بیست و هفت سال از انقلاب اسلامی ایران میگذرد و در آستانه بیست و هشتمین سال از پیروزی این انقلاب قرار داریم. طبیعتاً در طول این دوران دستاوردها و ثمرات و برکات فراوانی عاید گشته که در هر بخش مردم شاهد تحولات چشمگیری هستند.
این تحولات البته به دلیل ناکارآمدیها، کارشکنیها، تحریمها، نگ تحمیلی و ... بعضاً به طور علنی و شفاف برای مردم بیان نشده است و شاید مردم حتی در اوج فعالیت رسانهای دولتها کمترین اطلاع را از دستاوردهای دولتها در زمینههای مختلف سازندگی و آبادانی کشور داشتهاند چرا که از یک سو فشارهای خارجی و از سوی دیگر نگاه غربگرایانه و خودباخته برخی مسوولین مانع اطلاع ملت از آنچه اتفاق افتاده میشده است.
اما شاید بتوان عمدهترین این تحولات را تحول گفتمانی و فکری جامعه ایرانی پس از انقلاب برشمرد؛ چرا که انقلاب اسلامی پدید آمد تا گفتمان دنیاگرایانه و ماتریالیست موجود را به گفتمان الهی اسلامی تغییر دهد. تحول گفتمانی موجب شد تا در بخشهای گوناگون اقتصادی ـ سیاسی ـ اجتماعی ـ فرهنگی و امنیتی مردم به دلیل برخورداری از فرهنگ غنی اسلامی تحول آفرینی را خود و به دلیل پیشرفت و تعالی کشور اسلامی به دوش کشند و بدون آنکه کسی از جایی فرمانی برای آنان صادر کند، خود با دستان خود به صورت خودجوش با تولید فکر و علم در بخشهای مختلف به پیشبرد انقلاب اسلامی همت گمارند. این تحول گفتمانی بود که باعث شد جوانانی که پس از سالهای سال فعالیت رژیمهای منحط قاجار و بخصوص پهلوی برای خودباخته کردن جوانان و رواج انواع و اقسام ولنگاریها و بیبند و باریهای اجتماعی و اخلاقی، پس از گذشت قریب سه سال از پیروزی انقلاب با روحیاتی متحول شده سکاندار جنگ اعتقادی فرهنگی و سپس نظامی ایران با ابرقدرتهای شرق و غرب شوند. این تحول گفتمانی بود که زنان را که تمامی همت رژیم گذشته مبتنی بر فساد و آلوده ساختن آنان شده بود، گام به گام و دوش به دوش مردان همراه ساخت و فعالیتهای پشت جبهه آنان را زبانزد خاص و عام کرد؛ به گونهای که هر یک از آنان درصدد تربیت فرزندانی برآمدند تا آینده کشور را با الهام از اندیشههای اسلامی بسازند و این تحول گفتمانی بود که کشوری ـ که از روی عمد و اجبار مانع پیشرفت علمی و صنعتیاش شده بودند ـ با تمسک به منابع نورانی اسلامی، قلههای بلند علم و صنعت را یکی پس از دیگری پیمود و موجب حیرت دشمنان خویش گردید.
میراث شوم پهلوی
جامعه ایرانی زمان طاغوت، جامعهای فشل و عقب نگاه داشته شده بود که به جهت غوطه ور شدن بیشتر در تنعمات مادی تمامی اسباب و لوازم انحطاط و از خود بیگانگی برایش مهیا گشته بود. روزانه بیش از شش میلیون بشکه نفت از ذخایر نفتی کشور توسط مستشاران خارجی به قیمت بیش از چهل دلار در هر بشکه به فروش میرسید و این در حالی بود که جمعیت کشور تقریباً یک دوم جمعیت حال حاضر را تشکیل میداد و درآمد مازاد نفتی که عمده آن به جیب سرمایهداران صهیونیست و آمریکا واریز میشد، در تیول و چپاول خاندان خاندان پهلوی مصرف میگشت و جشنهای دوهزار و پانصد ساله و ... در راستای به تغافل کشانیدن جوانان با این پولها هزینه میشد.
اما پس از این دوران، با کاهش دو و نیم میلیون بشکه نفت در هر روز در حالی که قیمت آن به شدت رو به افول نهاده بود و جمعیت کشور با سرعت فراوانی روبه افزایش نهاد و از سوی دیگر تهاجمات خارجی و تحریمهای اقتصادی فراوان بر ملت حاکم شد، دستان پرتوان جوانان ایرانی، ایران را به مرز خودکفایی در اکثر مایحتاج علمی، صنعتی، تکنولوژیک و اقتصادی رسانیده است. ایرانیانی که روزی از دانستن محروم کرده بودند و حتی اگر تکنولوژی نیز به او میدادند طریقه بهرهبرداری و استفادهاش را جهت وابستگی دائمی آموزش نمیدادند امروز به مرحله صدور فناوریهای مدرن و استراتژیک رسیدهاند.
تکنولوژی برتر سدسازی، معماری، جادهسازی، پالایشگاه سازی، اکتشاف، استخراج و استحصال و .... تنها نمونههایی اندک از دستیابی ایران اسلامی به دانش روز و مدرن جهانی است و این تنها به برکت انقلاب اسلامی ایران میسر گشت. از سوی دیگر به واسطه نگاه ویژه انقلاب اسلامی به محرومین و مستضعفین، عمده امکانات مادی پس از انقلاب بر این محور استوار گشت که به مناطق محروم و توسعه نیافته گسترش یابد. در حالی که در رژیم پهلوی نه تنها این منابع به مناطق محروم اختصاص نمییافت که اساساً نگاه کارگزاران به اقشار محروم به مثابه نگاه انسان به حیوانات و نباتات بود. بیشک تمامی این دستاوردها با الهامگیری از اندیشههای بلند بنیانگذار انقلاب اسلامی و ایستادگی در مسیر عزتبخشی ملت ایران میسر گشت.
ایرانیای که تا دیروز اگر به یک سگ مستشار آمریکایی در ایران توهین میکرد و او را نجس لقب میداد عمر خود را پایان یافته تلقی میکرد، امروز با سرافرازی و سربلندی تمام آرمانها و اهداف خود را که نفی استکبار و استبداد و ایستادگی بر استقلال و هویت ملتهاست، با صدای بلند در مجامع جهانی و حتی وابسته به امپریالیسم ندا میدهد و فطرتهای جهانیان را به سوی خود جذب میکند و این همگی برخاسته از روح استکبارستیزی انقلاب اسلامی و دستاوردهای عمیق آن است.
دستاوردهای انقلاب
برای شناخت بیشتر این دستاوردها به سراغ محمدکاظم انبارلویی روزنامهنگار و فعال سیاسی رفتیم و از او جویای این سوال شدیم که دستاوردها و برکات انقلاب اسلامی تاکنون چه بوده است؟ ایشان در پاسخ گفت: مهمترین و بزرگترین دستاورد انقلاب آن است که دوران انحطاط را پشت سر گذاشته است. ما در دوران قاجار و پهلوی دوره انحطاط را طی کردیم و کشور ما از مالک دیگر در همه زمینهها عقب افتاد. من از آن دوران به عنوان دوران انحطاط نام میبرم. امام خمینی با قیام دلیرانه خود سلسله شاهان را برانداخت و مردم و جمهوری اسلامی را حاکم کرد و به یک دوره دویست و پنجاه ساله پایان داد. در این دویست و پنجاه سال اروپا و غرب از ما پیشی گرفت و الان ما در مقام جبران این عقبماندگیها هستیم. بحث استقلال، آزادی خودباوری و پیشرفت ایران چهار رکن اساسی دستاوردهای انقلاب اسلامی ایران است. ما با انقلاب اسلامی مستقل شدیم و دیگر از هیچ قدرتی دستور نمیگیریم و جز مردم خود و اراده ملتی که مصمم است به کسی اتکا نمیکنیم. آزادی یکی از دستاوردهای انقلاب است و ما طی سه دهه گذشته آزادترین کشور دنیا و برخوردارترین ملت از آزادی هستیم. ما در این مدت خود را باور کردیم که میتوانیم بر اساس این توانایی از بحرانهایی عبور کنیم که هر کدام قادر بود یک قدرت جهانی را ساقط کند. در همین دوران که جفرافیای جهانی تغییر یافت، ملت ما همچنان استوار است و به حیات سربلند خویش ادامه میدهد. در حال حاضر کشور آماده یک جهش بلند اقتصادی و علمی است به طوری که ما در چشمانداز بیست ساله افقهای روشنی را در برابر انقلاب اسلامی ایران میبینیم.
