فکر می کردند را تنها می توان در »بی خبری« و نوشته های روزنامه های نزدیک به دربار جستجو کرد.
به مرور زمان روزنامه ها پا گرفتند و با اختراع رادیو، حوزه اطلاع رسانی گسترش قابل ملاحظه ای پیدا کرد و با پیشرفت علم و فناوری و پیدایش رسانه های نوظهور، روزنامه به خاطر ویژگی ماندگاری اش، جایگاه خود را از دست نداد و در زمان کنونی نیز این جایگاه حفظ شده است. بر خلاف رسانه های دیداری و شنیداری، امروزه رسانه مکتوب همچنان جایگاه و ضریب تاثیر خود را حفظ کرده است.
اواخر قرن نوزدهم، لابی صهیونیست که آن موقع هنوز آیپک(کمیته امور عمومی آمریکا و اسرائیل) به طور کامل شکل نگرفته بود و به شکل امروزی منسجم نبود، تصمیم می گیرد نشریات زیادی را در دست داشته باشد. در حقیقت آنها (یهودیان صهیونیست) تصمیم داشتند رفتار عمومی را در کنترل خود داشته باشند و برای کنترل افکار و رفتار عمومی مراجعه به رسانه یکی از ضروریات زمان محسوب می شود.
حدود 20 سال قبل یکی از استراتژیست های آمریکایی به نام «آلوین تافلر» (نویسنده کتابهای موج سوم، جنگ و ضد جنگ و...) معتقد بود در فرمول قدرت «ماشین جنگی» جایگاه خودش را از دست داده است و دیگر در صدر قرار ندارد. به عبارت دیگر به تدریج توپخانه ها از نفس می افتند و جایشان را به رسانه ها می دهند. در حقیقت رسانه ها هم می توانند «گلوله های جریان ساز» شلیک کنند. مثل گلوله های توپخانه که فرماندهان جنگی شلیک و هدف گیری آنها را هدایت می کنند و تعیین می کنند که به کدام هدف اصابت کند، در رسانه ها هم هدف گلوله های رسانه ای را گردانندگان رسانه ها تعیین می کنند و این برخاسته از یک «فرمول منطقی» است.
رفتار عمومی تابعی از افکار عمومی است و انسان ها مثل افکارشان رفتار می کنند. مردم جامعه به سوی رفتاری می روند که افکار عمومی تعیین می کند. بر این اساس هر عاملی که بتواند افکار عمومی را کنترل کند، می تواند رفتار عمومی را نیز کنترل کند. رسانه چون در ساخت و مدیریت افکار عمومی نقش برجسته ای دارد به طور طبیعی در مدیریت رفتار عمومی هم نقش دارد.
مشخص است که جنگ نرم با جنگ سخت تفاوت های بنیادی دارد. هدف در جنگ سخت، اجبار حریف است و در جنگ نرم اقناع وی. در جنگ سخت که جولانگاه ماشین جنگی است، شما حریف را مجبور می کنید تا به خواسته شما تن دهد ولی معمولاً این تسخیر پایدار نیست. در جنگ نرم اما سعی می کنید حریف به اقناع برسد. در حالت اول چاره ای ندارد برای پذیرش ولی در حالت دوم با شما همخوان است و شما خواسته او را می پذیرید.
تکنیک «ضربه و استقرار» به تکنیکی گفته می شود که ابتدا به حریف ضربه می زند و بعد با استفاده از ناتوانی او، در محلی که مد نظر داشتید، مستقر می شوید. برای ضربه، ماشین جنگی لازم است اما برای استقرار، پذیرش مردمی لازم است. امروزه بسیاری از استراتژیست ها اعتقاد دارند ماشین جنگی اگرچه تلفات می گیرد ولی دیگر کارآیی گذشته را ندارد برای اینکه برای استقرار لازم است مردم بپذیرند که گاه مقاومت می کنند. رژیم صهیونیستی در عرض شش روز سرزمین های بسیاری از سه کشور را تسخیر کرد آن هم بر مبنای اصلی که معتقد بود اول ضربه، بعد استقرار... در اینصورت این رژیم باید تا امروز در سرزمین های اشغالی باقی می ماند ولی بعد از انقلاب اسلامی، اسرائیل هرگز در پیشبرد اهدافش بر مبنای «ضربه و استقرار» موفق نبوده چرا که نتوانسته مردم را اقناع کند. شوروی نتوانست در افغانستان بماند. حضرت امام(ره) نیز در خطاب به مقامات شوروی سابق فرمودند: نمی توانید در افغانستان بمانید... در واقع؛ در جنگ نرم باید «پذیرش» ایجاد شود.
باید بدانید که در جنگ نرم کنونی، آمریکا و متحدانش مهاجم اولیه نیستند. حالت تدافعی دارند؛ در مقابل آفند انقلاب اسلامی، غرب حالتی از پدافند دارد. در حالی که روزگاری دنیا را اداره می کردند، ظهور انقلاب اسلامی تمام فرمول های آنها را به هم زد.
فوکویاما اعتقاد دارد آغاز هزاره سوم، آغاز عصر هژمونی لیبرال دموکراسی آمریکا بر تمام جهان است ولی انقلاب این نظریه را در حال حاضر به هم زده است؛ حتی نظریه «ژایان تاریخ» فوکویاما نیز در حال رنگ باختن است... به قول اولیوت کوهن، دکترین فوکویاما را باید فراموش کرد چرا که همه شواهد حکایت از آن دارد که قطب قدرتمند اسلام متولد شده و قرن بیست و یکم برخلاف تصور فوکویاما، قرن غلبه لیبرال دموکراسی آمریکا بر جهان نیست، این قرن را می توان قرن اسلام نام نهاد و... تافلر هم در رساله معروف خود با عنوان «فرمول قدرت» اعتراف می کند که امام خمینی(ره) نه فقط جهان اسلام، بلکه جهان خداباوران را برانگیخته است...
پروفسور رشید رضا، در مناظره تلویزیونی در فرانسه می گوید عثمانی ها در دوران سلطان محمد فاتح(از پادشاهان عثمانی) تا پشت دروازه های وین آمدند در حالی که در پی کشورگشایی بودند و عقبه دیدگاه آنها عقاید اسلامی نبود ولی امروز کسانی به میدان آمده اند که با میل و رغبت روی مین می روند و من نگران آنم که من فرانسوی در خیایان شانزه لیزه مجبور شوم با گذرنامه اسلامی حرکت کنم...
واقعیت این است که انقلاب اسلامی به قول جری آدامز، تنها انگیزه مسلمانان را تقویت نکرد بلکه امام(ره) جهان خداباوران را برانگیخت و شک نداشته باشید که حرکات مشابهی در میان خداباوران سایر قسمت های جهان مشاهده خواهید کرد.
ما و غرب در عرصه جنگ نرم یک نقطه قوت و ضعف داریم که نقطه قوت ما «پیام» است و نقطه قوت غرب »رسانه« است. امام می فرمود جهان تشنه تفکر اسلام ناب محمدی است... پیام ما پرمخاطب است ولی غرب با رسانه های خود این اجازه را نمی دهد پیام اسلام به گوش جهانیان برسد. در روز عاشورا وقتی امام حسین(ع) برای آخرین بار، در مقابل لشگر کفر خواست وجدان بیدار بعضی از افراد را بیدار کند با صدای کف و هلهله و شیهه اسب ها، این اجازه را به امام ندادند. پیام اسلام وقتی به الجزایر می رود، انقلاب مردمی ایجاد می کند، در لبنان بچه مسلمان های کوچه و خیابان های جنوب لبنان را به لشگر منسجمی به نام حزب الله تبدیل می کند و در فلسطین، انتفاضه را تشکیل می دهد.
ضعف ما بر خلاف غرب، «رسانه» است و ضعف غرب در نداشتن «پیام» است. در جریان اغتشاشات بعد از انتخابات، حدود 100 سایت اینترنتی از جریان فتنه حمایت می کردند ولی نداشتن پیام خود را با هیاهو و باز کردن جاده فرعی«دروغ، تهمت، شایعه و ...» جبران می کردند.
هابرماس، بنیانگذار مکتب فرانکفورت در دیدگاه های مارکسیستی نوین خود خطاب به کشورهای غربی می گوید این جاده یک طرفه ای که ایجاد کرده اید، همیشه یک طرفه نخواهد ماند و با پیشرفت تکنولوژی، رسانه نیز در اختیار دیگر کشورها قرار می گیرد که همین امر در سال های اخیر منجر به ترس کشورهای غربی می شود تا جایی که از در اختیار قرار گرفتن رسانه در کشورهای اسلامی هراس دارند و این هراس منجر به تعطیلی العالم در سال جاری در برخی کشورها می شود.
ما در جریان جنگ نرم در میدان گسترده و پرهیاهوی امروز، دست خالی نیستیم چرا که پیام فراوانی داریم که باید به مخاطبان خود برسانیم؛ در اولین قدم باید نیت ها را خالص کنیم و تمام کارهایمان برای خدا باشد. هر کاری اگر رضای خدا در آن نباشد، ابتر خواهد بود و به نتیجه نمی رسد. این وعده الهی است که اگر تقوا داشته باشید، راه برای شما روشن می شود و هرگز گمراه نمی شوید...
خیلی از آنهایی که بصیرت نداشتند و نقشه راه نداشتند با اینکه در لشگر امام حسین(ع) بودند، ایشان را در روز عاشورا ترک کردند و آنهایی که بصیرت داشتند اما در سپاه کفر بودند، روز موعود خودشان را به امام(ع) رساندند...
باید قبل از هر کاری، عرصه را بشناسیم و تسلیم «خبر» نشویم. هر آنچه به عنوان خبر به مارسید، درست و دقیق نیست؛ خبرنگار و روزنامه نگار حرفه ای کسی است که در خبر متوقف نشود و با ارتباطات خود، دانش روز و البته تسلط به اوضاع و احوال و حوزه خبری، خبر اصلی را از فرعی و خبر کامل را از ناقص، تشخیص دهد و به مخاطب برساند. به نوعی باید «ارزش افزوده» به خبر بدهد و به صورت خام خبر را منتشر نکند و افکار و اهداف رسانه خود را در آن اعمال کند.
باید خودمان از سوابق «خبر» مطلع شویم و به دنبال کشف حقیقت باشیم؛ به هر حال اینطور نیست که همیشه گفتن ها، ضررهایی را متوجه افکار عمومی کند؛ گاه سکوت ها هم خطرناک و ضررآفرین است؛ به گفته مقام معظم رهبری آنهایی که باید چیزی بگویند و نمی گویند، هم بدانند که مسئول هستند...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات