حمید حسینزاده
فاشیسم و نازیسم جریاناتی بر ضد عقلانیت بودند. فاشیسم، از لحاظ نظری محصول توسعه نظری نژادباوری و امپریالیسم اروپایی بود، و از نظر اجتماعی محصول بحرانهای اقتصادی و اجتماعی پس از جنگ جهانی اول. ولی با شکست کلی آن در جنگ جهانی دوم، از اعتبار افتاد. پس از جنگ، برخی حزبهای نوفاشیست در اروپا پدید آمدند (از جمله حزب نوفاشیست ایتالیا) ولی توفیقی چندان به دست نیاوردند.
نازیسم - دارای همان معنای فاشیسم است. این کلمه از حروف اول اسم حزب فاشیستی هیتلر که “حزب کارگری ملی سوسیالیستی” خوانده می شد و البته نه کارگری بود نه ملی و نه سوسیالیستی ترکیب یافته است.
وجه مشترک فاشیسم و نازیسم حاکم شدن عوامل ضد عقلانی بر رفتار سران و پیروان این جنبش هاست. این دست حرکتها تبعات ویرانگر و جبران ناپذیری برای بشریت در پی خواهند داشت. عوامل ضد عقلانی به متغیرهایی اطلاق می شود که به سوء برداشت ها از واقعیت ها مربوط اند. یعنی اگر جریانی با دخالت عواطف و احساسات عوامل عقلانی را نادیده بگیرد متغیرهای غیر عقلانی بر فضای عمومی جریان حاکم است. اما اگر عناصر تاثیر گذار و تعیین کننده در یک جریان تحت تاثیر توهمات، واقعیات را معکوس ببینند و بر اساس این سوء برداشت ها اقدام به تصمیم گیری کنند در عمل به عوامل ضد عقلانی رو آورده اند و خواسته یا نا خواسته با گذشت زمان در معرض واکنش پایگاه اجتماعی قرار می گیرند.
فرقه موسوی از روز بعد انتخابات با فاکتور های غیر عقلانی(احساسات، عواطف، شعارها و...) و عوامل ضد عقلانی رهبران جنبش نظیر توهم پیروزی در انتخابات و حمایت های میلیونی!! روبرو بود و دست و پنجه نرم می کرد. نوسانات قابل پیش بینی عوامل غیر عقلانی و ضد عقلانی این جریان برای حاکمیت و کاهش تدریجی آنها کاملا طبیعی بود. اما یکی از مختصات فرقه موسوی این بود که به موازات کاهش متغیر های احساسی و عاطفی هواداران، عوامل ضد عقلانی بین رهبران و سران این جریان رشد کرد.
این توهمات فارغ از واقعیت های بیرونی تحت عناوینی چون تردید، دروغ، ابهام و... بارها و بارها از لسان و زبان سران این جریان بیان شده است.
رفتار نظام با این جریان نیز در بازه این عوامل شکل گر فت. یعنی نظام تا جایی که پای احساسات و عوامل غیر عقلانی جریان موسوم به سبز را وسط می دید بنا را بر مدارا و مسامحه گذاشت. اما عوامل ضد عقلانی برخورد متفاوتی را می طلبید. مجموعه نیروهای معتقد به انقلاب ضمن دعوت سران جریان موسوم به سبز به واقع بینی و افسون زدایی از تصمیم گیری ها خواستار بازگشت به عقلانیت سیاسی بودند.
سوء برداشت از واقعیت ها امکان انعطاف پذیری را از سران این جریان گرفته است تا جایی که تنها میخواهند این گره را با دندان و پنجه باز کنند. در حالی که در منطق زندگی سیاسی برای یک مسئله راه حلهای مختلفی وجود دارد.
ترجیح عوامل ضد عقلانی بر سایر عوامل در اغلب جنبش ها مشکلات جدی و خطرناکی برای یک نظام اجتماعی پدید می آورد. فاشیسم و نازیسم ضد عقلانیت بودند و آسیب ها و لطمات جبران ناپذیری برای بشریت به ارمغان آوردند.
ابتلای سران جریان سبز به سوء فهم واقعیت ها شقوق مختلف برای حصول نتیجه را محدود کرد و به مرور با تفصیل زمانی توهمات و واقعیات، ریزش ها روز به روز بیشتر شد تا جایی که حد اکثر چند صد نفر در چند دانشگاه تهران اقدام به هم آوایی با رویکرد ضد عقلانی جریان سبز کردند.