کشورهای تهدیدکننده با توسل به ماده 51 منشور ملل متحد، هرگونه اقدام علیه تأسیسات هستهای ایران را موجه و مشروع میدانند. آنها با تفسیر این ماده، درصدد بهرهبرداری از آن در خصوص اهداف سیاسی و نظامی خویش علیه برخی دولتها در نظم جهانی هستند، ماده 51 منشور ملل متحد که به حق دفاع مشروع (Self - Defence) اختصاص دارد، بیان میدارد که: «در صورت وقوع حمله مسلحانه علیه یک عضو ملل متحد، تا زمانی که شورای امنیت اقدامات لازم برای حفظ صلح و امنیت بینالمللی به عمل آورد، هیچیک از مقررات این منشور به حق ذاتی دفاع مشروع فردی یا دسته جمعی لطمه وارد نخواهد کرد و ...» با بررسی ماده 51 منشور موارد زیر قابل استنتاج است:
الف- اصل ضرورت، فوریت خطر و اجتنابناپذیری از اقدام نظامی
ب- نداشتن انتخاب دیگر غیر از توسل به نیروی نظامی
ج- نبود فرصت برای بررسی و مذاکره
د- توسل به زور زمانی که حمله مسلحانه از جانب دشمن به وقع پیوسته است
ه- پایان توسل به زور به محض خاتمه تجاوز با اقدامات ضروری شورای امنیت
با بررسی این ماده که مبنای حقوقی اجرای حملات پیشگیرانه بر اساس اصل دفاع مشروع پیشگیرانه است، ملاحظه میشود که این ماده به هیچ گونه حقی برای حمله به دولت دیگر به دلیل ترس از این که آن دولت در حال طراحی یا توسعه سلاحهای قابل استفاده در حمله احتمالی است، اشارهای به آن کند.
بر اساس دکترین دفاع مشروع پیشگیرانه، یک دولت حق دارد برای سرکوب هرگونه احتمال حمله آینده از سوی دولتی دیگر، به زور متوسل شود. بر پایه این دیدگاه حتی در مواردی که هیچ دلیل و اعتقادی مبنی بر طراحی حمله وجود ندارد و مواردی که هیچ حملهای صورت نگرفته است و تنها با احساس تهدید از دستیابی یک دولت به فناوری یا سلاحی که ممکن است در آینده تهدیدزا باشد، میتوان از گزینه نظامی بهره گرفت.
بر اساس حقوق بینالملل، استفاده از حملات پیشگیرانه غیرقانونی است، چرا که اقدام مسلحانه در دفاع مشروع تنها علیه حمله مسلحانه مجاز شمرده شده است، در حالی که دولتهایی نظیر ایالات متحده از این که دیگر دولتها به سلاحهای جدید دسترسی یابند نگران هستند و استدلال میکنند که صرف داشتن سلاحهای هستهای یا کشتار جمعی (WMD) توسل به زور را مشروع و توجیه میکند. آنها بر این اعتقادند که دستیابی ایران به فناوری صلحآمیز هستهای مقدمهای برای دستیابی به سلاحهای هستهای است، در حالی که مقامات سیاسی جمهوری اسلامی ایران و مراجع مذهبی بارها اعلام کردهاند که اولاً ایران در پی دستیابی به فناوری صلحآمیز هستهای است و حاضر است در این زمینه تضمینهایی فراتر از معاهدات بینالمللی برای اعتمادسازی بینالمللی ارائه کند. ثانیاً بر اساس آموزههای مذهبی به کارگیری تسلیحات هستهای و کشتار غیرنظامیان ممنوع و حرام است؛ بنابراین توسل به گزینه حمله پیشگیرانه در قالب دفاع مشروع علیه ایران نمیتواند مبنا و اساس حقوقی داشته باشد، چرا که اصل مبنا و اساس حقوقی داشته باشد، چرا که اصل ضرورت و فوریت خطر که مبنای حقوقی این حق است در این موضوع وجود ندارد، فرصت برای بررسی، تحقیق، مذاکره و به کارگیری ابزارهای دیپلماتیک وجود دارد و مهمتر از آنها، حمله مسلحانه نظامی به وقوع نپیوسته است که حق دفاع مشروع را توجیهناپذیر کند.
اما به فرض انجام حمله پیشگیرانه علیه تأسیسات هستهای جمهوری اسلامی ایران، پیامدهای منطقهای و فرامنطقهای زیر متصور است:
1- ایران در صورت وقوع حمله پیشگیرانه به تأسیسات هستهای خود، میتواند با قطع رابطه با آژانس و جلوگیری از بازرسیهای این نهاد بینالمللی، نظام بینالملل را در یک خلاء اطلاعاتی از برنامههای هستهای قرار دهد. با خروج بازرسان و برداشتن دوربینها از سایتهای هستهای میتوان بدون فوت زمان به تکمیل برنامههای هستهای مبادرت ورزید و در آستانه هستهای شدن قرار گرفت.
2- در صورت وقوع حمله پیشگیرانه، ایران از پیمان منع اشاعه سلاحهای هستهای ان.پی.تی خارج خواهد شد. بر اساس شرایط موجود در ان.پی.تی هر کشوری که با تهدید فوری برای امنیت ملی خود مواجه شود میتواند از آن خارج شود. جامعه بینالمللی میداند که خروج ایران از ان.پی.تی بسیار مضر است و امنیت منطقهای و بینالمللی را تحت تأثیر قرار خواهد داد.
3- پس از حمله پیشگیرانه بسیار بعید است که ایالات متحده بتواند اعضای شورای امنیت را متقاعد کند تا تحریمهایی علیه ایران اعمال کنند. ایران بدون تحریمهای بینالمللی شورای امنیت و نیز در غیاب بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی قادر خواهد بود این بار به طور مشروع برنامههای پیشرفته هستهای خود را (حتی به صورت نظامی) تعقیب کند و راهی هم برای ممانعت و بازداری وجود نخواهد داشت.
4- جامعه بینالمللی میداند که بخش عمده پیشرفتهای هستهای ایران نظیر غنیسازی اورانیوم، ساخت دستگاههای سانتریفیوژ، تولید کیک زرد، تولید سوخت هستهای و امثال آن بومی و داخلی است و وارداتی نیست، بنابراین با تخریب سایتهای هستهای این دانش از میان نخواهد رفت، بلکه با شتاب و سرعت بیشتری به سوی دستیابی به فناوری هستهای حرکت خواهد کرد.
5- در صورت حمله به سایتهای هستهای ایران، پیامدهای این کار برای منافع آمریکا و اسرائیل بسیار ناگوار خواهد بود. ایران توان تلافی و حمله به تمام شهرهای اسرائیل را با استفاده از موشکهای شهاب 3 دارد. این موشکها که از جایگاهی بازدارنده در دکترین نظامی جمهوری اسلامی ایران برخوردارند، علاوه بر هدف قرار دادن شهرها و تأسیسات استراتژیک اسرائیل، قادرند کلیه پایگاههای نظامی آمریکا را در منطقه مورد حمله قرار دهند، بنابراین اوضاع امنیتی خاورمیانه بسیار بحرانی و متشنج خواهد شد.
6- انجام هرگونه حمله پیشگیرانه از سوی اکثریت جامعه بینالمللی و سازمان ملل متحد اقدامی تجاوزکارانه تلقی خواهد شد و در ائتلاف دیپلماتیکی که علیه ایران به وجود آمده است، تأثیر معکوس خواهد داشت و موضع بینالمللی ایران را تقویت خواهد کرد.
7- در وضعیتی که ایران برنامهای برای دستیابی به تسلیحات هستهای ندارد، حمله پیشگیرانه آمریکا و اسرائیل، انگیزه و توجیه لازم را فراهم خواهد کرد تا ایران به سمت دستیابی به تسلیحات هستهای حرکت کند.
8- ایالات متحده در حال حاضر با مشکلات عدیدهای در عراق مواجه است. استفاده از گزینه حمله پیشگیرانه علیه ایران این وضعیت را دشوارتر خواهد کرد. ایران تاکنون به صورت میانهرو و توأم با همکاری، در امور عراق رفتار کرده است؛ چرا که با ایجاد حکومت دموکراتیک در عراق، قدرت سیاسی در این کشور به شیعیان و سیاستمداران نزدیک به ایران انتقال یافت. در صورت وقوع حمله پیشگیرانه و با توجه به نفوذ سیاسی و مذهبی ایران در عراق، جمهوری اسلامی ایران قادر است با فعال کردن گروههای نزدیک به خود، اوضاع سیاسی عراق را برای آمریکاییها بسیار دردناک کند. حتی با توجه به وضعیت موجود میان ایران و افغانستان میتوان انتظار بروز مشکلات فراوان در این کشور را برای نیروهای آمریکایی داشت.
9- ایران قادر است با فعال کردن حزبالله در لبنان و گروههای مبارز فلسطینی امنیت و ثبات اسرائیل را با مخاطره بیشتری مواجه کند. علاوه بر آن، انجام حملات انتحاری علیه منافع و مراکز آمریکا و اسرائیل در سراسر جهان دور از دسترس نخواهد بود.
10- ایران میتواند تنگه استراتژیک هرمز را که شاهرگ حیاتی جریان نفت از کشورهای صادرکننده حوزه خلیج فارس به نقاط مختلف جهان است، بشدت محدود کند و حتی با توجه به قدرت بالای نظامی، دریایی ایران در شمال تنگه هرمز، بستن این تنگه امکانپذیر است.
11- با کاهش یا در صورت لزوم قطع صادرات نفت ایران، روزانه حدود 4 میلیون بشکه نفت از چرخه جهانی خارج خواهد شد. مبادرت به این اقدام از سوی ایران موجب افزایش بسیار شدید قیمتهای رو به رشد نفت خواهد شد و پیامدهای اقتصادی وخیمی را برای آمریکا و متحدانش و به طور کلی رشد اقتصاد جهانی در پی خواهد داشت.