به علت حجم زیاد بولتن و لزوم مناسب نمودن آن برای مطالعه در فضای مجازی، این متن در پایگاه بصیرت در دو بخش منتشر میشود. (بخش اول)
زندگینامه
اکبر هاشمیرفسنجانی در سال 1313خ. در روستای بهرمان از توابع رفسنجان متولد شد. در پنج سالگی به دلیل نبود مدرسه در روستا به مکتب رفت. وی تا چهارده سالگی علاوه بر آموزش تحصیلات ابتدایی در کارهای کشاورزی به پدرش یاری میداد، سپس برای آموختن دروس حوزوی راهی قم شد و تحت نظر حضرات اخوان مرعشی که از خویشاوندان به حساب میآمدند تحصیل را آغاز کرد. بعد از چند سال به اتفاق محمدجواد باهنر که او نیز در زمره شاگردان امام به حساب میآمد مکتب تشییع را راهاندازی کرد. وی پس از رحلت آیتالله بروجردی و فراهم شدن زمینه مرجعیت آیتالله خمینی در کنار ایشان به فعالیتهای سیاسی ادامه داد. در فروردین سال 1342 در پی یورش نیروهای امنیتی به فیضیه، از جمله طلبههایی بود که به سربازخانه اعزام شد. بعد از حوادث 15 خرداد از سربازخانه گریخت و به جمع علمای مهاجری که به منظور دفاع از امام در تهران گرد آمده بودند پیوست. در پی شکست برنامه رژیم پهلوی برای اعدام امام در مقام مرجعی مقتدر، محبوب و بهرهمند از پشتیبانی بیدریغ اقشار میلیونی مردم، زمینهای برای شکلگیری تشکلی به نام «جمعیت اصلاح حوزه» فراهم شد. در پی تبعید امام و قتل منصور در اسفند 1343 دستگیر شد و به مدت پنج ماه در بازداشت به سر برد. در سال 1345 به سبب تحت تعقیب بودن، مدتی در تهران با آیتالله خامنهای به طور نیمه مخفی زندگی کرد، اما در نهایت در تاریخ 20/8/1346 مجدداً دستگیر و با وساطت آیتالله سید احمد خوانساری آزاد شد.
ادامه فعالیتها، سخنرانیها و روشنگریهای وی موجب دستگیریاش در تاریخ 14/7/1350 میشود و وی ماههای نخستین از سال 1351 را نیز در زندان قزلقلعه پشت سر میگذارد که با فاصله اندکی از آزادی در رفسنجان بازداشت و پس از چند روز زندانی بودن در کرمان به قزلقلعه تهران انتقال مییابد و چهل و پنج روز در در زندان انفرادی میماند.
در سال 1353 نیز در سفری به نوق در رفسنجان دستگیر و پس از حدود پنجاه روز آزاد شد. در سال 1354 دو سفر چند ماهه به خارج کشور داشت که در جریان یکی از این سفرها در عراق به دیدار امام نیز نائل آمد. وی در بازگشت از سفر دستگیر شد و تا پاییز 1357 در زندان به سر برد و سرانجام در جریان اوجگیری نهضت اسلامی مردم ایران آزاد شد.
در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی به عضویت شورای انقلاب درآمد و در سال 1358 معاونت وزارت کشور را نیز به عهده گرفت. آقای هاشمی رفسنجانی در اولین دوره انتخابات مجلس به نمایندگی از طرف مردم تهران انتخاب شد و از سوی نمایندگان ملت مسئولیت ریاست مجلس را به عهده گرفت.
ایشان در همین حال به عنوان یکی از اعضای شورای عالی دفاع محسوب میشد. وی در سال 1362 به عنوان مسئول عملیات جنگ از سوی امام برگزیده شد که تا پایان جنگ این مسئولیت را به عهده داشت.
آقای هاشمیرفسنجانی در سال 1368 در پنجمین دوره انتخابات ریاستجمهوری از سوی مردم برگزیده شد و برای دو دوره در این سمت باقی ماند. ایشان هماکنون ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام را برعهده دارد.
---------------------------------------------------------
فـــــــرودین 61
امام اجازه توقف جنگ و حتی مطرح کردن آن را نمیدادند و طرح آن را باعث دلسردی نیروهای رزمنده و بخصوص بسیجیان و داوطلبها که عنصر نیرومند دفاع و پیروزی بودند، میدانستند... امام در خصوص ورود به خاک عراق ملاحظاتی داشتند، منجمله 1- تحریک عواطف... (ص16)
برای تصمیم نهایی در تاریخ 20 خرداد 1361 جلسهای با حضور اعضای شورای عالی دفاع و فرماندهان اصلی جبهه ها در محضر امام در دفتر جماران برپا شد که بالاخره امام منطق نظامیها را پذیرفتند و تصدیق کردند ادامه جنگ با توقف پشت خطوط مرزی، منطق نظامی ندارد.(ص 17)
سپس امام صحبت کردند و در اظهاراتشان تذکر به آیتالله گلپایگانی و سایر کسانی بود که انتظارهای غیر عملی از جمهوری اسلامی دارند. تا ظهر در دفتر امام نشستیم. (ص33)
آقای خامنهای نامهای را فرستادند که کسی به نام مسعود کشمیری (این شخص غیر از مسعود کشمیری است که مشخص گردید عامل اصلی بمب گذاری در دفتر نخست وزیری و شهادت رجایی و باهنر بوده) نوشته است. جوان است و ادعای مصلح کل بودن در آن به چشم میخورد. بنا شد که تحقیق کنیم….احمد آقا هم آمد و از لزوم جذب چند روحانی متشخص در حزب جمهوری اسلامی گفت.(ص35)
عصر احمدآقا آمد و گفت امام از زیاد شدن مالیات در بودجه ناراضیند. آقای [حسین] نمازی [وزیر امور اقتصادی و دارایی] آن را به گردن کمیسیون [برنامه و بودجه] مجلس انداخته است. (ص38)
شب آقایان خامنهای، [میرحسین] موسوی نخستوزیر و احمدآقا در منزلمان جلسه داشتیم و درباره اوضاع بعد از جنگ بحث کردیم و تصمیم گرفتیم. شام را از منزل احمد آقا آوردند.(ص39)
احمد آقا آمد و گفت، امام با ورود ما به خاک عراق موافق نیستند و تشکیل شورای انقلاب عراق در ایران را هم صلاح نمیدانند.(ص40)
شب احمدآقا آمد و درباره آینده عراق بحث کردیم. با جبهه تماس گرفتیم. فرماندهان راضی بودند.(ص 41)
آقایان [محمدعلی] هادی، [صباح] زنگنه و [سیدمحمد]خاتمی آمدند و راجع به ادامه جنگ، آینده عراق و موضوع ورود نیروهای ما به خاک عراق و کیفیت همکاری نیروهای اسلامی عراق مطالبی به شور گذاشتیم… سپس جلسه خصوصی با نخستوزیر و وزیر خارجه داشتم که راجع به مسافرت وزیر خارجه به پاکستان و برنامههای او بحث کردیم و… شام را مهمان رئیسجمهوری بودم. ساعت دوازده شب به مجلس رفتم... سپس آقای[ عبدالرحیم] گواهی سفیر جدید ایران در ژاپن، [اصغر] نهاوندیان و فخرروحانی سفیران ایران در کره شمالی و لبنان برای ملاقات و خداحافظی آمدند. آقای[ سید محمد] غرضی [وزیر نفت] وخمعی از معاونانش آمدند و گزارشی از تسلط مردم مجاهد افغانستان بر اکثریت خاک آن کشور و انزوای نیروهای دولتی وارتش شوروی دادند. (ص 43)
بعدازظهر، گروهی از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی آمدند و درباره انشعاب در سازمان به دلیل اختلاف در موضوع حضور نماینده ولیفقیه و نیز کنارهگیری گروهی از اعضا، پس از صدور فرمان امام مبنی بر عدم جواز عضویت حزبیها در ارتش و سپاه مطالبی گفتند. …پس از نماز مغرب و عشا، در جلسه اعضای شورایعالی تبلیغات که در دفتر رئیسجمهور تشکیل شد، شرکت کردم و درباره تمرکز تبلیغات بحث کردیم. آنها اصرار دارند که همچنان غیر دولتی بمانند.
آقای محمدی ریشهری و احمدآقا آمدند، آقای ریشهری خبر کشف توطئهای از طرف یکی از چهرههای مطرود را با حمایت آمریکا، علیه انقلاب و سوءقصد به جان امام و سران کشور داد... همچنین گزارشی از بازداشت گروهی سلطنت طلب را داد (کودتاییدیگر) که اخیراً بازداشت شدهاند. گفت: رئیسبخش نظامی، سرهنگ پورموسی است و از نزدیکان بنیصدر هم در میان آنان هستند. (ص44)
ساعت ده به زیارت امام رفتم .جزوه “ارشادالجاهل” از مرحوم شیخ فضلالله نوری را که در آن اوضاع، مشروطه را محکوم کرده به امام دادم. درباره آینده جنگ با ایشان مشورت کردم. امام با ورود ما به خاک عراق مخالفند.
ساعت سه به مجلس رفتم. [سرهنگ سلیمی] وزیر دفاع به ملاقات آمد و مطالبی درباره دفتر مشاورت و نیروی هوایی ابراز داشت... پس از نماز مغرب و عشاء، جلسهای با حضور بیست نفر از جامعه مدرسین [حوزه علمیه] قم در دفتر آقای خامنهای داشتیم. آنها راجع به نگرانیشان از این که در زمینههای اقتصادی تصمیمات غیراسلامی چپگرا اتخاذ شود، صحبت کردند و ما گفتیم، با آن مجلس وآن شورای نگهبان و این امام باید مطمئن بود، ولی توقع نداشته باشید که سلیقههای شخصی همه شماها مراعات شود.(ص47)
بعدازظهر(12فروردین)جلسه شورای عالی دفاع در دفتر امام تشکیل شد... با امام ملاقات کردیم و برای طرح عملیات و ورود به خاک عراق، قرار شد که تا فردا موضوع را بررسی کنند و نظرشان را بگویند.
بعدازظهر(13 فروردین ) در دفتر شورایعالی دفاع، جلسه شورا تشکیل شد... بعداً خدمت امام رسیدیم و ایشان هم تأیید کردند و تصمیمات دیگری نیز راجع به اسرا گرفتیم. سپس جلسه خصوصی با رئیسجمهور، نخستوزیر و احمدآقا داشتیم و درباره مسایل کشوری و لشکری بحثهایی شد و تصمیماتی اتخاذ گردید. (ص 48)
باآقای [سیدعلیاکبر] پرورش [وزیر آموزش و پرورش] و گروهی از معاونان و مسئولان وزارت آموزش و پرورش، با حضور آقای نخستوزیر جلسهای داشتیم. اختلافات آنها شدید است و به مدت سه ساعت، دو طرف صحبت کردند. بالاخره نظر آقای پرورش را تأیید کردیم و خواستیم که همکاری کنند( ص50)
ظهر آقایان [محمدعلی] هادی و [صباح] زنگنه و [محمد] خاتمی آمدند. درباره آینده عراق بحث کردیم. آقای [رضا] زوارهای هم آمد و برای مشکل برادرانش کمک میخواست.( ص51)
خبر رسید که نیروهای افغانی و روسی در تعقیب مجا هدین افغان به روستاهای زابل حمله کردهاند. احمدآقا برای مشورت پیرامون کیفیت برخورد نظامی و سیاسی آمد….اول شب آقای [محمدتقی] بانکی رئیس سازمان برنامه و بودجه با دو معاونش آمدند و توضیحاتی درباره اهداف برنامه بیستسال آینده دادند؛ کار خوبی را شروع کردهاند… ظهر [آقای علیاکبر ناطقنوری] وزیر کشور آمد و راجع به کارهایش مشورت داشت.(ص52)
از دفتر مشاورت امام [در ارتش] هم آمدند و راجع به امور ارتش گزارشهایی داشتند. حکم مأموریت آقای صدرالدین حائریشیرازی را امضاء کردم... در دفتر رئیسجمهور، با نخستوزیر و آقای موسویاردبیلی جلسه مشورتی داشتیم. پاکستان اجازه خواسته است که نیروهایش را از گوشهای از خاک ما عبور دهد.(ص54)
قرار بود که در جلسه جامعه روحانیت مبارز در دفتر آقای خامنهای شرکت کنم که به خاطر خستگی شرکت نکردم. بحث درباره مجلس خبرگان بود.( ص55)
عصر احمد آقا آمد و راجع به اعلام توطئه [صادق] قطبزاده مشورت کرد. با آقای [محمدمحمدی] ریشهری تماس گرفتیم. معلوم شد که قطبزاده اقرار کرده است... اعلام خبر آمدن میانجیهای کنفرانس اسلامی باعث ناراحتی بعضی از رزمندگان و نیروهای تند شده… احمد آقا میگوید بیت امام هم تحت فشار است؛ البته خود امام هم بسیار در ادامه جنگ جدی هستند فضای عمومی خیلی تند است. افرادی هم هستند که تندروی را به مصلحت نمیدانند. امام جرئت ابراز نظر علنی ندارند و در جلسات خصوصی با احتیاط ابراز نظر میکنند.(ص 57و56)
ملاقاتهایی داشتم با [علی] شمس اردکانی سفیرمان در کویت و دکتر [محمد] مکری که میخواهند او را از سفارت ایران در شوروی بردارند و ناراحت است... شب جلسهای با نخستوزیر و وزیر خارجه در دفتر آقای خامنهای داشتیم و درباره کمک به فلسطینیها، جنبش امل و یمن جنوبی که کمک خواستهاند تصمیم گرفتیم... در نطق پیش از دستور جلسه امروز(24/1/61) درباره شروع نهضت بیتالمقدس صحبت کردم و پیشنهاد تعطیل فردا را دادم. (پاورقی: در این نطق که بازتاب فراوانی در سطح کشور و منطقه داشت، آقای هاشمی رفسنجانی پیشنهاد کرد در سراسرکشورهای اسلامی حمایت وسیعی شروع بشود و فردا – روز چهارشنبه 25 فروردین – اعتصاب عمومی در سراسر دنیای اسلام باشد و از دولت جمهوری اسلامی ایران خواست که برای این عمل مقدس پیشقدم بشود.) (ص59)
امروز را به خاطر حمایت از نهضت مردم فلسطین تعطیل عمومی اعلام کردهایم. پیشنهاد از ملک خالد به عنوان رئیس سازمان کنفرانس اسلامی است که بسیاری از کشورها پذیرفتهاند و امروز را تعطیل کردهاند. ما علاوه بر این، راهپیمایی هم اعلام کردهایم…. احمدآقا ظهر به منزل ما آمد و درباره لزوم اقدام مناسب در مقابل اقدام مهم سوریه که لوله نفت عراق را - که از سوریه به مدیترانه میرود- بسته و … صحبت داشت. قرار شد که در نماز جمعه تشکر کنیم.)ص60)
عصر آقای بهزاد [نبوی] و گروهی از جناح ایشان در سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی آمدند. از جناح حزبالله سازمان و آقای [حسین] راستی [کاشانی] گله داشتند، که اینها را به مخالفت با ولایت فقیه متهم و بدنام و اخراج میکنند و کمک میخواستند. … بعداظهر آقای سالاری کاردار ما در آرژانتین آمد. وزارت خارجه نمیخواهد او را به سفیری ارتقا دهد. با درخواست کمک برای ساختن مسجدی در بوئنس آیرس داشت که صدها هزار مسلمان در آنجا زندگی میکنند. با آقای دکتر ولایتی صحبت کردم و قرار شد که تحقیق شود.(ص61)
آقای [محمدحسن] زورق [معاون سیاسی صدا و سیما] آمد و از مشکلات صدا و سیما و عدم هماهنگی شورای سرپرستی گفت و احتمال استعفاء را مطرح کرد.. مطلع شدم که مردم قم، پس از نماز جمعه، علیه آقای شریعتمداری تظاهرات و دارالتبلیغ را اشغال کردهاند. تلفنهای طرفداران ایشان را قطع کردهاند. گفتم که مدارا کنند زیرا به این کارها نیازی نیست. [آقای احمد عباسی] داماد آقای شریعتمداری را در رابطه با کودتای قطبزاده بازداشت کردهاند. (ص63 و64)
… احمد آقا آمد و راجع به تظاهرات مردم قم علیه آقای شریعتمداری و لزوم جلوگیری از افراط صحبت شد. آیتاله اخوان مرعشی از مشهد تلفن کرد و راجع به مراعات حرمت آقای شریعتمداری تأکید نمود... گروهی از مسئولان بخش فرهنگی بنیاد شهید آمدند و گفتند خانوادههای شهدا نگرانند که آمدن هیئت میانجی کنفرانس اسلامی باعث آتشبس شود و خون عزیزان شهید آنها پایمال شود. پیغام دادهاند که ایثارگران آماده پذیرش آتشبس نیستند و خونبهای شهدای ما حاکمیت اسلام در عراق است.( ص 65)
امروز پاسداران مجلس، هنگام ورود نمایندگان متهم به لیبرالیسم شعار “مرگ بر آمریکا” داده بودند. آنها از این وضع ناراحت بودند و ظهر دکتر [کاظم] سامی، دکتر [یدالله] سحابی و مهندس [هاشم] صباغیان آمدند و از من چارهجویی کردند… ساعت دو به دفتر آقای خامنهای رفتم و فیلم مصاحبه قطبزاده را با ایشان و احمدآقا دیدیم. به توطئه قتل امام و مسئولان، براندازی حکومت و ارتباط با آقای شریعتمداری به وسیله [عبدالرضا] حجازی و [سیدمهدی] مهدوی و نیز درخواست اسلحه از فردی از حزب سوسیالیست فرانسه اعتراف کرده که قرار شد بخشی از مصاحبه پخش شود.(ص 67)
ظهر احمدآقا و [رضا] سیفالهی رئیس اطلاعات سپاه آمدند و گفتند، آقای شریعتمداری در مذاکره با سپاه قم به اطلاع خود از قصد قطبزاده اعتراف کرده است. قرار شد که از سپاه تهران بروند و رسماً از ایشان بپرسند. میگفتند ظاهراً یک روحانی دیگر هم مطلع بوده است... احمدآقا همراه مسئول اطلاعات سپاه عصر با هلیکوپتر به قم رفت. شب خبر آورد که آنها پیشآقای [سیدکاظم] شریعتمداری رفتهاند و از ایشان درباره توطئه کود تا بازپرسی کردهاند. (ص69)
… برای مشورت در مورد جواب پیشنهاد سازمان کنفرانس اسلامی در مورد شرایط پایان جنگ به دفتر آقای خامنهای رفتم. نخستوزیر و رئیس دیوان عالی کشور و احمدآقا هم بودند.( ص70)
اردیــــــبـهشت 61
معاون تشکیلات حزب [جمهوری اسلامی] آمد و از نامزد شدن سه نفر در تهران برای انتخابات مجلس بدون مشورت با حزب گله داشت که گفتم موضوع را در جلسه بعد مطرح میکنیم. (پاورقی: اشاره به نامزدی آقایان سیدتقی سیدخاموشی، محمدهاشم رهبری، و علیاکبر پور استاد منتسب به هیئتهای مؤتلفه اسلامی)
امروز هم تظاهرات مردم و اعلامیههای علما در مورد سلب صلاحیت مرجعیت از آقای شریعتمداری در صدر اخبار است. کشورهای غربی خیلی ناراحت شدهاند؛ مثل این که امید بسیاری به توطئه کودتا داشتهاند.رئیسجمهور از تبلیغات یک طرفه شدید و عدم پخش دفاع او ناراضی هستند و میگویند نیازی به زیادهروی نیست. (ص 75)
نمایندگان علیه آقای شریعتمداری صحبت کردند [هاشم] صباغیان خواست اعلامیه نهضتآزادی [ایران] را در محکومیت کودتا بخواند که عدهای شلوغ کردند و نتوانست بخواند. …آخر شب آقای [محمد] موسوی خوئینیها برای مشورت در مورد پخش اسناد لانه جاسوسی علیه آقای شریعتمداری آمد. (ص76 )
عصر احمدآقا آمد و مطالبی درباره تبلیغات رایج علیه آقای شریعتمداری صحبت شد و خبر داد که امام امروز آقای [شیخحسن] صانعی را نزد آقای شریعتمداری فرستاده و به ایشان اطمینان دادهاند که محاکمه نمیشوند، ولی تذکر دادهاند، خود شما مقصرید که از اول به تذکرات توجه نکردید و ما قبلاً گفتیم که جلوی مردم را نمیتوانیم بگیریم. ….پیش از ظهر برای زیارت امام به منزلشان رفتم. آقای خامنهای هم آمدند و ملاقات طولانی شد. آقای خامنهای درباره مراعات بیشتر انضباط در دادگاههای انقلاب از ایشان کمک خواستند و امام برای تسریع در امر حذف قوانین غیر اسلامی تذکر دادند. (ص77)
ظهر آقای [حسین] انصاری [راد] نماینده نیشابور آمد و از فشارهایی که نیروهای خط امام به خاطر روابط قبلی با بنیصدر برایشان وارد میکنند – و از جمله مجتمع کشاورزی را که تحت اشراف ایشان بوده گرفتهاند - گله داشت. (ص79 )
عدهای از نمایندگان برای کارهایشان مراجعه کردند. بیشتر نمایندگان در ملاقاتها اظهار نگرانی میکنند از احتمال پذیرش آتشبس و عدم مجازات صدام و ادامه فشار صدام بر نیروهای اسلامی انقلابی عراق. … بعداز ظهر آقای [عبدالکریم] موسوی اردبیلی و آقای [سیدحسن] طاهری خرمآبادی آمدند و گفتند، آیتالله [حسینعلی] منتظری میخواهد که به امام گفته شود، مسئله آقای شریعتمداری را از این شور بیندازند و در مورد پرونده از ایشان بازپرسی شود. آقای [محمدمحمدی] ریشهری هم اطلاع داد که در بازجوییهای مجدد، ایشان اعترافهای جدیدی کرده و پرداخت پول به آقای [سیدمهدی] مهدوی و مذاکره با آقای [عبدالرضا] حجازی را هم پذیرفته است. (ص81)
سپس گروهی از اعضای دفتر مرکزی جهاد سازندگی آمدند و از انحراف و فساد مختصری که در دفتر مرکزیشان وجود داشت، گزارش دادند. (ص82)
احمد آقا آمد و از جریان مذاکراتش با آقای [احمد] عباسی داماد آقای شریعتمداری گزارشی داد و گفت که امروز او را برای مواجهه با آقای شریعتمداری به قم بردهاند. (ص83)
آقای اعتمادیان رئیس اوقاف آمد و خواست که در نماز جمعه، مردم را با مسائل وقف آشنا کنم. درباره آیتالله شریعتمداری و اوقاف در سالهای پیش از انقلاب نیز صحبتهایی کرد.(ص 84)
[اقامه] نماز جمعه را به آقای امامی کاشانی واگذار کردم و در خانه ماندم. احمد آقا آمد و درباره پخش مصاحبه جدید آقای شریعتمداری مشورت کردیم (ص86)
اول شب به دفتر امام رفتم. فیلم مصاحبه با آقای شریعتمداری را که آقای ریشهری انجام داده، دیدیم. اقرار به اطلاع و دادن پول (نه به عنوان کودتا بلکه برای خرید خانه) دارد و از امام طلب عفو و تخفیف تبلیغات دارد. یک نظر این است که قسمتی از آن حذف شود و از امام هم همین نظر را نقل میکنند؛ نظر دیگر این است که اگر بدون سانسور پخش شود، معتبرتر است. قرار شد فردا شب پخش شود.(ص90)
آقای [رضا] سیفاللهی از تبریز تلفن کرد و از کشف و دستور عملیات در مورد یکی از مراکز اصلی محاربان خبر داد. (ص91 )
صبح زود به مجلس رفتیم. بیانیه وزارت خارجه درباره سقوط هواپیمای الجزایری توسط عراق و کشته شدن سرنشینان آن - که چهارده نفر بودند – پخش شد ... پیش از آنکه عراق چیزی بگوید، لازم بود که ما اعلام کنیم. نقص کار وزارت خارجه این بوده که سفارت الجزایر را دیر مطلع کرده است که مورد اعتراض آنهاست.(ص92)
خانم آقای علی بابایی آمد و از توقیف اموال شوهرش گله داشت و تظلم میکرد. به او گفتم، که قبلاً توسط دکتر عالی به آقای علی بابایی پیغام دادهام که اگر با منافقان همکاری ندارد، ظاهر شود و کسی کاری با او ندارد، و بقیه مسائل هم حل خواهد شد. …جلسه [جامعه] روحانیت مبارز امشب در دفتر من تشکیل گردید و راجع به کاندیداهای [مجلس] خبرگان بحث و اتخاذ تصمیم شد. جامعه مدرسین [حوزه علمیه] قم در بیست مورد با لیست ما مخالفت کردهاند.(ص 93)
اول شب، اعضای شورای سرپرستی صدا و سیما آمدند و از اظهارات اخیر امام که گفتهاند سران سه قوه باید اعضای اصلی این شورا باشند تا سیاست واقعی کشور را به آنتن دیکته کنند، ناراحت بودند و آن را توهین به خود میدانستند و معتقد بودند که آقای [عبدالمجید] معادیخواه در دولت و احمد آقا در خدمت امام باعث این تصمیمگیری بودهاند .(ص94و95)
استانداران – که این روزها سمیناری درباره تقسیمات کشوری داشتهاند – آمدند و برای آنها صحبت کردم. پیشنهاد دادهاند، کشور 36 استانداری و 9 ولایت داشته باشد.(ص95)
بعدازظهر احمد آقا به منزل ما آمد و خبر داد که عراقیها پاتک کردهاند و ما در شمال خرمشهر عقب نشستهایم؛ ( ص 96)
احمد آقا خبر داد که عراقیها از پادگان حمیدوهویزه فرار کردهاند. در تماس با جبهه، این خبر تأیید شد. این حادثه مهمی است که نظامیان عراق فرار کردهاند و نیروهای ما آنها را تعقیب کردهاند. در جفیر نیز درگیر شدهایم. … شب آقای منتظری تلفن کردند و پیشنهاد دادند که سریعاً به منظور سقوط صدام وارد خاک عراق شویم ... [19/2/61] در جلسه شورای مرکزی حزب [جمهوری اسلامی] شرکت کردم. دو نفر از اعضاء – آقایان [مسیح] مهاجری و [علیرضا] محجوب – به عنوان اعتراض به کاندیداهای حزب برای تهران استعفاء کردهاند. عملی نادرست و غیر حزبی کردهاند. (ص97)
شب با رئیسجمهور جلسه خصوصی داشتیم و یکی دو ساعت درباره حزب و اعضای دولت و... صحبت کردیم. قرار شد ایشان – که دبیر کل حزب هستند – وقت بیشتری روی حزب بگذارند و افراد صددرصد مطمئن را به کارگردانی امور بگمارند.(ص98)
ظهر مهندس [مهدی] بازرگان و دکتر [ابراهیم] یزدی آمدند و از فشار حزبالله بر آنها گله داشتند و چارهجویی میکردند. گفتم مردم شما را همکار بنیصدر و منافقین میدانند و طبعاً عکسالعمل نشان میدهند. شما اگر به راستی جمهوری اسلامی را قبول دارید و آنها را قبول ندارید، موضع گیری کنید والا کاری نمیتوانیم بکنیم. به آنها گفتم که رفتارتان جوری است که اگر بنیصدر – به فرض محال - برگشت، بتوانید با او کار کنید؛ اشتباه میکنید. (ص101)
تا ساعت 9 در خانه استراحت داشتم. ساعت 9 با آقایان خامنهای و ناطقنوری خدمت امام رفتیم و راجع به انتخابات [مجلس] خبرگان بحث کردیم. امام موافقت کردند….بعدازظهر احمد آقا آمد و راجع به جامعه مدرسین [حوزه علمیه] قم و آقای شریعتمداری که میخواهد برای معالجه به خارج بروند صحبت کرد…. خبر کشف مرکز گروه پیکار در شیراز و دستگیری شصت نفر از آنها پخش شد (پاورقی: تقی شهرام، عضو قدیمی سازمان که در سال 1350 دستگیر شده بود، در زندان تغییر مرام داد و مارکسیست شد و پس از فرار از زندان ساری در بهار 1352 به مرکزیت سازمان راه یافت و بتدریج ارتداد را حاکم ساخت.) (ص102)
ظهر آقای بهزاد نبوی آمد و راجع به معرفی او به مجلس برای تصدی وزارت صنایع سنگین، نگران بود که مبادا مخالفان انحراف فکری و چپگرایی را مطرح کنند و از من میخواست از او دفاع ایدئولوژیک کنم…..احمد آقا هم آمد و راجع به کاندیداهای مجلس خبرگان، نظر امام را گفت. من هم درباره شورایعالی آمورش و فرهنگ و طرحی که در جلسه مشورتی سران سه قوه تصویب شده بود و ستاد انقلاب فرهنگی آن را به امام گزارش داده است، توضیح دادم. (ص 104)
شب جلسه شورای مشورتی رؤسای سه قوه بود. تصمیم گرفتیم که مسافرت به خارج و ورود خارجیان را به ایران آزاد کنیم.(ص105)
نزدیک غروب آقای [مرتضی] نبوی وزیر پست و تلگراف و تلفن آمد و شرح درگیرهای خود با انجمن اسلامی را داد و نگران بود. به او قول حمایت دادم.میگویند که با سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی کار میکند؛ این را اتهام میداند. به او گفتم که اگر صحیح هم بود مانعی نداشت.(ص106)
آقای [سیدمهدی] هاشمی مسئول نهضتهای آزادیبخش آمد. نگران تزلزل موقعیت کاریش بود که به او گفتم، منتظر بماند تا مجلس رابطه قانونی واحد را با ارگانهای مملکتی مشخص کند. فعلاً این واحد تحت اداره سپاه است.(ص 107)
احمد آقا تلفنی حال آقای [صادق] احسانبخش را گزارش داد که مورد سوء قصد قرار گرفته... (ص109)
خـــــــرداد 61
عصر احمدآقا آمد و راجع به چند مسئله بحث کردیم. با آقای نخستوزیر راجع به کـارشکنیهای گمرکات در ترخیص مواد خام صنایع و تـعلل بانـکها در پرداخت وام کـارخانهها تلفنی صحبت کردم. احوال آقای خـامنهای را هم تلفنی پرسیدم؛ دستشان درد دارد (ص113)
عصر در جلسه شورای مرکزی حزب [جمهوری اسلامی] شرکت کردم. تصویب شد احمدآقا خمینی – که تقاضای همکاری با حزب را داشته – به عضویت شورا پذیرفته شود. شب جلسه مشورتی رؤسای سه قوه در دفتر آقای خامنهای برگزار شد. ( ص114)
عصر احمدآقا آمد و راجع به آقای [سیدکاظم] شریعتمداری و مسائل دیگر مشورت داشت.(ص122)
در جلسه شورای مرکزی حزب در دفتر آقای خامنهای شرکت کردم احمدآقا و آقای ناطقنوری برای اولین بار شرکت کرده بودند. (ص 124)
راجع به درگیری کمیته و سپاه در فلاورجان که چند نفر کشته و زخمی داشته است و عدهای از مردم فلاورجان کنار مجلس متحصن شدهاند، رسیدگی کردم و قرار شد نماینده بفرستیم آقای سیدمهدی هاشمی متهم به قدرتطلبی و تحمیل سپاه قهدریجان بر مردم فلاورجان شده است.(ص127)
جلسه علنی داشتیم. چند ماده دیگر از طرح آب تصویب شد. ظهر آقای [مصطفی حایری] فومنی آمد و گزارشی از کیفیت درگیری سپاه با قشقاییها داد. ترکیبی از خوانین، منافقین و کمونیستها هستند که یاغی شدهاند و به کوه زدهاند و سپاه پیش دستی کرده و به موا ضع آنها حمله برده است و الان میخواهند تسلیم شوند. (ص129)
احمدآقا - که برای قرائت پیام امام رفته بود - آمد و خبر از کثرت جمعیت حاضر در مراسم راهپیمایی 15 خرداد داد. عصر آقای فروتن مسئول سپاه اصفهان آمد و گزارشی از درگیری های فلاورجان و کارخانه ذوبآهن در چند روز پیش داد.(ص130)
عصر احمدآقا آمد و چندگلدان گل شمعدانی پیچ آورد.…آقای [سیدمهدی] هاشمی از واحد نهضتهای آزادیبخش سپاه آمد و پیشنهاد کرد که در سمینار نمایندگان نهضتهای آزادیبخش که به مناسبت روز جهانی مستضعفان به ایران آمدهاند، سخنرانی کنم نپذیرفتم. عصر شورای مرکزی حزب جلسه داشت.…. بحث اصلی درباره انجمن حجتیه و اتخاذ موضع مشخص حزب در مقابل آن بود که ناتمام ماند. (ص132)
عصر آقای غزالی از طلاب قدیمی مشهد آمد و گفت که با آقای [واعظ] طبسی قهر کرده و در قم مانده است. به او پیشنهاد کردم که با آقای [محمدرضا] حکیمیواحدی برای نوشتن تاریخ انقلاب درست کنند. … فرماندار تهران آقای صامت هم آمد و از فشاری که به عنوان انجمنی بودنش به او وارد میشود، گله داشت. (ص134)
با آقای خامنهای به زیارت امام رفتیم و راجع به درگیریهای لبنان با امام مشورت کردیم. به منزل احمدآقا رفتیم و راجع به وضع سپاه و خواستههای آنها و کمبودهای کشور بحث کردیم … عصر از منزل احمدآقا مقداری توت آوردند.(ص 135)
… عصر آقای خامنهای گفتند که نامه استمداد فتح رسیده است.( ص136)
امام در مورد ادامه جنگ قاطعند و اجازه نمیدهند حتی به گونهای بحث شود که کوچکترین تردیدی در جامعه و نیروها بروز کند و اهداف جنگ را به گونهای اعلام میکنند که همگی خودشان را برای مدت طولانی آماده کنند و ضمناً توافقی برای ورود به خاک عراق هم نداشتند. در جلسه عصر هم خدمت امام، فرماندهان نظامی با حضور ما با امام بحث کردند و کارشناسانه ثابت کردند که ادامه جنگ با منع ورود به خاک عراق سازگار نیست. دشمن در جاهای زیادی در خاک ما است و اگر مطمئن بشود که نظام ما به خاک او وارد نمیشود یا ورود جزئی خواهد داشت نه امتیازی خواهد داد و نه از نقاط حساس بیرون خواهد رفت و هر وقت آمادگی پیدا کرد در خاک ما پیشروی میکند و با این استدلال امام را قانع کردند که با ورود به خاک عراق در جاهایی که مردم نیستند یا کماند و آسیب نمیبینند، موافقت کنند (ص 137)
به مجلس رفتم. ظهر با فرماندهان لشکرها، تیپها و واحدهای مستقل نیروی زمینی ملاقات داشتم و برای آنها صحبت کردم. اظهار نگرانی کردند از احتمال قبول پیشنهادهای هیئت میانجی که آقای سکوتوره ضمن نامهای توسط وزیر خارجه گینه به ایران فرستاده و گفتند این گونه اخبار روحیه رزمندگان را ضعیف میکند. (ص 138)
سپس به شورای مرکزی حزب رفتم. بحث درباره انجمن حجتیه و دستگیری خسرو قشقایی داشتیم... راجع به حزب – شاخه محلات ـ نیز که علیه آقای [فضلالله] محلاتی در جلسه آقای [عبدالمجید] معادیخواه شعار دادهاند، صحبت شد. (ص 139)
با آقای مهندس [مهدی] طیب [نماینده نائین] که استعفا کرده بود، صحبت کردم. استعفا را پس گرفت. خیال کرده بود که اظهارات خصوصی امام ناظر به اوست، ولی معلوم شد که اشتباه کرده است…. عصر احمد آقا آمد و نظر امام را درباره چند موضوع مورد بحث گفت. امام مایلند که غیر از این افراد موجود در ستاد انقلاب فرهنگی، نمایندهای در شورایعالی داشته باشند و اینها دیگر به عنوان نماینده امام نباشند. همچنین میخواهند نمایندهای در شورای [عالی] اقتصاد داشته باشند، به خاطر شکایتهایی که میشنوند، مبنی بر اینکه خط چپگرایی اقتصادی در شورا وجود دارد.(ص144و146)
در مورد انجمن حجتیه نظر امام این است که افراد مؤثر آنها در پستهای حساس و کلیدی نباشند. اگر خودشان میخواهند، انجمن منحل شود و گرنه نظارتی بر کار آنها بشود.( ص146)
احمدآقا آمد و گفت که امام مایلند من در مجلس یا جای دیگر بر مسئله اولویت جنگ با عراق تأکید کنم. … راجع به اختلافات مقامات قضایی بحث کردیم. امام به من و آقای خامنهای تکلیف کردهاند که به اختلافاتشان رسیدگی و اصلاح امور کنیم. آقای موسوی [تبریزی] معتقد است که شورایعالی قضایی ضعیف است و کادر مدیریت زندانها بینظم است.(ص147)
نمایندگان آذربایجان شرقی آمدند و به بازداشت آقای غفور [گیوی خلخالی] نماینده خلخال که به 5 سال محکوم شده است، اعتراض داشتند. با آقای موسوی اردبیلی صحبت کردم. (ص 150)
تــــــــــیر1361
عصر در جلسه گروهی از نمایندگان شرکت کردم و راجع به وضع جبههها و علل کمک به لبنان مذاکره شد. گفتند اکثریت نمایندگان مجلس و فضای جامعه نگرانند از تأثیر مانورهای صلح... و نقل کردند که آقای منتظری گفتهاند مسئولان بوی دلار به دماغشان خورده و میخواهند جنگ را ختم کنند. گفتم آیتالله منتظری از نظر و تصمیم امام برای ادامه جنگ مطلعند. بعید است چنین چیزی بگویند. (ص155)
در جلسه شورایعالی دفاع شرکت کردم؛ درباره مسائل متعددی تصمیم گرفتیم. امام گفتهاند در این ده روز که عراق مدعی عقبنشینی است، حمله نکنیم و به لبنان هم فعلاً کسی را نفرستیم… شب احمدآقا تلفن کرد و گفت که امام در مورد مسائل لبنان به همان نظر تأکید دارند و مصر هستند.(ص157)
عصر با احمدآقا تلفنی صحبت کردم: درباره وضع لبنان که اسرائیل در حال پیروزی کامل است و جبهه نجات ملی جا میافتد و فلسطینیها رفته رفته شکست میخورند و کمکهای ما خیلی مؤثر واقع نمیشود. قرار شد که با امام صحبت کند. او سپس به منزل آمد و گفت که امام مخالف اعزام نیرو به لبنان هستند. … با آقای خامنهای تلفنی صحبت کردم. قرار شد که با امام ملاقات کنیم و موضع روشنی اتخاذ شود….. رئیسجمهور به منزل ما آمدند و با هم به زیارت امام رفتیم. راجع به کمک به سوریه در مقابل اسرائیل مذاکره کردیم. امام با حضور ما در آن جبهه با شرایط موجود مخالفت دارند و معتقدند که عربها جنگ جدی نخواهند کرد و درگیری بیشتر ما باعث میشود که در جبهه جنگ با عراق دچار وقفه شویم ودرآنجا هم به جایی نرسیم. بالاخره قرارشد که اگر به طور جدی از طرف سوریه جنگ شد ، شرکت کنیم. (ص159)
افطار مهمان آیتالله خامنهای بودم... درباره ارتش، اقتصاد، جنگ، حزب، انجمن حجتیه و خیلی چیزهای دیگر بحث کردیم. ظهر آقایان [سیدکاظم] اکرمی [نماینده بهار و کبوتر آهنگ] و [غلام عباس] زائری [نماینده بندرعباس] آمدند و از اختلافات آقای [علیاکبر] پرورش [وزیر آموزش و پرورش] با گروه امور پرورشی اظهار نگرانی کردند.(ص160)
آقای [صادق] خلخالی برای نجات برادرش [غفور گیوی] از زندان کمک خواست…. عصر شورای مرکزی حزب جمهوری [اسلامی] در دفتر من تشکیل شد. قسمت عمده وقت ما در مورد وضع اقتصادی و لزوم توجه به بخش خصوصی و رونق کار و بازار گذشت. امام هم نگران دولتی شدن امور و فشار بر بخش خصوصیاند. … عصراحمدآقا آمد و راجع به مسائل جنگ لبنان بر اساس نظر امام بحث شد. در مورد استعفای آقای [محمدرضا] مهدویکنی از سرپرستی کمیتههای انقلاب در اثر اختلاف نظر با آقای [علیاکبر] ناطق [نوری] پس از تصویب واگذاری کمیتهها به وزارت کشور در مجلس بحث شد. (ص163)
احمدآقا عصر آمد و راجع به مسائل جاری و بیانیه امام [در خصوص شهادت آیتالله صدوقی] مشورت شد. … آقای محسن رضایی تلفن کرد... درخواست کرد مطالبی را که سپاه درباره گروهکها تهیه کرده، صدا و سیما پخش کند به [برادرم] محمد گفتم که قرار شد انجام شود…. عصر تلفنی با رئیسجمهور درباره مسائل جاری مشاوره کردم. احمدآقا هم آمد و راجع به دلایل نیامدنش به حزب مذاکره کردیم. امام گفتهاند که او به حزب نرود و به طور کلی امام ایشان را از پذیرش هر نوع مسئولیت رسمی در نهادها و ارگانها منع میکنند.(ص169)
یاسر عرفات با مقامات غربی بر سر خروج نظامیان فلسطینی از لبنان به توافق رسیده است و کابینه اسرائیل مسائل مورد توافقشان را مورد بحث قرار داده است.(ص170)
ساعت 5/8 دکتر ولایتی به خانه آمد و راجع به فشار دانشجویان مسلمان انقلابی درخارج به بعضی از سفرا - از جمله آقای نواب سفیر ایران در آلمان - صحبت داشت و چارهجویی کرد. به او گفتم که حتیالامکان باید دانشجویان را حفظ کرد. آقای [مرتضی] الویری آمد و برای حل مشکل سازمان مجاهدین اسلامی در رابطه با جناح حزب اللهیهای دورن سازمان و آقای [حسین] راستی [کاشانی] مشورت کرد. نظراتی در این زمینه دادم ... عصر احمدآقا آمد و راجع به نوشتن تاریخ نهضت امام از روی پروندهای که ساواک برای امام درست کرده مشورت کرد.(ص172)
ظهر گروهی از اعضای کمیسیون ارشاد آمدند و راجع به وزیر ارشاد مطالبی داشتند؛ تحریکاتی در پشت ظواهر وجود دارد. آقای [مصطفی] کفاشزاده آمد و نامه محرمانه امام را آورد که به فرماندهی سپاه نوشتهاند و از ضعف حفاظت شخصیتها و نوع مراقبت از شهید صدوقی انتقاد کردهاند… سرهنگ کتیبه رئیس اداره دوم ستاد مشترک آمد و از ستاد گله داشت و پیشنهاد میکرد که سرهنگ سلیمی رئیس ستاد و رحیمی معاونش وزیر دفاع شود.(ص173)
در خانه ماندم. آقای خامنهای آمدند و با هم به زیارت امام رفتیم. راجع به حزب جمهوری اسلامی و ضرورت تحزب با ایشان صحبت کردیم. محدودیتهایی که اخیراً ایشان برای حزب در رابطه با ارگانها و مخصوصاً بسیج به وجود آوردهاند، باعث تضعیف حزب شده است. مقداری با ایشان بحث کردیم تا حدی مؤثر واقع شد، قرار شد به نحوی ترمیم شود .(ص174)
آقای [سیدرضا] زوارهای آمد و درباره اعضای هیئت رئیسه جدید که هفته آینده انتخاب میشوند، مشورت کرد. عصر روحانیت اهل سنت کردستان آمدند از انقلاب راضیاند. برایشان صحبت کردم. از محاربهای کرد خشمگین بودند و گفتند که تا به حال بیست نفر از روحانیون اهل سنت را شهید کردهاند… امروز در شهر سبزواربین سپاه و طرفداران امام جمعه درگیری بوده و دو نفر کشته و جمعی زخمی شدهاند. هیئتی برای رسیدگی اعزام کردیم: از طرف من دکتر [موسی] زرگر و از طرف رئیسجمهور آقای [محمد] امامی کاشانی رئیس دیوان عدالت اداری.(ص177)
پس از نماز ظهر به منزل احمدآقا رفتم. با حضور آقای رئیسجمهوری درباره آینده جنگ که به زودی داغ میشود، بحث کردیم… شب آقای [عبدالمجید] معادیخواه آمد. تصمیم به استعفا از وزارت ارشاد گرفته و درباره کیفیت اعلام اسعفا مشورت کرد.(ص178)
اول وقت سرهنگ سلیمی آمد و از اختلاف و کارشکنی سیاسی ایدئولوژیک گله داشت.(ص179)
[آقای عبدالمجید] معادیخواه به دلیل کسالت قلبی امروز بستری شده و گویا قرار است از کار ممنوع شود…. احمدآقا هم عصر آمد و از این که بعد از بیانیه امام، موج مناسبی ایجاد نشده، گله داشت. گفتم که سیاست شورای عالی دفاع این است که حالت تهاجم بگیریم و امام هم گفتهاند که هر گونه صلاح میدانیم عمل کنیم… با رئیسجمهور و نخستوزیر که فردا عازم الجزایر است، مشورتهایی کردیم. پیشنهاد شده که کاخ نیاوران را مهمانسرای مهمانان خارجی و صاحبقرانیه را موزه کنیم و من تأیید کردم.(ص182)
بعدازظهر در جلسه شورای مرکزی حزب شرکت کردم. درباره وضع بازار و رواج روحیه ناسالم ضد بخشی خصوصی و لزوم تعدیل فرهنگ انقلاب اسلامی بحث شد. (ص183)
افطار در منزل [مرتضی] مقتدایی در معیت آقای [حسینعلی] منتظری بودیم. تا ساعت دوازده درباره اختلافات اصفهان و وضع سپاه و واحد نهضتها که تحت اداره سیدمهدی هاشمی است و وضع بیت ایشان و اطرافیانشان و ضرورت ایجاد نظام محکم و تحفّظ امنیتی ایشان بحث شد.(ص185)
آقای [احمد] جنتی را برای اقامه نماز عید در دانشگاه تهران معین کرده بودم. آقای خامنهای بدون اطلاع از کار من، خودشان برای اقامه نماز به دانشگاه رفته بودند. آقای جنتی هم رفته بودند و هر یک از تصمیم دیگری بیخبر.(ص188)
مــــــــــــرداد 61
تلفنی با آقای خامنهای صحبت کردم. خبر از نامه رؤسای جمهوری ترکیه، پاکستان و گینه در رابطه با جنگ و ورود ما به خاک عراق دادند که خواستار میانجیگری و مذاکره شده بودند و جواب ما هم طبق معمول گذشته بوده است. نظر کارشناسان این است که میانجیها بیشتر برای خرید زمان و گرفتن فرصت برای صدام جهت تجدید قوا و کمکردن روحیه رزمندگان ما و ایجاد تردید در آنها در خصوص جدی بودن جنگ تلاش میکنند.(ص191)
[آقای میرحسین موسوی] نخستوزیر با احمد آقا آمد و گزارشی از سفر خود به الجزایر و لیبی و مذاکراتش با امام را داد… درباره اوضاع مشهد و بیوت آیات [سیدعبدالله] شیرازی و [سیدحسن طباطبایی] قمی و [اخوان] مرعشی مذاکره شد که معلوم شد آقای قمی کسی را فرستاده و خواستهاند به آقای [واعظ] طبسی نزدیک شوند. به خاطر مخالفت با حکومت منزوی شدهاند. آقای اخوان مرعشی هم قهر کرده است. گویا در مسجد ایشان، مردم علیه آقای [سیدکاظم] شریعتمداری شعار دادهاند و ایشان قهر کرده و آقای واعظ طبسی، آقای فرزانه را به جای ایشان گذاشته است… احمدآقا آمد و راجع به جنگ و مسایل دیگر کشور، از جمله محلات و اختلافات آقای [فضلالله] محلاتی با حزب و آقای مقدسیان امام جمعه صحبت شد.(ص192)
آقای [سیدمحمود] دعایی را در سالن ناهارخوری دیدم. از طرف امام با جمعی از نمایندگان مجلس مأمور شده است که از زندان اوین دیدن کنند؛ برای تحقیق درباره اطلاع از کارهای خلافی که شنیده شده است. (ص193)
عصر احمدآقا آمد وگفت که امام از محدود شدن [آقای سید حسین موسوی تبریزی] دادستان کل انقلاب توسط شورای عالی قضایی ناراضیند و از او حمایت میکنند و چیزی هم نوشتهاند.(ص195)
برای ناهار، امام را به منزل خودمان دعوت کردم که نپذیرفتند و فرمودند، اگر بپذیرم باید به خانه فرزندانم هم بروم و باعث اتلاف وقت است… آقای ریشهری آمد و راجع به کیفیت و زمان محاکمه [صادق] قطبزاده در این که علنی کامل باشد یا با کنترل مشورت کرد. راجع به کیفیت برخورد با آقای شریعتمداری نظر خواست و گفت که اخیراً پولی برای آقای [سیدصادق] روحانی فرستاده که بین طلاب تقسیم کند.(ص196 و197)
ناهار برای دیدار آیتالله منتظری به منزل آقای ربانیاملشی رفتم. آقای نخستوزیر و آقای موسویاردبیلی هم آمدند و راجع به نظم در دادگاههای انقلاب و استعفای شورای عالی قضایی، ... صحبت شد. (ص197)
پیش از ظهر آقای صادق طباطبایی آمد و نتیجه اقداماتش را در خصوص پس گرفتن پولهایی که بابت تانکهای M48 داده بود، گفت.دو نفر را بازداشت کرده و حدود سی میلیون دلار گرفته است. حدود شانزده میلیون دلار دیگر مانده که باید از خود آنها یا بیمه لویدز بگیرد. به دادگاهی در سوئیس شکایت کرده و میگفت که خوب کار میکنند… عصر احمدآقا آمد و راجع به ملاقات اعضای شورای عالی قضایی با امام و درخواست آنان برای تأیید مجدد و جبران اظهارات گذشته امام که باعث تضعیفشان شده بود، گفت. آقای [عبدالکریم] موسویاردبیلی هم از من خواستهاند که در این خصوص خدمت امام شفاعت کنم. (ص198)
آقایان [محمدباقر محیالدین] انواری و سرفرازی آمدند و راجع به اقدامی برای جلوگیری از شایعات صحبت کردند. قرار شد که جلسهای از دوستان روحانی برای این منظور تشکیل شود.(ص199)
عصر آقای طاهری اصفهانی امام جمعه اصفهان آمدند و راجع به مسائل شهر و رفع اختلافشان با حزب و سپاه و ... مذاکره شد.(ص201)
دکتر [حسن] روحانی آمد و راجع به اختلافات شورای سرپرستی صدا و سیما و انجمن اسلامی با اخوی محمد صحبت کرد و قرار شد جلسهای داشته باشیم.(ص205)
آقای [محمد محمدی] ریشهری درباره شروع محاکمه آقای [صادق] قطبزاده مشورت کرد. امام گفتهاند که زودتر تعیین تکلیف شود. شخصی اطلاع داد، شبکهای را که میخواهد برای آزادی قطبزاده پول خرج کند کشف کرده، او را به آقای ریشهری معرفی کردم که رسیدگی نماید… دو مقدمه برای دو کتاب درباره شهید [سیدحسن] آیت و نامههایی به جبهه و از جبهه نوشتم. (ص206)
امروز هند رسماً اعلام داشت که حاضر است میزبان کنفرانس غیرمتعهدها باشد و این شکستی برای عراق و یک پیروزی برای ما بود و تأثیر سفر ما را نشان میدهد. (ص212)
با عدهای از اعضای هیئت سفر هند به زیارت امام رفتیم و گزارش خدمتشان دادیم. امام از برخورد تند نمایندگان مجلس با وزرا ناراضی بودند و دستور دادند که وحدت را حفظ کنند و بعضی انتقادها را خصوصی مطرح کنند و در مورد استیضاح وزیر مسکن هم فرمودند ترجیح دارد که پس بگیرند... در جلسه هیئت رئیسه مجلس شرکت کردم. با توجه به اظهارات امام تصمیم گرفتیم که فردا استیضاح عمل نشود… اول شب در دفتر آقای رئیسجمهوری جلسه داشتیم. درباره وضع زندانها و افراطهای دادگاههای انقلاب بحث شد.(ص221)
آقای محسن رفیقدوست آمد و نگران برکناری آقای [اسدالله] لاجوردی بود. گفتم آقای لاجوردی باید برای رفع اشکالات اقدام کند. امام سه نفر را تعیین کردهاند که وضع زندانها را مشاهده و گزارش نمایند. رئیسجمهور هم اصرار دارند.(ص222)
اول شب احمد آقا آمد و راجع به چند مسئله مهم با ایشان صحبت کردم و خبری را که آقای فارسی داده بود به امام پیغام دادم.(ص223)
اول شب آقایان دکتر هادی [نجف آبادی]، [سیدمحمود] دعائی و هادی خامنهای که از طرف امام مأمور رسیدگی به وضع زندانها شدهاند، آمدند و گزارشی دادند. شرایط خوبی نیست و ظرفیت زندان کمتر از تعداد بازداشت شدگان است.(ص224)
آقای مهندس [عزتالله] سحابی [نماینده تهران] آمد و راجع به جلوگیری آقای رئیسجمهوری از اجرای قانون حفاظت صنایع به خاطر تخلف مجریان از قانون صحبت کرد و گله داشت … در جلسه شورای حزب شرکت کردم. بیشتر بحث روی اختلاف بینش اقتصادی دو گروه داخل حزب بود و انتقاداتی که از یکدیگر دارند.(ص225)
شهـــــــــــریور 61
شب با ستاد انقلاب فرهنگی، وزارت علوم، رئیسجمهوری و نخستوزیر برای رفع اختلافات ستاد و وزیر جلسه داشتیم که به جایی نرسیدیم، چون ستاد شرح وظایف ندارد. تداخل مسئولیتها و حقوق پیش میآید. (ص229)
آقای احمد جلالی آمد و خواهان جلب اعتماد و گرفتن کار سیاسی و خدمت به انقلاب بود. به خاطر این که در منزل قطبزاده اتاق برای وسایل خانهاش داشته نگران است که تردید ایجاد شود… به آقای ربانیاملشی درباره گواهی فوت مرحوم [حسن] لاهوتی تلفنی صحبت کردم .(ص230)
بعد از نماز مغرب، در دفتر آقای خامنهای با شورای عالی قضایی راجع به نابسامانیها در زندان اوین جلسه داشتیم. پس از بررسی همه جانبه قرار شد با جدیت و قاطعیت خلافها را برطرف کنیم، آقای [سیدحسین] موسوی تبریزی مسئول اقدام شد.(ص231)
گروهی از واحد نهضتهای سپاه آمدند و از کارکرد آقای [سیدمهدی] هاشمی و واحد شکایت داشتند.(ص233)
جلسه شورای مرکزی حزب در دفتر من تشکیل شد. به خاطر نبودن آقای خامنهای، دستور جلسه که اختلافات دو بینش در حزب و دولت بود، عوض شد. احمد آقا پیشنهاد داشت که پولهای مصادره شده آقای [سیدکاظم] شریعتمداری به حزب داده شود و گفت که با امام صحبت کرده، ایشان مخالفت نکردهاند. (ص234و235)
شب آقای صبوری از گروه پیگیری پرونده انفجار نخستوزیری و جنایت [مسعود] کشمیری آمد و اطلاعات زیادی راجع به کشمیری و همکاران او داد. یک سازمان انقلابی را زیر سئوال برده بود که باید تحقیق کنیم. مطلب مهمی است ... وزیر دفاع آمد و راجع به هیئت مدیره جدید سازمان صنایع نظامی ارتش و انجمن حجتیه مشورت کرد.(ص235)
نمایندگان مجلس، فرماندهان سپاه، سفرا و کارداران و ائمه جمعه پاوه با امام ملاقات داشتند. من مقداری صحبت کردم و سپس امام صحبت کردند و از تصمیم جمع زیادی از نمایندگان و مسئولان در خصوص مسافرت به مکه انتقاد کردند. لابد عدّهای منصرف خواهند شد. (پاورقی: جمله امام(ره) این است: «الان چند روز است که به من مکرر گفته شده است که دارد مملکت برای این توجهی که دارند به سفر حج، فلج میشود وکلای مجلس میخواهند همه مشرف، 140 نفر یا بیشتر مشرف بشوند، البته عذر دارند، میگویند آقای هاشمی فرمودند که این تعطیلی آنهاست، لکن ما فکر این را بکنیم که ما امروز تعطیل داریم؟ ما امروز میتوانیم در این وضعی که کشور دارد، استفاده از تعطیل کنیم.») (ص236)
عصر هیئت رئیسه جلسه داشت و درباره تعطیلی مجلس با توجه به اظهارات امام که از سفر مستحب حج منع کرده بودند و تعطیلی مجلس را زیر سئوال برده بودند، بحث شد. دیدیم که به خاطر حج واجب، بیش از هشتاد نماینده مشرف خواهند شد و چارهای جز تعطیل نداریم. قرار شد که سه هفته تعطیل داشته باشیم. آقایان نمازی و حسینی فرماندهان منطقه و سپاه اصفهان آمدند و از [جلالالدین طاهری] امام جمعه و اطرافیان ایشان شکایت داشتند.(ص237)
احمد آقا آمد و راجع به سه موضوع اسلامی کردن همه قوانین کشور، نرفتن مسئولان به حج و ستاد انقلاب فرهنگی – که اخیراً امام بدون مشورت با دست اندرکاران نظری را ابراز کردهاند – و مشکلاتی که دارد بحث کردیم و از احمد آقا خواستم که در این گونه موارد سعی کنند با مسئولان اجرایی و ... هماهنگ شود و حتیالامکان قبلاً نظر آنان گرفته شود.(ص239)
جلسه مشورتی با آقای خامنهای و نخستوزیر داشتیم. قرار شد که یک واحد نیروگاه اتمی بوشهر را آقای نخستوزیر تعقیب کنند که راه بیفتد. اخیراً به حکم دادگاه، آلمانها ملزم شدهاند که ماشین آلات را بدهند.(ص241)
گزارشی از یکی از دانشجویان دانشکده افسری راجع به گروهی که قصد براندازی دارند رسید که به آقای ری شهری معرفیشان کردم.(ص242)
آقای [سیدمهدی] هاشمی مسئول واحد نهضتهای سپاه آمد و نگران وضع خود بود و اعتراف به بینظمیها داشت و چارهجویی میکرد. قرار شد که با وزارت امور خارجه هماهنگ باشد. (ص244)
آقای بهزاد نبوی و رفقایش آمدند و از تأیید امام نسبت به آقای راستی [کاشانی] که در حقیقت نفی جناح ایشان است ناراحت بودند و چارهجویی میکردند. آقای خلخالی آمد و شبههای را برطرف کرده که نویسنده نامههای موهن را میشناسد… احمدآقا آمد و راجع به مسائل کشور، جنگ و ... صحبت کردیم. گفت که امام به خاطر قساوت ضد انقلاب ناراحتند. آیتالله منتظری تلفن کردند و تأکید بر لزوم عملیات در جبهه و اعزام پزشک و روحانی به جبهه داشتند. (ص245)
آقای فضلالله محلاتی آمد و گزارشی از کردستان داد و برای حل مشکل واحد نهضتها کمک میخواست...(ص247)
عصر به ملاقات آقای خامنهای رفتم. جلسهای برای بررسی مجدد نامزدهای مجلس خبرگان داشتیم. قرار شد که من و ایشان هم باشیم. با حضور آقایان [محمدرضا] مهدویکنی و موسویاردبیلی و [فضلالله] محلاتی در مسائل دیگری هم بحث کردیم.(ص249)
احمدآقا و آقای ریشهری آمدند و خبر اعدام آقای قطبزاده – که دیشب انجام شد – و نیز تماس با آقای شریعتمداری برای محکوم کردن ضد انقلاب را دادند.(ص250)
عصر گروهی از واحد نهضت های آزادیبخش سپاه آمدند و از کارکرد آقای سیدمهدی هاشمی شکایت داشتند. قرار شد پیشنهاد بدهند.(ص252)
شب گروهی از اعضای جامعه مدرسین حوزه قم آمدند. از بعضی اظهارات من در نماز جمعه که علیه سرمایهداری است گله داشتند و راجع به بیت آیتالله منتظری انتقاد داشتند و چارهجویی میکردند.(ص256) ادامه دارد ...