تاریخ انتشار : ۲۰ اسفند ۱۳۸۸ - ۰۹:۲۲  ، 
کد خبر : ۱۳۷۱۱۰

یمن و نقش آن در دوران ظهور


شیخ علی کورانی مؤلف لبنانی کتاب عصر ظهور (مترجم: عباس جلالی، چاپ دوم ۱۳۷۱ مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی) پس از ذکر روایات و احادیث صحیح السند درباره یمن و نقش آن در دوران ظهور، در صفحات ۱۶۰ تا ۱۶۳ به بررسی و تفسیر این روایات می پردازد. ذیلا متن کتاب تقدیم می شود: ..... انقلاب یمانی اگر هدایتگری بیشتری دارد به این دلیل است که مستقیما از رهنمودهای حضرت مهدی (ع) برخوردار می گردد و جزء لاینفک قلمرو و طرح نهضت آن حضرت شمرده می شود، همچنین یمانی به دیدار حضرتش نائل می شود و کسب شناخت و رهنمود می کند. مؤید این امر روایات مربوط به انقلاب یمنی هاست که رهبر انقلاب یمن یعنی شخص یمانی را می ستاید و با این عبارات توصیف می نماید: بسوی حق هدایت می کند و شما را بسوی صاحبتان می خواند و اینکه برای هیچ مسلمانی سرپیچی از آن جایز نیست و کسی که چنین کند اهل آتش خواهد بود...
اخبار مؤید این معناست که انقلاب یمانی به نهضت ظهور امام (ع) نزدیکتر است تا انقلاب زمینه ساز ایرانیان، حتی اگر فرض کنیم یمانی قبل از سفیانی قیام می کند یا آنکه یمانی دیگری زمینه ساز یمانی وعده داده شده می باشد. در حالی که انقلاب ایرانیان به دست مردی از قم که سرآغاز نهضت و قیام حضرت مهدی (ع) می باشد که آغاز آن از مشرق است و فاصله بین شروع انقلاب آنها و بین خراسانی و شعیب بیست یا پنجاه سال و یا آنچه خدا اراده کند، بطول می انجامد...
یمن سرزمین سادات
یکی از نسب شناسان معتبر یمنی تعداد سادات در یمن در سال ۱۹۸۵ را حدود ۳ میلیون و ۵۰۰ هزار نفر برآورد کرده بود. با احتساب حداقل رشد ۳ درصدی جمعیت یمن در دو دهه اخیر، می توان تخمین زد که تعداد سادات در یمن هم اکنون از ۶ میلیون نفر فراتر رفته است.
حدود ۹۰ درصد از ۲۰۰ خانواده معروف سادات یمنی از ذریه امام حسن مجتبی علیه السلام هستند که از شیعیان زیدی می باشند. ده درصد بقیه سادات از ذریه امام حسین علیه السلام هستند که عمدتا شافعی مذهب می باشند و نسل آنها به احمد بن عیسی المهاجر (مدفون در شهر تریم حضرموت) می رسد. خاندان الحوثی از سادات حسنی و از بیوت علمای بزرگ در شهر صعده می باشد.
حسین بدرالدین الحوثی
حسین بدرالدین الحوثی همچون شهدای انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی در ایران و شهدای حزب الله در لبنان و همه آزادگان حق طلب در سراسر جهان، به امام خمینی (ره) اقتدا کرد و با تمسک به اصل برائت از دشمنان اسلام، حرکت خود را پس از آن آغاز نمود که آمریکا به بهانه مبارزه با تروریسم القاعده، نیروهای نظامی و امنیتی خود را در خاک یمن مستقر کرده بود.
او با درک درست زمان خود، مسئولیت تاریخی اش را به خوبی انجام داد و به همراهی یارانش، شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل را به مدت یک سال در مساجد بزرگ یمن فریاد زد. تلاشهای دولت مزدور یمن در خاموش کردن این صدا بی فایده بود. حسین در مقابل حمله نظامی ارتش یمن به دفاع پرداخت و پس از سه ماه جهاد به همراه جمعی از یارانش به شهادت رسید. حسین بدرالدین نوری بود در آسمان تاریک یمن و چون قیامش خدایی بود هرگز فانی نخواهد شد. قیام حسین الگویی شد برای پیروان مکتب اهل بیت در یمن که در برابر ظلم سکوت نکنند. همه منتظران گوش به زنگ هم، صدای پای مهدی (عج) را شنیدند.
