فعالیت نظامی در خط مشی «حماس»
رژیم صهیونیستی بمثابه یک طرح ضد خیزش عربی و اسلامی است و اگر ضعف و ناتوانی امت اسلام نبود بی شک صهیونیست ها نمی توانستند به رویای برپائی دولت خود بر روی خاک فلسطین جامه عمل بپوشانند. و این حقیقتی است که صهیونیست ها بدان واقف بوده و مخالفت خود را با هرگونه برنامه ای که بر توانمندی های عربی و اسلامی می افزاید بالقوه و بالفعل به نمایش می گذارند.
چرا که صهیونیست ها بر این باورند که هر تلاش در جهت بیداری و پیشرفت عربی و اسلامی خطری راهبردی برای اسرائیل محسوب می شود. صهیونیست ها همچنین معتقدند که وحدت توان عربی و یا اتحاد آن بر مبنای طرح خیزشی جامع می تواند خطری بنیادین برای دولت عبری باشد و همین اعتقاد و باور رهبران دولت صهیونیستی را از بدو شکل گیری بر آن داشت تا با استفاده از سلاح اقتصاد خود را از کیان و موجودیتی بیگانه و ناموزون در فضای عربی اسلامی به بخشی از آن تبدیل کند. و این موضوع بخوبی نشان می دهد که چگونه هواداران سازش زیر بار مسایل اقتصادی بر ترویج طرحهایی اینچنینی پافشاری دارند.
از همین جا می توان نقش فعالیت نظامی در سیاستگذاری جنبش «حماس» را دریافت . فعالیت نظامی ابزار راهبردی جنبش در رویارویی و مقابله با پروژه صهیونیسم محسوب می شود این ابزار با توجه به نبود طرح جامع عربی اسلامی برای آزاد سازی و رهایی همچنین یگانه ضمانت تداوم درگیری و سرگرم سازی دشمن صهیونیستی و بازداری او از توسعه فرا مرزی خواهد بود. کما اینکه بعد راهبردی فعالیت نظامی راهکار بنیادین ملت فلسطین برای شعله ور نگاهداشتن درگیری در فلسطین اشغالی و جلوگیری از تلاش های مذبوحانه اسرائیل برای انتقال کانون بحران و تشنج به سایر نقاط جهان عربی اسلامی بحساب می آید. همچنین فعالیت نظامی بمثابه ابزاری بازدارنده جهت بازداشتن صهیونیست ها از استمرار در هدف قرار دادن امنیت ملت فلسطین می باشد. عملیاتی که جنبش در پاسخ به جنایت باروخ گلدشتاین تروریست (کشتار نمازگزاران حرم ابراهیمی) انجام داد بخوبی کارایی این ابزار به اثبات رسید. همچنین تداوم این مشی و حتی گسترش آن می تواند صهیونیست ها را تحت فشار قرار داده و مجبورشان سازد به اینکه اقدامات خصمانه خود علیه منافع و حقوق شهروندانمان در کرانه باختری و نوار غزه را پایان دهند.
جنبش «حماس» بر این باور است که ادغام شدن اسرائیل در منطقه عربی اسلامی به تاخیر در هر طرح بیدارگرانه و خیزشی امت انجامد چه اسرائیل برخوردار از حمایت های بیدریغ آمریکا و منظومه فرهنگی آن در پی آنست تا از ضعف امت عربی در برابر خود بهره برداری کرده و در خدمت اجرای پروژه سازش درآورد و از خلال آن اقتصاد کشورهای عربی و امکانات گوناگون آنها را در منظومه جدیدی به محوریت اسرائیل پیوند زند.
مقاومت جنبش «حماس» در برابر اشغالگران متوجه یهود به عنوان دین نبوده بلکه علیه اشغالگری حضور نامشروع و اقدامات سرکوبگرانه آن می باشد. این مقاومت آنگونه که اسرائیل و طرفداران سازش سیاسی مبتنی بر اصل برهم خوردن موازنه قوا مدعی اند به فرآیند سازش مرتبط نیست چرا که مقاومت قبل از انعقاد قرار داد مادرید آغاز شده بود. و از طرفی جنبش با هیچ یک از طرف های ملی هیچ گونه خصومت و یا جنگی نداشته و اصولا حمله به منافع و تاسیسات دیگر کشورها در سیاست آن نیست زیرا قلمرو مقاومت ضد اشغالگری صهیونیستی خود را در داخل اراضی اشغالی فلسطین محصور می داند و حتی زمانیکه صهیونیست ها تهدید کردند نبرد با «حماس» را به خارج از مرز سرزمین های اشغالی انتقال خواهند داد. جنبش «حماس» مقام های صهیونیستی را نسبت به عواقب چنین اقدامی برحذر داشتند و این خود علاقمندی شدید جنبش به عدم توسعه دایره و دامنه درگیری را نشان می دهد.
