حجتالاسلام دکتر یحیی صالحنیا ـ مؤسس و رئیس دفتر مطالعات راهبردی امام مهدی(عج)
خوشایند نیست اگر بگوییم شرایط حاکم در جامعهمان شبیه دوران صدر اسلام بویژه زمان خلافت امیرالمومنین(ع) شده است؛ زمانی که آن حضرت به مردم هشدار میدادند:«مردم! شما هدف شدید و مورد آماج بلا و امتحان هستید، بیدار شوید و از مستی وفور نعمت و از سختی عقوبت بترسید. وقتی نمیدانید حق و باطل چیست اگر تقوای حقطلبی دارید، آرام باشید. زمانی که متوجه نمیشوید و حجت عقلی و شرعی ندارید و میخواهید بر اساس احتمال، حدس، گمان، تبلیغات و تلقینات موضع بگیرید، بیدار باشید و آنگاه که غبار شبهه برمیخیزد، بر جای خویش بمانید تا حجت پیدا کنید». گویا فرمایش حضرت امیر (ع) که فرمودند:«شیطان با هیچکس شوخی ندارد و سراغ همه میرود و از هیچکس نمیگذرد، سراغ قویترین رزمندگان، مجاهدان و شهادتطلبان تاریخ رفته و آنها را فاسد میکند؛ با کینه، رقابت، جاهطلبی، ریاستطلبی و قدرتطلبی، ثروتطلبی و شهوتطلبی و به همین دلیل همه ما تا لحظه آخر در خطریم»را از یاد بردهایم! متاسفانه شاهد آن هستیم که عدهای از افراد با سوابق طولانی در نهضت و انقلاب مقابل نظام قرار گرفتهاند.
به نظر میرسد آنها برخی از رذایل اخلاقی از جمله حب جاه و ریاست را در خود از بین نبردهاند. پربیراه نیست اگر این افراد را با عایشه، طلحه و زبیر مقایسه کنیم چرا که این افراد به بهانه اینکه در عهد رسول خدا(ص) مورد اعتماد بودند و از شأن خاصی برخوردار بودند، توقع داشتند به همان نسبت در حکومت دارای نقش برجستهای باشند. دوستان دیروز نظام که امروز لباس دشمنان اسلام و انقلاب را به تن کردهاند هم اخلاص را کنار گذاشتند و به نوعی از نظام هم طلبکار شدهاند. میتوان اینگونه گفت که رذایل اخلاقی، روحیه طلبکاری یعنی عدهای به جای اینکه خود را بدهکار نظام و انقلاب بدانند خود را طلبکار نظام و انقلاب میدانند و همچنین غافل ماندن از نقشههای شیطان و استکبار کار این افراد را به اینجا رسانده است و متاسفانه این دشمن است که روز به روز از رسیدن به مقاصدش توسط این عناصر به ظاهر دوست نظام بهترین بهره را میبرد. امام خمینی (ره) معمار بزرگ انقلاب اسلامی، 2 ماه قبل از رحلتشان در پیامی فرمودند:« سخنی از سر درد و رنج و با دلی شکسته و پر از غم و اندوه با مردم عزیزمان دارم. من با خدای خود عهد کردم که از بدی افرادی که مکلف به اغماض آن نیستم هرگز چشمپوشی نکنم. من با خدای خود پیمان بستم که رضای او را در رضای مردم و دوستان مقدم بدارم. اگر تمام جهان علیه من قیام کنند دست از حق و حقیقت برنمیدارم...». امام راحل، در ادامه به نکته قابل توجهی اشاره میکنند و میفرمایند:«تاریخ اسلام پر است از خیانت بزرگان به اسلام.
مردم سعی کنند تحتتاثیر دروغهای دیکته شده رادیوهای بیگانه قرار نگیرند». این آقایان به فرض که در انقلاب و جنگ خدمتی کرده باشند که گمانم این است که آنها یکدهم وظیفه خود را بدرستی در جنگ هم انجام ندادهاند، به فرض که دارای سابقههای درخشانی هم بودند اما چه فایده چرا که با این خیانتهایشان تیشه به ریشه همه خدمتهای خود زدند و متاسفانه نشان دادند لیاقت آن اعتمادهایی که اوایل انقلاب هم به آنها شده بود را نداشتند. امام خمینی(ره) در همان پیام به مرحوم آیتالله منتظری فرمودند:«برای من واضح و روشن است که اگر شما سکان این انقلاب را به دست بگیرید انقلاب به دست لیبرالها و از کانال آنها به دست منافقین خواهد افتاد». این فرمایش عین کلامی است که میتوان امروز به این حضرات گفت. واقعا برای ملت روشن شد که اگر ریاستجمهوری به دست آنها میافتاد انقلاب از کانال آنها به دست لیبرالها و از آن کانال به دست منافقان میافتاد. به فرمایش حضرت امام(ره) نباید در برابر این افراد اغماض کنیم. جمله حضرت امیر(ع) را آویزه گوش باید کرد؛ عدهای در جنگ جمل به بیتالمال دستاندازی کرده بودند یعنی همان طلحه و زبیر. اطرافیان امیر به ایشان میگفتند شما از این 2 نفر بگذرید چرا که اینها دارای سوابق خوبی در اسلام هستند، اما حضرت امیر در پیشنهاد آنها میفرمایند:«اگر حسن و حسین هم به بیتالمال چنگاندازی کنند من دستشان را قطع میکنم». عدهای خود باید بفهمند و هرچه زودتر کنار روند در غیر این صورت نظام با آن پنجه آهنینی که در واقع همان تودههای مردم است آنها را بیرون خواهند کرد اما برای دنیای و آخرت آنها بهتر است که خود بفهمند و کنار بکشند.