حسین بدرالدین تقریبا در تمامی سخنرانی هایش از امام خمینی (ره) نام برده و به سخنان ایشان اشاره کرده است. این اشارات کافی بود تا دولت یمن، تصور کند ایران از حسین بدرالدین حمایت مالی و نظامی کرده یا دست حزب الله را در جریان صعده ببیند و علامه بدرالدین و یارانش را اثنی عشری بداند. غافل از آنکه ارتباط حسین بدرالدین و یا شیعیان یمن با انقلاب اسلامی ایران، ارتباطی روحی، فکری، معنوی و عاطفی بوده است. آنان براساس اعتقادات و معیارهای خود، از اندیشه های امام و انقلاب اسلامی الگو گرفته اند. سخنرانی های حسین بدرالدین که در واقع تدریس معارف اسلامی توسط وی در مدارس علمیه زیدی بوده به صورت جزوه و فایل PDF درآمده است. ذیلا به برخی از این سخنرانی ها در رابطه با حضرت امام خمینی (ره) اشاره می شود:
در سخنرانی خطر دخول أمریکا الیمن (خطر ورود آمریکا به یمن) چنین می گوید: الإمام الخمینی رحمة الله علیه، سمی أمریکا بأنها الشیطان الأکبر وأنها هی وراء کل شر، لأن من یحکم أمریکا ویهیمن علی أمریکا هم الیهود (...امام خمینی رحمة الله علیه، همانا آمریکا را شیطان بزرگ نامید چون در ورای هر فتنه ای قرار دارد و حاکمان اصلی آمریکا و کسانی که بر آمریکا مسلط شده اند یهودی هستند) در همین سخنرانی می گوید چون امام خمینی (ره) امامی عادل و متقی است لذا دعوتش رد کردنی نیست، سپس می افزاید: إن کل من وقفوا ضد الثورة الإسلامیة فی إیران فی أیام الإمام الخمینی رأیناهم دولة بعد دولة یذوقون وبال ماعملوا، من وقفوا مع العراق ضد الجمهوریة الإسلامیة، والتی کانت ولاتزال من أشد الأعداء للأمریکیین والإسرائیلیین، حیث کان الإمام الخمینی رحمة الله علیه یحرص جدا علی أن یحرر العرب ویحرر المسلمین من هیمنة أمریکا ودول الغرب ویتجه للقضاء علی إسرائیل، لکن الجمیع وقفوا فی وجهه ورأینا کل من وقفوا فی وجهه کیف أنهم ضربوا من قبل من أعانوهم... الکویت ضرب من قبل العراق... والسعودیة أیضا، الیمن نفسه شارک بأعداد کبیرة من الجیش ذهبوا لیحاربوا الإیرانیین لیحاربوا الثورة الإسلامیة فی إیران. من المتوقع أن الرئیس وأن الجیش الیمنی لابد أن یناله عقوبة ماعمل (تکبیر حضار). (مشاهده کردیم تمام کسانی که در زمان امام خمینی، در مقابل انقلاب اسلامی ایران ایستادند، و تمام کشورهایی که در کنار عراق ضد جمهوری اسلامی جنگیدند یکی پس از دیگری به سزای اعمال خود رسیدند. جمهوری اسلامی تا به امروز هم دشمن اصلی آمریکا و اسرائیل است، امام خمینی رحمة الله علیه نسبت به آزادی اعراب و مسلمین از سلطه آمریکا به شدت علاقمند بود و برای نابودی اسرائیل تلاش می کرد ولی همه کشورها در مقابلش صف آرایی کردند و دیدیم کشورهایی که مقابل امام قرار گرفتند چگونه از سوی آنها که به کمکشان رفته بودند ضربه خوردند. کویت و همچنین عربستان سعودی از سوی عراق مورد تجاوز قرار گرفتند. کشور یمن هم تعداد زیادی نیروی نظامی برای جنگ با انقلاب اسلامی در ایران، به عراق فرستاده بود، پیش بینی می شود که رئیس و ارتش یمن، کیفر اعمال خود را ببینند. تکبیر حاضران)
در سخنرانی دیگری ضمن نقل حوادث جنگ صفین و فتنه ای که در صفوف سپاه امام علی (ع) ایجاد شد، کلامی از امام خمینی (ره) را در این خصوص ذکر می کند. سپس با ذکر تبعات هیمنه آمریکا بر کشورهای منطقه و خطرات ورود آمریکا به یمن، چنین می گوید: یجب علی الیمنیین أن لایرضوا بهذا وأن یغضبوا وأن یخرجوهم، تحت أی مبرر کان دخولهم. (بر یمنی ها واجب است که به سلطه آمریکا بر کشورشان با هر بهانه ای که بوده، راضی نشوند و آنان را اخراج کنند)
در یکی دیگر از سخنرانی هایش به نام الإرهاب والسلام (تروریسم و صلح) درباره معنای دو اصطلاح ارهاب و جهاد در فرهنگ اسلامی و تفاوت معنای آن در فرهنگ آمریکایی مطالبی را مطرح می کند. سپس درباره حزب الله می گوید: حزب الله فی لبنان هل التزم الصمت والسکوت؟ أم أنه مجامیع من المؤمنین تشبعوا بروح القرآن الکریم التی کلها عمل وجهاد، کلها وحدة کلها أخوة کلها إنفاق کلها بذل؟ وذلک الحزب یعیش رافعا رأسه، مجامیع من المؤمنین تعیش رافعة رأسها، تتحدث بکل ماترید ضد إسرائیل (... آیا حزب الله در لبنان سکوت پیشه کرد؟ یا اینکه آنان گروه های مؤمن سیراب شده از روح قرآنی هستند که تماما عمل و جهاد است، سراسر وحدت، برادری، انفاق و بخشش است؟ و آن حزب سربلند زندگی می کند. گروه های مؤمنی هستند که سرافرازند و بر ضد اسرائیل هرچه بخواهند می گویند ...)
سپس با انتقاد از ورود آمریکا به یمن، سؤال می کند آیا برای مبارزه با سه ارهابی نیازی به آمدن آمریکایی ها جهت آموزش ارتش یمن بود؟ آمدن آمریکایی ها به یمن ابتدای شر است. آمده اند که پایگاه های نظامی راه بیاندازند. پس از آن آمریکا بر یمن مسلط خواهد شد و همه امور ما را فاسد خواهند کرد.
در سخنرانی دیگری با عنوان لا عذر للجمیع أمام الله (در پیشگاه خدا هیچ عذری پذیرفته نیست) می گوید: الإمام الخمینی الذی عرف الحج بمعناه القرآنی الکامل هو من عرف کیف یتعامل مع الحج، فوجه الإیرانیین إلی أن یرفعوا شعار البراءة من أمریکا، البراءة من المشرکین، البراءة من الإسرائیل (... امام خمینی کسی که حج را به معنای قرآنی و کامل آن معرفی کرد و طریقه ادای حج را روشن ساخت، به ایرانیان آموخت شعار برائت از آمریکا، برائت از مشرکان، برائت از اسرائیل را سردهند)
اشاره ای به تاریخ و جغرافیای یمن
در اواخر قرن سوم هجری، یحیی بن الحسین بن قاسم بن ابراهیم طباطبا از نوادگان امام حسن مجتبی علیه السلام به همراه تعدادی از یاران ایرانی و عرب خود از طبرستان به صعده رفت و اولین حکومت زیدی را در آن منطقه تاسیس کرد. امامان زیدی حدود ۱۱ قرن در سرزمین یمن حکومت داشتند.
در سال ۱۹۶۲ جمهوری خواهان با کمک نیروهای نظامی مصر در زمان جمال عبدالناصر آخرین حکومت زیدی را سرنگون کردند. جمهوری عربی یمن یا یمن شمالی سابق در ۲۶ سپتامبر ۱۹۶۲ بنا نهاده شد. حدود هشت سال طول کشید تا مخالفان سرکوب شوند و نظام جدید مستقر شود. بسیاری از سران حکومت امام زیدی اعدام شده و یا به کشورهای دیگر از جمله عربستان و انگلستان و آمریکا مهاجرت نمودند. در طول ۴۷ سال گذشته همواره تمام بدبختی ها و عقب افتادگی های یمن به نظام سابق نسبت داده شده است. در حالیکه اکنون یمن فقیرترین کشور عربی است. حدود ۷۰ درصد مردم برق ندارند. فقر و بیسوادی در سراسر کشور منتشر شده است.
در حال حاضر یمن ۲۵ میلیون جمعیت دارد. حدود ۴۵ درصد مردم شافعی مذهب و ۴۲ درصد زیدی مذهب هستند. مذاهبی همچون اسماعیلیه و صوفیه در این کشور پیروانی دارند. سلفی گری از ۲۰۰ سال پیش توسط شوکانی وارد این کشور شد. در سی سال اخیر سلفی ها سرمایه گذاری هنگفتی در این کشور نموده اند. یمن به عنوان حیات خلوت سعودی ها همیشه مورد توجه آن کشور بوده است.
مذهب شیعه اثنی عشری پس از انقلاب اسلامی وارد این کشور شده است و حدود ۲ درصد جمعیت که عمدتا جوانان هستند پیرو این مذهب می باشند.
گویی در روز ازل، فرشته ای که مامور ترسیم کوهستانها بر روی زمین بود، می دانست که در قرن ۲۱ سادات حسنی و شیعیان بی پناه و ایتام آل محمد چاره ای جز پناه بردن به کوههای سر به فلک کشیده نخواهند داشت. و الا دلیلی نداشت که در جنوب شبه جزیره گرم عربستان چنین طبیعتی خلق شود.
سلسله جبال مرتفعی به طول دو هزار کیلومتر از طائف (نزدیک مکه) تا تعز (نزدیک بندر عدن) کشیده شده و در میانه راه از استان صعده و استان حجه و دیگر مناطق یمن می گذرد. وجود این سلسله جبال موجب شده آب و هوای خنک این مناطق با طبیعت گرم و خشک شبه جزیره کاملا متفاوت باشد و در تابستانها بارانهای فراوان و ابر و مه بسیار مشاهده شود.
در تاریخ اسلام چنین آمده: وقتی که امام حسین علیه السلام به همراه خاندان و اصحاب خود، از مکه عازم کوفه بودند، برخی نزدیکان، ایشان را از این سفر منع می کردند و توصیه کردند که به یمن بروند چون در کوهستانهای یمن، دوستداران امام علی علیه السلام زندگی می کنند. آری شیعیان صعده که امروز مظلومانه از حقانیت و موجودیت خود دفاع می کنند از نسل همان قبیله همدان (به فتح هاء و میم ساکن) هستند که در بسیاری از جنگهای امام علی علیه السلام از یاران باوفای ایشان بودند. حضرت علی علیه السلام در وصف قبیله همدان چنین گفته:
لو کنت بوابا علی باب جنة لقلت لهمدان ادخلوها بسلام
آسمان پرستاره صعده

بیشتر حوزه های علمیه شیعیان زیدی در صعده و پس از آن در صنعاء قرار دارد. البته شهر ذمار در جنوب صنعاء هم زمانی حوزه علمیه داشته که در پنج دهه اخیر (پس از انقلاب ۱۹۶۲) از بین رفته و به آثار باستانی پیوسته است. در سالهای اول پس از انقلاب یمن بسیاری از علمای زیدی ترور شدند و یا در حوادث رانندگی ساختگی کشته شدند و بسیاری از خانواده های اصیل سادات از یمن به کشورهای دیگر همچون عربستان هجرت کردند.
عمده فعالیت مردم این استان کشاورزی است. باغهای مرکبات و مزارع بسیاری در این استان وجود دارد. انارهای شیرین و آبدار صعده در بازارهای یمن معروف است. انگور سیاه صعدی هم، خاص این منطقه است. اما چند سالی است که از انار و انگور صعدی در بازارها خبری نیست.
