به گزارش خبرگزاری فارس، "جان کامینسکی " (John Kaminski) نویسنده و منتقد ساکن ایالت کالیفرنیای آمریکا، با درج مقالهای در پایگاه اینترنتی "ربل " به این دو سؤال که "چرا همه از یهودیها متنفر هستند؟ " و اینکه "آیا هنوز میتوان یکچنین سؤالاتی پرسید؟ " پاسخ گفته است: هماکنون در بسیاری جاها صحبت کردن از بعضی موضوعات مشخص و مرتبط با یهودیان ممنوع شده است. انتقاد کردن از مسلمانها و کاتولیکها هیچ عیبی ندارد - در حقیقت تشویق هم میشود، کافیست نگاهی به صفحات روزنامه "نیویورک تایمز " بیندازید - اما طبق قوانین بسیاری از کشورها هیچ چیز در مورد یهودیها نمیتوان گفت.
کامینسکی با اشاره به ممنوعیت هرگونه انتقاد از یهودیان میافزاید: "کالین پاول "، ژنرال معروف آمریکایی-آفریقایی زمانی اظهار داشته بود که صحبت کردن در مورد رفتار جنایتکارانه صهیونیستها "سامیستیزی " است، حتی اگر آنها کودکان فلسطینی را بکشند یا اعضای بدنشان را سرقت کنند. هرکسی که اعلام کرده اتاقهای گاز اردوگاههای مرگ نازی در حقیقت بعد از جنگ جهانی دوم ساخته شدهاند، محکوم و به زندان فرستاده شده است. بزودی جرمهای دیگری نیز بدین مقوله اضافه خواهد شد، مثلا صحبت کردن درباره اینکه مشاور ارشد اوباما پسر یکی از مأمورین موساد است، و یا اینکه در حدود یک قرن است که کاخ سفید توسط ثروتمندان یهودی اداره میشود.
نویسنده در ادامه به تلاشهای صورت گرفته برای تطهیر وجهه یهودیان پرداخته و اظهار میدارد: چرا همیشه میتوانیم به فروشگاههای زنجیرهای "والمارت " رفته و در آنجا انجیل نوشته "اسکافیلد " (این انجیل مورد استفاده پروتستانها بوده و به نفع یهودیان تحریف شده است) را بخریم، اما هیچگاه نمیتوانیم نسخهای از تلمود نوشته شده توسط "سانسینو " را تهیه نماییم، کتابی که در آن داستانهای سری فساد و خباثت یهودیها مورد اشاره قرار گرفته (برای مثال ماجرای خاخامهایی که با کودکان مقاربت جنسی میکردند و آن را بخشی از مناسک مذهبی معرفی مینمودند.)
کامینسکی که خود به علت اظهاراتش در مورد جنایات یهودیان از انتشار مطلب در بسیاری از وبسایتها منع شده با اشاره بدین موضوع، مینویسد: اگر شما هرکدام از این مطالبی را که من گفتم به زبان آورید بهطور خودکار از تمام وبسایتهای مطرح اینترنتی اخراج خواهید شد. نمیتوان به همین سادگی ادعا نمود که یهودیها در تمام حوزههای هستی تأثیراتی مخرب و زیانآور گذاردهاند. اما تا جایی که ما میدانیم "تا بوده همین بوده. "
این نویسنده آمریکایی در ادامه مقاله سلطه رسانهای یهودیان را نیز مورد اشاره قرار میدهد: تمام رسانههایی که هر روز مشاهده میکنید به یهودیان تعلق دارند. بنابراین تمام موضوعاتی که ممکن است چهره بدی از یهودیان ترسیم کنند به طور خودکار از صحنه حذف میشوند مگر مواردی چنان بزرگ که نمیشود آنها را حذف نمود، بعنوان نمونه قضیه خاخامهایی که در نیوجرسی کلیههای سرقتی را میفروختند.
به اعتقاد نویسنده پیگیری منافع یهودیان، کشور آمریکا را به تباهی کشانده است: تریلیونها دلار توسط حکومت ما از آمریکا خارج و به رژیم صهیونیستی فرستاده شده است. رؤسای جمهور ما جان هزاران آمریکایی - بهترین شهروندان کشور - را فدا میکنند تا جنگهایی فریبآمیز در جهت منافع یهودیان به راهاندازند. آیا میتوان نقشهای بهتر از جنگهای کنونی برای نابودی ارتش آمریکا تدارک دید؟
به گفته نویسنده اگر بجای کلمه جادویی "یهود " از واژه دیگری استفاده شود آنگاه درباره این موضوعات میتوان صحبت کرد:
میتوان از واژههایی چون صهیونیستها، کمونیستها، آنارشیستها، لیبرالها، و یا حتی نومحافظهکاران اشتراوسی استفاده کرد. اما اگر از این کلمات استفاده کنیم در جنایات یهودیان شریک شدهایم زیرا به آنها کمک کردهایم تا از مسؤولیت گناهان نهچندان سریشان رهایی یافته و با استفاده از اطلاعات غلطی که هر روز در رسانههای تحت کنترلشان منتشر میکنند، جویندگان حقیقت را گمراه سازند و توجه آنها را از جنایتکاران حقیقی، یعنی رهبران جامعه یهود، به جاهای دیگر منعطف کنند.
این مقاله با اشاره به فریبکاریهای یهودیان در پاسخ به این پرسش که چرا متنفرین از یهودیت، هنوز هم صلیب شکسته را بر دیوارهای گرانیتی کنیسهها ترسیم میکنند، آورده است: آنها این کار را نمیکنند. تمام این سناریوها توسط خود یهودیها انجام میگیرد، همانگونه که در وقایع اخیر کالیفرنیا و مریلند شاهد بودیم، اینها علائم گمراه کننده هستند. در بمبگذاریهای لاکربی و 11 سپتامبر نیز باز همین علائم گمراهکننده دخیل بودند. اینها اتفاقاتی است که در قرن بیستم و خیلی قبل از آن بر سر جهان آمده است.
در این مقاله نفوذ یهودیان در آمریکا و قبل از آن در روسیه چنین توصیف شده است: شاه "جرج " سبک مغز و نادان توسط 13 مشاور یهودی محاصره شده بود. بزرگترین حامیان جرج واشنگتن یهودی بودند: "حیم سولومان " که تمام ثروت خود را به ارتش جرج واشنگتن داد، "هارون لوپز " ثروتمند بزرگ و تاجر برده در نیوپورت، و "الکساندر همیلتون " که به بانکداران یهودی اجازه داد اقتصاد آمریکا را تا ابد تحت کنترل خود گیرند.
این منتقد آمریکایی میافزاید: طبق قوانین جزایی جدید من عملا نباید یکچنین حرفهایی را به زبان برانم. وقتی به قضایای فوق میاندیشم یاد داستان "ویلی مارتین " میافتم که شرح واقعه تسلط قوم یهودی خزر بر روسیه را تشریح میکند. تمام ماجرا از انگلستان شروع شد. یهودیهای ثروتمند انگلستان شروع به جمعآوری کمکهای نقدی برای "یهودیهای فقیر و تحت آزار و اذیت روسیه " کردند. بعدها انگلستان هیأتی به مسکو فرستاد و مشخص گشت که تمام شکایتهای یهودیها داستانی بیش نبوده است.
تزار الکساندر دوم، سعی نمود به مانند بسیاری از پادشاهان دیگر رویهای مهربانانه در قبال یهودیها در پیش گیرد و تا جایی که میتواند آنها را با فرهنگ روسیه یکپارچه سازد. اما پاداش وی چه شد؟ یهودی ها او را نابود کردند. پنجاه سال بعد، خزرها با حمایت بانکداران یهودی نیویورک کنترل تمام کشور را بدست گرفته و شروع به سرخوشیها و قانونشکنیهای مرگآورشان کردند که در نهایت موجب مرگ 66 میلیون نفر شد.
کامینسکی با بیان اینکه آنچه در روسیه و سپس در آلمان رخ داد هماینک در آمریکا جریان یافته است، بر این مسئله که پس از کنترل همه چیز توسط یهودیها ،رویدادی ناگوار رخ میدهد، تاکید کرده و به شرح استیلای آنها بر منابع اطلاعاتی آمریکا میپردازد:
دیروز به کتابخانه عمومی "ساراسوتا " ، رفته بودم تا دنبال دو کتاب بگردم. کتاب "ساموئل جانسون " با عنوان "زندگینامه شعرا " و کتابی از "ازرا پوند " در مورد مسائل پولی. در نرمافزار جستجوی کتابخانه چیزی نیافتم. بنابراین در میان قفسهها شروع به جستجو کردم. در آنجا کتابهای بسیاری در مورد جانسون و پوند یافتم اما کتابی که توسط خود این دو نفر نوشته شده باشد پیدا نکردم.
وی ادامه میدهد: تمام کتابخانه آغشته از پیامها و نوشتههایی بود که در آنها "آلن گینگسبرگ " شاعر منحرف و بدنام و همچنین دیگر نویسندگان یهودی که هم جایزه نوبل و هم سیستم آموزشی ما را فتح کردهاند، مورد ستایش و تمجید قرار گرفته بودند. تمام آثاری هم که در مورد پوند و جانسون نوشته شده بود کار محققین یهودی بود که سعی میکردند "توضیح دهند " منظور واقعی نوشتههای این دو نابغه معروف چیست. با خود زمزمه کردم که "اینجا هم به همان بدی تلویزیون است " سپس از محوطه کتابخانه که بیشتر شبیه یک کنیسه بود، بیرون رفتم.
به نظر کامینسکی حتی علم نیز از دستاندازی تباهکننده یهودیها در امان نبوده، وی در این باره مینویسد: فساد دانش بشری که توسط یهودیها برانگیخته شده در قرن بیستم با شتاب بیشتری گسترش یافت. مطالب دانشگاهی متعلق به دهه 1880 را بخوانید تا بدانید منظور من چیست. به جای فهماندن مطالب سعی شده که آنها را سادهتر و عامهپسندتر کنند و بدین ترتیب اندیشه و تفکر جایگاه خود را از دست داده است.
در ادامه مقاله یکی از بزرگترین پردههایی که بر روی آگاهی عمومی کشیده شده، یعنی صنعت فیلم و موسیقی مورد بررسی قرار گرفته: ارزشهای قدیمی به تدریج و پیوسته توسط شهوترانی و هوس فرسوده میشوند. البته شهوت و هوس همیشه منبع اصلی کسب درآمد توسط یهودیها بوده است: سکس، مواد مخدر و موسیقی "راک اند رول ".
این مقاله میافزاید: رهبران ما بجای اینکه مردمشان را بسوی سعادت و روشنگری رهنمون کنند، بعلت ضعفهای اخلاقی و بشری در مقابل طمع فریبنده ثروت از پای درآمدهاند و آن را بر مسؤولیتشان ترجیح دادهاند، آنها ترجیح دادهاند که در راحتی بسر برند اما ندانند که عشق و بقاء در گرو کار سخت، ایثار و وفاداری به آنهایی بدست میآید که به صداقت شما ایمان آوردهاند.
کامینسکی تباهی و فساد یهودیان را نشأت گرفته از دین تحریفشدهشان معرفی میکند و مینویسد: از اعماق شیطانی و تاریک تلمود گندآبی فوران می کند که تمام انسانها و همچنین جانداران دیگر این کره خاکی را در خود خفه میکند. و ما هنوز نفهمیدهایم که در مرداب متعفن یهود در حال غرق شدن هستیم.تلمود عیسی، پیامبر مسیحییت را تا ابد آویزان در چاهی از نجاست توصیف میکند. ما هنوز نفهمیدهایم که این دقیقا همان کاری است که فلسفه یهودی بر سر دنیا میآورد.
نویسنده در پایان مقاله به تشریح دلیل نفرت از یهودیها میپردازد و میگوید: اما اینها دلیل تنفر مردم از یهودیان نیستند. تمام این نفرت بدین خاطر است که یهودیها هیچگاه حقیقت را نمیگویند. زیرا اگر یهودیها حقیقت را در مورد خود و بلایی که بر سر جهان آوردهاند فاش کنند، بدون درنگ تمام مردم آنها را به هلاکت خواهد رساند. هماکنون میدانید که چرا آنها دروغ میگویند و چرا همه از آنها متنفر هستند.