دویست میلیارد دلار تولید ناخالص
وی سپس به حوزه اقتصاد و صنعت و کشاورزی اشاره کرده و میگوید: ما در قلمرو اقتصادی پیشرفتهای زیادی کردهایم و در حال حاضر تولید ناخالص داخلی ایران بیش از دویست میلیارد دلار است و خدمات رفاهی را به اقصی نقاط کشور و دورافتادهترین روستاهای کشور بردهایم. مناطقی که هیچ بهرهای از آب و برق و گاز نداشتند را تحت پوشش این خدمات دولت قرار دادیم و این خدمات قابل مقایسه با زمان طاغوت نیست.
در دوره طاغوت تنها سیصد هزار دانشجو داشتیم اما در حال حاضر نزدیک به دو میلیون دانشجو در مراکز علمی و تحقیقاتی و دانشگاهی تحصیل میکنند که این نسبت اصلاً قابل مقایسه با زمان طاغوت نیست. البته در قلمرو اقتصادی مشکلاتی داریم که انکار نشدنی است اما علیرغم جنگ هشت ساله و آسیبهایی که غرب به ما زد و هزینه انقلاب را بالا برد، پیشرفتهای شگفتی را شاهد هستیم و این مطلبی است که حتی دشمنان نظام هم به آن معترف هستند.
انبارلویی به گفتمان نه شرقی و نه غربی امام راحل در عرصه بینالملل اشاره کرده و میافزاید: به قدری ما بر این گفتمان تاکید کردیم که یک قدرت از دو قدرت مسلط جهانی ساقط شد و قدرت دیگر مطرح هم عنقریب دچار تلاشی و فروپاشی خواهد شد چرا که بنیانهای این ساختار قدرت در غرب بیشباهت با شرق نیست و ما به زودی شاهد فروپاشی قدرتهای جهانی در غرب خواهیم بود. بحرانهای اخلاقی، فاصله طبقاتی، ستم به مردم و نقض حقوق بشر و شهروندی در این جوامع موج میزند.
فساد اخلاقی و اقتصادی قابل توجهی در آن کشورها وجود دارد و تاریخ نشان داده است که قدرتهایی که دچار چنین آفاتی هستند به زودی ساقط خواهند شد و امکان ادامه حیات نخواهند داشت.
وی همچنین به پیشرفتهای علمی و تکنولوژیک جامعه ایران پس از انقلاب پرداخت و در بیان تفاوت آن با زمان گذشته گفت: در زمان طاغوت تکیه بر علمی که بدون اجازه قدرتهای جهانی باشد نداشتیم و دانشمندان ما مجبور بودند تحت لیسانس و نظارت مستشاران خارجی فعالیت کنند. فرآوردههای دانشگاهی ما کفایت آن را نداشت که حتی بیماریهای داخل کشور درمان شوند. بیماران فراوانی هر ساله ه خارج از کشور جهت معالجه عزیمت میکردند. در حال حاضر ما در زمینه پزشکی به چنان قدرتی رسیدهایم که حتی بیماران سراسر جهان برای معالجه به ایران میآیند و ما از نظر تعداد پزشک مازاد داریم و در داخل مشکلی از نظر پیچیدهترین جراحیها و معالجات پزشکی نداریم. در زمینههای مختلف پیشرفتهای صنعتی، کشاورزی و ... را شاهد بودیم. در حال حاضر ما در تولید گندم به خودکفایی رسیدهایم و در تولید علم در پیچیدهترین فنون همچون فناوری هستهای به افقهای بلندی دست پیدا کردهایم. قدرتهای جهانی در حال حاضر جلوی ما را سد کردهاند که از این جلوتر نرویم اما ما به سرعت انحطاط را پشت سر گذاشته و در وادی پیشرفت و ترقی وارد شدهایم و این به برکت قیام الهی و نهضت اسلامی امام راحل بوده است.
این فعال سیاسی با اشاره به پیشرفتهای حاصل در بخش فرهنگی، رویکرد فرهنگی امام راحل به انقلاب اسلامی را یادآور شده و میافزاید: رویکرد رژیم شاه هضم فرهنگ غنی ایرانی اسلامی در فرهنگ غرب بود و همت آنان این بود که با مظاهر اسلامی مبارزه کنند و مظاهر فرهنگی قبل از اسلام را در ایران زنده نگاه داشته و به این بهانه پلی بین فرهنگ ایرانی و فرهنگ غرب بزنند. آموزههای غربی را در کشور تبلیغ میکردند. بعد از انقلاب این معادله برعکس شد و ارزشها و فرهنگ اسلامی تبلیغ شد، به طوری که ما توانستیم این فرهنگ را به کل جهان به ویژه جهان اسلام صادر کنیم و فرهنگ اسلامی و انقلابی ایران بر اکثر مبارزات رهاییبخش حاکم شده است و این متاثر از انقلاب اسلامی ایران است. آمار و نظرسنجیهای مختلف در سراسر جهان همگی نشاندهنده پیشرفت اسلام و نفوذ اسلام در جوامع امروزی است و این به خاطر روشن شدن مشعل انقلاب اسلامی است که بیشتر قالب فرهنگی و اسلامی داشته است.
انبارلویی در پایان با اشاره به رویکرد امام و انقلاب به عدالت اجتماعی و فراموشی کامل این مهم در زمان طاغوت عنوان میکند: یکی از رویکردهای اصلی امام در انقلاب بحث عدالت اجتماعی بود. واژه محرومین و مستضعفین و پابرهنگان از واژگان ثابت اطلاعیهها و بیانات ایشان بود و دولت را به سمت این افراد رهنمون میکرد. ارزش افزوده ما در بخشهای مختلف در زمان شاه همیشه به جیب سرمایهداران و بنگاهداران بزرگ میرفت و همگی صرف عنوانهایی میشد که ربطی به محرومین نداشت اما امام با رویکرد خود فردای جدیدی در ایران آفرید و در جهت تعدیل ثروت و حمایت از محرومین و مستضعفین همواره بودجههای دولتها به این سمت و سو هدایت میشد. البته علیرغم مشکلاتی که در این رابطه داشتهایم توفیقات فراوانی را به دست آوردهایم و البته برای اجرای کامل عدالت اجتماعی بایستی گامهای سریعتری برداریم اما گامهای تعیینکنندهای هم در گذشته داشتهایم.
منحصر به فردترین انقلاب تاریخ
برای شناسایی بیشتر این دستاوردها با نریمان شورانی مدیر عامل شبکه خبر دانشجو نیز به گفتوگو پرداختیم. وی با برشمردن برخی دستاوردهای انقلاب اسلامی به ما گفت: انقلاب اسلامی و حکومت اسلامی به عنوان منحصر به فردترین حکومت دینی پس از حکومت پیامبر در مدینه و امیرالمومنین یک الگوی بینظیری برای ملل جهان است که در آن هم توجه به بعد معنوی و الهی انسانها وجود دارد و هم نظامات مورد نیاز این دنیا را به بهترین وجه ممکن تعریف میکند. امام (ره) به عنوان بنیانگذار این نظام مقدس و به عنوان کسی که طراح اصلی این نظام بوده است به دنبال چند اولویت اساسی بوده است.
مسلماً پیشرفت و دستاوردهای این نظام با واکنش قدرتهای استکباری روبهرو میشود. بعد از بیست و هفت سال از عمر پرشکوه انقلاب اسلامی و مجاهدتهای بیامان و منحصر به فرد ملت ایران علیرغم تمام توطئهچینیهای استکبار و عوامل آنها در داخل و تحمیل یک جنگ هشت ساله بر ایران، ترورها، تحریمهای اقتصادی و سیاسی، میبینیم که این نظام روز به روز پیشرفت داشته و به دستاوردهایی رسیده که برای غرب قابل تصور و پذیرش نبوده است.
