مترجم: مجید مرادیجم
گروهی از نظریهپردازان با استفاده از تئوری سیستمها به تمدنها به عنوان سیستمهای پیچیده یا شبکههای شهری مینگرند که از فرهنگهای نخستین شهرنشینها پدیدار شده و در مسائل اقتصادی، سیاسی، نظامی، دیپلماتیک و تقابلات فرهنگی بین آنها قابل تعریف هستند.
به عنوان مثال جین جکابز jane Jacobs به عنوان یک شهرنشین، شهرها را موتورهای اقتصادی تعریف میکند که برای به وجود آوردن شبکههای عظیم مردمی فعالیت میکنند. او معتقد است پروسه اصلی که باعث ایجاد این شبکههای شهری میشود، اصطلاحا جایگزینی وارداتی نامیده میشود. جایگزینی وارداتی جریانی است که به واسطه آن شهرهای کوچک شروع به جایگزینی کالا و خدماتی کردند که سابقا از شهرهای پیشرفتهتر وارد میشد. جایگزینی وارداتی موفق باعث رشد اقتصادی در شهرهای کوچک شده و اجازه میدهد این شهرها متعاقبا کالاهای خود را به شهرهای کمتر توسعه یافته در داخل کشور خود صادر کنند که این موضوع شبکههای اقتصادی جدیدی را پدید میآورد. بنابراین جکابز توسعه اقتصادی را به واسطه شبکههای گسترده محقق دانسته نه به واسطه برخورد با هر جامعه به عنوان یک هسته فرهنگی.
نظریهپردازان سیستمی بسیاری از انواع روابط بین شهرها را شامل روابط اقتصادی، تبادلات فرهنگی و روابط سیاسی و دیپلماتیک و نظامی در نظر میگیرند. این روابط اغلب در مقیاسهای متفاوتی اتفاق میافتد. به عنوان مثال تا قرن نوزدهم، شبکههای تجاری، گستردهتر از روابط فرهنگی یا سیاسی بودند.
حدود 2 هزار سال پیش مسیرهای بازرگانی وسیعی مانند راه ابریشم از طریق آسیای میانه و اقیانوس هند که امپراتوریهای روم، ایران، هند و چین را به هم متصل میکرد، تاسیس شده بود و این در حالی بود که در آن زمان تمدنها بندرت با هم روابط سیاسی، دیپلماتیک، نظامی یا فرهنگی برقرار میکردند.
بسیاری از نظریهپردازان استدلال میکنند که تمام دنیا از مدتها پیش به عنوان یک سیستم جهانی واحد ادغام شده که امروزه این روند را به عنوان جهانیشدن میشناسند. تمدنها و جوامع مختلف سراسر دنیا در بسیاری جهات در زمینه مسائل اقتصادی، سیاسی و حتی فرهنگی به یکدیگر وابسته هستند. درباره این که از چه زمانی این یکپارچگی آغاز شده، نقطه نظرات گوناگونی وجود دارد و این که چه نوع ائتلافی در زمینه فرهنگ، تکنولوژی، اقتصاد، سیاست و مسائل نظامی، دیپلماتیک صورت گرفته، شاخص مهمی در تعیین گستردگی یک تمدن است.
دیوید ویلکنسون اظهار کرده است که ائتلاف اقتصادی و دیپلماتیک و نظامی تمدنهای مصر و بینالنهرین منجر به ایجاد تمدنی شد که وی آن را تمدن مرکزی حدود سال 1500 قبل از میلاد مسیح مینامد. سپس تمدن مرکزی گسترش یافته و تمامی خاورمیانه و اروپا را در برگرفته و متعاقبا با ایجاد تمدن اروپایی به مقیاسی جهانی تبدیل شده و در قرن نوزدهم باعث ادغام امریکا، استرالیا، چین و ژاپن شده است. طبق اظهارات ویلکنسون تمدنها میتوانند از نقطه نظر فرهنگی نامتجانس باشند، مانند تمدن مرکزی یا متجانس باشند مانند تمدن ژاپن.
آنچه هانتینگتون از آن به عنوان تصادم تمدنها یاد میکند ممکن است به وسیله ویلکنسون به عنوان برخورد هستههای فرهنگی درون یک تمدن جهانی واحد تعبیر شود. دیگر نظریهپردازان به جنگهای صلیبی به عنوان اولین مرحله جهانیشدن اشاره میکنند. عرفیترین دیدگاه این است که شبکههای اجتماعی از زمان گذشته تاکنون گسترده و متمرکز شده و این که اقتصاد و فرهنگ جهانی شده کنونی محصولی از سیاست استعماری اروپای کنونی است.