صعده مردمی بلندهمت، منیع الطبع و بزرگوار دارد. هم سادات و هم قبایل غیرهاشمی به شجاعت و مهمان نوازی شهرت دارند. از قبایل غیرهاشمی که به محبت و ولاء اهل بیت معروفند می توان به قبیله همدان اشاره کرد. وقتی خبر اسلام آوردن این قبیله را به پیامبر گرامی اسلام (ص) می رسانند حضرت سجده شکر بجا آورده و می فرمایند السلام علی همدان. بد نیست بدانیم عبدالله الرزامی مالک اشتر صعده هم، از این قبیله است.
قبل از جنگ در سال ۲۰۰۴ م، خانواده های بسیاری در این استان، از شدت فقر حتی لقمه نانی هم شبها بر سر سفره هایشان یافت نمی شد. در پنج سال اخیر که شرایط جنگی بر این استان محروم حاکم شده، وضعیت اقتصادی مردم نیازی به توصیف ندارد.
صعده آسمانی پاک، زیبا و شبهایی پر ستاره دارد. البته به اندازه آسمانش، بر روی زمین هم ستاره های درخشان دارد.
اگر نرم افزار Google Earth بر روی کامپیوتر شما نصب است با تایپ کلمه sadah در قسمت جستجو و یا رفتن به مختصات زیر، شهر صعده را از بالا ببینید:
۱۶ درجه و ۵۶ دقیقه و ۱۸ و ۶۸ صدم ثانیه شمالی
۴۳ درجه و ۴۵ دقیقه و ۵۳ و ۸۵ صدم ثانیه شرقی
دشمنان اهل بیت (ع) در یمن
در سه دهه اخیر یعنی پس از انقلاب اسلامی در ایران، شیعیان زیدی و اقلیت نوظهور اثنی عشری، با الهام از آموزه های انقلاب اسلامی، افقهای روشنی را پیش روی خود دیدند. در سال ۲۰۰۰ م پس از پیروزی حزب الله و خروج اسرائیل از جنوب لبنان و همچنین بعد از جنگ سی و سه روزه، شیعیان یمن به آینده خود امیدوارتر شدند.
اما تصور یک جریان شیعی قدرتمند (چه زیدی و چه اثنی عشری) در یمن، برای برخی دولتها و جریانهای منطقه ای و بین المللی غیرممکن بوده و به قدرت رسیدن شیعیان همچون کابوسی وحشتناک، خواب آرام را از دیدگان بدخواهان ربوده است. سه دشمن اصلی شیعیان در یمن عبارتند از:
۱) حزب حاکم یمن: به عنوان رقیبی جدی به شیعیان می نگرد. لذا در ۴۵ سال گذشته به شدت با شیعیان زیدی برخورد داشته و علاوه بر آن، در سه دهه اخیر نیز عرصه را بر شیعیان اثنی عشری تنگ نموده است. تا جایی که شیعیان اثنی عشری هیچ مسجد، حسینیه و یا محل تجمع خاصی در یمن نداشته اند و همیشه تحت تعقیب سازمان امنیت یمن بوده اند. البته شیعیان خوجه (هندی الاصل) در عدن که از ۱۵۰ سال پیش در آن منطقه ساکن بوده اند از این ماجرا مستثنی هستند.
۲) سعودی ها و سلفی ها: پرواضح است عربستان سعودی، سیاست خاصی را نسبت به همسایه جنوبی خود در پیش گرفته و همیشه به دنبال بسط نفوذ خود در این کشور ۲۰ و چند میلیونی بوده است. در همین راستا در سی سال اخیر با سرمایه گذاری میلیاردی خود، به نشر مذهب وهابیت در یمن اقدام نموده است. اگر شیعیان زیدی نبودند، وهابیت به اهداف خود در یمن می رسید ولی به برکت پیروان اهل بیت در یمن، توفیق چندانی حاصل ننموده است.
۳) آمریکا و دولتهای غربی: با توجه به گرایش فکری و معنوی شیعیان یمن به جریان انقلاب اسلامی ایران و الگو قراردادن آن در فعالیتهای سیاسی خود، قدرتهای بزرگ غربی نیز احساس خطر کرده لذا سیاست تضعیف شیعیان در یمن را دنبال می کنند. به خاطر داشته باشیم که حسین بدرالدین الحوثی در سال ۲۰۰۳ حرکت خود را با شعار علیه آمریکا و اسرائیل آغاز نمود. غربی ها از گسترش نفوذ و قدرت ایران در منطقه به شدت هراسان هستند و حاضر نیستند تا لبنان دومی در جنوب شبه جزیره عربستان را شاهد باشند.
سیاست عربستان سعودی در قبال جنگ صعده
از قدیم الأیام سعودی ها سیاست عدم امنیت و استقرار یمن را در استراتژی منطقه ای خود گنجانده اند. یمن قوی و با ثبات هیچگاه مطلوب سعودی ها نبوده و در تاریخ معاصر یمن، به خوبی این موضوع قابل مشاهده است. در کنار این سیاست، وابستگی اقتصادی یمن به سعودی ها و پرداخت مستمری به شخصیتهای سیاسی، اجتماعی و قبیله ای یمن، موجب شده تا عربستان سعودی به بازیگر مهمی در صحنه سیاسی و اجتماعی یمن تبدیل شود.
حضور عربستان در یمن در قالب حزب اصلاح به رهبری فرزندان شیخ عبدالله الأحمر و شیخ عبدالمجید الزندانی و دیگر شخصیتهای سلفی و همچنین از طریق شیوخ قبایل مستمری بگیر تعریف شده است. از جمله بزرگترین سفارتخانه ها در صنعاء، سفارت عربستان سعودی و سفارت آمریکاست. در دهه اخیر، علی عبدالله صالح تلاش کرد تا با تضعیف موقعیت شیخ عبدالله الأحمر و فرزندانش، نفوذ عربستان در یمن را کاهش دهد. برای این منظور در فاصله سالهای ۷۸ تا ۸۲ رئیس جمهور سعی کرد با سوار شدن بر موج مبارزه با تروریسم القاعده و با میدان دادن به شیعیان زیدی و تقویت روابط با ایران، نقش سلفی ها را در یمن به حداقل برساند. اما نگرانی از به قدرت رسیدن شیعیان زیدی که ۴۷ سال پیش حکومتشان سرنگون شده بود، حزب حاکم و ارتش یمن را در سال ۸۳ به جنگی کشاند که امروز پس از پنج سال درگیری، هنوز پایان و نتیجه اش برای همگان مبهم است. لذا در پنج سال اخیر، سلفی ها از فضای برآمده از جنگ صعده، استفاده کرده و به بازسازی نهادهای آسیب دیده در دوره قبل از جنگ پرداختند. ضمن اینکه با تحریک و اعزام عناصر سلفی به صعده، کینه و دشمنی خود را نسبت به شیعیان آشکار کردند. بدیهی است سعودی ها هم به هیچ وجه، حاضر نیستند شیعیان در یمن به اقلیتی تأثیرگذار تبدیل شوند.
به هر تقدیر، چنانچه سعودی ها درگیری با شیعیان را طولانی کنند دامنه جنگ صعده به عربستان سعودی کشیده خواهد شد زیرا علاوه بر سه استان نجران، جیزان و عسیر واقع در جنوب عربستان که ۶۰ سال پیش متعلق به یمن بوده و اکثرا زیدی مذهب هستند، شیعیان اسماعیلی نجران هم که قبایل مسلح و قدرتمندی دارند به دلیل اشتراکات تاریخی و جغرافیایی، با زیدی های صعده تعاطف نشان خواهند داد و ناخواسته در حمایت از شیعیان صعده وارد جنگ خواهند شد. بگذریم از شیعیان اثنی عشری منطقه شرقیه (جنوب خلیج فارس) که حتما در حمایت از شیعیان صعده واکنش نشان خواهند داد. لذا ورود عربستان به جنگ صعده، یک اشتباه استراتژیک محسوب می شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات