رسول رضایی
گروه سیاست: اکبر هاشمی رفسنجانی مردی که نام او با سه دهه تاریخ سیاسی نظام جمهوری اسلامی عجین شده است، این ایام روزگار سختی را سپری میکند و بسیاری را در انتظار گذاشته که بالاخره موضع نهایی او درباره حوادث پرتلاطم سیاسی کشور چه خواهد بود و رقبای سرسخت سیاسیاش ، چگونه با او مواجهه خواهند شد.
رقبایی که روزگاری در دولت هاشمی پستهای وزارت، معاونت وزارت یا مدیرکلی برخی وزارتخانهها را عهدهدار بودهاند و حتی احمدینژاد که در ایام انتخاباتی هاشمی رفسنجانی را رقیب اصلی خود میپنداشت نه سایر کاندیداها اما در دولت هاشمی بیشتر با عنوان استاندار دولت هاشمی در استان اردبیل شناخته میشد. اما اکنون طیفی از همین مقامات در قالب حزبی غیررسمی اجتماع کردهاند و تاکنون موفق شدهاند با حملات تند به هاشمی رفسنجانی اختیاردار دولتهای نهم و دهم شوند و در ادامه گیرودار دعواهای سیاسی اکنون خیز دیگری را برای کاهش نفوذ یا حذف کامل رئیس سابق خود از عرصه رسمی سیاست نظام جمهوری اسلامی برداشتهاند. از دید مخالفان هاشمی، هاشمی نه یک نام که یک نماد و نشان است.
نشانی از دو دهه سیاستورزی در عرصه سیاسی ایران که در یک دوره 16 ساله یعنی طی سالهای 1368 تا سال 1384 سکاندار مدیریتی کشور بودهاند.
و لاجرم راس این نشان یعنی هاشمی رفسنجانی هم پدر معنوی تمام جریانات سیاسی به شمار میآید که در این دوران ظهور کرده و پرورش یافتهاند و حتی در چهار سال گذشته هم سعی در حذف دولت عدالتخواه احمدینژاد داشته است. هم از این رو بود که احمدینژاد در مناظره مشهور تلویزیونیاش با میرحسین موسوی، رقیب واقعی خود را نه میرحسین یا کروبی یا حتی محسن رضایی که هاشمی رفسنجانی میدانست. شاید راز علاقه احمدینژاد به هم رقیب خواندن خود با هاشمی رفسنجانی به تجربه او از انتخابات چهار سال قبل برمیگشت.
ادامه از صفحه اول: ... انتخاباتی که در سال 1384 برگزار شد به انتخاب بین فقر و غنا تبدیل شد و با دادن وعده آوردن پول نفت سر سفرهها رقابت دو قطبی را تکمیل کرد و به جلب عواطف تودههای فرودست جامعه پرداخت. احمدینژاد خود را نماینده فقر و منتقد وضع موجود و هاشمی را نماینده ثروت و عامل وضع موجود معرفی کرد.
نتایج دو قطبی شدن انتخابات برای احمدینژاد مثبت بود و او ترجیح داد چهار سال بعد هم فکر باز تولید آن گفتمان بیفتد. البته اینبار بازتولید گفتمان جنگ فقر و غنا به خاطر تحولات چهار سال گذشته آنگونه که مورد انتظار احمدینژاد بود، تحقق نیافت و همین اشتباه در محاسبات انتخاباتی به فرصتی تبدیل شد که هاشمی رفسنجانی با شیوههای خاص خود برای بازی در شطرنج سیاسی از آن نهایت بهره را برد و سعی در دستیابی به موقعیت گذشتهاش داشت. احمدینژاد در شرایطی اصرار داشت که انتخابات ریاستجمهوری دهم در واقع ادامه انتخابات ریاستجمهوری نهم است و سه کاندیدایی که مقابل او قرار گرفتهاند که همگی کاندیداهای مورد حمایت هاشمی هستند که اوضاع عوض شده بود.
از یکسو هاشمی رفسنجانی در انتخابات کاندیدا نبود و حتی حضور رسمی نداشت و تا آخرین روز هم از هیچ کاندیدایی حمایت رسمی نکرد و از سوی دیگر احمدینژاد خود در برابر سوالات بزرگی قرار داشت. احمدینژاد در معرض این سوال بود که هر چند علیه هاشمی سخن میگوید اما در عمل سیاستهای زمان هاشمی را حتی در مقیاسی وسیعتر اما با عنوانی متفاوت دنبال میکند.
بهرغم اینکه شش ماه از انتخابات هم گذشته است اما هنوز سایه این سوالات در میان بخشهایی از جامعه دیده میشود.عدم حضور رسمی هاشمی در صحنه انتخابات و وجود سوالات اساسی در میان بخشهایی از جامعه هم معادله را بر هواداران دولت برای یکسره کردن کار دشوار کرده است.
گو اینکه کارنامه چهار سال ریاست جمهوری احمدینژاد بهرغم درآمدهای هنگفت نفتی تفاوت چندانی با دو دولت پیش از خود نداشت و مطرح کردن این ادعا که در دولت نهم در راستای کاهش فاصله فقیر و غنی اقدامات اساسی برداشته شده باشد، به این راحتیها برای افکار عمومی قابل قبول نبود و شاخصهای تورم، اشتغال که منبع انتشار آن بانک مرکزی بود، نشان میداد در این دولت حداکثر وضع گذشته حفظ شده است و اتفاق ویژهای آنگونه که دولت احمدینژاد در روزگار گذشته وعده آن را داده بود، رخ نداده است.
