مجتبی حدادی
در حرمت شکنی حامیان تندرو فرقه موسوی در روز عاشورا شاید مهمترین نکته ای که وجود دارد مخالفت و معاندت جدی این طیف با اصل ولایت فقیه است. در تجمعات غیر قانونی این افراد در ماه های اخیر به خوبی مشخص شد که رادیکالیسم سبز در این چند مدت در حال بستر سازی برای علنی کردن معاندت خود با ولایت فقیه بوده است .
اوایل شعارها “ رای ما کجاست “ بود. پس از آن به تدریج اسلامیت نظام مورد هجمه واقع شد و بعدا به ساحت رهبر کبیر انقلاب در دانشگاه تهران اهانت شد .تا اینکه در روز عاشورا زمانی که تهران تقریبا به شهر خالی از سکنه تبدیل شده بود فریاد “ مرگ بر اصل ولایت فقیه “ سرداده می شود و طیف افراطی فرقه موسوی علنا در مقابل اصل مترقی ولایت فقیه قد علم می کند.
اما به راستی چرا همه نگاه ها به سوی ولایت فقیه است ؟ مگر موضوع جنجال “ تقلب در انتخابات “ نبود؟ حال چه شده است که جبهه گیری ها و شعار ها علیه ولایت فقیه سرداده می شود ؟
در پاسخ به این سوال باید به چند نکته مهم و حائز اهمیت توجه داشت .
ولایت فقیه رکن اساسی و محور مستحکم نظام اسلامی است که سایر مجموعه های حکومت و در کل اساس حکومت اسلامی حول آن دوران می کند.
در واقع این طور می توان گفت که ولایت فقیه نطفه اصلی پیدایش انقلاب و به تبع آن نظام جمهوری اسلامی ایران است . در نظام مردمسالاری دینی، حکومت از آن خداوند است و مومنین حق اطاعت از غیر خدا یا طاغوت را ندارند . تبعیت تنها ولایت خداوند است و پس از آن نیز در یک خط طولی به پیامبر مکرم اسلام (ص) و پس از آن نیز به سلاله پاک حضرت علی ( ع) و ائمه اطهار واگذار شده است . در واقع در اسلام تبعیت از غیر خدا حرام است.
در جامعه کنونی که ما از الطاف و رحمات مستقیم صاحب امر و ولی خود بهره مند نیستیم ولی فقیه واجد شرایط ملزم است تا با تشکیل حکومت اسلامی زمام امور را در دست بگیرد و مشکلات جامعه اسلامی را بر طرف کند.با ظهور انقلاب اسلامی و پس ازآن استقرار حکومت اسلامی درچارچوب جمهوری اسلامی ایران راه برای اجرای اصل مترقی ولایت فقیه هموار شد.
در آن زمان و در ابتدا مردم به صورت گسترده رهبری بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی را پذیرفتند .پس از ایشان نیز جانشین خلف ایشان مقام معظم رهبری با رای تمامی نمایندگان خبرگان رهبری و البته به غیر از رای خودشان به عنوان دومین رهبر انقلاب رسما معرفی شدند .
در واقع اصل مترقی ولایت فقیه رکن رکین انقلاب و نظام اسلامی است که جمهویت و مردم سالاری حول آن تکوین می یابد . حال اینکه حامیان افراطی جنبش سبز اصل ولایت فقیه را مورد هجمه قرار می دهند و در یک سریال مستمر برای مقابله با این اصل به پا می خیزند نباید زیاد هم ابراز تعجب کرد . زیرا که این موضوع اصلیت نظام اسلامی است و سایر موضعات تبعی هستند . بالطبع اگر افرادی نیز سعی در مبارزه و براندازی این نظام داشته باشند می بایست تمرکز خود را حول اصل ولایت فقیه قرار دهند.
امروز عده ای از ولایت فقیه به نام دیکتاتوری یاد می کنند . بی شک این افراد از ماهیت اساسی ولایت فقیه آگاهی ندارند .
امام خمینی پیرامون این موضوع می فرمایند “ شما از ولایت فقیه نترسید، فقیه نمی خواهد به مردم زورگویی کند. اگر یک فقیهی بخواهد زورگویی کند، این فقیه دیگر ولایت ندارد. اسلام است، در اسلام قانون حکومت می کند. پیغمبر اکرم هم تابع قانون بود، تابع قانون الهی، نمی توانست تخلف بکند. خدای تبارک و تعالی می فرماید که اگر چنانچه یک چیزی بر خلاف آن چیزی که من می گویم تو بگویی من تورا اخذ می کنم وطینتت را قطع می کنم، به پیغمبر می فرماید.
اگر پیغمبر یک شخص دیکتاتور بود و یک شخصی بود که از او می ترسیدند که مبادا یک وقت همه قدرت ها که دست او آمد دیکتاتوری بکند، اگر او شخص دیکتاتور بود، آن وقت فقیه هم می تواند باشد. اگر امیر المومنین سلام الله علیه یک آدم دیکتاتوری بود، آن وقت فقیه هم می تواند دیکتاتور باشد، دیکتاتوری در کار نیست، می خواهیم جلوی دیکتاتور را بگیریم.” .1
لذا می توان گفت اساس این اتهامات به اصل ولایت فقیه غیر قابل پذیرش است . زیرا سیستم نظارتی موجود مانع از آن خواهد شد تا رهبر برخلاف قانون عملی را انجام دهد.
از این رو باید گفت تلاش های گسترده فرقه موسوی در قالب یک برنامه ریزی مدون پدید آمده است و اساس آن یک براندازی کاملا رسمی است . اینکه برخی افراد هنوز معتقدند که تجمعات غیر قانونی و آسیب زدن به اموال دولتی و خصوصی تنها یک نافرمانی اجتماعی صرف است عین ساده اندیشی و ساده لوحی است.