تاریخ انتشار : ۰۸ بهمن ۱۳۸۸ - ۰۹:۰۴  ، 
کد خبر : ۱۳۶۴۱۴
سازمان همکاری‌های شانگ‌های:

وضعیت موجود و چشم انداز آینده

مقدمه: به‌رغم ظهور سازمان‌های متنوع منطقه‌ای شکل گرفته در سالیان اخیر، سازمان همکاری شانگهای از معدود سازمان‌هایی است که ضمن حفظ و تداوم موجودیت خود، به تدریج در حال بسط فعالیت‌هایش با توجه به مقتضیات اعضا و شرایط منطقه‌ای و بین‌المللی است. از جمله مهم‌ترین اهداف وفعالیت‌های سازمان همکاری شانگهای می‌توان به مبارزه با تروریسم، رفع مشکلات مرزی بین اعضا، همکاری‌های امنیتی و همچنین توسعه و گسترش تبادلات اقتصادی اشاره کرد. چین و روسیه به‌عنوان مهم‌ترین اعضای تشکیل‌دهنده سازمان همکاری شانگهای، به همراه سایر کشورهای عضو و ناظر، در مورد بسیاری از تحولات منطقه‌ای و جهانی دغدغه‌های نسبتاً مشترکی دارند. تمامی این موارد تا به امروز باعث شده است تا شانگهای به‌عنوان سازمانی متفاوت در صحنه بین‌المللی به حساب‌ آید. از زمان ظهور این سازمان، سؤالات متعددی حول آن مطرح بوده است. آینده سازمان چگونه خواهد بود؟، آیا سازمان همکاری شانگهای می‌تواند در کلیت خود به یک بازیگر تأثیرگذار منطقه‌ای و بین‌المللی تبدیل شود؟، سؤال مهم‌تر اینکه سازمان همکاری شانگهای از چه ماهیتی برخوردار است؟ و سؤال آخر اینکه چین، روسیه و ایران چه اهدافی را از این سازمان دنبال می‌کنند؟ به منظور پاسخگویی به پرسش‌های فوق، معاونت پژوهش‌های سیاست خارجی، طی نشستی با حضور صاحبنظران، به بررسی ابعاد مختلف مسئله پرداخته است. بحث اصلی این نشست آن است که مواضع سازمان همکاری شانگهای در قبال تحولات منطقه‌ای و جهانی بالاخص بحران اخیر در گرجستان، نشانگر آن است که این سازمان از ظرفیت لازم برای فراتر رفتن از یک سازمان امنیت منطقه‌ای برخوردار نیست.

1ـ ماهیت شانگهای
برای فهم دقیق ماهیت یک سازمان می‌بایست علل زیربنایی شکل‌گیری آن، منطقه‌ای یا جهانی بودن و درجه پیوستگی و هماهنگی اعضای آن را مورد بررسی قرار داد. در مورد شانگهای باید اشاره کرد که این سازمان بسیار تحت تأثیر تحولات بیرونی است. هرچند که دغدغه‌های امنیتی و مشکلات مرزی از علل اصلی شکل‌گیری شانگهای بوده است، اما به مرور تحولاتی همچون حادثه یازده سپتامبر، گسترش ناتو به شرق و حضور پررنگ‌تر آمریکا در منطقه آسیای مرکزی و قفقاز، نگرش‌ها و سیاست‌های این سازمان را تحت تأثیر قرار داده است. چنین مسائلی اهداف و فعالیت‌های شانگهای را وسعت بخشید.
این مسئله را تا حدودی می‌توان در مورد سیاست خارجی و امنیتی مشترک اروپا نیز مشاهده کرد. هرچند در ابتدا خواست و اراده اعضا در شکل‌گیری آن مؤثر بوده است، اما عوامل بیرونی همچون تروریسم، مقابله با دولت‌های ناکارآمد و مسائل امنیتی، به عنوان یک متغیر دخیل در تداوم و بسط فعالیت‌ها مؤثر بوده است.
نکته مهم دیگر در مورد سازمان همکاری شانگهای، منطقه‌ای بودن آن است. چنین سازمانی، ظرفیت و توان لازم را برای گسترده کردن حوزه عملیاتی خود ندارد. کشورهای آسیای مرکزی چنان درگیر مشکلات امنیتی و اقتصادی و ضعف در زیرساخت‌ها هستند که اساساً قدرت مانور سیاسی را نمی‌توانند به سازمان بدهند. مورد گرجستان شاهد بسیار مناسبی برای این مدعاست. البته در این میان عوامل دیگری نیز وجود دارند که مانع بین‌المللی شدن این سازمان هستند و از آن جمله می‌توان به فقدان وابستگی متقابل بین اعضا و فقدان اراده‌های همسو اشاره کرد.
مورد دیگر در باب ماهیت سازمان، بحث میزان پیوستگی و همگونی اعضا است. به‌دلیل ضعف در توسعه فرهنگی، اقتصادی و سیاسی اعضای شانگهای، سازمان نمی‌تواند کمک مؤثری در مسائل داخلی به اعضا داشته باشد. اساساً سازمان‌های منطقه‌ای با طی کردن مراحل رشد خود وارد حوزه‌های داخلی دول عضو می‌شوند. علت این امر تلاشی است که در جهت همگون‌سازی ازنظر توسعه فرهنگی و سیاسی باید رخ دهد. اما شانگهای هنوز وارد این مرحله نشده و به نظر هم نمی‌رسد که علاقه خاصی برای ورود به این مرحله داشته باشد.
اما نکته دیگر ماهیت چینی ـ روسی سازمان همکاری شانگهای است؛ بدان معنا که این دو کشور نقش بسزایی در شکل دادن به اهداف و فعالیت‌های سازمان دارند. چنین وضعیتی جایگاه ویژه‌ای را برای روسیه و چین به وجود آورده و دیگر اعضا را در موقعیت پایین‌تری قرار داده است که این حالت نابرابر، یک نقیصه جدی برای این سازمان به حساب می‌آید. در این وضعیت نظرات و دغدغه‌های روسیه و چین از اولویت بالاتری برخوردار است و به همین دلیل امکان دارد که در موقعیت‌های گوناگون، نگرانی‌‌ها و منافع دیگر اعضا به درستی لحاظ نگردد.
بحث آخر اینکه شانگهای اساساً یک سازمان همکاری امنیتی است. چنین وضعیتی را به خوبی می‌توان در اعلامیه‌ها و بیانیه‌های متنوع و مختلف شانگهای مشاهده کرد. به علت ضعف در زیرساخت‌های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و عدم وابستگی متقابل میان اعضاء، سازمان همکاری شانگهای اساساً توان لازم را برای تبدیل شدن به یک سازمان منطقه‌ای که توان پوشش دادن جوانب بسیاری را داشته باشد، ندارد. ازطرفی به دلیل توانمندی‌های نابرابر اعضا، تفاوت‌های فرهنگی گسترده که از روسیه مسیحی تا چین کنفوسیوسی و همچنین آسیای مرکزی مسلمان را شامل می‌شود و همکاری‌های اقتصادی عمدتاً دوجانبه و نه جمعی میان اعضا، امکان تبدیل شدن شانگهای را از یک سازمان صرفاً امنیتی به سازمانی منطقه‌ای که جامع الاطراف‌تر باشد را مشکل کرده است.
به‌طور کلی در خصوص ماهیت سازمان همکاری شانگهای، به‌طور مختصر می‌توان سه نکته را بیان کرد. اول آنکه چین و روسیه سازمان شانگهای را محل مناسبی برای یکپارچه ساختن کشورهای آسیای مرکزی علیه سیاست‌های آمریکا دیده‌اند و اساساً از این طریق سعی در پر کردن خلأ قدرت به ‌وجود آمده در سال‌های پس از فروپاشی شوروی دارند.
نکته دوم، ابهام درباره آینده شانگهای است که علت آن ماهیت قوام نیافته سازمان درطی این سا‌ل‌هاست و نکته آخر اینکه، شانگهای به دلیل شرایط جهانی و همچنین روابط روسیه و چین با غرب و روابط روسیه و چین با دول آسیای مرکزی، نمی‌توان از آن انتظار تبدیل شدن به یک ناتوی شرقی که تهدیدی برای امنیت غرب باشد را داشت.
پس از اشاراتی که به ماهیت و شرایط شانگهای شد، در ادامه به اهداف و فعالیت‌های روسیه و چین به عنوان مهم‌ترین اعضای سازمان و ایران به عنوان عضو ناظر می‌پردازیم.
2ـ روسیه
روسیه در سازمان همکاری شانگهای به دلیل توانمندی‌ها و ظرفیت‌های گسترده، از اعمال نفوذ بالاتری برخوردار است و به همین دلیل است که استراتژی‌های خود را نسبت به سازمان گسترده‌تر تعریف می‌کند. روسیه در همکاری با شانگهای چهار هدف عمده را دنبال می‌کند؛ اول، مدیریت زمینه‌های بحران در آسیای مرکزی، دوم ممانعت از نقش‌آفرینی بیشتر آمریکا در آسیای مرکزی، سوم زمینه‌سازی برای ایجاد یک سازمان امنیتی دربرابر گسترش ناتو به شرق و چهارم، توسعه فضای همکاری اقتصادی در منطقه و ایجاد شرایط وابستگی متقابل اقتصادی می‌باشد.
3ـ چین
به دلیل عدم شفافیت در سیاستگذاری و تصمیم‌گیری چین، بحث در باب استراتژی این کشور مشکل می‌باشد. اما برای فهم هرچند مختصری از سیاست‌ها و استراتژی‌های کلان چین، باید به گفته‌های رهبران این کشور و مکتوبات استراتژیست‌های ارتش چین رجوع کنیم. چین حدود سی سال است که به‌طور رسمی استراتژی کلان خود را بر سه پایه بنیان گذاشته است که عبارتند از:
حفظ نظم داخلی و افزایش قابلیت دولت در مواجهه با کشمکش‌های این حوزه؛
دفاع در برابر تهدیدات خارجی مداوم علیه حاکمیت ملی و سرزمینی؛
کسب و تداوم تأثیرگذاری ژئوپولیتیک به عنوان یک قدرت بزرگ و در مراحل بعد به‌عنوان یک ابرقدرت.
این سه استراتژی کلان در مجموع موجب شکل‌گیری مفهوم امنیتی جدید در چین شد که به نام ظهور مسالمت‌آمیز مشهور است. مهمترین ویژگی این مفهوم آن است که چین بدون درگیری‌های سیاسی در عرصه تعاملات بین‌المللی، به یک ابرقدرت تبدیل شود. این مفهوم خود سه کارویژه اصلی دارد که عبارتند از:
کاهش تنش در محیط امنیتی برای تمرکز بر اهداف داخلی؛
اطمینان‌بخشی به همسایگان پیرامون ظهور چین؛
ایجاد موازنه محتاطانه در برابر ایالات متحده.
با توجه به موارد ذکرشده، می‌بایست اهداف چین را در شانگهای مورد بررسی قرار داد. اساساً استراتژی کلان چین و مفهوم امنیتی "ظهور مسالمت‌آمیز" و کارویژه‌هایش، محمل و متن مناسبی برای فهم اهداف چین در شانگهای به دست می‌دهند.
در همین زمینه باید اشاره کرد که کاهش تنش در محیط امنیتی مخصوصاً معضل امنیتی سین‌کیانگ، اولین هدف چین در سازمان همکاری شانگهای است. سین‌کیانگ ازجمله مناطقی به شمار می‌آید که در دوره‌های قدرت امپراتوری چین، مطیع و فرمانبردار به حساب می‌آمده و زمانی که دولت مرکزی در ضعف به سر می‌برده، برای جدایی از چین تلاش می‌کرده است. به هر حال منطقه سین‌کیانگ چین به دلیل وجود قومیت و مذاهب مختلف موجود در‌ آن، همچنان برای چین دردسرآفرین است. به همین دلیل چین در تلاش است تا با استفاده از سازوکارهای سازمان همکاری شانگهای، این قضیه را به بهترین نحو رفع و رجوع سازد.
دومین مسئله، شکنندگی وضعیت دولت‌های آسیای مرکزی است. بعد از فروپاشی شوروی، کشورهای آسیای مرکزی دچار نوعی سردرگمی شدند و ازطرفی نیز به دلیل ضعف‌های عمده، به تهدید بالقوه‌ای برای کشورهای همسایه تبدیل شدند. چین نیز که خطر افراط‌گرایی و قاچاق مواد و دیگر تهدیدات امنیتی از این منطقه را احساس می‌کرد، به تدریج نسبت به ‌آینده آسیای مرکزی حساس شد.
نکته بعدی، بحث امنیت‌سازی است که دارای سه کارویژه اساسی برای دیپلماسی چین است و سازمان همکاری شانگهای، در این راستا کمک مؤثری به حساب می‌آید. کارویژه‌های اعتمادسازی در سیاست خارجی چین که از رهگذر شانگهای می‌تواند حاصل شود، شامل حل اختلافات مرزی، ثبات در رفتار دولت چین، که این خود تصویر ابهام‌آلود و چندوجهی است و یک نقطه منفی برای هر دولتی به حساب می‌آید که برای این دولت به همراه نمی‌آورد، و در آخر بسط منافع مشترک است. چین می‌تواند برای کشورهای عضو به عنوان یک شریک تجاری و همچنین مهم‌ترین سرمایه‌گذار به حساب آید و همین امر خود باعث گسترش و توسعه منافع است.
سومین نکته و مزیت شانگهای برای چین، ایجاد یک موازنه محتاطانه در برابر‌ آمریکا است. موازنه محتاطانه از این بابت است که به‌صورتی نرم و صبورانه در مقابل آمریکا صورت می‌گیرد. اساساً در حال حاضر رفتار چینی‌ها ایجاد هیاهوهای سیاسی در عرصه بین‌المللی نیست و آنها خواهان دست‌یابی به اهداف خود ازطریق شیوه‌های دیپلماتیک هستند. همین امر باعث شده تا چینی‌ها موضع‌گیری‌های بسیار دقیق و محتاطانه‌ای را درقبال تحولات داشته باشند و درضمن خود را در برابر هیچ دولت دیگری قرار نمی‌دهند و سعی در دستیابی به خواست‌های خود نیز دارند. اما به هر حال برای رسیدن به چنین موازنه‌ای، چینی‌‌ها اقداماتی را در سالیان اخیر انجام داده‌اند که بازتعریف روابط با روسیه و تلاش برای شکل‌دهی به رفتار موازنه‌ای با کشورهای منطقه در برابر آمریکا، از آن جمله است.
4ـ ایران
از خواست‌های سیاسی جدی ایران همواره عضویت در نهادها و مجامعی بوده است که ضدیت جدی با سیاست‌های غرب دارند. اما واقعیت آن است که هیچ‌گاه فواید و مضرات عضویت در چنین سازمان‌هایی، به‌طور دقیق واکاوی نشده است. شانگهای بهترین نمونه برای این مدعا است. این امر در حالی است که به‌رغم اشتیاق بسیار ایران برای عضویت در شانگهای، این درخواست بارها رد شده است. نکته‌ای که واضح می‌باشد این است که با عضویت در چنین نهادها و سازمان‌هایی، نمی‌توان به سادگی تعاملات میان قدرت‌های بزرگ را رقم زد.
از طرف دیگر، چندجانبه‌گرایی از خواست‌های جدی نخبگان سیاسی ایران است. چنین استراتژی‌ای، با توجه به شرایط جهانی، به نظر برای منافع ملی کشور مفید می‌آید. همین چندجانبه‌گرایی، خطر جدی شکل‌گیری یک هژمونی را که می‌تواند به‌طور جدی منافع اساسی کشور را به مخاطره بیاندازد، بسیار قابل اهمیت خواهد کرد. اساساً وجود هژمونی در همسایگی ایران، همواره در طول تاریخ منافع ایران را تهدید کرده است.
اما در کل باید اشاره کرد که به‌رغم اراده جدی ایران برای عضویت در شانگهای و به‌رغم تمامی محسناتی که می‌تواند داشته باشد، به دلیل محضورات و محدودیت‌هایی که قالب این سازمان برای اعضا به وجود می‌آورد، امکان دارد مضرات و هزینه‌های بیشتری را به ایران تحمیل کند.
5ـ شانگهای و بحران گرجستان
صحبت در باب قابلیت‌های شانگهای را با توجه به جنگ گرجستان و روسیه به خوبی می‌توان نشان داد. به‌رغم همزمانی اجلاس سالانه سازمان همکاری شانگهای با بحران گرجستان، هیچ تحرک خاصی از طرف این سازمان صورت نگرفت. دلایل این امر را می‌توان در عدم تلاش جدی روسیه برای همراه کردن سازمان دانست. خواست روسیه به فراتر رفتن بحران از سطح بین دو کشور نبود و ازطرفی، در بند اول شانگهای در اجلاس دوشنبه نیز اشاره شد که اختلافات باید به صورت مسالمت‌آمیز و طبق مقررات حقوق بین‌الملل حل و فصل شود. در بند سوم هم در اجلاس شانگهای، اعلام نگرانی عمیق نسبت به رویدادهای اخیر در اوستیا و درخواست از طرفین درگیری برای حل صلح‌آمیز مسئله را قید کرده بود. اما ازطرف دیگر، چینی‌ها هم که ترس از خدشه‌دار شدن روابطشان با غرب را دارند، چندان میلی به گسترده‌ کردن موضوع گرجستان درسطح یک سازمان منطقه‌ای نداشتند و به همین دلیل صرفاً خواستار اعلام حمایت از نقش فعال روسیه در ارتقای صلح در منطقه کردند.
همان‌گونه که مشخص شد، فعالیت شانگهای در مورد بحران مهمی همچون بحران گرجستان، در حد همین اعلامیه‌ها بود. از چنین وضعیتی اینگونه برمی‌آید که به‌رغم تعهد عرفی اعضا در خصوص حمایت از یکدیگر، اعضا به خاطر عدم وجود ظرفیت‌های لازم، توان برآورده ساختن چنین هدفی را لااقل در کوتاه‌مدت ندارند.
6ـ آینده شانگهای
درخصوص آینده سازمان همکاری شانگهای و گسترش فعالیت‌های آن دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد. در حالی که برخی از تحلیلگران به‌دلیل ظرفیت‌های محدود سازمان در جهت تأمین نیازهای متنوع و متفاوت اعضا، توسعه کمی و کیفی آن را چندان محتمل نمی‌دانند، برخی دیگر از تحلیلگران به دلیل توانمندی قابل توجه اعضای سازمان در برخی از حوزه‌ها، به‌طور بالقوه این سازمان را دارای ظرفیت‌هایی می‌دانند که می‌تواند در آینده نقش مهمتری به این سازمان بدهد. در حال حاضربه نظر می‌رسد که اعضای شانگهای، خود رغبت چندانی به توسعه اعضا و فعالیت‌هایشان ندارند. به همین دلیل است که درخواست عضویت بلاروس همچنان معلق مانده است. با توجه به اینکه چین و روسیه سازمان شانگهای را برای پرکردن خلأ قدرت در آسیای مرکزی ایجاد کردند، تردیدهای جدی‌ای نسبت به اینکه آیا شانگهای می‌تواند فعالیت‌ها و اهداف خود را به خارج از حوزه آسیای مرکزی توسعه دهد یا خیر؟ وجود دارد.
اگرچه این انتظار وجود دارد که اعضای سازمان تهدید امنیتی علیه یک عضو را تهدید علیه امنیت خود بدانند، اما در حال حاضر، اعضا فاقد ظرفیت و اراده لازم برای انجام این موضوع هستند. همین ضعف باعث شده تا حوزه توجهات سازمان از همکاری امنیتی محدود، گسترده‌تر نشود و همچنان محدود به یکسری دغدغه‌های امنیتی مشخص اعضا باشد. مطلوب یک سازمان همکاری منطقه‌ای، گسترده کردن فعالیت‌ها به حوزه‌‌های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی است که شانگهای تا رسیدن به این مرحله هنوز راه طولانی‌ای در پیش دارد.
نکته بسیار مهم دیگر آن است که برای یک آینده قابل پیش‌بینی، احتمال اندکی وجود دارد که چین شریک امنیتی برابری برای دولت‌های آسیای مرکزی و حتی روسیه بشود. نگرانی چین مشکلات مرزی، تروریسم و افراط‌گری‌های مذهبی است که ممکن است همپوشانی کاملی با اهداف دیگر اعضا نداشته باشد. همین مسئله پیشبرد اهداف و آینده شانگهای را می‌تواند تحت تأثیر قرار دهد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات