مهرداد بهمنی
یکم؛ هفتم آذرماه سال ـ 1424 تهران ـ تالار وحدت ـ چهلمین جشنواره فیلم دفاع مقدس ـ اسامی چهار کارگردان برتر سینمای دفاع مقدس به ترتیب زیر اعلام میشود: نفر اول ابراهیم حاتمیکیا به خاطر ساخت فیلم «آژانس شیشهای»، نفر دوم رسول ملاقلیپور به خاطر ساخت فیلم «مزرعه پدری»، نفر سوم احمدرضا درویش به خاطر فیلم «دوئل»، نفر چهارم باز هم ابراهیم حاتمیکیا به خاطر ساخت فیلم «آژانس شیشهای»!!!
دوم؛ دهمین جشنواره فیلم دفاع مقدس، شنبه شب با مراسم اختتامیهای که در تالار وحدت با حضور رئیس مجلس و وزیر ارشاد برگزار شد، به خیر و خوشی پایان یافت. امسال نیز همچون سالهای گذشته نام ابراهیم حاتمیکیا، درویش و ملاقلیپور به عنوان برگزیدگان سینمای دفاع مقدس در رأس فهرست سایر کاندیداها که البته تعدادشان از 5 نفر تجاوز نمیکرد، میدرخشید!!
سوم؛ جشنواره فیلم دفاع مقدس به دلیل پرداختن به یکی از مهمترین وقایع کشور (هشت سال دفاع مقدس) که خون هزاران هزار شهید و ایثارگر پای آن ریخته شده، از جایگاه و اهمیت ویژهای برخوردار است، موقعیتی که به خودی خود، حساسیت در نوع نگاه و سیاستگذاریها در شیوه پیشبرد این سینما را از سایر ژانرهای دیگر متفاوت و متمایز میسازد. در حالیکه توقع میرفت که مسئولان سینمایی کشور و سایر نهادهای ذیربط با موضوع دفاع مقدس در طول این سالها، توجه خاصی به برگزاری چنین جشنوارهای داشته باشند، اما آنچه که تاکنون شاهد آن بودیم، حکایت از عملکرد دیگری دارد.
چهارم: اساساً در ایران شاهد برگزاری سه دسته جشنواره هستیم. دسته اول، آن دسته از جشنوارههایی است که آثار تولید شده هر سال را برای نخستین بار به نمایش درمیآورند که با استقبال کمنظیر مخاطبان نیز روبرو میشود، مثل جشنوارههای فیلم فجر و فیلم کوتاه و مستند. دسته دوم مربوط به جشنوارههایی چون فیلم حقیقت، وارش و فیلم کودک و نوجوان است که هر ساله با تلفیقی از تولیدات دست اول و دوم به حیات خود ادامه میدهند و دسته سوم جشنوارههایی است که هر دو یا سه سال یکبار برگزار شده و در آن آثاری به نمایش درمیآید که مخاطبان پیش از این، بیش از صد بار آنها را توسط رسانههای مختلف به تماشا نشستهاند و دیگر کوچکترین استقبالی از تماشای مجدد آنها صورت نمیگیرد. تفاوت آشکار میان سه دسته فوق در آنجاست که کارگردان و تهیهکننده کوچکترین اشتیاقی برای به نمایش درآوردن فیلم خود برای نخستین بار در جشنوارههای متعلق به دسته سوم نداشته که به نوبه خود باعث دلزدگی آرام آرام آنها میشود.
پنجم؛ آیا وقت آن نرسیده که مسئولان سینمایی کشور، به خصوص آن دسته از مسئولان که نسبت به آرمان و اهداف متعالی شهدا که به حق ستونهای محکم این نظام محسوب میشوند، تعلق خاطر نشان دهند، چارهای بیاندیشند تا سینمای دفاع مقدس را از این خمودگی و دور باطلی که گرفتار آن شده است، خارج سازند؟
بدون شک حاتمیکیا، ملاقلیپور و درویش سرمایههای گرانبهایی برای سینمای ایران و به خصوص سینمای دفاع مقدس محسوب میشوند اما سینمای ایران تا کی میتواند تمامی اتکا خود را تنها بر این سرمایههای گرانقدر پایهریزی کند؟ مخاطبان تا چه زمانی میخواهند نام «آژانس شیشهای»، «دوئل» و «مزرعه پدری» را به عنوان برترین آثار دفاع مقدس بشنوند؟ آیا این پسرفت نیست که در طول این سالها با وجود ریزش تعداد بسیاری از سازندگان آثار دفاع مقدس تنها دستآوردمان دعوت از یک کارگردان محترم (رخشان بنیاعتماد) به حوزه ساخت آثار دفاع مقدس باشد؟ تا چه زمانی باید در انتظار ارائه یک تفسیر دقیق و معین از واژه مقدس دفاع مقدس باشیم تا هر فیلمی را به صرف شلیک یک تیر یا ترقه، فیلم دفاع مقدس نپنداریم؟
تا چه زمانی باید شاهد تندترین هجمههای معنایی از سوی کارگردانانی باشیم که با سوء استفاده از نام فیلم دفاع مقدس به مهمترین آرمانها و دستاوردهای مردم حمله و توهین میکنند؟
القصه، این مطالب نه از آن جهت بیان شد که مخالفتی با سینمای دفاع مقدس و یا جشنواره آن و حتی مسئولان برگزار کننده آن داشته باشیم بلکه با عمق وجود خواستار آئیم که روزی شاهد باشیم که حجم تولیدات شرکت کننده در جشنواره فیلم دفاع مقدس به حدی زیاد و البته دست اول باشد که مردم برای تماشای آنها، همچون جشنواره فیلم فجر حاضر به حضور در صفهای طویل باشند.