چهار سال پیش نقد عملکرد اقتصادی هاشمی رفسنجانی در کلام احمدینژاد و هوادارانش دیده میشد اما اکنون این مساله بیشتر به سوالاتی درباره خاندان هاشمی مطرح میشود.
در این میان نام یکی از پسران و یکی از دختران هاشمی بیشتر در رسانههای هوادار دولت به چشم میخورد. مهدی هاشمی که اکنون در خارج از کشور به سر میبرد و فائزه هاشمی که هرازگاهی اخباری در مورد حضور او در برخی تجمعات سیاسی معترضان منتشر میشود، به شدت مورد توجه هواداران دولت قرار دارند. به خصوص بسیار علاقه نشان میدهند که علاوه بر حمله مستقیم به هاشمیرفسنجانی درباره نقش مهدی در برخی فعالیتهای اقتصادی هم طرح سوال کنند و محاکمه احتمالی او را به عنوان نمادی برای شکستن مصونیت برخی آقازادهها قلمداد کنند. اگر چه علم کردن مساله فرزندان هاشمی برای شخص هاشمی دردسرهایی به دنبال داشته است اما با این وجود میتوان گفت هواداران دولت هم برای رسیدن به هدف نهایی خود هم با دشواریهایی به مراتب بیشتر از گذشته مواجهند. گو اینکه احمدینژاد در عرصه اقتصاد، سیاست و اجتماع و فرهنگ به سیاستهایی رو آورده که مشابه همان سیاستهایی است که زمانی هاشمی در صدد اجرایی کردن آن بود.
گشایش نسبی در حوزه اجتماع، آزادسازی قیمتها در عرصه اقتصاد و برخورد با منتقدان سیاسی سه سیاست اصلی بود که هاشمیرفسنجانی در هشت سال دوران ریاست جمهوریاش آن را در دستور کار قرار داد. اکنون هم احمدینژاد سه سیاست یاد شده را حتی در ابعادی گستردهتر در دستور کار قرار داده است. به عنوان مثال طرح تحول اقتصادی احمدینژاد که اساس آن بر آزادسازی قیمتها و بازتوزیع بخشی از درآمد آن بین اقشاری از مردم است، مشابهی است از طرح تعدیل اقتصادی هاشمیرفسنجانی، همچنین بحثهایی که این روزها درباره گسترش ازدواج موقت و لزوم نظاممند کردن روابط دختر و پسر به میان میآید بازتولید سیاست هاشمیرفسنجانی برای قانونی کردن ازدواج موقت است که وی سالها پیش در یکی از خطبههای نماز جمعه به آن پرداخت که همان زمان هم با انتقادات شدیدی از ناحیه بخش سنتی و مذهبی جامعه مواجه شد و هاشمی به سرعت عقب نشست.
درباره برخورد با مخالفان سیاسی به خصوص مطبوعات منتقد هم شباهت زیادی بین دو دولت اسبق و حال دیده میشود. در آن زمان به هاشمی انتقاد میشد که با مخالفان سیاسی رفتار سختگیرانه شده و در حال حاضر هم همین انتقاد به احمدینژاد وارد میشود. در عرصه سیاست خارجی هم تشابه زیاد است. در دوره هاشمی بحث رابطه با آمریکا در عین توفانی بودن روابط دو کشور مطرح شد و در دوره احمدینژاد عین همان وضعیت دیده میشود. درباره بیانضباطیهای مالی هم انتقاداتی که طرفداران احمدینژاد به اطرافیان و احیانا دولت هاشمی وارد میکنند، در حال حاضر مشابه همان انتقاد هم به طرفداران و دولت احمدینژاد وارد میشود که نمونه بارز آن به گزارش دیوان محاسبات کشور درباره اختلاف یک میلیارد دلاری تفریغ بودجه سال 85 بر میگردد.
به این ترتیب دشواری کار برای طرفداران احمدینژاد این است که با چه استدلالی در صدد فرریختن دیوار هاشمی هستند وقتی در عمل به همان سیاستهایی در حوزههای مختلف رو آوردهاند که هاشمی زمانی درصدد اجرای آن بود. اگرچه بحث پیش کشیدن موضعگیریهای سیاسی هاشمیرفسنجانی از مدتی قبل از انتخابات خرداد 88 که با انتشار نامه جنجالیاش شروع شد، تا خطبههای پرسروصدای او در نماز جمعه تهران و اخیرا بیان مواضعی در مشهد همگی به کانالهایی برای به نقد کشیدن مواضع هاشمی از سوی مخالفانش تبدیل شده است، اما نمیتوان انکار کرد که مخالفان دولتی هاشمی حتی به فرض موفق شدن در کنار گذاشتن او از عرصه رسمی قدرت بتوانند برنامه جدیدی را در کشور به اجرا بگذارند. شاید بتوان گفت احمدینژاد از جایگاه هاشمی برخاسته است.
و البته شاید آخرین شباهت دو سیاستمدار هم به ویژگیهای شخصیتی آنان برگردد. هرچند هاشمی در بیانیه انتخاباتی خود در سال 84 به ناکارآمدی برخی از سیاستهایش اعتراف کرد اما هنوز احمدینژاد به این نتیجه نرسیده است که در دوره اول ریاستجمهوریاش مرتکب اشتباهی شده باشد.