مهرانگیز مروتی/نماینده مردم خلخال در مجلس هفتم و عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی
اخیرا برخوردهای شدیدی را در خیابانها شاهد بودم. رخدادهای 70 سال پیش را به یاد آوردم. آن روزها رضاخان، دستور کشف حجاب را صادر کرد و حجاب از سر زنان بر میکشید. اما زنان مسلمان از این فرمان تمکین نکرده و همچنان با حجاب در معابر حضور مییافتند و آنگاه که برخوردها شدت بیشتری یافت و به زد و خورد رسید، در یک اقدام مدنی نانوشته، عزلت گزیدن در کنج خانه را به حضور در مجامع آنچنانی ترجیح میدادند. اصرار و پایبندی آنان سبب شد که نهایتا دستور بیپایه شاه وقت کان لم یکن شود و پس از آن حجاب در قالبی اختیاری آزادانه اعمال میشد.
پس از انقلاب اسلامی فضای انقلابی آن روزها و پس از آن فضای 8 سال جنگ تحمیلی، به اندازهای معنوی و روحانی بود که کمتر غفلتی از حجاب دیده میشد. اما با خارج شدن فضای کشور از آن دوران به تدریج نشانههایی از شل حجابی دیده شد که گهگاه با فرامین یک شبه اقداماتی برای برخورد و حتی گاهی مبارزه با آن صورت میگرفت ولی به زودی به فراموشی سپرده میشد.
چند روز پیش باز هم برخوردهایی از همین جنس را در خیابانها دیدم. برخوردهایی یک شبه و چکشی! اگر چه پوشش زنان و دخترانی که با آنها برخورد میشد مناسب شان یک زن مسلمان نبود ولی برخوردهایی هم که با آنان میشد نشانی از رأفت اسلامی در آن نبود.
برخوردکنندگان فقط مجری اوامر بودند و بر آنها حرجی نیست ولی آنان که دستور برخورد میدهند چرا؟ چرا از مجموعه عواملی که دست به دست هم داده و طی سالیان متمادی فضای جامعه را به این سمت و سو سوق داده غفلت میکنند؟ چرا لحظهای نمیاندیشند چه شد که آن حجاب سالهای اول انقلاب به پوششهای امروزی رسید؟ در کشوری که عنوان «اسلامی» را در نام نظام خویش دارد، حکومتگران اسلامی و منادیان و مروجان دین چه غفلتی کردهاند که امروز برخورد اینچنینی را علاج اغماض خود میدانند؟ و آیا این واقعا یک علاج است؟
به این دوستان توصیهای دارم. بهتر است به جای اینکه فقط در شعارها و صحبتها به دنبال کار فرهنگسازی باشید. کمی به این موضوع جامه عمل پوشانده، با ریشهیابی این معضل، اقدامی زیر بنایی برای رفع آن در پیش گیرید.