از فردای انتخابات شرایطی در جامعه ایجاد شد که دیگر نمیتوانستیم آن را شور انتخابات بدانیم؛ شرایطی که همچنان با گذشت 6 ماه هم ادامه یافته است. بازخوانی دوران حکومت اسلامی بعد از رحلت پیامبر نخستین گام در بازشناسی نمونه تاریخی دوران ماست.
دکتر افتخار دانشپور،کارشناس مذهبی، با اشاره به جریان غدیر میگوید:« 20 هزار نفر جریان غدیر را نوشتند و این حادثه جزو متواترات و مسلمات جریان دینی ماست. بعد از رحلت آن حضرت، مسلمین به جای اینکه به فرمودههای ایشان عمل کنند، سقیفه را رقم میزنند. بعد از جریان سقیفه بحث اسلام، زعامت و جامعه اسلامی را از آن مجرایی که پیغمبر انتخاب، عنوان و سفارش کرده بودند، خارج کردند. وقتی جریانی از مجرای اصلی خارج شود و روال عادی خود را طی نکند، مسلماً پیامدها و عوارض خاصی را به دنبال دارد. اینگونه امیرالمومنین(ع) سر دوراهی سرنوشت سازی قرار گرفتند؛ از سویی میتوانستند قیام کنند و با یک قیام خونین حکومت را در دست بگیرند و از طرفی دیگر، چالشها و خطراتی چه از داخل و چه از خارج، بلاد اسلامی را تهدید میکرد و همین خطرات باعث شد مساله صبر و سکوت را بر قیام ترجیح دهند.
موارد مختلفی هست، مثلا در خطبه شقشقیه از این دوراهی دشوار صحبت میکنند:« من این ردای خلافت را رها کردم و دامن خود را از آن پیچاندم در حالی که در این اندیشه فرورفته بودم که آیا دست تنها بهپاخیزم یا در این محیط خفقان ظلمتی که به وجود آمده صبر کنم؛ محیطی که پیران را فرسوده و جوانان را پیر و مردان باایمان را تا واپسین دم زندگی به رنج وامیدارد و در عاقبت دیدم بردباری و صبر به عقل نزدیکتر است، لذا شکیبایی ورزیدم ولی به کسی میماندم که خار در چشم و استخوان در گلو دارد، با چشم خود میدیدم که میراثم را به غارت میبرند». اشتباهات خلفا در زمان عثمان به اوج خود رسیده و باعث خستگی مردم شد. به لحاظ ظلمها، تبعیدها و اجحافها که در حکومت اسلامی ایجاد شده بود، مردم روی آوردند به اینکه باید خلافت را به دست کسی بسپارند که بالاترین صلاحیت را داشت و خود پیغمبر سفارشاتی را در این زمینه بسیار داشت، بنابراین هجوم آوردند به بیت امام.
امام علی (ع) در قسمتی از نهجالبلاغه میفرمایند: «مردم همانند شتران تشنهکامی که به آب میرسند و ساربان رهایشان ساخته و افسار از آنها برگرفته بر من هجوم آوردند و به یکدیگر تنه میزنند و فشار میآورند آنچنان که گمان کردم مرا خواهند کشت». امام در این شرایط مسؤولیت جامعه اسلامی را برعهده میگیرند که جامعه اسلامی با دشواریهای گوناگون سیاسی و اجتماعی مواجه است اما در مدت سکوت 25 ساله ایشان که از خلفای راشدین که ابوبکر و عمربن خطاب و عثمان ابن عفان در اسلام بدعتهایی را وارد کرده بودند دیگر مردم با دنیاطلبی و رفاه از اسلام پیامبر دور شدهاند.
