بی شک وضعیت سیاسی اخیر در لبنان را نمیتوان معلول رویدادهای صرفا محلی و درون کشوری دانست بلکه ریشه در قدرتهای خارجی و به ویژه غرب دارد.
لبنان از دیر باز به خاطر موقعیت حساس و ژئوپلوتیک آن و تعدد گرایشهای سیاسی و مذهبی صحنه دخالت بیگانگان در زمینههای سیاسی امنیتی و حتی اقتصادی بوده و این امر به ویژه در سه دهه اخیر تجلی بیشتری یافته است .
در جنگهای داخلی لبنان از 1354 تا 1369 ماهیت اغلب گروههای داخلی و وابستگی و یا گرایش آنها به قدرتهای مختلف هویدا شد که این خود در تحلیل رویدادهای اخیر لبنان تاثیر بسزایی دارد.
غربگرایی شدید حزب کتائب به رهبری امین جمیل وابستگی القوات اللبنانیه به رهبری سمیر جعجع به غرب و همکاری آن با اسرائیل (به ویژه در جریان ربودن چهار دیپلمات ایرانی و ورود نیروهای اسرائیلی به لبنان) گرایش رفیق حریری نخست وزیر فقید لبنان به غرب و به ویژه فرانسه و عربستان سعودی و در پی او پسرش سعد الحریری رهبر «جریان آینده» و همچنین حضور معنوی ایران و سوریه و تاثیرگذاری انقلاب اسلامی ایران بر جامعه مسلمان لبنان باعث شد تا هرکدام از این کشورها به نحوی حضور خود را در صحنه لبنان فعال کنند.
در میان گروههای فعال در صحنه لبنان حزبالله توانست فعالیتی فراتر از حزب و گروه از خود نشان دهد و رهبران این تشکل با حکمت و درایت نه تنها پایگاه مردمی گستردهای در لبنان برای خود فراهم کردهاند بلکه با اجرای عملیات امنیتی سیاسی و جهادی خود مردم خاورمیانه و حتی برخی دولتمردان آنها را نیز شگفت زده کردهاند.
به اسارت گرفتن جاسوس اسرائیلی و مبادله آن با اسیران لبنانی دربند رژیم صهیونیستی اخراج اشغالگران اسرائیلی از خاک جنوب لبنان حضور فعال سیاسی در دولت رفع تنشها و ایجاد اتحاد با جنبش امل به رهبری نبیه بری و مقاومت پیروزمندانه در برابر 33 آذر تهاجم زمینی دریایی و هوایی علیه لبنان برگهای زرینی از کارنامه حزبالله را در برابر افکار عمومی دنیا گشود تا جایی که حتی برخی عربهای ناسیونالیست سیدحسن نصرالله را به الگویی فراتر از جمال عبد الناصر پذیرفتهاند.
از زمان پیروزی اخیر مقاومت اسلامی و ملی به رهبری حزبالله در برابر اسرائیل این رژیم از آمریکا برای اجرای راهبردهای استعمار پیر (انگلیس) مبنی بر تشکیل «خاورمیانه بزرگ» استمداد کرد و سردمداران واشنگتن از تمام توان سیاسی فکری و رسانهای خود و با همراهی کردن فرانسه و همچنین شورای امنیت سازمان ملل در این راه استفاده کرده اند تا چهره حزبالله را خدشهدار کنند.
غرب و به ویژه آمریکا و برخی کشورهای عرب از جمله مصر اردن و عربستان به خواست خود و یا تحت فشار همپیمانان غربی همگی همت گماشتهاند تا مقاومت اسلامی را که اساس بیداری مردم خاورمیانه است تضعیف کنند و لذا تهمتهایی از قبیل وابستگی حزبالله به سوریه و ایران تلاش برای ایجاد فتنه مذهبی و طایفهای و... وارد کردند و آمریکا نام حزبالله را به لیست سیاه خود افزود برخی از کشورهای غربی از پخش شبکه تلویزیونی المنار در کشورهای خود جلوگیری کردند.
گروههای لبنانی وابسته به خارج نیز پس از هر بار سفر به آمریکا فرانسه و برخی از کشورهای منطقه سوغات تهمت برای حزبالله به ارمغان می آورند! که آخرین آنها «تلاش حزبالله برای تشکیل دولت در دولت فعالیت به نفع ایران و سوریه و بی اهمیت بودن به سرنوشت و استقلال لبنان» است .
متاسفانه رسانههای تبلیغاتی غرب و به تبع آنها برخی از رسانههای عرب چنین وانمود کردهاند که حزبالله در پی ایجاد هرج و مرج است و هدف آنها از این تهمت تسلیم این حزب در برابر حاکمیت لبنان موسوم به جریان 14 مارس است (جریانی که پس از قتل رفیق حریری از برخی گروههای مسیحی دروزی و سنی تشکیل شده است).
حزبالله لبنان معتقد است که بر اساس ماده 95 از قانون اساسی لبنان مبنی براینکه (طوایف لبنانی باید به طور عادلانه در تشکیل دولت شرکت کنند) باید دولت وحدت ملی بر اساس جمعیت طوایف تشکیل دهنده لبنان برپا شود اما جریان 14 مارس با مطرح کردن پیش شرطهایی از این امر سرپیچی میکند چه در این صورت اهداف نهان و آشکار غرب غیر قابل تحقق خواهد ماند.
حزبالله همچنین معتقد است که دولت فعلی باید مواضع خود را در قبال دشمن صهیونیستی و حفظ استقلال لبنان از نفوذ بیگانگان مشخص و «راهبردفاعی» خود را تبیین کند.
با اعلام حزبالله برای برگزاری تظاهرات مسالمت آمیز به منظور احقاق حقوق خود در چارچوب دولت وحدت ملی و یا برگزاری انتخابات زود هنگام ایادی مرموزی پیر جمیل وزیر صنایع و فرزند امین جمیل رئیس جمهور پیشین لبنان را به قتل رساندند تا بار دیگر همچون جنایت قتل رفیق حریری آن را به گردن سوریه و جریان مخالف حاکمیت لبنان بیاویزند و گامی بزرگ در راه تضعیف حزبالله و در مقابل تقویت نفوذ غرب و تامین امنیت اسرائیل بردارند.
با این وجود حزبالله با تکیه بر درایت سران خود و پایگاه قوی مردمی اعلام کرده است که از حق مسلم خود در برگزاری تظاهرات مسالمتآمیز در زمان مناسب تا احقاق حقوق خود در دولت و یا برگزاری انتخابات مجدد صرف نظر نخواهد کرد.
بسیاری از ناظران بر این باورند که حزبالله جنبش امل و دیگر گروهای هوادار آنها با توجه به عقلانیت زمان سنجی و همه جانبهنگری سران آنها بار دیگر قدرت خویش را به نمایش خواهند گذاشت و به قدرتهای بیگانه و وابستگان آنها ثابت خواهند کرد که «آزموده را آزمودن خطاست».