جنبش «حماس» در مقاومت ضد اشغالگری خود پیوسته بر اهداف نظامی تاکید داشته و تلاش می کند حتی الامکان در جریان مقاومت و پایداری اش به غیر نظامیان آسیبی نرسد و حتی در برخی موارد که غیر نظامیان در خلال عملیات مقاومت آسیب دیده اند در وضعیت دفاع از خود و یا مقابله به مثل و در پاسخ به کشتارهای بی رحمانه ای که علیه غیر نظامیان و مردم بی گناه فلسطین به مورد اجرا در آمده بود از خود واکنش نشان نداده است نظیر کشتاری که حرم ابراهیمی شهر الخلیل اتفاق افتاد و طی آن جمعی از فلسطینیان که در حال ادای نماز در داخل مسجد بودند بدست شهرکنشینان و نیروهای اشغالگر به قتل رسیدند. «حماس» برای اظهار علاقمندی شدید خود مبنی بر عدم تعرض به غیر نظامیان طرفین بارها و بارها پیشنهادات انسان دوستانه را مطرح ساخت که ناظر بر این مطلب بود از هدف قرار دادن غیر نظامیان خودداری شود و اینکه آنان خارج از دایره درگیری قرار بگیرند. ولی صهیونیست ها این پیشنهادات را رد کرده و نادیده انگاشتند و با این عمل خود بر ماهیت تروریستی و بی مبالاتی آنان نسبت به حفظ خون های مردم بی گناه فلسطین صحه گذاشت .
جنبش «حماس» سخت مقید است که در فعالیت های مقاومت خود بر ضد اشغالگر اسرائیلی موازین و تعالیم عالیه اسلامی و نیز مبانی حقوقی بشر و قانون بین المللی را مراعات کند.
مقاومت مشروع حماس بر خلاف عملکرد صهیونیست ها برخاسته از تمایل به قتل و خونریزی نمی باشد.
موضع جنبش «حماس» در قبال سازش سیاسی:
جنبش «حماس» بارها و بارها تاکید کرده است نه تنها مخالف اصل صلح نبوده که خواهان و داعی صلح بوده و درجهت تحقق آن تلاش می کند و نسبت به اهمیت جهان شمولی صلح با تمامی کشورهای جهان اتفاق نظر دارد.
اما خواهان صلحی عادلانه است که حقوق ملت فلسطین در آن مورد توجه قرار گیرد بنحویکه بتواند از حق آزادی بازگشت استقلال و تعیین سرنوشت برخوردار گردد. حماس بر این باور است موافقتنامه هایی که تا کنون حاصل شده اند پاسخگوی آرمان های ملت فلسطین نبوده و حتی حداقل انتظارات او را بر نمی آورد این موافقت نامه ها ناعادلانه بوده و به ملت (فلسطین) آسیب و زیان می رساند و از طرفی متجاوز را بخاطر تعدی پاداش داده و حقی را که از دیگران سلب و غصب کرده برسمیت می شناسد و به عبارتی این موافقتنامه ها تلاشی در جهت تحمیل شرایط طرف پیروز و انتظار از طرف مظلوم به دست کشیدن از حقوق حقه اش می باشد. بنابراین چنین صلح ظالمانه ای با این شاخصه های ستمکارانه نمی تواند به موفقیت بینجامد و یا عمری طولانی داشته باشد. اصل سازش سیاسی با هر مصدری و با هر مفادی در راستای این مطلب خواهد بود که برای دشمن صهیونیستی حق وجود در بخش عمده سرزمین فلسطین قائل می شود و صد البته تبعات آن محروم شدن میلیون ها تن از فرزندان ملت فلسطین از حق بازگشت تعیین سرنوشت و ایجاد دولت مستقل بر سرتاسر قلمرو فلسطین و برپائی نهادهای ملی دنبال خواهد داشت .
این موضوع نه تنها با ارزش ها منشور و عرف بین المللی و انساندوستانه منافات دارد که در دایره محرمات فقه اسلامی قرار گرفته و پذیرش آن جایز نمی باشد. سرزمین فلسطین زمین مبارک اسلامی است که صهیونیست ها با زور و تزویر غصب کرده و مسلمانان موظفند برای بازپس گیری آن و اخراج اشغالگر جهاد کنند.
بر همین اساس جنبش طرح شولدز ـ بیکر طرح های مبارک برنامه شایر و فرآیند مادرید واشنگتن را رد کرده است . حماس معتقد است خطرناک ترین طرح های سازشی که تاکنون مطرح شده اند دردرجه اول قرار داد غزه اریحا است که در سال 1372 میان رژیم صهیونیستی و رهبریت ساف در واشنگتن به امضا رسید و همچنین سند اعتراف متقابل میان طرفین و موافقت نامه های بعدی که نام هایی چون قاهره طابا و غیره برخود داشتند. خطر و تهدید این موافقت نامه تنها از مضمون آن که حاکیست صهیونیست ها بر سرتاسر فلسطین را برسمیت می شناسد و روابط عربی صهیونیستی را عادی جلوه می دهد و دست برتر و سلطه گر صهیونیستی را در منطقه باز می گذارد نشات نمی گیرد بلکه خطر در موافقت طرف فلسطینی نهفته است گرچه هم نماینده واقعی مردم فلسطین نباشد زیرا چنین اتفاقی بمنزله بستن پرونده فلسطین و محرومیت ملت فلسطین از پی گیری مطالبات و حقوق مشروعش و یا بکارگیری ابزارهای مشروع برای دستیابی به حقوق حقه اش خواهد بود و علاوه بر این موجب آن خواهد شد تا اغلب مردم فلسطین از حق زندگی در زمین و میهن خویش محروم شوند و طبیعی است که پیامدهایی بدنبال خواهد داشت و چه بسا نتایج آن از محدوده ملت فلسطین فراتر رفته تا ملت های عربی و اسلامی را شامل شود.
نظر به خطرات بالقوه سازش که اینک مطرح شده است جنبش موضع گیری کرده و این موضع بر موارد ذیل استوار است :
1 ـ آگاه سازی مردم فلسطین نسبت به عواقب خطرناک سازش و قرار دادهای ناشی از آن .
2 ـ تلاش در جهت سازماندهی و ایجاد ائتلاف میان گروه های معارض روند سازش و تراوشات آن و نیز بیان و اظهار موضع خود در میادین فلسطینی عربی و بین المللی .
3 ـ در خواست از رهبران ساف به خروج از مذاکرات با رژیم صهیونیستی و لغو قرار داد غزه اریحا که تهدیدگر موجودیت ملتمان چه در فلسطین و چه خارج از آن در حال و آینده می باشد.
4 ـ برقراری ارتباط با کشورهای عربی و اسلامی ذیربط و درخواست از آنها به عقب نشینی از مذاکرات عدم پاسخگویی به توطئه عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی و همیاری با ما در مقابله دشمن صهیونیستی و طرح های شوم او.
موضع جنبش در قبال گروهها و سازمانهای فلسطینی
1) جنبش حماس بر این باور است که عرصه فعالیت ملی فلسطینی گنجایش همه نگرش ها و اجتهادات را در دایره مقاومت و پایداری مقابل پروژه صهیونیستی دارا بوده و وحدت و یکپارچگی فعالیت ملی فلسطینی هدف عالی است که همه نیروها و گروهها و فعالیت های فلسطینی برای دستیبابی به آن تلاش کنند.
2 (حماس می کوشد با هدف سنگین کردن کفه مشترکات و حوزه اتفاق نظرها بر نقاط اختلاف با همه گروه ها نیروها و فعالیت های عمومی در این راستا همکاری و هماهنگی داشته باشد.
3) حماس در راه تحکیم فعالیت مشترک ملی گام برمی دارد و بر این باور است که در راهکار و فعالیت مشترک ملی فلسطینی بایستی بر اصل پایبندی به تلاش همه گیر برای آزادی فلسطین عدم پذیرش دشمن صهیونیستی و یا قائل نشدن حقی برای حضور دشمن بر ذره ای از خاک فلسطین استوار باشد.
4) حماس معتقد است در عرصه تلاش ملی دامنه اختلاف در دیدگاه ها و اجتهادها هر چه باشد هیچ کس و تحت هر شرایطی حق ندارد برای تسویه درگیری ها و حل چالش ها و یا تحمیل نظریات و دیدگاه های خود در درون قلمرو فلسطین خشونت و سلاح را بکار گیرد.
5)حماس بدون هیچ تبعیضی و بدون توجه به دین عرق و طایفه از مسایل ملت فلسطین پاسداری و دفاع می کند و این باور را دارد که ملت فلسطین چه مسلمان و چه مسیحی ملت واحدی بوده و حق دفاع از سرزمین و آزادی میهن را برای همه گروه ها و طوایف قائل می باشد.
موضع جنبش در قبال تشکیلات خودگردان
جنبش مقاومت اسلامی فلسطین «حماس» تشکیلات خودگردان را چیزی فراتر از تراوشات قراردادهای همزیستی با دشمن صهیونیستی نمی داند و معتقد است که صهیونیست ها با ایجاد این تشکیلات موافقت کردند تا مجموعه ای از اهداف آنان در کوتاه مدت و دراز مدت محقق گردد.
بنابراین تشکیلات خودگردان که از سوی نیروی پلیس چند اسمی سی هزار نفری پشتیبانی می شود و این نیرو ملزم به اجرای تعهدات مندرج در قرار دادها می باشد و در مقدمه این تعهدات مقابله با عملیات مقاومت و درهم کوبیدن گروه های مقاومت و یا تضعیف آنها به بهانه صیانت از فرآیند سازش و موافقتنامه های تشکیلات خودگردان با اسرائیل جای دارد.
از طرفی هم تشکیلات خودگردان با این شکل که خود را در گرو موافقتنامه های اسلو اسیر کرده است پرده ای را تشکیل و به نوعی به اشغالگری و اقدامات آن رسمیت می بخشد.
برای مثال وقتی تشکیلات خودگردان با احداث راه های کمربندی برای شهرک نشینان موافقت کرد در واقع با این کار به حضور زورمدارانه صهیونیستی مشروعیت قانونی داده است .
جنبش «حماس» خوب می داند که صهیونیست ها کوشیده اند با پنهان شدن در ورای تشکیلات خودگردان از روبرو شدن با جنبش و برنامه جهادی آن اجتناب ورزد. جنبش همچنین به این نتیجه رسیده است که سرگرم شدن در رویارویی نظامی با تشکیلات خودگردان هدفی از اهداف مهم صهیونیست ها و بخشی از مطامع آنها را بر آورده می سازد. همین نتیجه گیری موضع گیری های جنبش را تحت الشعاع قرار داده و باعث گردید قاطعانه و قویا از کشیده شدن به درگیری با تشکیلات خودگردان خودداری ورزد.
گرچه تشکیلات خودگردان در حوزه عملکرد خود رفتاری سرکوبگرانه و ناقض حقوق بشر داشته و تا سرحد ترور رزمندگان مجاهد تیراندازی بسوی نمازگزاران پیش رفت و صدها تن از آحاد مردم را به بهانه حمایت از گروه های مقاومت فلسطینی بازداشت نموده و آنها را در زیر انواع گوناگون شکنجه های قرون وسطایی قرار داد که منجر به فوت تعدادی هم شد.
جنبش «حماس» قراردادهای اسلو را راهکاری فریبنده برای از بین بردن قضیه و آرمان فلسطین و تامین امنیت صهیونیست ها برخلاف منافع و حقوق حقه مردم فلسطین می داند در عین حال برخود فرض می داند که به مخالفت با این قراردادها پایبند بماند و با بهره گیری از راهکارهای مردمی تلاش خود در جهت بی اعتبار ساختن آنها بکار گیرد بدون آنکه متعرض تشکیلات خودگردان و دست اندرکاران آن بشود. البته جنبش بر این باور است که سرنوشت تشکیلات و پروژه سیاسی اش ناکامی و در محور امنیتی قراردادهای اسلو محدود و محصور خواهد شد.
موضع «حماس» در قبال آئینها و ادیان آسمانی
جنبش «حماس» اعتقاد راسخ دارد که اسلام دین و کیش وحدت و مساوات و تسامح و آزادی است . حماس جنبشی با ابعاد انسانی و فرهنگی است و با هیچ گروهی خصومت ندارد مگر با آن دسته که خود پایه دشمن را با امت اسلامی بنا نهاده اند. حماس بر این باور است که زندگی در سایه اسلام شایسته ترین فضای همزیستی میان پیروان ادیان سماوی بوده و تاریخ بهترین گواه بر این مدعاست .
جنبش از این فرموده حق باری تعالی (لا اکراه فی الدین) و (لا ینهاکم الله عن الذین لم ..) الهام گرفته و بر همین اساس حقوق دیگر ادیان سماوی را محترم شمرده و مسیحیان ساکن سرزمین فلسطین را هموطنانی می داند که آنها نیز در معرض همان اقداماتی قرار گرفته اند که برادران مسلمان آنها از سوی اشغالگران متحمل شده اند و همچنین به رویارویی با اشغالگر و پایداری در رفتارهای نژادپرستانه اش پرداخته اند. بنابراین مسیحیان جز لاینفکی از ملت فلسطین بشمار می روند و ضمن برخورداری از کلیه حقوق در برابر وظایف (ملی ـ میهنی) مکلفند.
موضع جنبش در قبال دیگر جنبشهای رهائیبخش
حماس در مقام جنبش مقاومت ضد اشغالگری و نژاد پرستی اسرائیلی با آرمان های رهائیبخش جهانی همراه و هم نوا بوده و خواست های شروع ملت های آزادیخواهی که سعی در رهایی از اشغالگری و سیاست نژادپرستانه و تفرقه افکنانه دارند تائید می کند.حماس ضمن اعلام همبستگی با مبارزات مردم جنوب آفریقا در برابر تفرقه و نژادپرستی از پایان وضعیت و شرایط جائرانه نژادپرستی در آن دیار استقبال کرد.
مناسبات خارجی
1 ـ حماس معتقد است که اختلاف مواضع در قبال تحولات جاری نباید و نمی تواند مانع از تماس ها و همکاری اش با هر گروه و طرفی که آمادگی حمایت از مبارزات و پایداری و مقاومت ملتمان در برابر اشغالگر متجاوز بشود.
2 ـ جنبش «حماس» در امور داخلی و سیاست دولت های میزبان دخالتی نمی کند .
3 ـ «حماس» تلاش می کند مشوق حکومت های عربی و اسلامی به حل اختلافات فیمابین و اتخاذ موضع یکپارچه متحد در قبال مسایل مبتلا به باشد. اما در عین حال ابا دارد در کنار و یا علیه طرف دیگری قرار گیرد و یا اینکه موافقت جریان سیاسی خاصی باشد و یا علیه گرایش دیگری باشد.
4 ـ «حماس» به وحدت عربی اسلامی معتقد بوده و هر تلاش را که در این مجال صورت می گیرد پاس می دارد .
5 ـ «حماس» از کلیه دولت ها احزاب و نیروهای عربی و اسلامی می خواهد به وظیفه و مسئولیت خود در قبال یاری و حمایت از پایداری ملت فلسطین و رویارویی اش با اشغالگران صهیونیست عمل نموده و ضمن تسهیل در امر فعالیت جنبش او را در ادای وظیفه و ماموریتش یاری رسانند.
6 ـ «حماس» معتقد به اهمیت گفتمان با همه دولت ها احزاب و نیروهای بین المللی (صرفنظر از ایدیولوژی شناسنامه نظام سیاسی) بوده و در همکاری با هر طرفی که در راستای خدمت به آرمان عادلانه ملت فلسطین و دستیبابی به حقوق حقه و مشروعش باشد مانعی نمی بیند جنبش همچنین از هر تلاشی که در جهت آشنا سازی افکار عمومی با عملکرد اشغالگر صهیونیستی و اقدامات خصمانه و ضد انسانی اش در حق آحاد مردم فلسطین باشد استقبال می کند.
7 ـ «حماس» با هیچ کسی بر اساس و معیار اعتقاد دینی و یا نژادی خصومتی ندارد و با هیچ کشور و یا سازمانی به عناد و مخالفتی نمی پردازد مگر اینکه علیه مردم ما ستم روا داشته و یا با اقدامات ضد انسانی اشغالگر صهیونیست همدست و هم نوا باشند.
8 ـ «حماس» سخت در پی آنست که عرصه و میدان درگیری و رویارویی با اشغالگر صهیونیست در فلسطین محدود و محصور و به ورای مرزها انتقال پیدا نکند.
9 ـ جنبش «حماس» از کشورها سازمان ها مراجع بین المللی و جنبش های رهائیبخش جهانی انتظار دارد که در کنار آرمان به حق و عادلانه ملت فلسطین قرار بگیرند و اقدامات سرکوبگرانه و مخالف عرف و حقوق بین المللی مقام های اشغالگر را محکوم کنند و یک جریان و حرکت جهانی ایجاد نمایند تا رژیم صهیونیستی را تحت فشار قرار دهند تا به اشغال ناجوانمردانه سرزمین و مقدسات فلسطین اسلامی پایان دهد.