محمدحسین بدری
جلسه قرائت پیام گورباچف در پاسخ به امام، جلسه سختی بود و فضای سنگینی داشت، که امام با یک عرقچین و شمد وارد جلسه شدند و همه متعجب شدیم. لباس رسمی هم نپوشیده بودند. امام چند دقیقه بیشتر در جلسه نماند و به نشانه اعتراض وسط حرف های شواردنادزه که پیام گورباچف را میخواند، بلند شد و گفت ...
در یکی - دو سال پایانی عمر گرانبهای امام خمینی، اتفاقهای مهمی افتاد. از جمله کشیده شدن جنگ به پایتخت با موشکهای تقویت شده ای که شورویها به صدام داده بودند، قبول قطعنامه، عزل منتظری، تغییر قانون اساسی، ارسال پیام تاریخی امام به گورباچف رهبر اتحاد جماهیر شوروی، انتشار پیام برائت درباره اسلام آمریکایی و حکومت آل سعود و پیام استقامت خطاب به فرزندان انقلاب اسلامی در ایران و سراسر جهان. امام خمینی نامه ای به میخاییل گورباچف نوشت و محمدجواد لاریجانی، مرضیه دباغ و آیت الله جوادی آملی را برای ابلاغ آن به مشهورترین چهره بلوک شرق، مأمور کرد. لاریجانی در آن زمان معاون علی اکبر ولایتی در وزارت خارجه بود و بهدلیل آشنایی با زبان و قاعده های دیپلماتیک، کار مهمی در این سفر به عهده داشت. بیش از 20 سال از این اتفاق بزرگ می گذرد. پیرمردی که در محله جماران در خانه کوچکی زندگی میکرد و به نفر اول یکی از دو قطب دنیای آن روز، نامه نوشت:
«اگر بخواهید گره های کور اقتصادی سوسیالیسم و کمونیسم را با پناه بردن به کانون سرمایه داری غرب حل کنید، نه تنها دردی از جامعه خویش دوا نکرده اید که دیگران باید بیایند و اشتباه های شما را جبران کنند که امروز اگر مارکسیسم در روشهای اقتصادی و اجتماعی به بن بست رسیده است، دنیای غرب هم در همین مسایل البته به شکل دیگر و نیز در مسایل دیگر گرفتار حادثه است. جناب آقای گورباچف، باید به حقیقت روی آورد...»
*کسی به امام خمینی(ره) پیشنهاد کرد به گورباچف نامه بدهد یا طرح خودشان بود؟
**لجستیک کار را تا جایی که در جریان هستم برایتان توضیح میدهم. 10 سال با ارزش ابتدای انقلاب در زمان حیات امام(ره) بود و خیلی چیزها را میشود از اتفاق های آن زمان فهمید. مسئله پیام امام خمینی(ره) به گورباچف، یکی از کارهای ویژه امام بود که من فهم و برداشت خودم را از این کار میگویم. این حرکت یک کار ویژه بود که نظیر دیگری نداشت. امام با هیچ رهبری چنین رفتاری نکرد. این کار فقط درباره شوروی سابق صورت گرفت و از اول تا آخر، ایده شخص امام بود.
*چطور برای سفر به شوروی و بردن پیام عازم شدید؟
**یک روز بعدازظهر، مرحوم حاج احمد آقا به من زنگ زد و گفت امام چنین تصمیمی دارد و فعلا محرمانه است. امام پیشنویسی تهیه کرده بودند و گفتند: «آن را بگیر و بدون اینکه با کسی در میان بگذاری، بخوان و نظرت را به ما بگو که اگر لازم شد، تصحیح کنیم.» پرسیدم حضرت آیتالله خامنه ای - رییس جمهور - در جریان هستند؟
امام گفتند: بله. گفتم پیام را میخوانم و درنهایت با آیت الله خامنه ای مشورت میکنم.
*آن زمان معاون وزیر خارجه بودید، درست است؟
**بله، و البته مسئولیت مذاکرات 598 هم با من بود. پیام را در 48 ساعت 10 - 15 بار با دقت زیاد خواندم. درمجموع، شش اصلاحیه نوشتم که پنج تای آن، در حد اصلاح های عبارتی بود. اما اصلاح ششم خیلی مهم بود. در این بند برای امام نوشتم: «شما نظرتان این است که «مارکسیسم» مرده و «پرسترویکا» و «گورباچف» میخواهند چیز دیگری جایگزین و مارکسیسم را احیا کنند. این احتمال را باید بدهیم که شاید اینها به مارکسیسم علاقه دارند و میخواهند مارکسیسم را روغنکاری کنند تا دوباره کار کند!
خیلی از سیاستمداران دنیا معتقد بودند گورباچف میخواهد کاری کند که مارکسیسم دوباره جان بگیرد. حضرت امام(ره) پنج بندی را که مهم نبود، پذیرفتند. اما این اشکال آخر را نپذیرفتند و گفتند: «نه. میخواهم این جمله ها در متن باشد.» پنج اشکال دیگر انجام شد، اما مورد آخر به همان شکل اولیه ماند.
*یادتان هست آن پنج مورد چه بود؟
**اشکال های خیلی کوچک و جزیی بودند. مثلا در بعضی جاها عبارتها را مأنوس تر کردیم که روسها بفهمند. چون میخواستیم این پیام در سطح جهانی مطرح شود، باید از عبارتهای ساده و قابل فهم استفاده میکردیم.
پس از آن خدمت آقای خامنه ای رسیدم و این اشکال ها را گفتم. ایشان هم گفتند تصحیح ها را باید خدمت امام بدهیم که نظر بدهند.
بعد حاج احمد آقا گفت: «مسئله مهم مقصود امام(ره) از انجام این کار است که بخشی از آن مربوط به ارتباط ما و مسکو پس از مارکسیسم میشود. ایشان اعضای هیئت را معرفی کردند و گفتند مسایل دیپلماتیک این سفر را شما نظارت کنید و قبل از مذاکره با گورباچف، با وزیر خارجه شوروی «ادوارد شواردنادزه» - که بعدها رییس جمهور گرجستان شد - جلسه ای بگذارم و او را توجیه کنم که این پیام برای چه صادر شده و چطور باید با آن برخورد کنند.» در ملاقات با امام بعد از سفری که رفته بودم ایشان گفتند: «آقای لاریجانی آن مسئله درست بود یا نه؟» متوجه شدم که ذهن امام با اشکالی که گرفتم و اعمال نشد، کاملا درگیر است. بعد از ملاقات با «شواردنادزه» و سفری که به روسیه رفتیم، کاملا با امام هم عقیده شدم. امام درست متوجه شده بودند. آنها میدانستند مارکسیسم مرده و اصلا حرفی از نجات آن مطرح نشد.
اگر بخواهیم پیام امام به گورباچف را دسته بندی کنیم، باید بگویم امام خمینی(ره) با این کار از سه میدان وارد بحث شد. میدان اول همین بود که مارکسیسم مرده و مثلا اینطور نبود که بگوییم شوروی بهدلیل ناکارآمدی حکومت، سقوط میکند و بعد مارکسیسم میتواند حکومت بهتری ایجاد کند. برای دلیل سقوط و مرگ مارکسیسم، امام دلیل هایی داشت که در پیامشان هست. پاسخ این سئوال که چرا مارکسیسم مرد هم در پیام امام هست. میدان دوم، بعد از مارکسیسم است و اینکه شوروی بعد از مارکسیسم چه مشکلی دارد؟ پاسخ حضرت امام این بود که مهمترین چالش شوروی پس از مارکسیسم، فریب خوردن رهبران شوروی از در باغ سبز غرب است. نکته ای که امام به آن توجه کرده بود، خیلی مهم و جالب است.
میدان سومی که امام در پیام به گورباچف وارد آن شدند، طرح روابط ایران و روسیه بعد از مارکسیسم است. این استراتژی داهیانه ای بود که بعد هم در دوران ریاست جمهوری آقای رفسنجانی دنبال شد و نتیجه های ویژه ای داشت.
از طرح این حرفها میخواهم به این نتیجه برسم که امام در همه کارهایش نقشهها و استراتژیهای بزرگ داشت. وقتی صدام به ایران حمله کرد و هواپیماهایشان فرودگاه ما را زدند، امام در تلویزیون گفتند: «دیوانهای آمده و سنگی انداخته!» بعد استراتژی مقاومت مردمی را مطرح کردند و پای آن ایستادند تا پیروز شد.
*غرب، چه در سبزی را به روسها نشان داد که شوروی گرایش به غرب داشت؟
**آن روز اهمیت این نکته را به دقت متوجه نشدیم، بعد از فروپاشی شوروی و حتی امروز تازه می فهمیم مسئله در باغ سبز غربیها برای روسها که امام مطرح کرد، چقدر اهمیت دارد. امام قاطعانه به گورباچف گفت: «مواظب باشید حالا که شما میخواهید از شر مارکسیسم رها شوید در چالش بعدی که در باغ سبز غربیهاست، گرفتار نشوید. غرب به شما نقشهای نشان میدهد که اگر بهسمت آن بروید، فکر می کنید وارد بهشت میشوید. اشتباه نکنید!» امام یک جایگزین نشان داد و آنها را به اسلام دعوت کرد. از این کار امام دو - سه نکته زیبا دریافتم. یکی اینکه گرایش سکولار را از ذهن آنها پاک کند. به همین دلیل در پیام امام، بحث های فلسفی هست. بحث های فلسفی امام برای اثبات این است که نمیتوان همه پدیده ها را در عالم ماده توجیه کرد. امام به آنها میگوید اسلام را برای جایگزینی سیستم غرب جدی بگیرید و برای نفی لیبرالیسم غربی انگشت روی ماهیت سکولار آن میگذارد.
نتیجه دوم من از پیام امام این بود که معتقد بودند از روز اول انقلاب اسلامی، باید این پدیده را به دنیا معرفی کنیم. اینکه اگر میخواهیم انقلاب را در دنیا مطرح کنیم، باید آن را به شکل منظم و نظام مند درآوریم. از روز اول پیروزی انقلاب، امام می گفت: «نباید این انقلاب محدود به ایران باشد و باید در سطح جهانی مطرح شود.»
در جریان پیام به گورباچف، امام یک استراتژی جدید معرفی کردند و گفتند در دنیا باید باب گفتوگو را باز کنیم؛ هم در مبنا و هم در اتفاق های روزمره که با آن مواجه میشویم.
*آن زمان پیشبینی درباره ارتباط تهران - مسکو برای دوره پس از مارکسیسم چه بود؟
**امام طراح این رابطه و پیام به گورباچف آغاز این رابطه بود. یکی از مسئولیت های من در هیئت، این بود که برای روسها مسئله را کاملا روشن کنم و بگویم این پیام ضمن مطالب و سرفصل های مختلف، این استراتژی را هم دارد. لازم است توجه کنیم در همان آغاز دوران پیروزی انقلاب ما، روسها به افغانستان حمله کردند.
حضرت امام(ره) بلافاصله سفیر روس را فرا خواند و با لحن تندی با او حرف زد. به سفیر روس گفت: «با حمله به افغانستان اشتباه بزرگی را مرتکب شدید و با خفت شکست میخورید و بیرون میروید.»
سفیر روسیه، بعد از پایان دوران مأموریت در ایران، کتابی نوشت و در آن از اینکه رهبر یک کشور جهان سومی با او با لحن تند حرف زده و به او گفته با خفت شکست میخورید، خیلی ناراحت شده بود. روسها آن زمان خیلی غرور داشتند و برایشان سنگین بود کسی با این لحن با آنها صحبت کند. تقریبا دو سال به پایان جنگ مانده بود که فرماندهان سپاه به امام خبر دادند، شوروی تعدادی موشکهای دوربرد به صدام داده که می توانند تهران را بزنند.
من از طرف امام مأمور شدم بروم و با «گرومیکو» که به تازگی رییس جمهور شده بود، مذاکره کنم. گرومیکو 30 سال وزیر امور خارجه روسیه بود. انسانی بسیار پیچیده با ویژگی های خاص که در مذاکره های سنگین با غرب، همیشه پرچمدار بود. گورباچف آن زمان تازه رییس «پلیبرو» شده بود. با هیئتی به مسکو سفر کردیم و وارد مذاکره بسیار سخت و سنگینی شدیم.
در جایی از جلسه «گرومیکو» عصبانی شد و گفت: «سن تو به اندازه نوه من است، با من اینطور صحبت نکن!» گفتم باشد، برویم سر اصل قضیه. «گرومیکو» گفت: «بیایید این دعواها را کنار بگذاریم و حرف بزنیم. شما در افغانستان مجاهدان را کمک کردید و باعث شدید ما در افغانستان شکست بخوریم.»
گرومیکو گفت: «شما در شکست ما از افغانستان نقش داشتید و ما هم الان به عراق کمک میکنیم.» گفت: «پیشنهاد یک معامله دارم، کاری کنید ما آبرومندانه از افغانستان بیرون برویم. ما هم درعوض به صدام میگوییم شهرهایتان را بمباران نکند یا به شما کمک میکنیم که بنیه دفاعیتان را قوی کنید.»
وقتی از این سفر برگشتم، به سرعت گزارشی خدمت امام دادم. جلسه ای در خانه حاج احمد آقا تشکیل شده بود که من و سران قوا در آن حضور داشتیم. امام کلیت ایده را پذیرفتند، اما یک جمله بیشتر نگفتند. فرمودند: «ما در افغانستان کاری نمیکنیم که به ضد ملت افغانستان تمام شود.» بعد هم از اتاق بیرون رفتند. این اخلاق امام خمینی(ره) بود که اگر نمیخواستند وارد بحثی شوند، آنجا را ترک میکردند.
*چه کسی ترکیب هیئت عازم به مسکو را تعیین کرد؟ شأن حضور شما، آیت الله جوادی آملی و خانم دباغ چه بود؟
**من که معاون وزیر امور خارجه بودم و از اول در جریان نوشتن و ارسال این پیام قرار گرفتم. آیت الله جوادی آملی به عنوان کسی که شأن فلسفی دارد و از موضع دین حرف میزند در سفر همراه ما بود. خانم دباغ هم نماینده زن مسلمان ایرانی بود. امام میخواست چهره زن ایرانی فعال، کوشا و با سابقه های درخشان اجتماعی را به روسها نشان دهد. در این هیئت علاوه بر حمل پیام و نظارت بر خواندن صحیح آن، وظیفه معرفی اعضای هیئت را هم داشتم. امام تأکید کرده بودند سابقه خانم دباغ را برای گورباچف شرح دهم. من هم به تفصیل این کار را انجام دادم. گورباچف با حیرت به این خانم متین نگاه میکرد. وقتی شنید خانم دباغ سابقه زندانی شدن و شکنجه را دارد و مدتی فرمانده سپاه همدان بوده، متحیر شد. امام با هوشمندی اعضای این گروه سه نفری را انتخاب کردند و همین کارشان هم برای روسها پیام داشت.
*خودتان پیام را خواندید؟
**پیام امام به گورباچف هم به زبان فارسی، روسی و برای اطمینان بیشتر ترجمه انگلیسی هم همراه مان بود. بعضی مواقع که فهم مطلب کمی سخت بود، میگفتم ترجمه انگلیسی اش را بخوانند و بعد از مترجم توضیح میدادم. در آن جلسه روسها فقط گوش کردند و رفتارشان طوری بود که حس کردیم موفق شده ایم و پیام امام تأثیر خودش را گذاشته است.
*قرار سفر «شواردنادزه» برای پاسخ به پیام امام چطور تنظیم شد؟
**دقیقا یادم نیست، چند روز طول کشید تا گورباچف جواب داد، اما چند هفته بعد «ادوارد شواردنادزه» وزیر امور خارجه دولت گورباچف به ایران آمد.
شب قبل از آمدن «شواردنادزه» خدمت حاج احمد آقا رفتم تا درباره جلسه فردا حرفها و کارهایمان را هماهنگ کنیم. سر یک مسئله خیلی بحث کردیم. امام میگفتند: «به پای شواردنادزه بلند نمیشوم» اصرار داشتم همانطور که آنها به ما احترام گذاشتند و «فول پروتکل» برخورد کردند، همانطور با آنها برخورد کنیم. این کار در دیپلماسی جهانی هم یک عرف بود. اگر ما آنها را تحویل نمی گرفتیم، تبعات این کارمان را در سفرهای بعد می دیدیم. هر کار کردیم، امام راضی نشد به پای شواردنادزه بلند شود. آخر قرار شد شواردنادزه با آیت الله جوادی آملی وارد جلسه شوند که بهانه بلند شدن و احترام گذاشتن آیت الله جوادی آملی باشد، نه شواردنادزه. باز هم دیدیم این کار ممکن است در آن جلسه عملی نباشد. درنهایت به این نتیجه رسیدیم که در اتاقی از میهمانان پذیرایی کنیم و بعد امام داخل شوند. با این کار همه به احترام ایشان بلند میشدند و قضیه حل میشد.
جلسه قرائت پیام گورباچف در پاسخ به امام، جلسه سختی بود و فضای سنگینی داشت، که امام با یک عرقچین و شمد وارد جلسه شدند و همه متعجب شدیم. لباس رسمی هم نپوشیده بودند.
امام چند دقیقه بیشتر در جلسه نماند و به نشانه اعتراض وسط حرف های شواردنادزه که پیام گورباچف را میخواند، بلند شد و گفت: «انشاءالله آقای گورباچف سلامت باشند. به ایشان بگویید من میخواستم افق بزرگتری جلو شما باز کنم. میخواستم دریچه ای به دنیای بزرگ، یعنی دنیای بعد از مرگ که دنیای جاوید است، برای آقای گورباچف باز کنم و محور اصلی پیام، آن بود.»
چطور فهمید مرگ کمونیسم نزدیک است. هنوز دیوار برلین سرجایش بود و جنگ سرد جریان داشت. زمانیکه حتی کوچکترین نشانه ای از سقوط کمونیسم وجود نداشت، چطور گفت صدای شکستن استخوانهای کمونیسم به گوش میرسد؟
بحث مرگ مارکسیسم در آن زمان بسیار داغ بود. مثلا خانم «مارگارت تاچر» گفته بود: «ما نباید اشتباه کنیم، گورباچف نمی خواهد مارکسیسم را کنار بگذارد.» خانم تاچر با دسترسی به همه امکانات تحلیلی غرب، نظری اشتباه درباره شوروی داشت. باید اعتراف کنم که من هم کمی تردید داشتم.
می دانستم مارکسیسم زنده و فعال نیست، ولی فکر میکردم اینها مدتها مارکسیسم را نگه می دارند. به همین دلیل به جمله تاریخی امام در پیام به گورباچف ایراد گرفتم. گفتم این جمله کمی ملایم تر شود که اگر مارکسیسم یک دوره 20 ساله دیگر هم کار کرد، پیشبینی ها و حرف ما بی اعتبارنشود.
اما امام میان برداشتهای مختلف و تحلیلهای متفاوت دنیا به نظر روشن و قاطعی رسیده بودند که تا آخر هم پای آن ایستاده و معتقد بودند اتفاقی که در شوروی افتاده، فقط به دلیل بد کار کردن و اشتباه های دولتمردان نیست. به نظرم این برداشت بسیار حکیمانه ای بود و با حساب و کتاب معمولی به چنین برداشتی نمی رسیم. این هم از تیزهوشیهای ویژه امام بود.
امام مرگ آن مکتب را پیش از موعد دیدند. بنیان استدلال امام بر این بود که مکاتب مادی نمیتوانند دوام بیاورند و بر همین استدلال هم معتقد بودند که مکتب مادی غربی هم دوران آخری دارد که دیر یا زود فرا میرسد.
*چرا گورباچف جواب این پیام را آنطور داد؟ نفهمید یا نخواست شکست را بپذیرد؟
**جواب گورباچف، نتیجه مثبتی داشت. برخورد درستی با پیام کرد. بخشی که مربوط به مرگ مارکسیسم بود، مورد توافق گورباچف هم بود.
مناقشه ای سر این موضوع نداشت. قسمت مربوط به اسلام، روشن و واضح بود. گرچه آنها واکنش عملی ندادند. چون مسحور در باغ سبز غربی ها بودند. از جواب گورباچف معلوم بود پس از مارکسیسم قرار است یک سیستم غربی را وارد کنند. در حد اخلاق و معنویت حرف میزدند، اما معنویت سکولار. ما بیش از این، از آنها انتظار نداشتیم. امام هم پیشبینی میکردند در باغ سبز غرب اینها را به کجا میبرد. درباره روابط تهران - مسکو هم جواب آنها پس از این پیام مثبت بود.
بیش از این نمی توانستیم انتظار پاسخ از این پیام داشته باشیم. چون روسها هم باید مسیر خودشان را طی میکردند. نکته زیبا، انگشت گذاشتن امام روی لغزشگاه شوروی بود که دقیقا از همانجا لغزیدند و شکست خوردند. پیامدهای بلایی که «بوریس یلتسین» با اعتماد به غرب بر سر روسیه آورد، هنوز هم وجود دارد.
انتظار نداشتیم که با این پیام، آنها مسلمان شوند. امام هم چنین قصدی نداشت. امام می خواست مناقشه و مجال بحثی را باز کند که این بحث هم بعدها ادامه پیدا کند و هم ناظر به مسایل زنده زمان باشد.