معاونت بررسی و تحلیل سازمان بسیج دانشجویی در ادامه به پیشرفتهای اقتصادی و تکنولوژیک پس از انقلاب اسلامی اشاره کرده و میافزاید: در زمان طاغوت از زبان خود کارگزاران رژیم میشنیدیم که ایرانی توان ساختن یک آفتابه مسی را هم ندارد و حتی تا همین چند وقت اخیر هم از اساتیدی که در غرب تحصیل کرده بودند یا واقعاً شیفته غرب شده بودند و به خودشان اعتقاد نداشتند میشنیدیم که میگفتند ما تنها دو راه پیش رو داریم یا اینکه به اسلام متمسک شویم و از قافله علم و صنعت و توسعه و آبادانی و تمدن و پیشرفت دور شویم یا اینکه از اسلام دست بشوییم و به دنبال غربیان راه بیفتیم تا به علم و پیشرفت برسیم. یعنی در نظام طاغوت کسانی که دنیای آنان و آرزوهایشان غرب بود اینگونه تصور میکردند که همگی بایستی به غرب سر تعظیم فرود آوریم و یکپارچه غربی شویم و مصرفکننده تکنولوژی آنان باشیم لذا یک ایرانی علیرغم داشتن لیاقت و استعداد بالا اجازه دستیابی به علوم روز و استفاده از ذهن خود را نداشت. اما طی این مدتی که انقلاب پیروز شد علیرغم تمامی توطئهها و تحریمها و درگیریها و نفوذ بعضی از کارگزاران در پیکره نظام و نفوذ بعضی از مسوولان ناکارآمد دیدیم که میتوان با پشتوانه دین و با تکیه بر مکتب اسلام به پیشرفتهترین و حساسترین علوم روز و جهان دست یافت. فناوری صلحآمیز هستهای، سلولهای بنیادین و ... از جمله این دستاوردها است که تنها چشمهای از خلاقیت ایرانی مسلمان و مبتکر است.
وی با برشمردن فواید متعدد دستیابی به علوم روز میافزاید: وقتی ایرانی با منش و مکتب خود مولد و مبتکر علوم روز باشد علاوه بر آنکه به استقلال هویت و منزلت رسیده، در دنیا هم الگوی جدید ارائه میکند که میتوان با تکیه بر دین، انسانی مستقل، توسعهیافته و دارای کشور آزاد بود و این بالاترین دستاورد یک نظام دینی است.
غوغاسالاری غربی
شورانی در ادامه به حساسیت غوغاسالاران بینالمللی نسبت به دستیابی ایران به علوم جدید و پیشرفته پرداخت و علت آن را عدم الگو شدن ایران در جهان ارزیابی میکند.
معاون سیاسی سازمان بسیج دانشجویی در ادامه به پیشرفتهای اقتصادی انقلاب اسلامی در طول بیست وهفت سال گذشته پرداخته و میگوید: وضعیت حال حاضر با وضعیت زمان طاغوت به راستی قابل مقایسه نیست. ما هم از نظر کمی و هم از نظر کیفی رشد غیر قابل مقایسهای با آن زمان داریم. البته این برای یک نظام مستقل کافی نیست و بایستی با تکیه بر استعداد ایرانی گامهای بلندتر و تندتری برداشت تا به چشمانداز بیست ساله کشور دست یابیم. ما در نیروگاهسازی، سدسازی، جادهسازی، خودروسازی، کشاورزی و ... رشدهای اساسی داشتیم که در راهاندازی آن دانشمندان و کارشناسان داخلی نقش داشتهاند و مثل گذشته نبوده که ایرانیان تنها نقش کارگر را ایفا کنند و خارجیان با غارت منابع ملی و ثروت ایرانی و منت گذاشتن بر ایرانیان آقایی کنند.
حامد شورانی سپس با برشمردن نگاه رژیم گذشته به مقوله فرهنگ و بیان تفاوت آن با نگاه امام و انقلاب اسلامی به مقوله فرهنگ اظهار داشت: امام راحل فرمود که انقلاب ما یک انقلاب فرهنگی است و وقتی که حرکت و قوانین و حتی ایستایی نظام مبتنی بر فرهنگ غنی دینی و ملی ما یعنی اسلام است که در آن بهترین ارزشهای قابل تصور تعریف شده است و الگوی آن زندگی ائمه ما بوده است لازم است که خانه تکانی اساسی در فرهنگ رژیم گذشته صورت گیرد. در بدو انقلاب، استقرار فرهنگ اسلامی جهش اساسی یافت و ما دیدیم که در جوانان ما تحول عمیقی به وجود آمد، اما شیطنتهای دشمن باعث شد که تمامی بنیانها تغییر نکند و کسانی در ارکان مختلف مسوولیت یافتند که در بخش فرهنگ توجه عمیقی به فرهنگ درونی نداشتند و به همین دلیل آن انتظاری که امام و ملت داشتند به طور کامل محقق نشد.
گرچه بخشهای زیادی از آن محقق شده است، به طوری که همین فرهنگ ما جنبشهای اساسی در زندگی مردم جهان به وجود آورده است که بایستی به سرعت در این فرصت مطلوب که دولتی با شعار عدالتخواهی و بازگشت به گفتمان انقلاب اسلامی و ملتی همراه با دولت و همیشه در صحنه تشکیل شده است به پیاده کردن و نهادینه کردن فرهنگ غنی اسلامی همت گماشت.
گسترش تهدیدات
در این میان طبیعتاً گوهر ناب و خالص و بیپیرایه انقلاب اسلامی که بر اساس اندیشههای ناب اسلامی امام راحل عظیمالشان بنیانگذاری شد و بر اساس آن آموزهها به پیش میرود، برای آلوده نشدن به جعلیات و انحرافات و دچار نشدن به آسیبها و گرفتاریها بایستی همواره از درون مورد پالایش و صیانت قرار گیرد. بدیهی است شناخت آسیبهایی که این انقلاب را تهدید میکند و حرکت صعودی و رو به جلوی آن را مورد خدشه قرار میدهد میتواند اولین گام آسیبشناسی انقلاب اسلامی باشد. بدین جهت و برای یافتن پاسخ این سوال به سراغ دکتر محمدصادق کوشکی استاد دانشگاه رفتیم. وی در پاسخ به این سوال که چه آسیبهایی نظام و انقلاب اسلامی ایران را در سالهای بعد تهدید میکند و چه راهکاری برای مقابله با آن میتوان اندیشید، گفت: اولین آفتی که انقلاب اسلامی ما را تهدید میکند آسیبپذیری انقلاب در برابر دشمنان خارجی است به گونهای که محتوای خود را از دست بدهد و نتواند آرزوها و آرمانهای بانیان خود را برآورده کند. مردم با انگیزههای دینی انقلاب کردند که بتوانند به آرمانهایی دست یابند و وقتی که در ادامه مسیر انقلاب مبانی اعتقادی به شکلهای مختلف ضعیف میشود در نتیجه این انقلاب کارآمدی خود را از دست میدهد و نخواهد توانست مردم را به آن اهدافی که به خاطر آن هدف انقلاب کردند برساند. در نتیجه موجب یأس و حتی احساس اشتباه از انقلاب در مردم میشود. این تضعیف ممکن است به صور مختلف در انقلاب اسلامی بروز پیدا کند و شاید در بعضی قسمتها در سالهای اخیر بروز یافته است.
وی در بیان دومین تهدید انقلاب اسلامی میگوید: دومین تهدید آن است که وحدت مفهومی مفاهیم بنیادین انقلاب دچار خدشه شود یعنی کسانی که جزء بانیان انقلاب یا فرزندان انقلاب بودند و در ابتدا به تعبیر حضرت امام وحدت کلمه داشتند در برداشتها دچار تشتت شوند و مثلا از یک مفهوم بنیادین مانند عدالت برداشتهای گوناگونی صورت گیرد. کسی قرائت را از منظر کارگزاران ببیند و عدالت را این بشناسد که تولید بایستی به شیوه سرمایهداری غربی به هر قیمتی افزایش یابد و کسی دیگر عدالت را از منظر حزب مشارکت و سازمان مجاهدین ببیند و مشارکت سیاسی با الگوی دموکراتیک غربی را نماد عدالت بنامد و یا کس دیگری عدالت را به شیوه دیگری امضا کند. حال سخن آن است که این تشتت و تفرقه در برداشت از مفاهیم بنیادین اولیه که شامل ارزشها، آرمانها، اهداف و پایههای اعتقادی انقلاب اسلامی است میتواند موجب ضعف درونی و اختلاف شود تا جایی که هر کدام از برداشتها سعی میکنند که برای حذف رقیب به هر اقدام مشروع و نامشروع دست یازند و از هر اقدام درست یا نادرست بهره بگیرند و درگیریهای وحشتناک سیاسی پدید آورند که در طول شانزده سال گذشته شاهد آن بودیم.
این استاد دانشگاه در ادامه به آسیب دیگری اشاره کرده و آن را تحریف در سخنان و رهنمودهای امام راحل و رهبری انقلاب میداند و چنین اشاره میکند: یکی از روشهای زنده نگاه داشتن آرمانهای انقلاب در دل مردم آن است که دیدگاهها و اندیشههای بنیانگذار انقلاب مرتباً تکرار شود تا ما هیچ سوال بدون پاسخی نداشته باشیم؛ چرا که بیپاسخ ماندن در یک نظام مساوی با ناکارآمدی در آن نظام است و پرداختن جدی و عمیق و عالمانه و پژوهشگرانه به اندیشههای امام و بها دادن به آن به عنوان بنیانگذار انقلاب یکی از روشهای مفیدی است که وحدت نظر جمعی در خصوص مفاهیم اولیه را پدید میآورد.
دکتر کوشکی میافزاید: عدم نقل تفکرات تئوریسینهای انقلاب همچون امام موجب میشود که امروز آنقدر اندیشههای امام برای ما غریب و نامانوس شود که اگر این اندیشهها را نقل کنیم و گویندهاش را ذکر نکنیم ممکن است خیلی از مسوولین و چهرههای شاخص در برابرآن موضعگیری کنند، که میکنند و این ناشی از آن است که ما عمیق شدن در اندیشههای امام را جدی نگرفتهایم. وی سپس راهکار عملی شدن و عمیق نگریستن به این اندیشه را ذکر کرده و پخش آن از صدا و سیما و انعکاس در رسانهها را حداقل این راهکارها ارزیابی میکند و میگوید: تذکر میتواند یکی از راههای تعمیق باشد در حالی که ما حتی به تذکر هم نپرداختیم. از سوی دیگر بحثهای علمی و کارشناسی و پژوهشی و غیر سازمانی بر روی آن بایستی صورت گیرد که متاسفانه حتی به شکل ساده آن که پخش جملات و گزیده پیامهای ایشان به صورت مرتب در رسانه ملسی است نیز صورت نمیگیرد.
یعنی هیچکدام از شبکهها مگر آنکه مناسبتی باشد تا بعضی از عبارات ایشان را پخش کنند، به این امر اهتمام نمیورزند. صرفاً شبکه سراسری صدا در حد یک یا چند دقیقه جملاتی از امام را پخش میکند. سهم حضرت امام در رسانه ملی به طور کلی شاید کمتر از ده دقیقه باشد. حال وقتی که رسانه ملی اینگونه است، دیگر محیطهای علمی و پژوهشی و دانشگاهی هم جای خود دارد.
وی به انتقاد از عدم وجود اندیشههای امام در واحدهای حتی سیاسی و فلسفه سیاسی اسلامی در دانشگاه اشاره کرده و میگوید: صرفاً یک موسسه آموزشی و پژوهشی زیر موسسه تنظیم و نشر آثار امام تاسیس شده است که این پژوهشکده نیز صرفاً در یک مقطع پاتوق اعضای مجمع روحانیون و جناح چپ بود و حتی طرفداران دکتر سروش و افرادی که اساساً اندیشههای حضرت امام را قبول نداشتند در آنجا حضور داشتهاند و دارند.
یا آنکه برخی خبرها حاکی از آن است که به شرکت متخلف گلدکوئیست مجوز دادهاند تا تصاویر مبارک حضرت امام را بر روی سکهها منقش نمایند که بسیار کار زشت و نفرتآوری است. خدا کند که این خبر صحت نداشته باشد.
همچنین موسسه پژوهشی وابسته، پروژههایی صرفاً دمدستی به پژوهشگرانی حرفهای و خاص داده و آنها پژوهشی را به خاطر پول آن انجام میدهند. آن پژوهش پس از آماده شدن بایگانی میشود و هیچ سوالی را جواب نمیدهد و این انحراف را دامن میزند که اندیشههای امام شاید به دردی نمیخورد و به قول آن نویسنده منحرف اصلاحطلب بایستی در موزه سراغ آن را گرفت. اگر این روند ادامه یابد که حوزه، دانشگاه و ... کمکاری کنند این اندیشهها فراموش میشود و این مساوی با برداشتهای متنوع و سپس تضعیف انقلاب و یأس مردم خواهد بود.
دکتر محمد صادق کوشکی در ادامه آسیب دیگری که ممکن است انقلاب ایران را تهدید کند را دنیاطلبی خواص و مسوولان و فرزندان انقلاب میداند و میافزاید: این آفت برگرفته از همان آفت اعتقادی است. تضعیف اعتقادات طبیعتاً زمینه را برای بروز انواع مفاسد از جمله مفاسد مالی و اقتصادی و سیاسی و حتی اخلاقی آماده میسازد. رویکرد خواص به دنیاطلبی یک نمونه از پیامهای ضعف اعتقادی است و هر حرکتی که باعث شود تا مردم از دین زده شوند و یا برای آنها ابهام ایجاد کند از جمله دنیاطلبی چهرههای شاخص و مسوولان و چهرههای مذهبی و روحانیت، موجب تضعیف انقلاب خواهد شد چرا که بار اصلی انقلاب بر روی شانههای اعتقادی مردم استوار است.
وی در ادامه در بیان وظیفه نیروهای داخلی در اقدام فکری و نرمافزاری برای تحکیم پایههای انقلاب ادامه میدهد: برای دفاع از هر پدیده از جمله انقلاب اسلامی بایستی پدیده را به خوبی شناخت. تا وقتی که پدیده انقلاب اسلامی شناخته نشود امکان دفاع از آن وجود ندارد. در حال حاضر انقلاب اسلامی حتی در میان نخبگان حوزوی و دانشگاهی امری ناشناخته و گمنام است و کمتر کسی است که انقلاب را یک تغییر حکومت از نظام پهلوی به نظام جمهوری اسلامی و انقلابی تمدنساز ببیند. وقتی که این گوهر این مقدار ناشناخته باشد طبیعی است که شیوههای تهاجم به آن و دفاع از آن ناشناخته میماند. به عنوان مثال یکی از هجومهای عمده برای سست کردن اعتقادات مردم بحث ترویج افسار گسیخته فحشا و بی بند و باری و مفاسد اخلاقی است و متاسفانه هر مقدار که این تهاجم درونیتر میشود بیاعتنایی مسوولان هم به آن عمیقتر میشود و کمتر مسوولی از قوای سهگانه و حتی خطبا و روحانیون داریم که حساسیتی درخور این تهدید خزنده و بسیار خطرناک نشان دهند. چرا این واکنش نشان داده نمیشود دلیل آن است که گوهر انقلاب در میان عدهای به فراموشی سپرده شده است. اگر گوهر انقلاب به طور دقیق بازشناسی شود آن هنگام متوجه خواهیم شد که گسترش فحشا و مفاسد اخلاقی و توزیع رایگان مشروبات الکلی از مرزهای شمال غربی به چه علتی صورت گرفته است اما متاسفانه نسبت به این خطر واکنش درخور صورت نمیگیرد.