تاریخ انتشار : ۰۲ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۹:۰۰  ، 
کد خبر : ۱۳۵۹۰۳

افغانستان؛ یک بحران و چند دیدگاه (بخش دوم)

اشاره: وزیر امور خارجه آمریکا در گفت‌وگو با مجله «اشپیگل» در مورد امیدهایش برای افغانستان سخن گفت. محور سخنان او استراتژی جدید اوباما است.

* خانم کلینتون دولت شما در حال اعزام نیروهای مازاد به افغانستان است. دیگر چه؟ آیا این جزو اهدافتان است که یک جامعه مدنی به سبک غرب در آنجا ایجاد کنید؟ یا هدف فقط جلوگیری از تشکیل پایگاه‌های جدید تروریسم است؟
** رئیس جمهور آمریکا تصمیم نهایی را اتخاذ کرده است. او پس از این نیز روند مشورتی را دنبال می‌کند. فکر می‌کنم این روند به تنهایی تا حدودی می‌تواند سازنده باشد، اما فکر می‌کنم در روند بررسی‌هایمان، هدف ما شکست القاعده و هم پیمانان افراطی‌اش است.
* و این برای مردم افغانستان چه معنایی دارد، برای زندگی روزانه‌شان؟
** ما نسبت به آینده مردم افغانستان برای داشتن زندگی بهتر، توسعه سیاسی، اجتماعی و اقتصادی امیدواریم؛ اما ما در افغانستان هستیم چون نمی‌توانیم اجازه بازگشت تروریست‌ها را بدهیم.
فکر می‌کنیم که القاعده و دیگر افراطیون، بخشی از یک سندیکای ترور هستند، به طوری که القاعده هنوز هم الهام بخش، بنیانگذار، آموزش دهنده، تجهیز کننده و مدیر اجرایی محسوب می‌شود. دو ماه پیش فردی را دستگیر کردیم که در حال طرح ریزی بمبگذاری در مترو نیویورک بود و در اردوگاه آموزشی القاعده آموزش دیده بود.
* روزانه حملات تروریستی در افغانستان رخ می‌دهد. بنابراین خیلی از مردم این سؤال را مطرح می‌کنند که آیا ما واقعا در افغانستان از آزادی‌مان دفاع می‌کنیم؟ آیا نیروهای کشور ما باید به خاطر یک دولت فاسد کشته شوند؟
** فکر نمی‌کنم آنها در حال جنگیدن و فدا شدن به خاطر دولت افغانستان هستند. آنها برای تمامی ما این کارها را انجام می‌دهند. سربازان در ارتش افغانستان نیز در کنار سربازان بین‌المللی می‌جنگند و اغلب در کنار این سربازان کشته می‌شوند. آشکار است که مردم افغانستان نمی‌خواهند شاهد بازگشت گروه طالبان باشند. در هر بررسی انجام شده‌ای که تاکنون دیده‌ایم، آنها (مردم افغانستان) افراطی‌گری را که از سوی گروه طالبان ایجاد شده، طرد می‌کنند. برای دست یافتن به این هدف، ما تبدیل افغانستان به کشوری را دنبال می‌کنیم که بتواند از خود دفاع کند، باید اقدامات برای مسئولیت پذیری بیشتر، حاکمیت قانون و تامین امنیت کامل انجام شود. به همین دلیل برای پیروزی در این نبرد، با دولتی که بتواند یک شریک مطمئن باشد و بتواند آموزش و استقرار یک نیروی امنیتی بزرگتر و موثرتر را انجام بدهد، افزایش می‌یابد. باید تلاش کنیم تا اقداماتمان را بهتر سازماندهی و تلاش کنیم از دولت کرزی درخواست‌های بیشتری داشته باشیم.
‌* پس از تقلب در انتخابات به نفع حامد کرزی، آیا خود شما نباید به تشکیل دولت وحدت ملی با حضور عبدالله عبدالله تاکید می‌کردید؟
** فکر می‌کنم آنچه ما تمایل داریم، تشکیل یک دولت موثر است که نگرانی‌ در مورد کفایت، کارآمدی و صراحت اعضای آن وجود نداشته باشد.
ما فقط به دولت کابل نگاه نمی‌کنیم. ما به دولت کل کشور نگاه می‌کنیم، چون اغلب، این حکومت محلی است که سرویس می‌دهد یا امنیت را تامین می‌کند. بنابراین فکر می‌کنیم که اقدامات بیشتری در مورد ساختار دولت‌های محلی باید انجام شود.
* آیا درست فهمیدم که دولت آمریکا در حال بررسی طرح قدرت دادن به فرمانداران محلی یا دست‌کم طرحی شبیه آن است؟
** فکر می‌کنم شماری از ما (نه فقط آمریکا، بلکه شماری از اعضای ناتو) با آنچه که گوردون براون اخیرا گفته است (اینکه مسئولیت پذیری بیشتری باید انجام شود) موافق هستند.
ما از این موضوع در جهت منافع ملی‌مان استفاده می‌کنیم، اما بخشی از حصول موفقیت‌ها و حفاظت از منافع‌مان، داشتن یک شریک بهتر در افغانستان است.
* حامد کرزی پیشتر گفته بود دخالت را تحمل نمی‌کند.
** فکر نمی‌کنیم این دخالت باشد. رایج‌ترین فرمولی که ما و دیگران از افغان‌ها یاد گرفتیم این است که به کمک شما در مواضع‌مان، جایی که بتوانیم از خودمان در برابر تهدیدهای طالبان و القاعده دفاع کنیم، نیاز داریم. این چیزی است که ما می‌خواهیم انجام بدهیم. ما قصد ماندن یا اشغال منطقه‌ای را نداریم، اما می‌خواهیم آن قدر شرایط امن و با ثبات بشود تا پس از آن افغان‌ها خودشان از خود دفاع کنند.
* آیا هنوز از حامد کرزی به عنوان یک شریک مناسب یاد می‌کنید؟
** خوب او رئیس جمهوری منتخب افغانستان است. شکی نیست که کرزی رئیس جمهوری افغانستان است؛ اما این بدان معنا نیست که کرزی فقط عنوان ریاست جمهوری را یدک می‌کشد. او باید برای مردمش تعهداتش را نشان بدهد. من خطرات و تهدیدهای پیش روی وی را کم اهمیت جلوه نمی‌دهم، اما او باید طوری رفتار کند که ما از او انتظار داریم.
* نظرتان درمورد اظهار نظر گوردون براون نخست وزیر انگلیس که گفته بود «متاسفانه دولت افغانستان به مظهر فساد تبدیل شده است» چیست؟ براون معتقد است که اگر کرزی دولت خود را بهبود نبخشد، حق ندارد خواهان حمایت‌های بین‌المللی شود. آیا شما نیز از نحوه عملکرد کرزی در مورد فساد رضایت ندارید؟
** فکر می‌کنم این موضوع را از چند جهت می‌توان دید. اول اینکه ما به یک مکانیسم مشخص برای تحقیقات در مورد فساد درون افغانستان نیاز داریم. دوم اینکه ما باید دقت بیشتری در مورد آنچه که غرب، ناتو و اهدا کنندگان کمک انجام می‌دهند، داشته باشیم، چون اکثر فسادی که در افغانستان رخ می‌دهد، ناشی از پولی است که ما در این کشور قرار دادیم و تدابیر لازم برای نظارت بر هزینه ‌کردن آنها وجود ندارد. ما باید در این راستا سختگیرانه عمل کنیم؛ اما در پایان، ما به تدابیری برای حصول نتیجه نیاز داریم. به استانداردهایی نیاز داریم که نشان دهد پول باید در کجا هزینه شود، و چه نتیجه‌ای باید داشته باشد و بر عملکرد افرادی که این پول‌ها را در دست دارند، نظارت شود.
پشت‌پرده اشغال
در این ارتباط، یک هفته‌نامه آمریکایی در مقاله‌ای به قلم معاون اسبق وزیر خزانه‌داری آمریکا به بررسی پشت‌پرده و حقایق اشغال افغانستان پرداخت.‏
دولت آمریکا هم‌اکنون تحت کنترل گروه‌های ذینفوذ سازمان‌یافته‌ای است که موجب می‌شوند تا این دولت دیگر قادر به پاسخگویی به نگرانی‌های مردم آمریکا، در مورد اینکه واقعا چه کسی رئیس‌جمهوری و اعضای خانه نمایندگان و مجلس سنای آمریکا را تعیین می‌کند، نباشد.
بنابراین گزارش، «پاول رابرتز»، معاون وزیر اسبق خزانه‌داری آمریکا و دبیر سابق نشریه «وال‌استریت ژورنال»، با بیان این مطلب در هفته‌نامه «آمریکن‌فری‌پرس» نوشت: رای‌دهندگان به زودی از ناتوانی خود در تاثیرگذاری بر رئیس‌جمهوری برافروخته خواهند شد و خیلی زود، زمانی فرا می‌رسد که روسای جمهور ما نیز به اندازه امپراطور‌های روم در روزهای پایانی این امپراتوری، بی‌تأثیر شوند.
پاول در ادامه این گزارش با اشاره به عمل نکردن رئیس‌جمهوری آمریکا به وعده‌های انتخاباتی خود، می‌نویسد: اوباما قول تغییر را داده بود، اما وی تاکنون هیچ تغییری ایجاد نکرده است.
سیاستمدار سابق آمریکایی با بیان اینکه اوباما فرصت بسیار خوبی برای بازگرداندن سربازان آمریکایی از جنگ‌‌های تجاوزگرایانه و غیرقانونی بوش، بدست آورده بود، می‌نویسد: رژیم بوش در روزهای پایانی عمر خود متوجه شده بود که در صورت حمایت مالی ارتش آمریکا از شورشیان سنی عراق، قادر به پیروزی در جنگ با این کشور است؛ به همین خاطر بوش اقدام به ارائه کمک‌های مالی به 80هزار شورشی عراقی کرد تا بتواند آنها را در کنار ارتش آمریکا قرار دهد.
رابرتز می‌افزاید: تمام کاری که اوباما می‌بایست انجام می‌داد، این بود که پیروزی در عراق را اعلام کرده و نیروهای آمریکایی را به خانه بازمی‌گرداند و برای ساکت کردن جمهوریخواهان نیز می‌توانست از بوش به خاطر پیروزی در جنگ عراق، تشکر کند. این نویسنده آمریکایی با اشاره به اینکه اوباما پایان جنگ عراق را اعلام نکرد، اظهار داشت: این اقدام می‌توانست منجر به آسیب رساندن به سود موسساتی شود که مجتمع‌های امنیتی - نظامی آمریکا را در اختیار دارند. به همین خاطر اوباما به جای عمل به وعده‌های انتخاباتی خود، جنگ افغانستان را تشدید و جنگ جدیدی را نیز در پاکستان آغاز کرد. کمی بعد هم وی تهدیدات بوش و چنی علیه ایران را تکرار کرد و از حمله به این کشور سخن گفت.
رابرتز توضیح می‌دهد: در نتیجه به جای دستیابی به صلح، جنگ‌های بیشتری در خواهد گرفت. از این رو رای‌دهندگان آمریکایی هم‌اکنون از اوباما و دموکرات‌ها روی برگردانده و احزاب مستقلی که با کناره‌گیری از انتخابات، به اوباما فرصت بدست آوردن یک پیروزی بدون دردسر را داده بودند نیز مقابل او قرار گرفتند.                   ادامه دارد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات