تاریخ انتشار : ۱۵ بهمن ۱۳۸۸ - ۰۹:۱۸  ، 
کد خبر : ۱۳۵۸۹۷
تلاش برای بیرون راندن دین از زندگی اجتماعی

سکولاریزم، ریشه‌ها و مبانی


س. مرتجائی
واژه سکولار (Secular) بر گرفته از اصطلاح لاتین Saeculum یا Saecularum به معنی قرن و سده است وازآن تعبیر به زمان حاضر و اتفاقات این جهان در مقابل ابدیت و جهان دیگر شده است. برخی از فرهنگ ها سکولاریسم را به معنی تنظیم امور معاش از قبیل تعلیم و تربیت ،سیاست ،اخلاق و جنبه های دیگر زندگی انسان ،بدون در نظر گرفتن خدا و دین تفسیر کرده اند.
نخستین کاربردهای این واژه در اواخر قرن سوم میلادی است که برای توصیف آن دسته از روحانیونی که گوشه گیری رهبانی را به سمت زندگی در دنیا ترک گفته بودند ،به کار می رفته است ،آنان به عنوان “روحانی عرفی “ در مقابل “روحانی رهبانی” شناخته می شدند .این اصطلاح در همان زمان برای تفکیک “دادگاه های عرف “ از دادگاه های کلیسایی” نیز کاربرد داشته است . اما کاربرد متاخرتر این واژه در زبانهای اروپایی مربوط می شود به کاربرد آن برای توصیف اموال و املاکی که پس از معاهده وستفالی در سال1648 میلادی از تملک و نظارت کلیسا خارج و در اختیار مردم و حکومت غیر روحانی قرار گرفت . آنچه اهمیت دارد این است که این مفهوم از جمله اصطلاحاتی است که در عین پیمودن مسیری طولانی و کاربردهای فراوان از معنا و مدلول اولیه خویش چندان فاصله نگرفته و در تمامی استعمال های پیشین تا مفهوم خاص امروز، جوهر فحوایی آن که همان امور مرتبط با این جهان باشد ،حفظ شده است .
واژه های Secular ،Secularism ،Secularization همچنان با معادل های متفاوتی حسب سلیقه و تشخیص استفاده کننده شناخته و معرفی می شوند . اما شاید بتوانگفت که سکولاریسم به معنای عرف گرایی، اعتقاد به اصالت امور دنیوی غیر دین گرایی، نا دین گرایی و جدا شدن دین از دنیاست .
درباره علت به وجود آمدن این نظریه باید گفت تحولات به وجود آمده در عرصه های سیاسی، اقتصادی و تکنولوژیکی از یک سو و پشتوانه های معرفتی و تئوریک این تحولات که توسط دانشمندان علوم انسانی و فلاسفه اجتماعی فراهم می شد از سوی دیگر بستر به وجود آمدن این نظریه را فراهم کرد.
انسان در عصر جدید با اعتماد به نفسی که در پی برخی از دستاوردهای علمی و تکنولوژیک به دست آورد، دچار نوعی احساس بی نیازی مفرط نسبت به همه چیز و همه کس حتی خدا شد. او راه خود را با پرسش گری و نقادی نسبت به باورهای جزمی خود آغاز کرد و با تردید در اعتبار تمامی معیارهای تشخیص درست از غلط، حق از باطل ،خوب از بد، زشت از زیبا دچار نوعی شکاکیت و نسبی گرایی مطلق شد و از این میان تنها به اصل “ کارایی” آن هم با معیار سود و زیان شخصی بسنده کرد. او با روی برتافتن از ماوراء طبیعت ، گستره دید ، دامنه انتظارات و میدان عمل خود را به دنیای محسوس محدود ساخت.
برای سکولاریسم مبانی مختلفی را برشمرده اند که از مهم ترین آن ها می توان به علم گرایی ، عقل گرایی و انسان گرایی اشاره کرد. تفسیر های مکانیکی و ریاضی از جهان سبب می شد ناخواسته برخی از آموزه های کلیسا زیر سوال برود، این امر به علاوه توفیقات علم در عرصه های مختلف زندگی سبب شد برخی علم را جانشین برومندی برای دین بدانند .
یکی دیگر از مبانی سکولاریسم، عقل گرایی است. عقل گرایی عبارت است از اعتقاد به برتری عقل و بسنده بودن آن برای هدایت بشر در همه شئون زندگی و این که آدمی در زندگی خود تنها باید به عقل و خرد تکیه کند نه بر علم و دین.
اومانیسم یا انسان گرایی یا اصالت انسان نیز یکی دیگر از مبانی سکولاریسم است. اگر چه می توان آن را به لحاظ تاریخی مسبوق به تمامی تحولات فکری در عصر جدید دانست. اومانیسم نه تنها در صدد بازگرداندن استقلال از دست رفته در دوران مسیحی به انسان جدید بود بلکه تلاش داشت تا خود انسان را محور و غایت تمامی آرمان ها و دغدغه های بشری سازد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات