رحمان قهرمانپور
در ادبیات سیاسی ایران، ترکیه همواره به عنوان یکی از بازیگران عمده و مهم در منطقه و یکی از کانونهای بالقوه تهدید علیه ایران مطرح بوده است و این تهدیدات تاکنون در حوزههای امنیتی و اقتصادی مشکلاتی را برای ایران بوجود آورده است که عمدتا ناشی از نوع جهانبینی و درک متفاوت دو کشور از مسایل بینالمللی میباشد.
بطوری که بسیاری از کارشناسان بر این باورند با این وجود هرگز نتوان آنها را بطور کامل با هم سازگار ساخت زیرا ترکیه در تلاش است تا خود را به عنوان حافظ منافع آمریکا در جنبههای مختلف سیاسی، فرهنگی، امنیتی و اقتصادی به منطقه تحمیل کند و این آن چیزی است که با سیاستهای ایران سازگاری ندارد.
بر خلاف اظهارات فوق برخی از کارشناسان و تحلیلگران مسایل سیاسی بر این باورند که با اینکه ترکیه یکی از متحدان دیرین و راهبردی آمریکا در منطقه خاورمیانه میباشد و در جنگ سرد نیز نقش مهمی در استراتژی کلان این کشور ایفا نمود، روابط دو کشور آنگونه که در ظاهر به نظر میرسد فارغ از تنش و اختلاف نبوده است و اولین اختلاف جدی ترکیه با آمریکا در پی استقرار نیروهای نظامی ترکیه در قبرس شمالی به وجود آمد و در آن قضیه، آمریکا، ترکیه را تحریم تسلیحاتی نمود. اما چون پنتاگون در آن زمان به ترکیه احتیاج داشت، تحریمها را لغو کرد.
اما در نهایت منافع امنیتی آمریکا و منافع اقتصادی و سیاسی ترکیه از جمله دلایلی میباشد که طرفین برای اجتناب از هرگونه تنش در روابط در نظر می گیرند؛ زیرا در ادبیات روابط دو کشور گفته میشود که ترکیه یک سرمایه امنیتی برای آمریکاست موقعیت ژئوپلیتیکی ویژه این کشور و مجاورت آن با شوروی در زمان جنگ سرد و بحران خیزترین مناطق دنیا (بالکان، خاورمیانه، آسیای مرکزی و قفقاز و مدیترانه شرقی)، آمریکا را نیازمند ترکیه کرده است.
آمریکا نیز به منظور بحران مدیریت در این مناطق و حتی مداخله نظامی در آنها نیازمند همکاری ترکیه بوده است و استقرار پایگاه نظامی آمریکا در اینجرلیک نیز بر همین اساس صورت گرفته است. با این وجود مهمترین منافع استراتژیک آمریکا در روابط با ترکیه از این منظر عبارت خواهد بود از:
1- ترکیه به عنوان یک متحد دموکراتیک و با ثبات که قابلیت تبدیل شدن به یک الگو برای کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز را دارد.
2- به عنوان یک بازیگر ایفاکننده نقش مثبت در امنیت مناطق پیرامونی خود.
3- به عنوان تسهیلکننده آزادی عمل و قدرتنمایی آمریکا در مناطق پیرامونی این کشور.
4- نیاز به ترکیه برای تامین امنیت اصلیترین متحد خود در خاورمیانه یعنی اسراییل و نیز تقویت محور غربی در این منطقه.
5- نیاز به ترکیه برای الگوسازی در طرح خاورمیانه بزرگ به عنوان الگویی از سازش اسلام و دموکراسی.
6- نیاز به مقابله با تهدیدات ایران و سوریه که در همسایگی ترکیه قرار دارند.
اصلی ترین منافع ترکیه در حفظ روابط استراتژیک با آمریکا شامل موارد زیر میتواند باشد:
1- نیاز به حمایتهای اقتصادی و مالی آمریکا خصوصا در نهادهای مالی نظیر بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول که در حل بحرانهای مالی ترکیه نقش کلیدی ایفا کردهاند.
2- به منظور اعمال فشار به اتحادیه اروپا برای پذیرش عضویتترکیه.
3- برای مدرنیزه کردن سیستم دفاعی و حفظ برتری نظامی ترکیه نسبت به همسایگان خود.
4- نیاز به آمریکا در حل بحران قبرس.
5- ورود به نظام سرمایهای و اقتصاد جهانی.
بنابراین منافع متقابل فوق در این تحلیل باعث میگردد تا روابط دو کشور با وجود تنشهای مقطعی همچنان برای دو طرف اهمیت حیاتی داشته باشد. گرچه بعد از رای منفی پارلمان ترکیه به استقرار نیروهای آمریکایی در خاک این کشور برای حمله به عراق در سال 2003، عدهای بر این باور بودند که دوران روابط استراتژیک آمریکا، ترکیه به سر آمده است. اما مقامات ترک و خصوصا نظامیان به آمریکا اطمینان دادند که همکاریهای دو کشور در زمینههای مختلف همچنان ادامه خواهد یافت.
از این منظر بر خلاف آنچه ادعا میشود این کارشناسان بر این باورند که در سالهای آینده ترکیه همچنان اهمیت ژئوپلیتیکی و امنیتی خود را برای آمریکا و اروپا حفظ خواهد کرد و با توجه به بحران عراق، آمریکا و اروپا همچنان نیازمند آن خواهند بود که ترکیه در برقراری امنیت در خاورمیانه بزرگ با آنها همکاری کند.
در کنار این نیاز امنیتی، تاکید آمریکا بر مساله دموکراتیزاسیون و دولت ـ ملتسازی در خاورمیانه بزرگ باعث خواهد شد تا ترکیه از منظر دموکراتیک بودن و تداوم اصلاحات سیاسی، اقتصادی و حقوقی نیز جایگاه ویژهای در استراتژی کلان آمریکا در خاورمیانه بزرگ و حتی جهان اسلام داشته باشد. ترکیه هم میتواند از این وضعیت برای تحقق آرمان دیرین خود یعنی پیوستن به اتحادیه اروپا بهره گیرد. لذا از منظر این کارشناسان انتظار میرود روابط آمریکا ـ ترکیه در سالهای آینده همچنان اهمیت خود را حفظ کند و دو طرف مانع از ایجاد بحران جدی در این روابط شوند.