جنگهای پی در پی
پذیرفتن حکومت اسلامی از سوی امام علی(ع) در شرایطی صورت گرفته که مردم به دنیا خو کردهاند و با هدف دنیا به دنبال علی آمدهاند و همین امر نخستین گام در پیدایش جنگهاست. دکتر دانشپور درباره دلایل پیدایش 3 جنگ در دوران حکومت حضرت علی(ع) میگوید: «امام علی(ع) در چنین شرایطی میفرمایند که عقل و خرد در این زمینه به من حکم کرد که زمام حکومت را در دست بگیرم تا عدالتی را که پیغمبر اکرم 23 سال برای آن زحمت کشیدند مجدداً در جامعه اسلامی پیاده کنم. امام حکومت را پذیرفتند اما پذیرفتن این حکومت برای عدهای گران تمام شد و موجب شد در طول حکومت امام که مدت زیادی هم طول نکشید یعنی 4 سال و چند ماه، 3 جنگ بزرگ درگیرد. جنگ اول همان نبرد با ناکثین بود، افرادی چون طلحه و زبیر که فکر میکردند به دلیل دوستی با امام در صورت بیعت میتوانند حکومت برخی از شهرها از جمله ری و کوفه را به دست بگیرند با امام بیعت کردند اما غافل از اینکه بنای حکومت امام بر عدالت بود.
جورج جورداق مسیحی در توصیف دوران حکومت امام علی(ع) میگوید: «علی در محراب به دلیل کثرت عدالتش به شهادت رسید. این افراد سودجو و طمعورز در ابتدای حکومت امیر دیدند که با این بیعت به اهداف خود نمیرسند، سر ناسازگاری گذاشتند و ماجرای جنگ جمل به سرکردگی عایشه ایجاد میشود». این کارشناس مذهبی درباره زمینههای جنگ صفین میگوید: «بعد از آن معاویه توسط علی عزل شد که این موضوع برای او بسیار گران تمام شد. تمام این سودجوییها و دنیاطلبیها باعث شد که جنگی به نام صفین توسط عمروعاص ایجاد شود. عمروعاص خود عنوان میکند که من در جنگ با علی با علم به اینکه میدانستم علی دین مطلق است و با این جنگ، قیامتم را به دنیا میفروشم وارد این جنگ شدم چرا که هوای نفسم نتوانست دنیا را فراموش کند و عاقبت بخیری قیامت را ترجیح دهد. جنگ صفین با ماجراهای خاص و حیلههای خود درگرفت و هردو سپاه در این جنگ آسیبهای زیادی را متحمل شدند و در آخر هم ماجرا به حکمیت ختم شد.
امام علی(ع) میدانستند که جریان حکمیت هیچ فایدهای برای سپاه اسلام ندارد اما با فشار عدهای حکمیت را پذیرفتند و در نهایت همان عدهای که فشار وارد کرده بودند خود متوجه اشتباهشان شدند. بعد از جنگ صفین همان عدهای که امیرالمومنین را در تنگنای حکمیت قرار داده بودند سر ناسازگاری گذاشتند و جنگ سومی را به نام نهروان در پیش گرفتند و بر امام زمان خود یاغی شدند که عنوان خوارج را هم پیدا کردند».
شاید شبیه جمل
حامد سروری، کارشناس تاریخ درباره مشابهتهای تاریخی دوران کنونی میگوید:« شرایط کنونی ما به برخی از دورانهای تاریخ اسلام شباهتهای زیادی دارد. یکی از آنها دوران جنگ جمل است، در این جنگ برای مسلمین امر مشتبه شد چرا که در زمان جنگ جمل، صحابه پیر شده بودند و نوبت نسل دوم و سوم رسیده بود و توجه آنها به کسانی بود که در راه اسلام فداکاریهایی کرده بودند و با رسول خدا نسبتی داشتند. عایشه به دلیل سوابق و نزدیکی با پیامبر جایگاهی داشت و تشخیص حق از باطل خیلی سخت بود. از دوران ابوبکر برای عایشه تبلیغاتی صورت گرفته بود و او را بزرگ کرده بودند و عایشه یک جا خود را نشان میدهد. طلحه و زبیر جزو مهمترین صحابه پیامبر بودند و چه تلاشهایی که در راه اسلام نکرده بودند و از این جهت برای مردم درک زمان سخت بود. مردم بصره تا آخرین لحظه برای عایشه میجنگیدند».
اما این تنها مردم بصره نبودند که به دلیل تشخیص نادرست، تا پای خون جنگیدند. گروهی هم در این دوران مردم را به سکوت دعوت میکردند. سروری در این باره میگوید: «در این دوران گروهی هم سکوت کردند. در این فتنه خواص مردم را به سکوت دعوت میکردند. وقتی سفیر حضرت علی برای دعوت مردم به جنگ وارد کوفه شد، ابوموسی اشعری، مردم را فراخواند و گفت این فتنه است و شما باید در این فتنه ساکت باشید. در سویی همسر رسول خدا و در سوی دیگر داماد رسول خداست و اینگونه مردم را از پیوستن به سپاه حضرت علی برحذر میداشت. وقتی حضرت علی نزد اسامه میآیند و از او میخواهند که به جنگ بپیوندد، اسامه میگوید من از رسول خدا شنیدم که میگفتند مسلمان نباید به روی مسلمان شمشیر بکشد. این در حالی است که آنها متجاوز بودند و در سوره حجرات آمده است که اگر میان 2 گروه از مسلمانان دعوا شد باید متجاوز را بر سرجایش بنشانند. از این جهت این اختلافات تردید مردم را جدیتر میکند».
این کارشناس تاریخ با اشاره به شرایط کنونی میگوید: «از سویی نخستوزیر امام را میدیدند که میگفت بعد از انتخابات برنامههایم را با رهبری هماهنگ میکنم و از سوی دیگر... حادثه اخیر چون پیچیده است نباید آن را با یک واقعه مقایسه کرد. نباید براحتی با تاریخ اسلام تطبیق بدهیم. مشابه کامل تاریخی نمیتوان پیدا کرد؛ این وقایع فرازهای تاریخ اسلام شباهت دارد از آن جهت که کسانی که در اسلام سابقه داشتند، رهبر را تنها گذاشتند و کسانی که در اسلام سابقه داشتند مقابل امام ایستادند و از این جهت به جنگ جمل شباهت دارد».
شبیه همه فتنهها
دکتر فاطمه رجبی، استاد دانشگاه شرایط بعد از انتخابات را به دوران خاصی شبیه نمیداند و میگوید: «شرایطی که در حال حاضر یعنی بعد از انتخابات با آن مواجه هستیم، همه فتنههای دوران امیرالمومنین یکباره نه یک به یک تکرار میشود؛ از جنگ جمل که همسر پیامبر و سابقون در آن شرکت داشتند تا جنگ صفین که به قول حضرت زینب ابن الطلاقاء -یعنی کسانی که بعد از فتح مکه آزاد شده بودند- به مصاف حضرت آمدند تا نهروانیها که پیشانیهایشان از سجدههای بیمحتوا پینه بسته بود. از قبل انتخابات تا روزهای اخیر همه یکسان دنبال شدند؛ کسانی مثل هاشمی، خاتمی، موسوی، کروبی و... همه اینها مسیری را آغاز کردند که از منافق، بهایی و سلطنتطلب همراهشان شدند».
او به خبر دستگیری تعدادی از منافقین در اغتشاشات روز عاشورا اشاره میکند و میافزاید: «مگر منافقین چه کسانی هستند این افرادی که در این مدت دیدهایم از منافقین چه کم داشتند؟ فتنههایی که در جنگهای جمل، صفین و نهروان انجام شد را ببینید، در جنگ صفین میگویند «لا حکم الا لله ولا انت علی» این اسلامی که این روزها از آن دم میزنند، در آن از امام علی و عاشورا خبری نیست. اسلام آمریکایی برای این افراد کم است، اسلامی که از بهاییت سر درمیآورد اسلام آمریکایی هم نیست. پیامبر فرمودند عمار به دست اشقیا کشته میشود.
عمار در جنگ صفین کشته میشود و مشخص میشود که معاویه و سپاهش همانهایی هستند که مورد خطاب پبامبر هستند، اما معاویه فتنه را به این سمت سوق داد که ببینید چه کسی عمار را به جنگ آورده است و امیرالمومنین را موجب معرفی کرد. هاشمیرفسنجانی در سخنرانی مشهد میگوید این افرادی که به خیابان میآیند مدیران، نخبگان و دانشجویان کشورند. پس میتوان چنین نتیجه گرفت که آن کسانی که روز عاشورا در خیابانها ریختند و در مشروعیت وجود و نسلشان کمتر شبههای به جا میماند و اینها همان نخبگان هاشمی هستند».
دکتر رجبی به تاریخ معاصر کشور نقبی میزند و میگوید: «در تاریخ اسلام سابقه ندارد یا کمتر سابقه دارد که فاجعه روز عاشورای امسال به وقوع پیوسته باشد. ما در عاشورا و تاسوعای 1357 تظاهرات کردیم و شاه به خود اجازه نداد نیروهای خبیثش را به خیابانها بریزد و علیه امام حسین(ع) شعار بدهند و قرآن بسوزاند. دیروز قوم اصلاحطلب، قوم هاشمی، موسوی و کروبی ظهر عاشورا قرآن سوزاندند و علیه امام حسین(ع) شعار دادند. این مصلحتاندیشی وارونه است که صدا و سیما میاندیشد که نباید این توهینها به مقدسات را برای مردم به نمایش گذاشت چراکه مردم باید بیشتر این افراد را بشناسند. چنین حرکتی را نه شاه انجام داده نه رضا شاه و توسط این افراد انجام میشود.
اتفاق روز عاشورا تکرار جمل و نهروان نیست بلکه عاشورای سال 61 هجری و لشکر شام است. وقتی با استناد به روایتی از امیرالمومنین در بحارالانوار که ویژگیهای دجال را بیان میکنند، سبز موسوی را سبز لجنی نامیدم، با استناد به روایتی طولانی آن روز ننوشتم چرا که عده زیادی سبز بر دوش میانداختند و به دنبال موسوی حرکت میکردند، اما امروز میگویم کسانی که روز عاشورا پرچم سبز بر دست به خیابانها آمدند و قطعا پیروان موسوی، کروبی و خاتمی بودند و اینچنین فاجعهای را ظهر عاشورا علیه امام حسین در ظهر عاشورا آفریدند قطعا شامل همان جملهای میشوند که حضرت علی (ع) درباره تولد اینها میفرمایند. وگرنه کدام نامسلمان حلالزادهای است که از واقعه عاشورا اطلاع داشته باشد، اینگونه ظهر عاشورا به صحنه میآید، قرآن را میسوزاند و خیابانها را ویران میکند».
این استاد دانشگاه و پژوهشگر به رفتار زنان شرکت کننده در این تجمع اشاره میکند و میگوید:« به روایت تاریخ، زنان زمانی که خاندان امام حسین(ع) را شناختند، سوگواری کرده و لباس عزا بر تن کردند و جشن پیروزی بنی امیه را به عزا تبدیل کردند، اما امسال روز عاشورا زنانی به صحنه آمدند که امام حسینکشی به راه بیندازند. اینها لشکر اصلاحطلبند و هیچ چیزی برای اینها جز ریشهکن کردن نظام اسلامی در قدم اول و بعد از آن ریشهکن کردن اسلام مهمتر نیست. در دوران اصلاحات میگفتم که خاتمی به رهبری اصلاحطلبان به میدان نیامده است جز برای ریشهکن کردن اسلام و مکتب تشیع. دیروز همه چیز به صحنه آمد و هیچ شبههای برای هیچکس در داخل و خارج کشور باقی نماند. روزی را میبینم که سران فتنه اشعار شرکآلود یزید را بخوانند که لا خبر و لا وحی نزل». خواص همواره در جریانها تاثیرگذاری دارند اما رجبی تفاوتی را میان خواص دوران ما و خواص دوران صدر اسلام برمیشمرد: «همیشه خواص در طول تاریخ اسلام و در رابطه با مقام امام معصوم و امروز در رابطه با ولایت فقیه خائن بودهاند.
در شرایط کنونی وضع بهتری داریم چراکه بیشتر خواص دوران ما خوب هستند. خواص دوران امیرالمومنین را ببینید یا در سپاه دشمن میجنگند یا بیتفاوتند. در عاشورا خواص به شکل بارزتری خود را نشان دادند؛ بیتفاوت، ساکت، خائن و جنایتکار. عمر سعد از سرداران سپاه امیرالمومنین بود. بیشترین جنایات را در کربلا عمر سعد انجام داد. وقتی در عاشورا زمانی که امام حسین(ع) در گودال قتلگاه قرار دارند، میبینیم که حضرت زینب (س) از عمر سعد میخواهند که اقدامی کند، چرا که عمرسعد از سرداران سپاه امیرالمومنین بوده و حضرت زینب بیهوده او را مورد خطاب قرار نمیدهند. در زمان ائمه دیگر هم وضع به همین صورت است. امام صادق میفرمایند من اگر 10یا 20 نفر سرباز داشتم قیام میکردم این در حالی است که امام هزاران شاگرد داشتند. خواص همیشه آسودهطلب و رفاهطلب بودهاند و برای رفاه دنیاییشان به دنبال اسلام آمدهاند. در میان 72 یار امام حسین(ع) کدام را میبینید که به معنای امروز ما جزو نخبهها باشند.
برخاستن یک نفر از خواص - یعنی علما- میتواند ثمرات ارزشمندی داشته باشد. میبینید وقتی که آیتالله نوریهمدانی برمیخیزند و صحبتی میکنند. قم از حضور منافقین پاک میشود. در زیارت وارث و دیگر زیارتها لعن میکنیم کسانی را که شنیدند، سکوت کردند و رضایت دادند به آنچه که در عاشورا اتفاق افتاد و قطعا خواص ما هم که در این صف قرار گرفتهاند مورد لعن ابدی شیعیان خواهند بود. دولت به معنای حاکمیت کاری نمیکند، قوه قضائیه هیچ برخوردی نمیکند و کار را به آزاد کردن سران فتنه و رسیدگی به جرائم کهریزک محدود کرده است. سران فتنه هم محترماند که هر کاری میخواهند انجام بدهند اما تودههای مردم باید حساب خود را از وزارت اطلاعات جدا کنند. البته تاکید میکنم وزارت اطلاعات دولت دهم بسیار بهتر از وزارت اطلاعات دولت نهم وارد عمل شد، اگر وزارت اطلاعات دولت نهم کوچکترین قدمی برمیداشت این فتنه در نطفه خفه شده بود.
وزیر پیشین اطلاعات هم اشارهای کرد که ما کوتاهی در این زمینه کردیم». در 6 ماهه اخیر هرگاه حاکمیت از مردم تقاضا کرده، آنها به میدان آمدهاند اما اگر در روز عاشورا تنها به مردم گفته میشد که عزاداریهایتان را در خیابان برگزار کنید، حرمت شکنان، مردم را در برابر خود میدیدند و پیش از آنکه چنین خسارتهایی به بار بیاید، همان مردمی که با اطلاع از حادثه به میدان آمدند از بروز حادثه پیشگیری میکردند. دکتر رجبی با اشاره به این شرایط میگوید: «در حال حاضر مردم میدانند و نظام حسینی و نظام ولایی. این نظام بدون احساس وظیفه مسؤولان سیاسی در محاصره و مخاطره فتنهگران قرار گرفته است. اینها علیه مرجعیت و تشیع قیام کردهاند. اگر مردم، همین مردم بیسلاح در صحنه بودند این افراد هیچ غلطی نمیکردند.
اگر حاکمیت به مردم هشدار میداد که اینها قصد دارند به خیابان بیایند و همین مردم بیسلاح در صحنه بودند این افراد هیچ غلطی نمیکردند. اگر حاکمیت به مردم هشدار میداد که اینها قصد دارند به خیابان بیایند مردم همان عزاداریها را در خیابان برگزار میکردند، رئوس فتنه جرات نداشتند که به خیابان بیایند، سلاح لازم نیست و تاکنون حاکمیت به کار نبرده است. مردم عزاداری را در خیابان برگزار کنند، ببینید که کدام یک از سران فتنه جرات میکنند. حرکتهای مردمی در چه حدی ممکن است منجر به اشتباه شود از قرآن سوزاندن آنها بدتر؟ آنها اسلحه دارند و در اغتشاش نیروهای خود را میکشند و فتنه برپا میکنند».
تاریخ همان گونه که سستی کوفیان و خیانت شامیان را روایت می کند، این روزها حال و هوای شهر ما را هم برای آیندگان روایت خواهد کرد. به راستی ما در این عرصه تاریخی، کدام نقش را ایفا می کنیم؟!