تاریخ انتشار : ۰۸ بهمن ۱۳۸۸ - ۰۷:۲۹  ، 
کد خبر : ۱۳۶۵۵۷

نسخه دفاع فرامرزی، استراتژی امنیت ملی


 مجتبی شجاعی / دبیر حزب موتلفه اسلامی خاش
 30 سال است کار و بارمان با مسایل مهم ملی و بین‏المللی پیوند خورده و از بسیاری جهات مورد توجه‏ترین کشور جهان معاصر محسوب می‏شویم، امنیت و تهدید جزو ملموس‏ترین واژگان سیاسی باشند. انقلاب اسلامی ما را در صدر کانونهای تحول جهانی قرار داد و جنگ هشت ساله تحمیلی، تهدید و تهاجم را در گسترده‏ترین اشکال و عمده‏ترین وجوه آن بر ما آشکار ساخت. باری، موقعیت ژئوپولتیک استثنایی ایران، اهمیت و جایگاه انقلاب اسلامی در نظام قطب‏بندی منطقه‏ای و جهانی، رسالتهای انقلاب و منافع ملی، ما را در شرایطی ویژه قرار می‏دهد که لازم است علاوه بر مطالعه و تدوین استراتژی امنیت ملی، به تدوین و طرح نظام استراتژیک اهداف جمهوری اسلامی هم از حیث سرزمینی و هم از حیث ایدئولوژیک بپردازیم. آنچه مسلم است، دانشمندان مباحث استراتژیک معتقدند که امنیت کامل برای یک کشور به معنی تزلزل عدم امنیت برای سایر کشورها می‏باشد و آنچه که امریکا در حال حاضر در صحنه بین‏المللی دنبال می‏کند به همین اصل گره خورده است و نتایج اسف‏بار آن را جهانیان شاهد هستند. آنچه امروز در استراتژی امنیت ملی امریکا تدوین و طراحی شده و در عمل دنبال می‏شود تحت عنوان دهکده جهانی یا پروژه جهانی‏شدن در حالی به مردم جهان تحمیل می‏شود که حقیقتا به معنای کسب حداکثر امنیت، منافع و فرصتها برای آن کشور و متحدانش می‏باشد.
اوضاع جهانی، به جهت اقتصادی، سیاسی، نظامی، و فرهنگی، به شکل شگفت آوری دچار تغییر گشته است. گهگاه، شتاب تغییرات و دگرگونی ها آنچنان بوده است، که نه تنها تاکتیک ها و راهبردهای کوتاه مدت را دستخوش تغییرات بنیانی کرده است، که حتی دولتها، و به طریق اولی، بلوک بندیها را، به تجدید نظر در استراتژیهای بلندمدت واداشته است.
از میان حوزه های گوناگون که می تواند مورد بحث قرار گیرد، یکی هم حوزهء باز تعریف استراتژی نظامی کشورها و بلوکها، و رابطهء آن با منافع، و دفاع ملی ست. تجربه فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و دفاع مشترک بلوک شرق (پیمان ورشو)، به روشنی نشان داد : متغیر دفاع ملی، همیشه و در همه حال تابعی از منافع ایدئولوژیک و یا بلوک بندیهای زمانی نیست. به زبان روشن تر، در همان حال که پیمان ورشو ، بمثابه پیمانی ایدئولوژیک - نظامی ، درهم می ریزد ، این امکان وجود دارد که استراتژی دفاع ملی به قوت خود باقی مانده ، و در چهارچوب مرزهای ملی ، باز تعریف ، شود ((مانند روسیه)) . با توجه بدین مقدمه ، تدوین و تدقیق استراتژی دفاع ملی و امنیتی ایران و مرزهای تعریف شدهء آن ، از اهمیتی به سزا برخوردار است.
دکترین های دفاعی در حوزه های نظامی ، اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی ، در رابطه با منافع ملی ، عموما بر دو محور استوارند:
الف: حوزهء دفاع از منافع ملی در چهارچوب مرزهای ملی .
ب:حوزهء دفاع از منافع ملی در شعاع فرامرزی
کشورهائی همچون آمریکا ، روسیه و انگلستان ، بطور اخص ، بر اساس دکترین ((ب)) عمل کرده و می کنند ، و درست بر همین اساس، حداقل پس از جنگ جهانی دوم ، نگرانی حاصل از مورد تعرض قرار گرفتن ، در حوزهء مرزهای سرزمینی و مرزهای فرهنگی و ... را نداشته اند ، و از طرفی ، نظر به اینکه نگاه به دفاع ملی ، در خارج از مرزهای ملی مورد نظر بوده است ، استراتژی تسلیحاتی و توان نظامی ایشان نیز ، بر این اساس تعریف شده ، و طبیعتا از قدرتی مافوق تصور برخوردار شده است. یکی از اصلی ترین امتیازات اتخاذ چنین استراتژی ای ، کشاندن حوزهء درگیری به عرصه ای ست (جهان) ، که هماره قدرت رقیب را از فکر امکان ریسک باز می دارد. در چنین شرائطی ، ((رقیب)) هر چند هم از توانائی های فوق العاده ای برخوردار باشد ، نظر به اینکه منافع فراملی خود را در خطر می بیند، فکر امکان تعرض به مرزهای سرزمینی را از ذهن خود بیرون می کند ، و تن به رقابت و سازش ، و استفاده از روشهای صلح آمیز می دهد. در چنین استراتژی ای ، ایجاد پایگاههای نظامی قدرتمند با توانائی واکنش سریع ، در حوزه ای هر چه گسترده تر ، از اولویت برخوردار می شود ، و امتیازدهی به کشورهای دیگر ، با توجه به میزان همکاری آنها در پیشبرد این استراتژی صورت می پذیرد. از سوی دیگر ، چنین کشورهائی را به نوعی هم پیمان ، در صورت بروز درگیری و چالش های سیاسی ، مبدل می سازد. برخورداری از توان تاکتیکی ، هسته ای و موشکی ، در چنین استراتژی ای ، از اولویت برخوردار است.
در طرح دکترین ((الف)) ، (که تقریبا دکترین نظامی و سیاسی و فرهنگی و اقتصادی اکثریت کشورها را تشکیل می دهد)، دفاع از منافع ملی، د رچهارچوب مرزهای سرزمینی ، تعریف می شود ، یا حداکثر ، تکیه به بلوک بندیهای منطقه ای، که به واقع، هیچگونه تضمین و تعهدی را ایجاب نمی کند. . تکیه این دکترین ، بر نیروی ملی و توانائی های مردمی ست . هر چند در حوزهء درگیری جنگی ، این دکترین ، می تواند از عامل مثبت حضور نیروهای ملی و مردمی سود ببرد ، اما همزمان ، ضعف عمده این است : اولا قادر به جلوگیری از فکر تجاوز به مرزهای سرزمینی نیست ، و دوما نظر به اینکه حوزهء درگیری را به داخل مرزهای سرزمینی می کشاند ، خسارات و آسیب های ناشی از آن فوق العاده زیاد است و ریسک تحمیل تجزیه نیز به صورت غیر قابل تصوری وجود دارد.
موقعیت حساس کنونی، به لحاظ جهانی، منطقه ای و ملی، این ضرورت را بیش از پیش مطرح می سازد که امنیت ملی، بمثابه دفاع فراسرزمینی ، به عنوان یک دکترین نوین مد نظر قرار گرفته ، توانائی نظامی ایرانیان هر چه سریعتر ((با دستیابی به سلاحهای استراتژیک)) فرا بالیده ، به ضمانتی همیشگی برای حفظ مرزهای سرزمینی و منافع ملی ، تبدیل شود. جغرافیای سیاسی منطقه خاور میانه ، بسرعت ، در راستای منافع امپریالیسم، در حال تغییر است. تنها گزینهء مناسب در جلوگیری از تکرار فجایعی همچون عهدنامه های گلستان و ترکمانچای، سرعت بخشیدن به شکل دهی سپر امنیتی، با استفاده از سلاحهای استراتژیک!!! (بدون توجه به جنگ روانی امپریالیستها) ، و همچنین ، باز تعریف مقولهء امنیت ملی ، به عنوان دفاع فراسرزمینی ست!!
اما لازم است امنیت ملی در دل سیاست ما در حوزه امنیت ملی به نوعی بازخوانی و مرور گردد و از پشت حریر منافع ملی با بوی فرهنگی و ایدئولوژیک به رصد حفظ مرزهای ملی پرداخت .

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات