"ایلیا کرامنیک"، تحلیلگر نظامی خبرگزاری «ریا نووستی»
کافیست که به آنچه در حال حاضر در ایران رخ می دهد نگاهی بیاندازیم - بعنوان مثال به قتل دانشمند اتمی ایران در اثر انفجار بمب و یا اینکه ضرب العجل داده شده به غرب مبنی بر اینکه تا اواخر ژانویه سال جاری شرایط ایران را برای برنامه هسته ای بپذیرد- تا درک کنیم: سیاست خارجی برای ایران هم اکنون به داخلی مبدل شده است. هرگونه اقدامی در این جهت بخشی از مبارزات درونی است که به آرامی به سوی مناقشه داخلی پیش می رود.
به احتمال قوی اینکه "محمود احمدی نژاد" رییس جمهور ایران خواستار دریافت غرامت جنگی از کشورهای ائتلاف ضد هیتلری به خاطر اشغال ایران در سال 1941 موسوم به عملیات "توافق" بوده را نیز باید از این دسته برداشت کرد.
عملیات مذکور توسط شوروی و بریتانیا در ماه های اوت-سپتامبر سال 1941 جهت تضمین امنیت مسیرهای جنوبی به مسکو "لند-لیز" انجام شد تا به آلمان اجازه داده نشود که میادین نفتی را تصرف کند و امکان الحاق ایران به طرف هیتلر را نیز از بین ببرد. ورود نیروها می بایست احتمال تهاجم از سوی ترکیه را نیز حذف می کرد که همانند ایران می توانست به جناح هیتلری بپیوندد. باید این مسئله را در نظر داشت که در آن وقت روحیه آلمان پرستی در ایران، ترکیه، عراق و سوریه شدت یافته بود.
تصمیم آغاز این عملیات بعد از آن اتخاذ شد که رضا پهلوی شاه وقت ایران به درخواست بریتانیا و شوروی جهت استقرار نیروهای آنها در خاک ایران پاسخ منفی داد اگرچه در پیمان شوروی-ایران مورخ 1921 حق شوروی برای ورود نیرو به ایران در صورت بوجود آمدن تهدید مرزهای خود محفوظ بود.
در نتیجه متفقین مجبور شدند که عملیات مذکور را انجام دهند. طی روزهای اول اگرچه درگیری هایی با قوای ایران صورت گرفت اما چندان شدید و طولانی نبود و روز 8 سپتامبر توافقنامه استقرار نیروها در خاک ایران امضا شد. شاه ایران در آن سال از سلطنت خلع و پسرش محمد رضا پهلوی به جای پدر- که در سال 1944 در آفریقای جنوبی درگذشت- بر تخت نشست.
شوروی بخش شمالی ایران، بنادر دریای خزر و مرز ایران-ترکیه و بریتانیا بخش جنوبی، بنادر و میادین نفتی را کنترل می کرد.
بی طرفی ایران که با عملیات "توافق" تامین شده بود تاثیر بسزایی در روند جنگ جهانی دوم گذاشت. میادین نفتی ایران و جنوب عراق نقش مهمی در تامین سوخت نیروهای متفقین داشتند و مسیر "لند -لیز" که از بندر بصره عراق از طریق ایران به شمال می رسید، به پل ارتباطی مبدل شد که طی سال های جنگ مسیر اصلی دریافت کمک مسکو از سوی متفقین بود. در سال 1943 یکی از کنفرانس های مهم متفقین یعنی دیدار استالین، روزولت و چرچیل برگزار شد که در آن تصمیمات مهمی که نقش تعیین کننده ای در مرحله پایانی جنگ داشت، اتخاذ گشت.
اشغال ایران تا سال 1946 ادامه داشت.
وقایع سال 1941 در آن زمان یکی از اتفاقات عادی بود که مورد منحصر بفردی هم محسوب نمی شود و نیروهای متفقیتن در ایسلند، آفریقای شمالی و غیره نیز نیرو پیاده کردند و تاکنون هم کسی به صحت چنین عملیاتی در شرایط جنگی تردیدی ابراز نداشته است.
بحث خسارات وارده به ایران از اشغال به اندازه کافی مبحث پیچیده ایست. از یک سو نقض صریح حاکمیت کشور در میان است که البته با سرپیچی ایران از پیمان امضا شده قبلی همراه بود. از سوی دیگر زیرساخت هایی که در دوران اشغال احداث شدند و تجهیزاتی که در این زمان به ایران اعزام شده نقش عظیمی در توسعه آتی ایران ایفا کرد.
اما اینکه 65 سال بعد از پایان جنگ درخواست غرامت شود را فقط می توان یکی دیگر از اقدامات غیر معمول مسئولین ایرانی محسوب کرد که نه تنها هیچ رابطه ای با سلسله پهلوی، زمامداران آن دوره ایران، ندارند بلکه بعد از انقلاب اسلامی سال 1979 یادگار آنان را نیز نابود ساختند.